شادی خبرنگار لندنی بر ویرانه‌ها؛ تکرار همان افکار کثیفِ ضد امپریالیستی؛ از ۵۷ تا امروز

خبرنامه گویا:  آنچه این روزها در نوشته‌ها و پیام‌های برخی چهره‌های رسانه‌ای دیده می‌شود، یادآور همان تفکر مسمومی است که قبل از انقلاب ۵۷ چپ‌های افراطی و اسلام‌گرا را کنار هم قرار داد؛ نفرت کور از «غرب سرمایه‌داری و امپریالیستی» که باعث می‌شد هر نیرویی در برابر آن قرار بگیرد، خودبه‌خود خوب و قابل دفاع تلقی شود.

همان ذهنیت که کشور را به فاجعه رساند، امروز هم بدون کمترین تغییر دارد تکرار می‌شود.

افرادی که در بحبوحه جنگ، از ویرانی ایران نمی‌نویسند، بلکه از به‌دردسر افتادن «امپریالیسم» ابراز رضایت می‌کنند.

در این روایت، هیچ حرفی از این نیست که این بحران چگونه شروع شد، چه کسانی ایران را به این نقطه رساندند، و چه کسانی سال‌هاست مردم را می‌کشند. هزاران معترض ایرانی که در خیابان‌ها جان دادند، جایی در این شادی ندارند.


جنایات همان حکومتی که امروز کشور را وارد جنگ کرده، نادیده گرفته می‌شود؛ اما همین که ترامپ یا غرب تحت فشار قرار بگیرند، بعضی‌ها با شوق می‌نویسند.

طنز تلخ ماجرا اینجاست که کسانی که امروز از تضعیف غرب خوشحال‌اند، خود در امن‌ترین کشورهای غربی زندگی و کار می‌کنند. همان غربی که به آن می‌تازند، همان جایی است که آزادی بیانشان را تضمین کرده. اما این تناقض هم مانع نمی‌شود که با همان ادبیات قدیمیِ ضد امپریالیستی، هر اتفاقی را که به ضرر آمریکا باشد، جشن بگیرند حتی اگر نتیجه‌اش برای ایران جنگ، ویرانی و مرگ باشد.

این نوع نگاه نه تحلیل است، نه روزنامه‌نگاری؛ این ادامه همان ایدئولوژی ویرانگری است که یک‌بار ایران را به دست افراطی‌ترین نیروها سپرد. برای چنین ذهنیتی فرقی ندارد چه کسی کشته می‌شود و چه کشوری نابود می‌شود، مهم فقط این است که «امپریالیسم» در حال ضربه خوردن باشد.


این روزها زمان خوشحالی نیست. روزهای تاریکی است که می‌تواند آینده ایران و حتی فراتر از آن را تغییر دهد. کسانی که هنوز با عینک نفرت ایدئولوژیک به جهان نگاه می‌کنند چه بسیجی باشند، چه خبرنگار یک رسانه فارسی‌زبان در لندن بعید است این را بفهمند. تجربه نشان داده هرگاه عقلانیت در انتخاب آینده مردم ایران قربانی کینه و نفرت شده، پایان کار برای مردم چیزی جز فاجعه نبوده است.
+4
رأی دهید
-1

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.