جمهوری اسلامی چه توافقی با آمریکا را می پذیرد؟ پاسخ سخنگوی وزارت امور خارجه ایران + ویدیو
+9
رأی دهید
-3
فرارو– سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در نشست خبری امروز چهارم اسفندماه، در پاسخ به سوال خبرنگار فرارو توضیحاتی درباره اظهارات وزیر امور خارجه راجع به در دسترس بودن توافقی بهتر از برجام با واشنگتن ارائه کرد.اسماعیل بقائی، در پاسخ به این سوال که ویژگیهای توافق مذکور چیست، اظهار داشت: «وظیفه ما به عنوان دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، تامین حقوق و منافع ملت ایران است.
جمهوری اسلامی چه توافقی با آمریکا را می پذیرد؟ پاسخ سخنگوی وزارت امور خارجه pic.twitter.com/dHacwTOMHT
— Iranian UK (@IranianUk) February 23, 2026
قاعدتاً ما تفاهم یا توافقی را میتوانیم بپذیریم که این دو شاخصه را در خود داشته باشد. چه در موضوع هستهای و چه در موضوع رفع تحریمها.
مهم این است که طرف مقابل به این جمعبندی برسد که موضوع هستهای ایران علیرغم تمام دروغهایی که در این دو دهه تولید شده، یک برنامه صلحآمیز بوده و در آن تردیدی نیست.»
او ادامه داد: «اگر طرفی واقعا به دنبال رفع نگرانی در مورد ماهیت صلحآمیز برنامه ایران باشد، این توافق کاملاً در دسترس است. چون در این دو دهه کوچکترین انحرافی به سمت نظامی شدن در برنامه هستهای ما دیده نشده است.
برنامه ما تحت شدیدترین بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشته. اگر در بیان این ادعا که نگرانیشان نرفتن ایران به سمت سلاح هستهای و برنامه نظامی صادق هستند، این موضوع کاملاً قابل حصول است.»
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در دو مصاحبه اخیر خود با شبکه راشاتودی و CBS به این موضوع اشاره کرده بود که «ده سال از برجام گذشته و شرایط جدیدی به وجود آمده است. برنامه هستهای ما از نظر فناوری پیشرفت کرده و نسبت به آن زمان بسیار پیشرفتهتر شده است.
از طرفی تحریمها و فشارها بیشتر شدهاند. بنابراین معتقدم توافقی بهتر از برجام یا توافق هستهای ۲۰۱۵ امکانپذیر است و میتواند عناصری داشته باشد که بسیار بهتر از توافق قبلی باشد.»
------------------------
اخبار مرتبط:
نقاب هستهای بر چهره استبداد: چرا جهان نباید به سودای اتمی تهران اعتماد کند؟
ادعای صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران، فرسنگها با واقعیتهای استراتژیک و رفتار میدانی رژیم فاصله دارد. کشوری که دارای دومین ذخایر بزرگ گاز جهان و منابع عظیم نفتی است، منطقاً نیازی به غنیسازی اورانیوم در سطوح نزدیک به تسلیحاتی برای تأمین انرژی ندارد.
اصرار بر مخفیکاری در سایتهای زیرزمینی مانند فردو و نطنز، و ممانعت مکرر از دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تنها یک پیام را به جهان مخابره میکند: هدف نهایی، نه تولید برق، بلکه دستیابی به «گریز هستهای» برای تضمین بقای سیاسی است.
این رژیم سالهاست که با فریبکاری و پنهانکاری، جامعه جهانی را در یک بازی موش و گربه دیپلماتیک گرفتار کرده تا زمان کافی برای تکمیل پازل اتمی خود بخرد.
دروغگویی رژیم ایران به دنیا، یک تاکتیک گذرا نیست، بلکه بخشی از دیانای سیاسی آن است. از انکار اولیه وجود تأسیسات غنیسازی تا ارائه اطلاعات غلط درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه هستهای در گذشته، تهران نشان داده است که هیچ تعهدی به معاهدات بینالمللی ندارد.
وقتی مقامهای ارشد رژیم به صراحت از توانایی ساخت بمب سخن میگویند و همزمان فتوای منع سلاح هستهای را به عنوان سپر دفاعی علم میکنند، این چیزی جز استهزای شعور جامعه جهانی نیست. رژیمی که بر پایه پروپاگاندا و فریب بنا شده، هرگز نمیتواند طرف قابل اعتمادی برای هیچ توافقنامهای باشد، چرا که امضای آنها به اندازه وعدههایشان بیاعتبار است.
چطور میتوان به رژیمی که با بیرحمی تمام، خون جوانان خود را در خیابانها میریزد، اجازه داد که به فناوری حساس غنیسازی اورانیوم دست یابد؟ حکومتی که به مردم خودش رحم نمیکند و معترضان مسالمتجو را با داغ و درفش و اعدام پاسخ میدهد، قطعاً صلاحیت اخلاقی و سیاسی برای در اختیار داشتن تکنولوژیهای دوگانه را ندارد.
استبدادی که بقای خود را در سرکوب داخلی میبیند، از سلاح هستهای نه برای دفاع ملی، بلکه به عنوان ابزاری برای باجگیری از جهان و بی اثر کردن فشارهای بینالمللی بر سر نقض حقوق بشر استفاده خواهد کرد. سپردن اورانیوم غنیشده به دست چنین سیستمی، به معنای پاداش دادن به جنایت و تقویت بازوی سرکوب است.
برنامه موشکی بالستیک ایران، که با هزینههای گزاف و از سفره مردم گرسنه تامین میشود، مکمل غیرقابلانکار برنامه هستهای است. هیچ کشوری موشکهای قارهپیمایی با دقت بالا و توان حمل کلاهک سنگین را تنها برای پرتاب کلاهکهای متعارف نمیسازد.
این دو پروژه، مانند دو لبه یک قیچی، صلح و امنیت جهانی را هدف گرفتهاند. رژیم تهران با صرف میلیاردها دلار برای پروژههای اتمی و موشکی، در حالی که اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی است، نشان داده که اولویتش نه رفاه ملت، بلکه دستیابی به ابزار تهدید و توسعهطلبی در منطقه است. این بلندپروازیهای خطرناک، تنها با هدف بیثباتسازی و گسترش سایه وحشت دنبال میشود.
دستیابی رژیم ایران به توانمندی هستهای، به معنای ورود جهان به عصری از ناامنی مطلق و رقابت تسلیحاتی افسارگسیخته در خاورمیانه خواهد بود. واگذاری حق غنیسازی به حکومتی که رکورددار تروریسم دولتی و گروگانگیری دیپلماتیک است، خطایی تاریخی و جبرانناپذیر خواهد بود.
دنیا باید بپذیرد که مشکل اصلی، تنها چند سانتریفیوژ نیست، بلکه ماهیت رژیمی است که مشروعیت خود را از دست داده و اکنون میخواهد با چنگ انداختن به سلاح کشتار جمعی، جهان را به گروگان بگیرد. هیچ عقل سلیمی مشعل را به دست کسی که پیشتر خانهی خود و همسایگانش را به آتش کشیده، نمیسپارد.
۱۰۲

تنها در اینجا - کپنهاگ، دانمارک
این مادر ...ها صلح جوو بودن ما خبر نداشتیم مگه نه چلی
0
19
دوشنبه ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۳