با وجود حملات شدید آمریکا و اسرائیل، چرا جمهوری اسلامی هنوز دچار فروپاشی نشده است؟

عطا محامد - ایران وایر

پس از حملات شدید آمریکا و اسراییل به ایران و از دست رفتن بخش اعظم توان دفاعی جمهوری اسلامی از آسمان ایران، یکی از پرسش‌های اصلی این است که چرا جمهوری اسلامی، با وجود حملات گسترده هوایی، ترور فرماندهان ارشد، ضربه به مراکز نظامی و فشار پیوسته بر زیرساخت‌های دفاعی، هنوز دچار فروپاشی نشده و همچنان به دیگر کشورهای منطقه حمله می‌کند؟ 

پاسخ این پرسش را نباید فقط در شمار موشک‌ها‌ یا تعداد پهپادها، حجم انبارها یا تعداد نیروهای نظامی جست‌وجو کرد. بخش مهمی از این ماندگاری به نوع معماری دفاعی ایران بازمی‌گردد؛ معماری که «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران در همان روزهای آغاز جنگ، نام آن را «دفاع موزاییکی غیرمتمرکز» عنوان کرد. 

این دکترین بر یک فرض ساده اما بنیادی استوار است، ایران در صورت ورود به جنگ با آمریکا و اسراییل ممکن است در همان آغاز، بخشی از فرماندهی عالی، سامانه‌های ارتباطی، مراکز مهم و زیرساخت‌های حیاتی خود را از دست بدهد، اما نباید توان جنگیدن را از دست بدهد. به همین دلیل، دفاع موزاییکی نه برای جلوگیری کامل از ضربه، بلکه برای ادامه کار پس از ضربه طراحی شده است تا نظم نظامی برپا باشد تا بقای نظام سیاسی به خطر نیفتد. 
استراتژی ایران برای فرسایشی کردن جنگ
یکی از عمده‌ترین پاسخ‌ها به امکان مقاومت جمهوری اسلامی در برابر حملات ائتلاف آمریکا و اسراییل، سلسله مراتبی نبودن ساختار نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی است. مرکز پژوهشی و امنیتی «سوفان سنتر» معتقد است تمرکززدایی در فرماندهی و کنترل ایران، این کشور را در برابر حملات «قطع سر» مقاوم‌تر کرده است. نام این دفاع نامتمرکز «دفاع موزاییکی» است، دفاعی چند لایه و پراکنده.  

دفاع موزاییکی، حاصل حدود دو دهه برنامه‌ریزی است و بر پراکندگی قدرت میان فرماندهان محلی و امکان جنگیدن بر اساس دستورالعمل‌های کلی حتی پس از ضربه به تهران و حذف فرماندهان ارشد تکیه دارد. ریشه این استراتژی پس از حمله آمریکا به عراق در منطقه به وجود آمد. سپاه به این می‌اندیشید تا یک نیروی شبه‌نظامی بزرگ اما پراکنده را در برابر آمریکا به وجود بیاورد که در برابر یک جنگ فرسایشی مقاوم است.

این دکترین را نه صرفاً یک تاکتیک، بلکه یک «نظریه بقا» توصیف می‌کند که بر پایه آن، ایران می‌پذیرد دشمن ممکن است ضربه اول را وارد کند، اما می‌کوشد به ویژه به واسطه نیروهای پراکنده و تمرکز بر نیروهای بسیجی جنگ را طولانی، پراکنده و به‌قدر کافی پرهزینه کند تا دستیابی به پیروزی سریع برای مهاجم ناممکن شود.
در میدان جنگ، این رویکرد دفاعی چگونه کار می‌کند؟ 
در عمل این دکترین باعث می‌شود تا ساختار دفاعی جمهوری اسلامی به‌جای اتکا به یک رأس و سلسله مراتبی که ممکن است آسیب‌ ببیند، بر تعدد مراکز عمل و واکنش استوار شده است. در چهارچوب این رویکرد، واحدهای نظامی و امنیتی باید بتوانند در صورت قطع ارتباط با مرکز، بر مبنای سناریوها و اختیارات از پیش‌تعیین‌شده کار کنند. 

