دختر علی لاریجانی در دو پرده؛ در آمریکا و در ایران بعد از کشته شدن پدرش
+31
رأی دهید
-3
دکتر محمدکاظم عطاری - دختر لاریجانی در دو پرده.۱- قبل از اخراج از جرجیای آمریکا
۲- سر جنازه پدر
این دختر لاریجانی است! همون که میگن: «فیلسوف بود و تفکرات مدرن داشت و میتوانست گزینه خوبی برای گذار باشه!»
— Hadi Zonouzi هادی زنوزی (@HadiZonouzi) March 19, 2026
معلوم نیست داعشه یا زورو! pic.twitter.com/H36vBFLCtA
داستان از آنجایی شروع شد که سایه نام «لاریجانی» در راهروهای یک مرکز تحقیقاتی در آمریکا، سنگینتر از رزومه علمی و تخصص کاری شد. دختر یکی از بانفوذترین چهرههای سیاسی ایران، که سالها در بالاترین سطوح قدرت جمهوری اسلامی تکیه زده بود، حالا در قلب کشوری مشغول به کار و تحصیل بود که پدرش بارها آن را دشمن خطاب کرده بود.
این تضاد، از همان ابتدا مانند جرقهای زیر خاکستر بود؛ تضادی میان شعارهای «مرگ بر آمریکا» در تهران و جستجوی رفاه و اعتبار علمی در خاک ایالات متحده. برای همکاران و ناظران، او نه یک پژوهشگر مستقل، بلکه نمادی از یک ریاکاری ساختاری بود که در آن فرزندان صاحبان قدرت، میوههای ممنوعهای را میچیدند که برای مردم عادی کشورشان دستنیافتنی یا حرام اعلام شده بود.
فشارها زمانی اوج گرفت که افکار عمومی و نهادهای نظارتی متوجه شدند چگونه ثروت و نفوذ حاصل از سالها حضور در بدنه نظام ایران، راه را برای زندگی لوکس و پیشرفت شغلی او در غرب هموار کرده است. در محیط کار، دیگر کسی به دادههای علمی او توجه نمیکرد؛ نگاهها همه به سوی ریشههایی بود که در ساختار حکومتی ایران داشت.
این حس انزجار زمانی عمومی شد که منتقدان پرسیدند: «چطور میتوان نان سیستمی را خورد که پدرت تیشه به ریشه اعتبار جهانی آن میزند؟» این موقعیت، او را به گوشه رینگ راند؛ جایی که دیگر نه تخصص علمیاش خریدار داشت و نه نام خانوادگیاش میتوانست در برابر سیل انتقادات و بیزاری اطرافیان سپری بسازد.
سرانجام، لحظه اخراج نه یک فرآیند اداری ساده، بلکه یک طرد اجتماعی و سیاسی تمامعیار بود. او در حالی مجبور به ترک محل کار خود شد که با نگاههای سنگین همکارانی روبرو بود که او را نه یک همصنف، بلکه یک «بهرهجو» از دو دنیای متخاصم میدیدند.
این پایان کار، نتیجه مستقیم بازی دوگانهای بود که میخواست هم از سفره قدرت در تهران بهرهمند شود و هم از مواهب آزادی و پیشرفت در واشینگتن. اخراج او پیامی روشن داشت: در دنیای سیاست، مرزها شاید روی نقشه کمرنگ شوند، اما بوی تعفن ریاکاری و سوءاستفاده از موقعیت خانوادگی، هرگز از دید جامعهای که مورد دشمنی پدر قرار گرفته، پنهان نمیماند.
۴۷

We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
میخواد بشه عروس داعش واسه همین اینطوری پوشیده
1
64
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۵
۴۵

Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
هر کی جای این بود ماسک میزد. هر کسی بود شرمش میشد همچین پدر جنایتکار نابکار نانجیبی داشت در ضمن یارو اصلأ ایرانی نبود یک عراقی باجناقباز دزد پف...ز بود که بی بی دلها دستش درد نکنه خوب کتلتش کرد
1
61
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۰
۵۵

چاله چاله - آبادان، برزیل
به یاد شینوبی و نینجا و سگ اش
1
52
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۳