لکنت و بغض فرناز قاضیزاده هنگام خواندن خبر مرگ خامنهای
+7
رأی دهید
-83
در جریان پوشش زنده خبر مرگ علی خامنهای، نحوه اجرای فرناز قاضیزاده، مجری بی بی سی ، مورد توجه مخاطبان و رسانهها قرار گرفت. بر اساس مشاهدات بینندگان، لرزش محسوس در صدا و بروز بغض در لحظات قرائت خبر، از ویژگیهای بارز این اجرای زنده بود.
این وضعیت که در لحظات حساس انتشار اخبار فوری (Breaking News) رخ داد، واکنشهای متفاوتی را در فضای مجازی به دنبال داشت؛ برخی آن را ناشی از فشار کاری و حساسیت لحظه دانسته و برخی دیگر آن را به ابعاد انسانی و عاطفی خبر مرتبط کردند.
چه لرزش و بغض شدیدی در صدای خانم فرناز قاضی زاده هنگام خواندن این خبر است . pic.twitter.com/XE4VcAOIsm
— Mreza Danaei (@mrdanaei) February 28, 2026
مداح حکومتی: با شنیدن خبر مرگ خامنهای کف زدند و هلهله کردند
مداح حکومتی: با شنیدن خبر مرگ خامنهای کف زدند و هلهله کردند
— Iranian UK (@IranianUk) March 1, 2026
صداوسیمای جمهوری اسلامی پس از اعلام خبر مرگ علی خامنهای، مداحی پخش کرد که در آن مداح میگوید «دشمنان» با شنیدن این خبر «کف زدند و هلهله کردند.» pic.twitter.com/oG8Sc8DLwT
صداوسیمای جمهوری اسلامی پس از اعلام خبر مرگ علی خامنهای، مداحی پخش کرد که در آن مداح میگوید «دشمنان» با شنیدن این خبر «کف زدند و هلهله کردند.»
واکنش قالیباف به خبر مرگ خامنه ای
�"� قالیباف: زمانی که حاج قاسم شهید شد، فکر می کردم تلخ ترین روزهای زندگی ام را سپری می کنم و از نظر من، دنیا به آخر رسیده بود ولی هیچ گاه فکر نمی کردم روزی برسد که با شرایطی تلخ تر از آن روز روبرو شوم pic.twitter.com/4aNPHrcIWQ
— AbdiMedia - Abdollah Abdi (@abdolah_abdi) March 1, 2026
عبدی مدیا - قالیباف: زمانی که حاج قاسم شهید شد، فکر می کردم تلخ ترین روزهای زندگی ام را سپری می کنم و از نظر من، دنیا به آخر رسیده بود ولی هیچ گاه فکر نمی کردم روزی برسد که با شرایطی تلخ تر از آن روز روبرو شوم.
مرگ بیعزت خامنهای و پایان حقارتبار جمهوری اسلامی
ایران اینترنشنال- علی خامنهای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیدهشده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.
این بزدلی و بیآبرویی چندان بود که در آخرین ماههای حیات کسی که توانست خونینترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.
چگونگی مرگ علی خامنهای، در عین حال ثابت کرد که بهرغم همه لافها و رجزخوانیها و بر طبل جنگ کوبیدنها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما همزمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بوده است.
علی خامنهای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ میدانستند و گمان میبردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به در بردهاند، میتوانند با خیالی آسودهتر و دستانی گشودهتر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمامعیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بیسابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سالها تضمین کنند.
مرگ بیعزت علی خامنهای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بینالمللی بهویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بودهاند. درواقع، مرگ علی خامنهای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزبالله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.
این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمیماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانیهایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصلالخطاب قلمداد میشد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.
این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیقتری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.
بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنهای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوههای طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.
سپاه پاسداران بهعنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیتها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنهای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه میشود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده که تا باشد از ترور و و بیثباتسازی دست نمیکشد؛ بهویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقهای را نیز به خشم آورده است.
مرگ علی خامنهای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارتبار و ذلتبار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینههای زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.
مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفتهاند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.
ایران اینترنشنال- علی خامنهای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیدهشده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.این بزدلی و بیآبرویی چندان بود که در آخرین ماههای حیات کسی که توانست خونینترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.
چگونگی مرگ علی خامنهای، در عین حال ثابت کرد که بهرغم همه لافها و رجزخوانیها و بر طبل جنگ کوبیدنها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما همزمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بوده است.
علی خامنهای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ میدانستند و گمان میبردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به در بردهاند، میتوانند با خیالی آسودهتر و دستانی گشودهتر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمامعیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بیسابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سالها تضمین کنند.
مرگ بیعزت علی خامنهای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بینالمللی بهویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بودهاند. درواقع، مرگ علی خامنهای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزبالله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.
این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمیماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانیهایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصلالخطاب قلمداد میشد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.
این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیقتری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.
بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنهای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوههای طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.
سپاه پاسداران بهعنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیتها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنهای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه میشود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده که تا باشد از ترور و و بیثباتسازی دست نمیکشد؛ بهویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقهای را نیز به خشم آورده است.
مرگ علی خامنهای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارتبار و ذلتبار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینههای زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.
مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفتهاند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.
۶۵

vg2000 - اسلو، نروژ
پرستوهای حکومتی حـ...ها
3
62
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۷
۵۶

hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
این پرستو ها یا بعبارت درست تر پراستیتوها همه از ستاد انتخاباتی خاتمی اومدن اینور. همه نون خور مفعول کتلت بودن. نفیسه کوهنورد رو یادتون نیست داشت سکته میکرد وقتی خرس الله رو زدن؟ بی بی سی میدونه که این اخوندها برن هیچ ایرانی پهن هم بار اینها نمیکنه. بسوزین همه اتون.
3
64
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۸
۵۶

