چرا فیفا چشم خود را بر کشتار معترضان در ایران میبندد؟
+29
رأی دهید
-1
پیام یونسیپور - ایران وایر«علی کریمی» و جمعی از بازیکنان، مربیان، داوران و روزنامهنگاران ورزشی ایران، ۵بهمن۱۴۰۴ در بیانیهای رسمی، نسبت به کشتهشدن فوتبالیستها و خطر اعدام و سرکوب اعضای جامعه فوتبال در ایران به فدراسیون جهانی فوتبال هشدار دادند و خواهان واکنش این نهاد بینالمللی شدند.
این تلاشی بود برای جلب کردن نگاه یکی از بزرگترین سازمانهای ورزشی جهان به یکی از بزرگترین کشتارها در جهان معاصر.
نتیجه این درخواست اما در «سکوت مطلق» فیفا خلاصه شد؛ مانند دورههای گذشتهای که ورزشکاران در کنار مردم ایران سرکوب، بازداشت یا اعدام شده بودند.
با وجود کشته شدن هزاران معترض ایرانی در دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی، کمیته بینالمللی المپیک (IOC) و فدراسیونهای بینالمللی ورزشی از جمله «فیفا»، واکنشی نشان ندادهاند. سوال اینجا شکل میگیرد که آیا این نهادهای «مستقل» ورزشی موظف به ورود به موضوعاتی همچون «آغاز منازعات نظامی»، «نسلکشی» یا «کشتار عمومی» هستند؟

پاسخ را اصل ۵۹ منشور المپیک اینگونه میدهد: «هیات اجرایی کمیته بینالمللی المپیک (IOC) میتواند در صورت نقض منشور المپیک، اقدامات یا مجازاتهایی را که در منشور المپیک پیشبینی شده است، اعمال کند.»
اصل اول منشور المپیک که ماده ۵۹ میتواند براساس آن اجرا شود میگوید «المپیزم فلسفهای است که ورزش را در خدمت «توسعه هماهنگ انسان» و جامعهای مبتنی بر صلح قرار میدهد.»
ماده ۳ اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال نیز گفته است «فیفا متعهد به احترام به تمامی موازین حقوق بشری است که از سوی سازمان ملل و در سطح بینالمللی بهرسمیت شناخته شده و باید در جهت ترویج حمایت از این حقوق تلاش کند.»
در ماده ۱۶ اساسنامه فیفا نیز به صراحت قید شده «کنگره فیفا میتواند به درخواست شورای فیفا، عضوی را به دلیل پایبند نبودن به اساسنامه این نهاد، تعلیق کند. به این شرط که به صورت جدی تعهداتش را نقض کرده باشد.» اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، این بندها و مادهها در منشورها و اساسنامهها، نه برای اجرای قاطعانه که برای «گریزهای تاریخی» طراحی شدهاند.
قوانین نهادهای بینالمللی چه میگویند؟
با یک پرسش ساده باید ادامه داد؛ آیا کمیته بینالمللی المپیک و فیفا قادر هستند که در قبال کشتار هزاران شهروند ایرانی توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی، تصمیماتی قهرآلود یا تنبیهی را برای فدراسیونهای ورزشی ایران در نظر بگیرند؟ پاسخ قطعا مثبت است. اما اگر بپرسیم که آیا این دو نهاد بینالمللی، چنین تصمیمی را خواهند گرفت یا نه، احتمال مثبت بودن جواب، به سمت صفر سیر میکند.
برای رسیدن به چرایی این موضوع باید به صورت سرپایی، تاریخ سیاه کشتارها و واکنشهای بینالمللی از ابتدای دهه ۱۹۸۰ تاکنون را مرور کرد. تاریخی لبریز از نسلکشیها و جنگهای عریان، اما واکنشهای محدود در فعال کردن «کدهای انضباطی» فدراسیونهای بینالمللی ورزشی.
از نخستین تحریم در پی نسلکشی چه به یاد داریم؟
نخستین بار فدراسیون جهانی فوتبال، در سال ۱۹۹۲ تیم ملی یوگسلاوی را از حضور در تمامی رقابتهای بینالمللی به دلیل آغاز جنگهای نظامی و کشتار غیرنظامیان محروم کرد.
در بحبوحه جنگهای داخل یوگسلاوی و شروع جنگهای بالکان، کشتار غیرنظامیان و محاصره شهرها، سازمان ملل متحد قطعنامه ۷۵۷ را در ماه مه ۱۹۹۲ تصویب میکند. قطعنامهای که دایرهای وسیع از تمامی تحریمها را شامل دولت حاکم بر این کشور میکرد.
فدراسیون جهانی فوتبال در فاصله دو ماه بعد تیم ملی یوگسلاوی را «به تبعیت از سازمان ملل متحد» از حضور در تمامی رقابتهای بینالملل محروم میکند. این تیم جام ملتهای ۱۹۹۲ را از دست داد، دانمارک جانشین این تیم شد و جالب این که همین دانمارک به قهرمانی همین مسابقات رسید.
