گزارش دیلی میل از بحران مشروعیت و ریزش نیروها به عنوان چالش جدید حکومت ملاها

کیهان لندن - دیوید پاتریکاراکوس خبرنگار ویژه‌ی دیلی‌میل، از امکان ضعف قدرت مرگبار نظام ملایان پرده برمی‌دارد. وی گزارش می‌دهد: پیکری مثله شده در خیابان افتاده است. زخم‌ها بر روى این بدن، وحشیانه، اما در عین حال حساب‌ شده هستند. این دیگر صرفا جلوه‌ای از سادیسم (دیگرآزارى بی‌رحمانه) نیست، بلکه پیامی است که با خشونت نوشته شده است.

در نگاه نخست، این تنها یکی دیگر از ایرانیانی است که در میان خشونت بی‌مهار حکومت جان خود را از دست داده است؛ تراژدی‌ای دیگر. همان‌گونه که مرگ همواره تراژدی است. اما در جمهوری اسلامی، متأسفانه به بخشی از واقعیت روزمره‌ی زندگی بدل شده است.

اما این بار ماجرا متفاوت است: این پیکر، بدن یک معترض ایرانی نیست که در برابر دیدگان همگان بر خاک افتاده باشد، بلکه متعلق به یکی از افسران همان نهادی است که نخستین و آخرین خط دفاعی رژیم به‌شمار می‌رود: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

پاتریک مى‌نویسد:«‌از زمانی که حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد، من با منبعی در تماس بوده‌ام که در داخل کشور قرار دارد و به اطلاعات و ارزیابی‌های سرویس‌های اطلاعاتی غربی دسترسی دارد.»

آنچه این منبع برای من فاش کرده، امری شگفت‌آور است: در میانه‌ی آشوب و خشم جنگ در ایران، خشن‌ترین نیروهای امنیتی حکومت نه‌ تنها از سوی سرویس‌های اطلاعاتی دشمن نفوذپذیر شده و دچار آشفتگی‌اند، بلکه اکنون رو در روی یکدیگر نیز قرار گرفته‌اند.

منبع من می‌گوید: «در چهار روز گذشته، گزارش‌های تصویری از دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد که زیر فشار شدید و فزاینده‌ای از تنش‌های درونی قرار گرفته است.»

او می‌افزاید: «بیش از ۶۰ مورد حادثه تقریبا در تمامی شاخه‌های ساختار نظامی و امنیتی حکومت ثبت شده است. رخدادهایی که همزمان در چندین منطقه‌ی مختلف کشور گزارش شده‌اند.»

او می‌افزاید: «همین چند روز پیش آن پیکر در خیابان پیدا شد و این به‌ هیچ وجه حادثه‌ای منفرد نیست. گزارش‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد سربازان سپاه پاسداران به اتهام فرار از خدمت اعدام می‌شوند.»

وی ادامه داده: «این اتفاق بطور مداوم در حال رخ دادن است. فرماندهان سپاه نیز بطور مرتب زیردستانی را که از اجرای دستورات سر باز می‌زنند، اعدام می‌کنند.» به گفته‌ی این منبع، آنچه در جریان است «نه آشفتگی‌ای مقطعی، بلکه وضعیتی فراگیر در سراسر کشور» است.

بر اساس این گزارش‌ها، اعدام‌ها در بخش‌های گوناگون نیروهای نظامی و امنیتی جمهورى اسلامى در حال وقوع است و نیروهایی از شاخه‌های مختلف این ساختارها به مرگ محکوم می‌شوند. گاه حتی در همان پایگاه‌های نظامی خود و در محل خدمت.

این کشتارها اغلب بر پایه‌ی دستوراتی محرمانه انجام می‌شود. دستوراتی چنان بشدت طبقه‌ بندى شده که حتی بسیاری از افسران هم‌ ردیف نیز از جزئیات آن بی‌ اطلاع نگاه داشته می‌ شوند.

