تاسیس کمیته عدالت انتقالی؛ ضرورت یا تصمیمی بحثبرانگیز؟
+11
رأی دهید
-1
جمهوری اسلامی باید در مورد کشتار دهها هزار نفر در تابستان ۶۷ و اعتراضات دی ماه جوابگو باشددویچه وله: تشکیل "کمیته عدالت انتقالی" در شرایطی که جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ادامه دارد، پرسشهایی را برانگیخت. این کمیته به ریاست شیرین عبادی مامور طراحی چارچوبهای حقوقی برای ایجاد دادگاه و کمیسیون حقیقتیاب شده است.
رضا پهلوی روز دوشنبه ۱۶ مارس (۲۵ اسفند) در شبکه ایکس اعلام کرد حکم تشکیل "کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی" را صادر کرده و شیرین عبادی، ایرج مصداقی، لیلا بهمنی و افشین الیان اعضای آن هستند.
بر اساس این حکم ریاست کمیته عدالت انتقالی بر عهده شیرین عبادی است.
تأسیس این کمیته بحثهای فراوانی را برانگیخته و پرسشهای متعددی را مطرح کرده است؛ از جمله اینکه ایجاد "کمیته عدالت انتقالی" در شرایطی که هنوز تغییری در ساختار سیاسی ایران رخ نداده و همزمان تنشهای نظامی ادامه دارد، تا چه اندازه ضروری بوده است؟
در این میان، برخی منتقدان از جمله مهدیه گلرو، تحلیلگر و فعال سیاسی گفتند استفاده از سازوکارهای انتصابی میتواند نگرانکننده باشد، چرا که بهگفته این فعال سیاسی این نوع ادبیات پیشتر در فضای سیاسی جمهوری اسلامی تجربه شده است.
به اعتقاد گلرو، صرفنظر از اهداف، محتوا یا ترکیب اعضای این کمیته، نخستین نکتهای که به ذهن متبادر میشود، شباهت این رویکرد با الگوهای پیشین است؛ موضوعی که بهگفته او نیازمند حساسیت و دقت است.
او در ادامه تاکید میکند که چنین سازوکارهایی بدون پشتوانه واقعی اجتماعی و تنوع نیروهای میدانی، با چالش مشروعیت مواجه خواهند شد.
گلرو میافزاید در ساختارهای انتصابی، مشروعیت اعضا از فرد منصوبکننده ناشی میشود، فارغ از اینکه این افراد شناختهشده باشند یا نه.
او تاکید میکند که "برای این گروه مشروعیتی قائل نیست" و پذیرش چنین حکمی از سوی شیرین عبادی را قابل تامل میداند، هرچند معتقد است میتواند دلایل خاص خود را داشته باشد؛ از جمله بهرهگیری از اعتبار بینالمللی یک برنده جایزه صلح نوبل.
مهدیه گلرو نسبت به مشروعیت تاسیس کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی تردید داردبه باور مهدیه گلرو این اقدام رضا پهلوی و تیم او بیش از آنکه مصرف داخلی داشته باشد، با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی صورت گرفته و بیش از آنکه ماهیتی عملی داشته باشد، تلاشی برای باقیماندن در صدر اخبار است.
گلرو همچنین به برخی تناقضها در ترکیب اعضای این کمیته اشاره کرده و با استناد به مواضع اخیر ایرج مصداقی میگوید طرح شعار "یک میهن، یک پرچم، یک رهبر" از سوی او، این پرسش را ایجاد میکند که چنین دیدگاههایی چگونه با رویکردهای حقوق بشری قابل جمع است.
مصداقی: ملت ایران مشروعیت را برای شاهزاده داد
ایرج مصداقی میگوید، شاهزاده رضا پهلوی "مشروعیت" تاسیس کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی را از ملت ایران گرفته استدر مقابل، ایرج مصداقی، از اعضای کمیته تازهتاسیس، در گفتوگو با دویچهوله از تشکیل کمیته عدالت انتقالی دفاع کرده و میگوید: «شاهزاده رضا پهلوی با صدور این حکم، اعضای این کمیته از جمله من را انتخاب کرده و مشروعیت صدور چنین حکمی از سوی ملت ایران به شاهزاده داده شده است، چونکه میلیونها نفر در داخل و خارج کشور به فراخوانهای او پاسخ داده و با شعارهایی مانند "رضا پهلوی این است شعار ملی" و "جاوید شاه" از او حمایت کردهاند، فارغ از اینکه این شعارها مورد پذیرش همه باشد یا نه.»
مصداقی در ادامه با مقایسهای تاریخی، این نوع حمایت را مشابه جایگاهی میداند که چهرههایی مانند نلسون ماندلا، هوشی مین و مهاتما گاندی در دورههای مبارزه داشتهاند؛ کسانی که به گفته او، بهعنوان نمایندگان بخشهای گستردهای از مردم، از نوعی مشروعیت و اختیار برای تصمیمگیری برخوردار بودند.
