پس از مرگ خامنهای هم نامهای جدید آشکار میشوند؛ فهرستی تازه از کشتهشدگان انقلاب ملی
+4
رأی دهید
-0
تصاویر تعدادی از کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیانایندیپندنت فارسی: با گذشت بیش از دو ماه از سرکوب خونین اعتراضات سراسری ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان، همچنان نامها و روایتهای تازهای از کشتهشدگان آن روزها به دست ایندیپندنت فارسی میرسد؛ گزارشهایی که انتشار بسیاری از آنها به دلیل قطعی مکرر اینترنت از سوی جمهوری اسلامی در ایران، تهدید خانوادهها از سوی نهادهای امنیتی و فشار برای سکوت، با تاخیر همراه شده است.
بر اساس گزارشهای رسیده از منابع محلی و خانوادهها، شمار قربانیان این انقلاب ملی همچنان رو به افزایش است و ابعاد کشتار مردم بسیار گستردهتر از آمارهایی است که تاکنون منتشر شده است.
در روزهای اخیر، اسامی تازهای از قربانیان این سرکوب به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است. از جمله آریا آذرهوشنگ، نخبه حوزه هوش مصنوعی و از اعضای بنیاد ملی نخبگان ایران که به عنوان سرباز خدمت میکرد. او پس از شرکت در اعتراضات روزهای ۱۸ تا ۲۱ دیماه، هفتم بهمن ۱۴۰۴ در منطقه سعادتآباد تهران از سوی ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی بازداشت شد و خانوادهاش دو روز بعد برای تحویل پیکرش به کهریزک فراخوانده شدند. نزدیکانش میگویند آریا از جوانان مستعد حوزه فناوری بود و آیندهای درخشان در انتظارش قرار داشت.
در میان اسامی جدید از قربانیان، نام یلدا محمدخانی نیز دیده میشود؛ نوجوانی ۱۶ ساله که ۱۸ دی در فردیس کرج در آغوش مادرش هدف گلوله ماموران قرار گرفت و جان باخت.
راحله شرافتیمقدم، مادر دو فرزند و زن ۴۴ ساله نیز از دیگر قربانیان است. او ۱۹ دی در بلوار وکیلآباد مشهد هدف دو گلوله قرار گرفت. به دلیل ناامن بودن بیمارستانها و ترس از بازداشت و قتل، خانوادهاش او را به مرکز درمانی منتقل نکردند. راحله سه روز در خانه با درد و خونریزی دستوپنجه نرم کرد و سرانجام جان باخت. تحت فشار نیروهای امنیتی، علت مرگ او در اسناد رسمی «سکته» اعلام شد و مراسم چهلمش نیز به صورت محدود برگزار شد.
همچنین اطلاعات دریافتی نشان میدهد یاسمین صحنه، دختر ۲۲ ساله، در شهر آققلا از استان گلستان، روز ۱۹ دی هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شده است. در مشهد نیز فاطمه (لونا) کرمانینژاد، دختر جوان ۲۳ ساله که مربی ورزشی بود، در محله قاسمآباد این شهر بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد. او مربی رشته تیآرایکس بود و دوستانش او را فردی پرانرژی و عاشق ورزش توصیف میکنند.
از میان قربانیان، نام میلاد معظمی گودرزی، تکاور ارتش و اهل خرمآباد هم دیده میشود. او در کرمان با شلیک چهار گلوله کشته شد. نزدیکانش میگویند پیش از رفتن به خیابان گفته بود: «به زودی صدای جاویدشاه را از بدنه ارتش هم خواهید شنید.»
در تهران، فرهاد امانی، جوان ۲۵ ساله، ۲۰ دی در بزرگراه اشرفی اصفهانی هدف سه گلوله قرار گرفت. خانوادهاش تا ۱۱ روز از سرنوشت او بیخبر بودند، تا اینکه سرانجام پیکرش را از کهریزک تحویل گرفتند. فرهاد قناد بود و در یک کافیشاپ کار میکرد. او نوازنده سازهای کوبهای و علاقهمند به ورزش بود.
برخی خانوادهها نیز هفتهها بعد از اعتراضات از سرنوشت فرزندان و اعضای خانوادهشان مطلع شدند؛ از جمله اصغر فتحی در شهر درگز از استان خراسان رضوی که پس از ۵۰ روز جستوجوی خانوادهاش، با پیکری سوخته به آنان تحویل داده شد.