در همان حال، پیکر شماری از مقامات حکومت نیز که نشانه‌هایی از شکنجه بر آن‌ها دیده می‌شود، در خیابان‌ها و دیگر اماکن عمومی رها شده و به چشم آمده است. قربانیان از بخش‌های گوناگون دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی‌اند. از افسران اطلاعاتی گرفته تا نیروهای دریایی و اعضای ارتش منظم.

گمان می‌رود که برخی از این قتل‌ها کار گروه‌های مخالف حکومت باشد.

در عین حال، گزارش‌های متعدد در طول سال‌های گذشته نیز نشان داده‌اند که در جمهوری اسلامی، سرکوب سیاسی، بازداشت‌ها، شکنجه و اعدام‌ها بصورت گسترده برای مقابله با مخالفان یا افراد مظنون به مخالفت با حکومت به‌کار گرفته شده است.

پیام روشن است: حکومت از هر سو زیر ضربت قرار گرفته است.

حتی یگان‌های موشکی ایران نیز از نفوذ در امان نمانده‌اند. به‌ گونه‌اى که بنا بر گزارشات، تجهیزات آنان گاه به شکلی «مرموز» دچار از کار افتادگی می‌‌شوند. مقامات حکومتی به خرابکاری مظنون‌اند و این رخدادها معمولا با تحقیقات، بازداشت‌ها و در پی آن اعدام‌های بیشتر، همراه می‌شود.

دامنه نفوذ و رخنه در نیروهای امنیتی چنان گسترده توصیف می‌شود که این دستگاه‌ها عملا از درون دگرگون و زیر و رو شده‌اند. در نتیجه، فضای بی‌ اعتمادى و سوءظن در میان ساختارهای امنیتی به بالاترین سطح خود رسیده است.

جنگ ایران موجی از خشم و انتقاد را در میان بسیاری از ناظران و منتقدان برانگیخته است. حتی کسانی که نسبت به ضرورت مهار و تضعیف این رژیم خشن همدلی بیشتری نشان می‌دهند نیز پرسش‌هایی جدی مطرح کرده‌اند. از جمله درباره‌ی آنچه به نظر می‌رسد فقدان اهداف روشن، راهبردی منسجم و برنامه‌ریزى دقیق در پیشبرد این جنگ مى‌باشد.

در چنین شرایطی، تغییر بنیادین در ساختار قدرت، فراتر از حلقه‌هاى بسته و درونی حاکمیت، دست‌کم در حال حاضر دور از دسترس به‌نظر می‌رسد. چنان‌ که نشانه‌های تحولات در رأس قدرت نیز بیش از آنکه بیانگر دگرگونی واقعی باشد، حاکی از جابجایى در همان دایره‌ی محدود قدرت است. از جمله آنچه بعنوان انتقال قدرت از علی خامنه‌ای به پسرش مجتبی توصیف می‌شود.

این تحولات، به باور بسیاری از تحلیلگران، بیش از هر چیز نشان می‌دهند که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همچنان در چارچوبی بسته و موروثی در میان حلقه‌ای کوچک از نزدیکان و وفاداران حفظ می‌شود. ساختاری که در آن تغییرات، اغلب نه به معنای دگرگونی واقعی، بلکه صرفا بازآرایی نیروها در همان هرم محدود قدرت است.

با این همه، این هدف همچنان مطرح است.

دونالد ترامپ در پیامی ویدئویی که در ۲۸ فوریه و همزمان با آغاز حملات منتشر شد، از ایرانیان خواست این لحظه را غنیمت بشمارند. او خطاب به مردم ایران گفت:
«ساعت آزادی شما فرا رسیده است. هنگامی که ما کار خود را به پایان برسانیم، شما حکومت خود را در دست بگیرید. اکنون زمان آن است که سرنوشت خویش را به‌دست خود بسپارید.»

با این حال، تاکنون نشانه‌ی چندانی از چنین تحولی دیده نمی‌شود. بسیاری از مردم عمدتا در خانه‌های خود مانده‌اند، در حالی که حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل همچنان ایران را هدف قرار می‌دهد.

رفت‌ و آمد به خیابان‌ها و فروشگاه‌ها اندک است و بیشتر به تهیه‌ی نیازهای اولیه محدود می‌شود و برای کسانی که از خطوط تعیین‌ شده‌ی حکومت پا فراتر بگذارند، مجازات به‌سرعت و بی‌درنگ اعمال می‌شود.

