وقاحت سخنگوی وزارت بهداشت: توجیه سوند و آنژیوکت متصل به پیکر معترضان بدون صحبتی از آثار «تیر خلاص»!

روزیاتو- در پی انتشار تصاویری از پیکر جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در پزشکی قانونی کهریزک و دیگر نقاط، توجه‌ها به جزئیاتی جلب شد که در آن، تجهیزاتی مثل سوند، آنژیوکت، چست‌تیوب و موارد مشابه هنوز به بدن برخی کشته‌شدگان متصل مانده بود. 

حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، در گفت‌وگویی توضیح داده این تجهیزات عمدتاً به دلیل آغاز اقدامات درمانی و احیا از لحظه انتقال مجروحان و همچنین شرایط غیرعادی و شلوغی شدید آن شب‌ها، روی بدن برخی افرادی که جانشان را از دست داده بودند باقی مانده است.

کرمانپور در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی «پزشکان و قانون»، وضعیت اورژانس بیمارستان‌ها در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی را تشریح کرده و گفته تا حدود ساعت ۱۰:۳۰ – ۱۱ شب وضعیت عادی بوده، اما بعد از آن روند انتقال مجروحان به شکل ناگهانی تغییر کرده است. به گفته او، از یک مقطع به بعد تعداد مجروحان آن‌قدر بالا رفت که موج مراجعه، مدیریت عادی اورژانس را عملاً از حالت معمول خارج کرد.

او در بخشی از این گفت‌و‌گو توضیح می‌دهد:

پنجشنبه شب تاحدود ساعت ده و نیم یازده، آنچنان خبری نبود. بعد از آن آمبولانس‌ها یکی‌یکی مجروحان را آوردند. اما از یک جایی به بعد، تعداد مجروحان خیلی زیاد شد. شب اول ۶۴ نفر را به اورژانس بیمارستان ما آوردند. 

شرایط خیلی از مجروحان به شکلی بود که پیش از رسیدن به بیمارستان در همان آمبولانس اقدامات اولیه شروع می‌شد. بخیه می‌زدند، آنژیوکت می‌گذاشتند، چست تیوب می‌گذاشتند و …

بیماران با آمبولانس‌ها و سواری‌های متعدد به بیمارستان انتقال داده می‌شدند. متاسفانه برخی از بیماران هم پیش از رسیدن به بیمارستان فوت می‌کردند و این امکان وجود داشت که بخاطر شرایط خاص آن شب‌ها، جسد را مستقیما به سردخانه برده باشند و بعضی از تجهیزات روی جسد باقی مانده باشد. 

البته آمبولانس‌های ۱۱۵ موظف هستند حتی درصورت فوت بیمار، او را به اورژانس تحویل دهند و بیمارستان جسد را به سردخانه می‌فرستد. اما شرایط آن شب‌ها کاملا متفاوت بود. آن شب به اندازه همه مجروحان آمبولانس وجود نداشت. چون بالاخره تعداد آمبولانس‌ها در هر منطقه‌ای محدود است. 

ممکن است در هر منطقه‌ای ۳ آمبولانس وجود داشته باشد. آن هم وقتی برای ماموریت اعزام می‌شد تا وقتی که برمی‌گشت زمان زیادی می‌گذشت. بعضی از خیابان‌ها بسته بودند، حتی خود آمبولانس در خطر بود؛ بنابراین اکثر بیماران را خود مردم با ماشین شخصی و هرطور می‌توانستند به بیمارستان می‌رساندند. گاهی مجبور بودند چند مجروح را با یک وانت بیاورند. وضعیت بسیار بد، زننده و دهشتناک بود.

کرمانپور در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو نیز می‌گوید:

هر بیماری را که می‌آوردند، چند نفر همراه داشت که وارد CPR می‌شدند و ما دیگر نمی‌توانستیم آنها را از CPR بیرون کنیم. همراهان هم ناراحت و پریشان و حتی خشمگین بودند؛ بنابراین از یک جایی به بعد من به بچه‌ها گفتم کاری به همراهان نداشته باشید و به کارتان برسید. 