در رشت هم سعید سیاوشی، روز ۱۹ دی با شلیک مستقیم ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد. او پدر دو کودک خردسال بود. مهدی ذبیحی، جوان ۲۵ ساله اهل ساوه نیز ۱۹ دی کشته شد. مادر او بعدها در پیامی خطاب به نیروهای حکومتی گفت: «برای راهپیماییهای حکومتی کفش مناسب بپوشید که روی خون بچههای ما لیز نخورید.»
در قرچک ورامین، سحر فرد، ورزشکار و مربی چند رشته ورزشی از جمله تکواندو و ژیمناستیک، دیماه با گلولهای که به پیشانیاش اصابت کرد جان باخت. از میان نوجوانان قربانی، نام هدیه خدری، دختر ۱۷ ساله نیز ثبت شده است. او پس از بازداشت جان باخت و خانوادهاش میگویند آثار ضرب و جرح بر بدنش دیده میشد. ماموران از این خانواده تعهد گرفتند که او را در سکوت به خاک بسپارند.
از سوی دیگر شاهرخ همایونی، نوجوان ۱۴ ساله و بدون سرپرستی که ۱۸ دی در رشت با گلوله به سر مجروح شده بود، پس از ۴۲ روز در کما جان باخت. او در بهزیستی زندگی میکرد و تنها اجازه داشت دو ساعت در روز بیرون از مرکز باشد.
ویدیویی از بیتابی مادر احمدرضا فیضی و امیرحسین فیضی نیز به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است. بر اساس گزارشها، این دو برادر ۱۶ و ۱۹ ساله شامگاه نهم اسفند ۱۴۰۴ در فردیس کرج، پس از آنکه همراه پدرشان بابت کشته شدن علی خامنهای ابراز شادی کرده و در خودرو بوق میزدند، هدف تیراندازی نیروهای نظامی قرار گرفتند و کشته شدند.
در میان قربانیان، چهرههایی از اقشار مختلف جامعه ایران، از هنرمند و ورزشکار گرفته تا دانشجو، کارگر و آتشنشان دیده میشوند؛ مانند یوحنا میرپادیاب، آتشنشان ۳۹ ساله اهل رشت که هنگام کمک به مردم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
در همین حال گزارشهای دریافتی نشان میدهد که مهران تاجداری، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت، ۱۸ دی در نارمک تهران مقابل چشمان مادر و برادرش هدف گلوله قرار گرفت و پس از یک هفته کما جان باخته است. در تهرانسر هم زهرا مرادی، آرایشگر ۲۷ ساله که دو سال پیش ازدواج کرده بود، با شلیک گلوله به سر و قلب کشته شد. این حادثه مقابل دیدگان برادرش رخ داد.
ملیکا دستیاب، دانشجوی اقتصاد و نوازنده تنبور از شهر کرند غرب نیز ۱۶ دیماه در کرمانشاه کشته شد. نزدیکانش میگویند او پس از مرگ مادرش از خواهر کوچکترش مراقبت میکرد. مجددا در تهران، مریم ابراهیمزاده، هنرمند سرامیککار و مادر یک نوجوان ۱۴ ساله، ۱۹ دی همراه با همسرش حسین رضوانی در جریان تیراندازی نیروهای حکومتی جان باختهاند.
در کنار این اسامی، نام و مشخصات دهها ایرانی دیگر از کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان که تاکنون رسانهای نشده بودند، در روزهای اخیر برای ایندیپندنت فارسی ارسال شده است؛ از جمله احمد طراقیان، پدر یک کودک شش ساله در کرج، محمد قابضی در تهرانپارس، پیمان فدایی در اندیشه تهران، عرفان تقیزاده در رشت و مهدی صالحی بختیاری که پس از ۵۰ روز تحمل جراحات ناشی از شلیک ساچمه سرانجام جان باخت.
این در حالی است که با وجود گذشت هفتهها از آن اعتراضات، خانوادههای بسیاری در ایران همچنان از ترس فشارهای امنیتی و بازداشت، درباره کشته شدن اعضای خانواده خود سکوت کردهاند و فعالان حقوق بشر میگویند نامهای بیشتری در ماههای آینده نیز منتشر خواهد شد.