گزارش‌ها نشان می‌دهد که سپاه پیش از آغاز جنگ، اختیارات مختلفی را به رده‌های پایین‌تر در سلسله مراتب تفویض کرده بود و برای هر مقام، جانشینانی تا چند رده بعد تعیین شده است. این اقدامات به خاطر آن انجام شده تا هم از یک سو نظم نظامی در مواجهه با خطر مستقل عمل کند و هم در صورت حذف فرماندهان، جایگزینی فوری انجام شود.

به نظر می‌رسد که این رویکرد برای جایگزین کردن مقامات نظامی که برای بقای بیشتر طراحی شده است، تنها برای مقامات نظامی اجرایی نمی‌شود بلکه در حوزه سیاست نیز ادامه دارد. خبرگزاری «فارس» در این رابطه می‌گوید: «برای تمامی مشاغل حساس و فرماندهان نظامی، بین ۳ تا ۷ جانشین تعیین شده است تا در صورت بروز هر حادثه، اداره کشور و عملیات دفاعی بدون کوچکترین وقفه یا اختلال ادامه یابد»

این شیوه توضیح می‌دهد که چرا ترور یا کشته شدن فرماندهان بلندپایه، هرچند ضربه‌ کاری به بدنه حاکمیت بوده اما به فروپاشی ناگهانی ساختار دفاعی منجر نشده است. در یک نظم کلاسیک سلسله‌مراتبی، حذف رأس هرم می‌تواند موجب اختلال در فرماندهی، کندی تصمیم‌گیری و سردرگمی یگان‌ها شود. اما در مدل موزاییکی، سلسله‌مراتب رسمی پابرجاست، با این تفاوت که وابستگی کارکردی به مرکز کاهش یافته است. مرکز همچنان مهم است، اما از دست رفتن آن به معنای توقف همه چیز نیست. 
فرماندهی بدون اتاق جنگ
دکترین «دفاع موزاییکی غیرمتمرکز» با منطق «جنگ نامتقارن» که سالهاست توسط حاکمیت تبلیغ می‌شود پیوند خورده است. ایران از نظر نیروی هوایی، فناوری شناسایی، برتری اطلاعاتی و توان حمله دقیق، با آمریکا و اسراییل برابری ندارد. بنابراین، دفاع موزاییکی در کنار جنگ نامتقارن قرار می‌گیرد تا ضعف در حوزه‌های کلاسیک را با انعطاف، پراکندگی، تحرک و فرسایش جبران کند. 

رویکرد نامتقارن ایران، یک استراتژی بقاست که بیش از آنکه به سلطه منطقه‌ای منجر شود، جنگ را به نبردی فرسایشی تبدیل می‌کند. از پیش از جنگ مقامات مختلف جمهوری اسلامی مانند وزیر خارجه بر اینکه جنگ فرسایشی خواهد بود تاکید کرده بودند. چرا که اینگونه می‌توانند ذخایر موشکی و سامانه‌های رهگیری آمریکا و متحدانش را مستهلک کنند و هزینه‌های عملیاتی و سیاسی جنگ را بالا ببرند.

دلیل مقاومت جمهوری اسلامی فقط این نیست که هنوز بخشی از توان نظامی‌اش باقی مانده، بلکه این است که ساختار دفاعی آن برای تبدیل جنگ به یک فرایند طولانی و پرهزینه طراحی شده است. در واقع هدف سیستم صرفا جلوگیری از «شکست برق‌آسا» برنامه‌ریزی شده است. همین تمایز است که دفاع موزاییکی را از دفاع کلاسیک متمایز می‌کند. در دفاع کلاسیک، هدف حفظ خطوط جبهه و شکست دشمن در میدان مشخص است؛ اما در دفاع موزاییکی، کل سرزمین و کل شبکه دفاعی به بستر مقاومت تبدیل می‌شود.