همین کار کردن در حضور همراهان هم شرایط خاص خودش را داشت. جیغ می‌کشیدند و شیون می‌کردند و طبیعی هم بود. به‌هرحال اکثر کسانی که می‌آوردند هم جوان بودند. پشت سر هم بیمار می‌آوردند، ما هم بی‌وقفه یا cpr می‌کردیم، یا بخیه می‌کردیم یا چست تیوب می‌زدیم یا لوله تراشه می‌زدیم. 

ولی متاسفانه تعدادی از بیماران فوت می‌کردند و تازه نوبت به فریاد و شیون همراهانشان می‌رسید. این بود که از آن پس، همکارانمان با سرعت فوت شده‌ها را می‌بردند بیرون و کارهایشان را انجام می‌دادند و درون کیسه می‌گذاشتند و سریع برمی‌گشتند تا به نفرات بعدی برسند. 

در این بین ممکن است بعضی چیز‌هایی که شما گفتید پیش آمده باشد. مثلا در آن ازدحام و سرعت عمل در خدمت‌رسانی، آنژیوکت روی دست یک متوفی جا مانده باشد و نظیر این.

درصورتی‌که آن شب ما برای سه‌چهار بیمار، بدون بی‌حسی چست‌تیوپ می‌زدیم. اصلا فرصتی برای این کار نبود. به مریض می‌گفتیم تحمل کن. خیلی سخت است. به زبان آوردنش شاید ساده باشد ولی اینکه ریه یک شخص را سوراخ کنی واقعا دردناک است. نمی‌دانید همکاران من با چه وضعیتی این کار را انجام می‌دادند. 

خودشان اشک می‌ریختند و کار می‌کردند. اما چه می‌شد کرد؟ جان بیماران در خطر بود. من می‌دیدم که بچه‌ها اشکشان را با سر آستین لباسشان پاک می‌کردند که دیگران متوجه وضعیت روحی شان نشوند و همچنان خدمت می‌کردند. چاره‌ای نبود. باید جان مریض‌شان را نجات می‌دادند.

به هرحال کمی از شرایط آن شب را یادآوری کردم که بگویم این احتمال وجود داشت که وقتی مریضی فوت می‌کرد به این دلیل که باید خیلی سریع داخل کیسه قرار داده می‌شد و به سردخانه منتقل می‌شد، بعضی وسایل روی بدن مریض دیده نشده و جا مانده باشد. خصوصا کسانی که سوند فولی یا آنژیوکت داشتند.
+22
رأی دهید
-1

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۷
    سیمرغ ایران - برلین، آلمان

    دست بندهایی که هنوز به دست جانباختگان بود چی؟
    1
    30
    ‌سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۹
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۵
    Shahn - باربودا، آنتیگوا و باربودا

    بابا صد رحمت به حیوانات . جنایتی که اینها کردن کرکس و کفتار هم نمیکنن. جمهوری اسها.....ی روی دو چیز برقرار ۱. خونریزی ۲. خون شویی توسط آسه...ال طلبان و فرقه سیاه چپول ایرانی و بین والممللی و نایاکیلی تبهکار
    3
    29
    ‌سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۳
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۵۶
    hamid4053 - اصفهان، ایران
    کلمه وقاحت در بین اشغالگران ایران کلمه ای است که در خونشان اجین شده. جنایتگرهای بزرگ تاریخ ایران. ایران ما دوران سختیهای زیادی را پست سر گذاشته این دوران هم میگذرد و رو سیاهیش به حکومت اشغالگر منحوس وحشی غارتگر جنایتگر اسلامی میماند. این اشغالگرها معنی اسلام را به ما شناساندند و به ما کمک کردند که از این مذهب مخوف گذر کنیم
    1
    4
    ‌سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.