احمد رضا رادان، فرمانده‌ی کل نیروی انتظامی، در سخنانی که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد هشدار داد:
«اگر کسی در راستای خواست دشمن قدم بردارد، دیگر او را صرفا یک معترض نخواهیم دانست. او را دشمن خواهیم دید و با او همان خواهیم کرد که با دشمن می‌کنیم... همه‌ی نیروهای ما نیز آماده‌اند و انگشتانشان بر ماشه است.»

منبع من نیز این وضعیت را تأیید می‌کند. او می‌گوید: «فضای خیابان‌ها همچنان تیره و سنگین است. در سراسر کشور سرکوب بسیار شدید جریان دارد. ایست‌هاى بازرسى در همه جاى تهران برپا شده است. مردم مورد ضرب و شتم و بازجویی قرار مى‌گیرند و بازداشت می‌شوند.»

با این حال، با گذشت روزها، به‌‌تدریج نشانه‌هایی از شکل‌گیرى یک طرح مشخص دست‌کم در سطح تاکتیکی آشکار می‌شود.

نخستین موج حملات، على خامنه‌اى، رهبر پیشین جمهورى اسلامى و تا حد امکان بخش بزرگی از حلقه‌ی رهبری حکومت را هدف قرار داد. پس از آن، دامنه‌ی حملات گسترش یافت و تأسیسات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و توانمندی موشک‌های بالستیک ایران در کانون ضربات قرار گرفت.

در روزهای اخیر، این حملات به‌سوی بسیج، نیروهایی که بعنوان بازوی خیابانی سپاه شناخته می‌شوند و همچنین ایست‌های بازرسی کشیده شده است.

آنچه اکنون آشکار شده این است که یکی از ارکان اصلی طرح ایالات متحده و اسرائیل، فراهم کردن شرایطی است تا مردم ایران پس از پایان بمباران‌ها بتوانند برخیزند و دست به اقدام بزنند.

با این همه، حتی اکنون نیز در میانه‌ی این بمباران‌های بی‌ وقفه، نشانه‌هایی از مخالفت و نارضایتی دیده می‌شود. منبع امنیتی من می‌گوید: «هفته‌ی گذشته تلاشی برای سازمان‌ دهى یک تجمع بزرگ در تهران صورت گرفت، ولى به‌دلیل حضور گسترده‌ی نیروهای امنیتی در سراسر شهر، این تلاش ناکام ماند. با این حال، حکومت هنوز کنترل کامل اوضاع را در دست ندارد.»

حملات پراکنده از سوی گروه‌های محدودی از مخالفان که هنوز قادر به فعالیت‌ هستند، باعث شده‌است مقامات امنیتی همواره در حال آماده‌ باش باشند. این منبع می‌افزاید: «به همین دلیل نیروهای رژیم بیش از حملات هوایی، از احتمال بسیج شدن مردم وحشت دارند.»

در حال حاضر، بمباران‌ها همچنان بی‌وقفه ادامه دارد. بخش‌های گسترده‌ای از ایران در آتش جنگ می‌سوزد و مردم در هراس بسر می‌برند. دوستی که او را «محمود» می‌نامم و در تهران زندگی می‌کند، بی‌‌پرده از وضعیت سخن می‌گوید:«بسیار وحشتناک است. صدای انفجارها بسیار بلند است و ما تمام شب آن‌ها را می‌شنویم. من خانواده‌ام را دور خود جمع و سعی می‌کنم به آنها بگویم که همه‌ چیز خوب خواهد شد. ما بسیار می‌ترسیم. این جنگی هولناک است. اما امیدواریم آمریکایی‌ها موفق شوند.»