نمونه عینی این منطق را می‌توان در تنگه هرمز و جغرافیای پیرامون آن دید. ایران در این منطقه بر یک معماری چندلایه متکی است، مین‌های دریایی، زیردریایی‌های سبک، موشک‌های ساحل‌پایه، شناورهای کوچک تهاجمی و پدافند هوایی چند لایه. اهمیت این سامانه در آن است که قرار نیست در یک لحظه نبرد را تعیین تکلیف کند، بلکه باید عملیات دشمن را کند، پرخطر و پرهزینه کند. این دقیقاً منطق موزاییکی است که جمهوری اسلامی در تنگه هرمز به کار می‌برد. به‌جای اتکا به یک نیروی عظیم متمرکز، مجموعه‌ای از تهدیدهای پراکنده اما مداوم تا دشمن دائماً ناچار به واکنش، مصرف مهمات و احتیاط عملیاتی باشد.

آنچه در میان محور مقاومت در منطقه نیز روی می‌دهد یک همپوشانی دفاع موزاییکی و جنگ نامتقارن است. محور هم‌پیمانان منطقه‌ای جمهوری اسلامی فاقد «اتاق فرماندهی مرکزی واحد» است و بیشتر بر درک مشترک از تهدیدها و هماهنگی در اهداف تکیه دارد. نتیجه این است که هر حمله به ایران، لزوماً فقط به واکنش از داخل مرزهای ایران محدود نمی‌ماند. نیروهای محور مقاومت در زمانی که تشخیص بدهند وارد میدان خواهند شد. موضوعی که اخیرا توسط حوثی‌ها تکرار شده است. آن‌ها گفته‌اند برای ورود به جنگ آماده هستند.
محدودیت‌های دفاع موزایکی
با وجود ابعاد کارآمد این منطق به‌ویژه برای بقا، دفاع موزاییکی به ویژه در کمپین بمباران هوایی، قادر نیست به‌تنهایی از دارایی‌های موشکی، پهپادی و پدافندی محافظت کند. در این فرآیند، توان لجستیکی نیروی نظامی به تدریج تحلیل می‌رود، از سوی دیگر کل کشور نیز در طول این مدت تحت فشارهای اقتصادی، سیاسی و تلفات انسانی است. در واقع، ظرفیت محدود صنعتی و اقتصادی، تحریم‌های بین‌المللی و فشارهای اجتماعی-سیاسی داخلی، سقفی برای تداوم این وضعیت ایجاد می‌کنند.

علاوه بر این، دفاع موزاییکی بر پیش‌فرض حفظ بسیج اجتماعی و وفاداری سازمانی استوار است. چنانچه خستگی اجتماعی، بحران مشروعیت سیاسی یا شکاف‌های درون‌حاکمیتی تشدید شود، همین شبکه غیرمتمرکز ممکن است دچار ناهماهنگی، نافرمانی پنهان یا حتی دوگانگی در وفاداری شود.

دفاع موزاییکی، ریسک خطا و تنش‌های ناخواسته را افزایش می‌دهد؛ چراکه افسران میانی و یگان‌های محلی با «اختیارِ از پیش تفویض‌شده» عمل می‌کنند و لزوماً در هر لحظه تحت نظارت مستقیم مرکز نیستند. در چنین ساختاری، یک حمله موشکی، پهپادی یا اقدامِ خودسرانه یک نیروی نیابتی می‌تواند جبهه‌ای را ناخواسته شعله‌ور کند؛ حتی اگر تهران در آن مقطع خاص، خواهان چنین سطحی از درگیری نباشد. نمونه بارز این چالش را می‌توان در اظهارات «مسعود پزشکیان»، رییس‌جمهور ایران و دلجویی او از کشورهای منطقه بابت برخی هدف‌گیری‌ها مشاهده کرد که با واکنش‌های تند دیگر مقامات روبرو شد.