کشتار دیماه ۱۴۰۴ اکنون به یکی از سیاهترین نقاط کارنامه جمهوری اسلامی در سرکوب شهروندان طی ۴۷ سال گذشته تبدیل شده است؛ رویدادی که بسیاری از تحلیلگران آن را نقطهای تعیینکننده در تعمیق شکاف میان حکومت و جامعه ایران و شکلگیری موجی گسترده از نفرت عمومی نسبت به نظامی میدانند که پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل، اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض فروپاشی قرار گرفته است.
بر اساس گزارشهای رسیده از منابع محلی و خانوادهها، شمار قربانیان این انقلاب ملی همچنان رو به افزایش است و ابعاد کشتار مردم بسیار گستردهتر از آمارهایی است که تاکنون منتشر شده است.
در روزهای اخیر، اسامی تازهای از قربانیان این سرکوب به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است. از جمله آریا آذرهوشنگ، نخبه حوزه هوش مصنوعی و از اعضای بنیاد ملی نخبگان ایران که به عنوان سرباز خدمت میکرد. او پس از شرکت در اعتراضات روزهای ۱۸ تا ۲۱ دیماه، هفتم بهمن ۱۴۰۴ در منطقه سعادتآباد تهران از سوی ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی بازداشت شد و خانوادهاش دو روز بعد برای تحویل پیکرش به کهریزک فراخوانده شدند. نزدیکانش میگویند آریا از جوانان مستعد حوزه فناوری بود و آیندهای درخشان در انتظارش قرار داشت.
در میان اسامی جدید از قربانیان، نام یلدا محمدخانی نیز دیده میشود؛ نوجوانی ۱۶ ساله که ۱۸ دی در فردیس کرج در آغوش مادرش هدف گلوله ماموران قرار گرفت و جان باخت.
راحله شرافتیمقدم، مادر دو فرزند و زن ۴۴ ساله نیز از دیگر قربانیان است. او ۱۹ دی در بلوار وکیلآباد مشهد هدف دو گلوله قرار گرفت. به دلیل ناامن بودن بیمارستانها و ترس از بازداشت و قتل، خانوادهاش او را به مرکز درمانی منتقل نکردند. راحله سه روز در خانه با درد و خونریزی دستوپنجه نرم کرد و سرانجام جان باخت. تحت فشار نیروهای امنیتی، علت مرگ او در اسناد رسمی «سکته» اعلام شد و مراسم چهلمش نیز به صورت محدود برگزار شد.
همچنین اطلاعات دریافتی نشان میدهد یاسمین صحنه، دختر ۲۲ ساله، در شهر آققلا از استان گلستان، روز ۱۹ دی هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شده است. در مشهد نیز فاطمه (لونا) کرمانینژاد، دختر جوان ۲۳ ساله که مربی ورزشی بود، در محله قاسمآباد این شهر بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد. او مربی رشته تیآرایکس بود و دوستانش او را فردی پرانرژی و عاشق ورزش توصیف میکنند.
از میان قربانیان، نام میلاد معظمی گودرزی، تکاور ارتش و اهل خرمآباد هم دیده میشود. او در کرمان با شلیک چهار گلوله کشته شد. نزدیکانش میگویند پیش از رفتن به خیابان گفته بود: «به زودی صدای جاویدشاه را از بدنه ارتش هم خواهید شنید.»
در تهران، فرهاد امانی، جوان ۲۵ ساله، ۲۰ دی در بزرگراه اشرفی اصفهانی هدف سه گلوله قرار گرفت. خانوادهاش تا ۱۱ روز از سرنوشت او بیخبر بودند، تا اینکه سرانجام پیکرش را از کهریزک تحویل گرفتند. فرهاد قناد بود و در یک کافیشاپ کار میکرد. او نوازنده سازهای کوبهای و علاقهمند به ورزش بود.
برخی خانوادهها نیز هفتهها بعد از اعتراضات از سرنوشت فرزندان و اعضای خانوادهشان مطلع شدند؛ از جمله اصغر فتحی در شهر درگز از استان خراسان رضوی که پس از ۵۰ روز جستوجوی خانوادهاش، با پیکری سوخته به آنان تحویل داده شد.
در رشت هم سعید سیاوشی، روز ۱۹ دی با شلیک مستقیم ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد. او پدر دو کودک خردسال بود. مهدی ذبیحی، جوان ۲۵ ساله اهل ساوه نیز ۱۹ دی کشته شد. مادر او بعدها در پیامی خطاب به نیروهای حکومتی گفت: «برای راهپیماییهای حکومتی کفش مناسب بپوشید که روی خون بچههای ما لیز نخورید.»