از باقر، کارمند اداری ۴۵ ساله‌، می‌پرسم: آیا تغییر رژیم واقعا رخ خواهد داد؟
او در پاسخ، با اشاره به رسیدن مجتبی خامنه‌ای به قدرت، می‌گوید: «در حال حاضر به‌نظر می‌رسد چیز زیادی تغییر نکرده است. اما امیدواریم وقتی این جنگ پایان یابد، رژیم بسیار ضعیف‌تر شده باشد. روزی ترامپ و نتانیاهو کار را به پایان خواهند رساند. آن‌ وقت، باور کنید، زمان ما فرا خواهد رسید.»

اگر زمانی چنین تصوری رؤیایى و خیال‌ پردازانه به نظر می‌رسید، اکنون ارزیابی‌های اطلاعاتی با خوش‌بینی بیشتری به اوضاع می‌نگرند. هرچند همزمان، افزایش شدید بهای نفت و گاز که تا حدی ناشی از فشار جمهورى اسلامى بر عرضه‌ی انرژی است، هزینه‌های این بحران را نیز بالا برده است.

از جمله عواملی که به آشفتگی‌های فزاینده دامن زده، ناتوانی حکومت در پرداخت حقوق و مزایای نیروهای سرکوبگر خود است. در سراسر ایران گزارش شده است که سربازان و نیروهای امنیتی از شاخه‌های گوناگون، پس از ماه‌ها دریافت نکردن حقوق و مستمری، دست به‌اعتراض زده‌اند، تهدید کرده‌اند که پُست‌هاى خود را ترک خواهند کرد و در برخی موارد حتی از خدمت گریخته‌اند.

نکته‌ مهم آن است که این خشم تنها به رده‌های پایین محدود نمی‌شود، بلکه از سربازان عادی تا افسران ارشد را در بر گرفته است. با این حال، به‌جای رسیدگی به بحران مالی رو به گسترش، مسئولان حکومتی همان شیوه‌ی همیشگی خود را در پیش گرفته‌اند: واکنش با خشونت و سرکوب.

نتیجه‌ی این رویکرد نیز چیزی جز تشدید نظارت، افزایش ارعاب و مجازات‌های بیشتر نبوده است.

پیامد این وضعیت تنها افزایش نارضایتی در میان همان نیروهایی است که حکومت برای حفظ خود بیش از هر چیز به آنها متکی است.

منبع من گزارش می‌دهد: «در میان شاخه‌های مختلف سپاه پاسداران، شمار قابل توجهی از نیروها گریخته‌‌اند یا براى گریز تلاش کرده‌اند. عملیات جستجو برای یافتن اعضای ناپدید شده، آغاز شده و خانواده‌ی کسانی که فرار کرده‌اند در مواردی در حبس خانگی قرار گرفته‌اند. درخواست‌های استعفا در استان‌های مختلف بطور کامل رد شده و در برخی موارد حتی با تهدید صریح همراه بوده است.»

او در ادامه می‌گوید: «تصور این است که مجموعه‌ی این تحولات می‌تواند در آینده زمینه‌ ساز خیزش‌هایی گسترده شود.»

این منبع می‌افزاید: «وقتی غبار این بحران فرو بنشیند، بسیاری از اینکه دستگاه سرکوب حکومت تا چه اندازه فرسوده و تضعیف شده است، شگفت‌زده خواهند شد. تنها مسئله زمان است تا این سازوکار از درون دچار فروپاشی شود.»

و در پایان تأکید می‌کند: «به نظر می‌ رسد هنوز بسیاری درک نکرده‌اند که حکومت تا چه اندازه در تنگنا و بحران قرار گرفته است.»
+15
رأی دهید
-4

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۶۹
    Arezooo - زوریخ ، سوییس
    نتیجه کلی این که جمهوری اسـ... با همه جیره خورهای دلاری خودش راهی چاه توالت شد ✌️
    0
    15
    دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۲
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۸
    arwin 008 - رم، ایتالیا
    درود. ایرانی‌ها مخصوصا نیروی نظامی هیچ وقت در زمان جنگ ریزش ندارن نخواهند داشت، با تمام وجود می جنگند. این دروغ شاخداره از وطن فروش ها. جوری می جنگند که ترامپ به ک و ه خوردن افتاده التماس به ناتو التماس ژاپن به انگلیس و تا الان هم هست بار پیروز شده تو این جنگ
    17
    1
    دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.