قدرت راهبرد دفاع موزاییکی در این است که مانع از فروپاشی کل سیستم پس از ضربات اولیه می‌شود؛ ویژگی مهمی که تداوم ساختار دفاعی جمهوری اسلامی را تا حد زیادی توضیح می‌دهد. با این حال، بدون یک رهبری سیاسی منسجم و چشم‌اندازی روشن، این دکترین تنها ممکن است آتش جنگ را طولانی‌تر کند، بی‌آنکه لزوماً به نتایج استراتژیک مورد نظر دست یابد.
+8
رأی دهید
-37

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۶۲
    گور دجال زار می بینم - نیده، ترکیه

    عطا محامد: چشم بصیرت میخواهد! خیلی وقته فروپاشیده٬ تو کوری! چهار تا بسیجی مخبطِ مُذلف که حکومت نشد.
    1
    22
    ‌چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۶
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۵۶
    به امید فردایی بهتر - تهران، ایران
    هر کسی این خزعلیات را گفته و اونی که نشرش داده .بیش نبوده، ایران خیلی این حکومت دوام بیاره نهایتاً تا دو یا سه هفته دیگه هست اونهم اگر از خودشونیها نیایند تو خیابان و دنبال شیر خشک برای بچه هاشون یا هم وزنش برای شبهای جمعه خودشون بگردند، وگرنه کارشون کلاً تمام هست.
    2
    18
    ‌چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۶
    دو کلمه حرف حساب - حصارک، ایران
    تو یکی نگران نباش. رژیم مثل عقده سرطان فقط روی سطح نیست. ما از عمق آنها را بیرون میکشیم و نابود میکنیم تا دیگه دوباره رشد نکنند.
    1
    17
    ‌چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۲۶
    zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
    برای تمامی مشاغل حساس و فرماندهان نظامی، بین ۳ تا ۷ جانشین تعیین شده است تا در صورت بروز هر حادثه، اداره کشور و عملیات دفاعی بدون کوچکترین وقفه یا اختلال ادامه یابد» جانشین اول ( سد احمد )توسط جانشین دوم (سد هاشم ) و جانشین دوم توسط جانشین سوم ( سد علی ) و تا به اخر لو میروند ٫ توسط جاسوسان موساد به اسراعیل معرفی تا زحمت کشتن این جانوران را در کنار حفظ منافعش ٫ بعهده بگیرد . چهار تا ایست و بازرسی را هم میزند تا به مزدوران نظام بفهماند یا بسویش موشک در نکنند و یا کتلت می شوند و با کسی هم شوخی ندارد ! و اما ان پیام دلخواه و مورد علاقه ما که ما پشتیبان شماییم ! تا انجا که از وطن ما جز خرابه ای بجا نماند . ما ملت باید تا دیرتر از امروز نشده است بپاخیزیم . زنده باد ازادی . پاینده ایران
    10
    1
    ‌چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۲
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۵۹
    hamidesabz - لندن، انگلستان
    وقتی سر مار را قطع میکنی ولی مار زنده میماند تنها یک دلیل میتواند داشته باشد و آنچه تو قطع کردی سر واقعی مار نبوده، سیاست گذاری ها و دستور ها از جایی دیگر صادر میشود و آن فیگورها که ما میبینیم فقط ظاهرا رهبر و تصمیم گیرنده هستند! من تردید بسیار زیادی دارم که سر واقعی مار جایی دور تر حوالی کاخ کرملین باید باشد!
    0
    11
    ‌چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۶
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۲۵
    کمال تعجب - هنگکنگ، تاجیکستان
    فعلا فقط ۱۹ روز گذشته،بزار ببینیم به چهلم آغا میرسن یا نه 😅😅😅😅🐀
    2
    7
    ‌چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.