در پاسخ به این پرسش که در شرایط فعلی جنگی و با وجودتداوم وضعیت موجود، تشکیل چنین کمیتهای چه ضرورتی دارد، او میگوید که منتقدان انتظار دارند اقدامی صورت نگیرد، در حالی که برنامهریزی برای آینده باید از هماکنون آغاز شود و در صورت فروپاشی ناگهانی ساختار فعلی، نبود سازوکارهای از پیش طراحیشده میتواند چالشبرانگیز باشد، بهویژه در نحوه برخورد با موارد نقض حقوق بشر.
رضا پهلوی روز دوشنبه ۱۶ مارس (۲۵ اسفند) در شبکه ایکس اعلام کرد حکم تشکیل "کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی" را صادر کرده و شیرین عبادی، ایرج مصداقی، لیلا بهمنی و افشین الیان اعضای آن هستند.
بر اساس این حکم ریاست کمیته عدالت انتقالی بر عهده شیرین عبادی است.
تأسیس این کمیته بحثهای فراوانی را برانگیخته و پرسشهای متعددی را مطرح کرده است؛ از جمله اینکه ایجاد "کمیته عدالت انتقالی" در شرایطی که هنوز تغییری در ساختار سیاسی ایران رخ نداده و همزمان تنشهای نظامی ادامه دارد، تا چه اندازه ضروری بوده است؟
در این میان، برخی منتقدان از جمله مهدیه گلرو، تحلیلگر و فعال سیاسی گفتند استفاده از سازوکارهای انتصابی میتواند نگرانکننده باشد، چرا که بهگفته این فعال سیاسی این نوع ادبیات پیشتر در فضای سیاسی جمهوری اسلامی تجربه شده است.
به اعتقاد گلرو، صرفنظر از اهداف، محتوا یا ترکیب اعضای این کمیته، نخستین نکتهای که به ذهن متبادر میشود، شباهت این رویکرد با الگوهای پیشین است؛ موضوعی که بهگفته او نیازمند حساسیت و دقت است.
او در ادامه تاکید میکند که چنین سازوکارهایی بدون پشتوانه واقعی اجتماعی و تنوع نیروهای میدانی، با چالش مشروعیت مواجه خواهند شد.
گلرو میافزاید در ساختارهای انتصابی، مشروعیت اعضا از فرد منصوبکننده ناشی میشود، فارغ از اینکه این افراد شناختهشده باشند یا نه.
او تاکید میکند که "برای این گروه مشروعیتی قائل نیست" و پذیرش چنین حکمی از سوی شیرین عبادی را قابل تامل میداند، هرچند معتقد است میتواند دلایل خاص خود را داشته باشد؛ از جمله بهرهگیری از اعتبار بینالمللی یک برنده جایزه صلح نوبل.
مهدیه گلرو نسبت به مشروعیت تاسیس کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی تردید داردبه باور مهدیه گلرو این اقدام رضا پهلوی و تیم او بیش از آنکه مصرف داخلی داشته باشد، با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی صورت گرفته و بیش از آنکه ماهیتی عملی داشته باشد، تلاشی برای باقیماندن در صدر اخبار است.گلرو همچنین به برخی تناقضها در ترکیب اعضای این کمیته اشاره کرده و با استناد به مواضع اخیر ایرج مصداقی میگوید طرح شعار "یک میهن، یک پرچم، یک رهبر" از سوی او، این پرسش را ایجاد میکند که چنین دیدگاههایی چگونه با رویکردهای حقوق بشری قابل جمع است.
مصداقی: ملت ایران مشروعیت را برای شاهزاده داد
ایرج مصداقی میگوید، شاهزاده رضا پهلوی "مشروعیت" تاسیس کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی را از ملت ایران گرفته استدر مقابل، ایرج مصداقی، از اعضای کمیته تازهتاسیس، در گفتوگو با دویچهوله از تشکیل کمیته عدالت انتقالی دفاع کرده و میگوید: «شاهزاده رضا پهلوی با صدور این حکم، اعضای این کمیته از جمله من را انتخاب کرده و مشروعیت صدور چنین حکمی از سوی ملت ایران به شاهزاده داده شده است، چونکه میلیونها نفر در داخل و خارج کشور به فراخوانهای او پاسخ داده و با شعارهایی مانند "رضا پهلوی این است شعار ملی" و "جاوید شاه" از او حمایت کردهاند، فارغ از اینکه این شعارها مورد پذیرش همه باشد یا نه.»مصداقی در ادامه با مقایسهای تاریخی، این نوع حمایت را مشابه جایگاهی میداند که چهرههایی مانند نلسون ماندلا، هوشی مین و مهاتما گاندی در دورههای مبارزه داشتهاند؛ کسانی که به گفته او، بهعنوان نمایندگان بخشهای گستردهای از مردم، از نوعی مشروعیت و اختیار برای تصمیمگیری برخوردار بودند.
در پاسخ به این پرسش که در شرایط فعلی جنگی و با وجودتداوم وضعیت موجود، تشکیل چنین کمیتهای چه ضرورتی دارد، او میگوید که منتقدان انتظار دارند اقدامی صورت نگیرد، در حالی که برنامهریزی برای آینده باید از هماکنون آغاز شود و در صورت فروپاشی ناگهانی ساختار فعلی، نبود سازوکارهای از پیش طراحیشده میتواند چالشبرانگیز باشد، بهویژه در نحوه برخورد با موارد نقض حقوق بشر.