در قرچک ورامین، سحر فرد، ورزشکار و مربی چند رشته ورزشی از جمله تکواندو و ژیمناستیک، دیماه با گلولهای که به پیشانیاش اصابت کرد جان باخت. از میان نوجوانان قربانی، نام هدیه خدری، دختر ۱۷ ساله نیز ثبت شده است. او پس از بازداشت جان باخت و خانوادهاش میگویند آثار ضرب و جرح بر بدنش دیده میشد. ماموران از این خانواده تعهد گرفتند که او را در سکوت به خاک بسپارند.
از سوی دیگر شاهرخ همایونی، نوجوان ۱۴ ساله و بدون سرپرستی که ۱۸ دی در رشت با گلوله به سر مجروح شده بود، پس از ۴۲ روز در کما جان باخت. او در بهزیستی زندگی میکرد و تنها اجازه داشت دو ساعت در روز بیرون از مرکز باشد.
ویدیویی از بیتابی مادر احمدرضا فیضی و امیرحسین فیضی نیز به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است. بر اساس گزارشها، این دو برادر ۱۶ و ۱۹ ساله شامگاه نهم اسفند ۱۴۰۴ در فردیس کرج، پس از آنکه همراه پدرشان بابت کشته شدن علی خامنهای ابراز شادی کرده و در خودرو بوق میزدند، هدف تیراندازی نیروهای نظامی قرار گرفتند و کشته شدند.
در میان قربانیان، چهرههایی از اقشار مختلف جامعه ایران، از هنرمند و ورزشکار گرفته تا دانشجو، کارگر و آتشنشان دیده میشوند؛ مانند یوحنا میرپادیاب، آتشنشان ۳۹ ساله اهل رشت که هنگام کمک به مردم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
در همین حال گزارشهای دریافتی نشان میدهد که مهران تاجداری، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت، ۱۸ دی در نارمک تهران مقابل چشمان مادر و برادرش هدف گلوله قرار گرفت و پس از یک هفته کما جان باخته است. در تهرانسر هم زهرا مرادی، آرایشگر ۲۷ ساله که دو سال پیش ازدواج کرده بود، با شلیک گلوله به سر و قلب کشته شد. این حادثه مقابل دیدگان برادرش رخ داد.
ملیکا دستیاب، دانشجوی اقتصاد و نوازنده تنبور از شهر کرند غرب نیز ۱۶ دیماه در کرمانشاه کشته شد. نزدیکانش میگویند او پس از مرگ مادرش از خواهر کوچکترش مراقبت میکرد. مجددا در تهران، مریم ابراهیمزاده، هنرمند سرامیککار و مادر یک نوجوان ۱۴ ساله، ۱۹ دی همراه با همسرش حسین رضوانی در جریان تیراندازی نیروهای حکومتی جان باختهاند.
در کنار این اسامی، نام و مشخصات دهها ایرانی دیگر از کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان که تاکنون رسانهای نشده بودند، در روزهای اخیر برای ایندیپندنت فارسی ارسال شده است؛ از جمله احمد طراقیان، پدر یک کودک شش ساله در کرج، محمد قابضی در تهرانپارس، پیمان فدایی در اندیشه تهران، عرفان تقیزاده در رشت و مهدی صالحی بختیاری که پس از ۵۰ روز تحمل جراحات ناشی از شلیک ساچمه سرانجام جان باخت.
این در حالی است که با وجود گذشت هفتهها از آن اعتراضات، خانوادههای بسیاری در ایران همچنان از ترس فشارهای امنیتی و بازداشت، درباره کشته شدن اعضای خانواده خود سکوت کردهاند و فعالان حقوق بشر میگویند نامهای بیشتری در ماههای آینده نیز منتشر خواهد شد.
کشتار دیماه ۱۴۰۴ اکنون به یکی از سیاهترین نقاط کارنامه جمهوری اسلامی در سرکوب شهروندان طی ۴۷ سال گذشته تبدیل شده است؛ رویدادی که بسیاری از تحلیلگران آن را نقطهای تعیینکننده در تعمیق شکاف میان حکومت و جامعه ایران و شکلگیری موجی گسترده از نفرت عمومی نسبت به نظامی میدانند که پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل، اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض فروپاشی قرار گرفته است.