Persiangulf2535 - لندن، انگلستان
حالا اینقدر زجه بزنید تا جونتون از ...تون در بره ، جماعت کاسه لیس پاچه مال.
1
64
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۸
۵۳

اخوند شیپیشو - اندیمشک، استرالیا
اینا همه مواجیب بگیره نظام کثیف اخوندی هستند و چه نادان هستند که روز بعد از پیروزی نه ایران دارند و نه در انگلیس در امان خواهند ماند
2
59
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۳
۵۶

hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
حالا کی نماز میت این کو..ی رو کنترات برمیداره؟؟ ببنیم جرأت تشییع جنازه دارن؟ حالا یه سوال: جنازه این کثافت رو کجا نگه میدارین؟ تو یخچال؟ فریزر؟ یخچال بستنی؟ گزینه چهارم بیشتر میخوره درست باشه: ریز ریزش کنین هر تیکه اش رو فرو کنین تو ........این عرزشی ها. هم جسد بگنده هم آلت اونها که دیگه تولید مثل نکنن
1
69
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۴
۲۶

varied - ریزه، ترکیه
........این پرستو...... این پرستوهای نر و ماده در خارج زیاد همست......
1
51
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۴
۴۵

Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا
تسلیت به سعید طوسی بخاطر از دست دادن دوست پسرش همچنین بی پدر شدن ایت ال بی بی سی، سازمان ملل و دبیر کل پفی...زشت، رهبر کره شمالی، ریس جمهور چین، پوتین جانی، همه چپول جهانی، و همه خونشویانی که از جمهوری اسه.....ی حمایت میکن
1
40
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۴
۵۵

چاله چاله - آبادان، برزیل
بی بی سکینه
1
30
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۵
۴۷

setayeshz565 - وین، اتریش
وای چرا قالیباف رو نزدن؟ترو خدا اینو بزارید در اولویت،این از رهخر هم خطرناک تره
1
36
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۷
۵۳

ako kermanshah - اسنانبول، ترکیه
این جماعت مریض مداح رو بایستی ریخت توی توالت و یک سیفون هم کشید روش. امیدوارم مردم خوب ایران جشن نوروز زیبایی امسال داشته باشند ، جالب که جیره خور های رژیم اخوندی اینجا دیگه نیستند که کامنت بنویسند.
0
6
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۱
۴۷

سیمرغ ایران - برلین، آلمان
setayeshz565 - وین، اتریش
کاش مثل ترانه های درخواستی بود، هر کی یک اسم میگفت تا بی بی کتلت اش رو براش درست کنه، من هم با انتخاب خالی باف موافقم0
5
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۰
۷۰

sabbas - لندن، انگلستان
بسوزید مادر های تروریست. حالا دیگه نوبت هلهمه و جشن و شادی ماست. و تمومتون را هم نابود میکنیم
0
5
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۳
۵۱

Persian2600 - استکهلم، سوئد
بدرک..بدرک و باز هم بدرک. امیدوارم بزودی نوبت بقیه شون بشود. لقب ایت لله بی بی س که دیگه ۱۰۰٪ ثابت شد، زنیکه ......
0
6
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۸
۶۶

zarduscht1 - فرانکفورت، آلمان
نسل ۵۷ و جبهه آنتیسِمیت و آنتیامپریالیست «پدر معنوی» خودشون رو از دست دادن و یتیم شدن..بالاخره یتیمی شوخیبردار نیست! ولی صحنه رو تصور کن:اعلامیه یک گروه انشعابی از حزب کمونیست آلمان منتشر شده؛بالای بیانیه، با فونت درشت و حالوهوای رسمی نوشته:«انا علیه انا راجعون…»پایینش هم تسلیت به «همه ما»!آدم نمیدونه بخنده یا بره دنبال مترجم بینالمللیِ ایدئولوژیک!یک گروه مارکسیستیِ اروپایی، با ادبیات ماتریالیسم دیالکتیک، شروع بیانیهش رو با جملهای آغاز کرده که معمولاً توی مراسم ختم شنیده میشه.یعنی انترناسیونالیزم تا این حد جهانی شده که حتی سوگواری هم فدرال شده! حالا یکی میگه:. «شما اگه پدرتون رو از دست میدادید عزا نمیگرفتید؟»والا چرا,ولی فرقش اینه که ما اگه عزادار بشیم، حداقل قبلش تکلیفمون با جهانبینیمون روشنه! نه اینکه صبح بگیم دین افیون تودههاست، عصر بیانیه رو با ذکر شروع کنیم، شب هم تحلیل دیالکتیکی از فقدان پدر معنوی ارائه بدیم. وقتی ایدئولوژیها با هم قاطی میشن، خروجیش یه چیزی میشه شبیه خورشت قورمهسبزی با سس سویا؛. همهچیز توشه، فقط معلوم نیست دقیقاً باید با چه قاشقی خوردش!
0
3
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۶
۸۳

گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
چپول ها بعد از شوروی اول چین را قبله گاه امال خودشان کردند. چینی ها عاقل بودند و بجای مصادره با سرمایه های بین المللی مملکت خودشان را ساختند. بعدا این ها تخم مرغ هایشان را توی سبد ایران گذاشتند که این قبله گاه هم در حال فروپاشی است. برعکس عقاید کاملا غلط مارکس محال است با مصادره امور مملکتی به سامان برسد. مساوات هم در عرف بین المللی غیر ممکن و اگر مثل سربازخانه با زور درامدها و جیره ها اجباری شود شدیدا باعث مفتخوری و فقر و تنبلی میشود.
1
0
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۵