فیفا چگونه روسیه را محروم کرد؟
دومین تصمیم فیفا برای تعلیق یک فدراسیون فوتبال به سال ۲۰۲۲ برمیگردد. دقیقا ۳۰ سال بعد از محروم کردن یوگسلاوی، فدراسیون جهانی فوتبال «به تبعیت از دستور کمیته بینالمللی المپیک» اقدام به حذف تمامی تیمهای ملی فوتبال روسیه از حضور در رقابتهای بینالمللی میکند.
کمیته بینالمللی المپیک پس از حمله نظامی روسیه به اوکراین تشخیص داد که این یورش نظامی، نقض کننده منشور المپیک است. پس از فدراسیونهای بینالمللی ورزشی خواست که روسیه را به صورت کامل از حضور در رقابتهای جهانی منع کنند.
این یعنی فیفا تاکنون در زمینههای حقوق بشری و مقابله با سرکوبها، نسلکشیها و اعتراضات تنها ۲ بار اقدام به تعلیق تیمهای ملی کشورها کرده که هر دو بار تحت تاثیر قدرت بالادستی بوده است؛ یک بار سازمان ملل و بار دیگر کمیته بینالمللی المپیک.
آیا چشمهای فیفا همه کشتارهای معاصر را دیده است؟
آیا جنگ یا حمله نظامی، کشتار عمومی و نسلکشی مختص همین دو جغرافیا در اروپا بودند؟
ارتش سوریه تحت امر «بشار اسد» رییس جمهور وقت سوریه با حمایت سپاه پاسداران و نیروهای نیابتیاش، طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ هزاران غیرنظامی را در خاک سوریه به فجیعترین روشها به قتل رساندند. از قتل عام «دوما» با حملات هوایی ارتش سوریه با بمبهای بشکهای بر بازارها و مناطق غیرنظامی در سال ۲۰۱۵ گرفته تا حمله شیمیایی «غوطه شرقی» با موشکهایی که گاز سارین بر سر مردم در سال ۲۰۱۳ ریختند و سایر قتل عام غیرنظامیان در «هولا»، «تادامون»، «البیضا» و «بنیاس». فیفا حتی بیانیهای در محکومیت نداد، چه رسد به اینکه تیم ملی فوتبال این کشور را از حضور در انتخابیهای جام جهانی محروم کند.
کمی دورتر، در سال ۱۹۸۸ در همین جغرافیای خاورمیانه هرچند «صدام حسین» مردم کشورش را در تمامی شهرها به گلوله نبست، اما در جریان عملیات «انفال» در حلبچه هزاران کرد غیرنظامی را قتل عام کرد. گزارش شده بین ۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر کشته شدند. فیفا هیچ واکنشی نشان نداد. نه محکوم کرد و نه تعلیق.
سال ۱۹۹۴ و زمانی که هنوز یوگسلاوی بخاطر حمله به غیرنظامیان در اروپا از مسابقات فوتبال محروم بود، یکی از بیسابقهترین نسلکشیهای تاریخ رقم خورد. طبق گزارش سازمان ملل، دولت رواندا با ترکیبی از ارتش، شبهه نظامیان و نیروهای بسیج حامی حکومت، طی ۱۰۰ روز، بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون نفر از قوم توتسی و همچنین هوتاهای را به خاک و خون کشید و کشت. نتیجهاش چه بود؟ سکوت کامل کمیته بینالمللی المپیک و فیفا.
حدفاصل سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ گزارشهایی از نسلکشی و حمله نظامی به غیرنظامیان در سودان جنوبی، بورکینافاسو، گواتمالا، سریلانکا، کامبوج و میانمار منتشر شد. اما فیفا هرگز مانند جنگ روسیه و اوکراین یا آنچه در یوگسلاوی رخ داد وارد عمل نشد.
فیفا چه زمانی ورود میکند؟
تجربه تاریخی ثابت کرده است که فیفا برای واکنش نشان دادن به کشتار مردم، محکوم کردن جنگ و استفاده از کدهای انضباطیاش برای پایبند بودن به قوانین حقوق بشری مندرج در اساسنامهاش، به اعمال فشار از نهادهای بالادستی و فراهم بودن فضا برای تبلیغ رسانهای نیازمند است.
با گذشت بیش از یک ماه از کشتار ایرانیان معترض در خیابانهای ایران، کمیته بینالمللی المپیک هنوز موضعی رسمی در قبال این جنایت نگرفته و اخبار رسیده از سازمان ملل نیز حکایت از دعوت شدن «عباس عراقچی» وزیر خارجه جمهوری اسلامی برای سخنرانی در این سازمان را دارد. فیفا در چنین شرایطی، به سکوت خود ادامه خواهد داد.