رد پای شیر و خورشید؛ از کیهان‌شناسی دوران باستان تا شناسنامه ملی ایران

شیر و خورشید ایرانایندیپندنت فارسی: سایه رحیمی
به گواهی اسناد و یافته‌های تاریخی، «شیر و خورشید» ریشه در جهان‌بینی کیهانی تمدن‌های باستانی دارد و نشانه‌ای از جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است.

پیشینه این نوع نگرش به حدود سه هزار سال پیش باز می‌گردد و رد پای آن را می‌توان در ستاره‌شناسی تمدن بین‌النهرین و ایران باستان مشاهده کرد. آن‌ها باور داشتند که حرکت اجرام آسمانی معنای نهفته دارد. بر مبنای این نگرش، آسمان به ۱۲ برج تقسیم می‌شود و هر سیاره در یکی از این برج‌ها خانه دارد و در همان نقطه به اوج نیروی خود می‌رسد. در این میان، خورشید به‌عنوان منبع نور و حیات در صور فلکی اسد یا همان شیر، خانه دارد.

این پیوند علاوه بر محاسبه نجومی، حامل معنایی نمادین است؛ به این معنا که خورشید در برج شیر در بالاترین نقطه توان و اقتدار تابستانی خود قرار می‌گیرد. بنابراین تصویر خورشید که در این نماد پشت شیر است، قدرت بزرگ، پیروزی نور، نظم کیهانی و اقتدار را نمایندگی می‌کند.

این نماد تصویری پرمعنا بعدها از باورهای اساطیری به زبان و زندگی مردم گسترش یافت و به تدریج در سپهر اجتماعی و سیاسی نیز بازآفرینی شد.
تجلی شیر و خورشید در ایران باستان
یکی از ماندگارترین و کهن‌ترین تجلی‌های شیر و خورشید در ایران باستان، صحنه حمله شیر به گاو است که در هنرهای به‌جامانده از دوران هخامنشی نشانه‌های بارز آن مشاهده می‌شود. در این خوانش اساطیری و نجومی، گاو یا همان «ثور» به‌عنوان نماد سرما و رکود زمستانی شناخته می‌شود و شیر نیز نماد گرما، زایش و نور است. از همین رو، پیروزی شیر بر گاو در واقع استعاره‌ای از چرخش سال و پیروزی بهار بر زمستان است.

این صحنه در نقش‌برجسته‌های تخت جمشید بارها تکرار شده است و اتفاقا همین تکرار نشان می‌دهد که تنها با یک نقش تزیینی بدون معنا مواجه نیستیم. برخی پژوهشگران بر این باورند که این تصویر نوعی تقویم سنگی و تصویری برای بیان نظم زمان و چرخه فصول است. آن‌ها جدال شیر و گاو را حامل لایه‌های معنایی عمیق می‌دانند.

نزد ایرانیان باستان، خورشید فقط یکی از اجرام آسمانی نبود، بلکه به‌عنوان نور ایزدی شناخته می‌شد و ایزد مهر یا میترا به‌عنوان نماد مطلق نور در این منظومه فکری جایگاه محوری داشت. شیر نیز مظهر زمینی شجاعت به شمار می‌رفت؛ بنابراین یکی دیگر از لایه‌های معنایی شیر و خورشید در ایران باستان این است که شیر می‌تواند نور آسمانی را بر زمین نمایندگی کند.

همین منطق است که باعث می‌شود در اشیای مفرغی لرستان (متعلق به هزاره اول پیش از میلاد)، در مُهرها و سکه‌های هخامنشی و ساسانی، همنشینی نمادین خورشید، هاله نور و تخت یا پیکره‌های شیرنشان را ببینیم.

احمد کسروی نیز در کتابی تحت عنوان «تاریخچه شیر و خورشید» تایید کرده است که ایرانیان باستان خورشید را مظهر فروغ ایزدی می‌دانستند و شیر را به‌سبب هیبت و دلاوری، قرینه‌ زمینی آن قرار می‌دادند.
رد پای شیر و خورشید در هزاره سوم قبل از میلاد
جست‌وجو برای یافتن ریشه‌های نماد شیر و خورشید، ما را به سفری در اعماق تاریخ فلات ایران می‌برد؛ سفری که از هزاره سوم پیش از میلاد آغاز شد و تا عصر حاضر تداوم یافت. این نماد، برخلاف تصور بسیاری، یک نشان یا نماد مقطعی نیست، بلکه چکیده‌ای از حافظه تاریخی و کیهان‌شناختی یک ملت است.

کهن‌ترین ردپای این پیوند را در لایه‌های خاک پیدا می‌کنیم. قدیمی‌ترین نمونه شناخته‌شده مُهری لاجوردی متعلق به تمدن جیرفت با قدمتی بیش از پنج هزار سال است که اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. این اثر شیری را در میان پرتوهای خورشید نشان می‌دهد که گواهی بر باورهای آغازین ایرانیان به ایزد مهر (میترا) است.

زنجیره تاریخی شیر و خورشید پس از آن در هگمتانه (همدان فعلی) ادامه می‌یابد؛ جایی که حدود دو هزار و ۷۰۰ سال پیش، هنرمندان ماد قدرت پادشاهی را در هیبت شیر بر دیواره‌ کاخ‌ها حک کردند.

در هزاره اول پیش از میلاد، شیر و خورشید راه خود را به اشیای کاربردی هم باز کرد. مفرغ‌های لرستان شامل جام‌ها و پلاک‌هایی که امروز در موزه‌های لوور، بریتانیا و ملی ایران نگهداری می‌شوند، شیر را در کنار دایره‌های کیهانی نشان می‌دهند.

با این حال، یکی از محکم‌ترین اسناد دوران هخامنشی مهر مکشوفه در منطقه «آناپا» (ساحل دریای سیاه) است. این مهر ایزدبانو آناهیتا را نشان می‌دهد که بر پشت یک شیر ایستاده و هاله‌ای از پرتوی خورشید پیرامون او را احاطه کرده است؛ تصویری که پیوند ایزدی، زن و قدرت را زیر لوای خورشید به نمایش می‌گذارد و اکنون در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می‌شود.

تداوم این نگاه در دوران ساسانی به اوج می‌رسد؛ جایی که شاهان با هاله‌های نورانی (فر ایزدی) بر تخت‌هایی با پایه‌های شیرنشان تکیه می‌زدند.

پس از اسلام نیز، این میراث در ادبیات و دانش نجوم حفظ شد. فردوسی که منبع داستان‌هایش خداینامه‌ها بودند، در شاهنامه، از درفش‌های «اژدهاپیکر» و «شیر زرین» یاد می‌کند که نشان از حضور این نماد بر پرچم‌های رزم دارد: درفشی بدید اژدهاپیکر است/ بر آن نیزه بر، شیر زرین سر است

قطران تبریزی، شاعر سده پنجم، هم با نگاهی دقیق به نجوم، به خانه بودن صورت فلکی اسد برای خورشید اشاره می‌کند و می‌گوید: اگر به خانه شیر آمدست، شید رواست/ بدان‌ که خانه شید است، شیر بر گردون

نقطه عطف نهایی در روند تکامل این نماد دوران سلاجقه روم است که خورشید برای نخستین بار روی سکه‌های غیاث‌الدین کیخسرو دوم، به طور رسمی بر پشت شیر جای گرفت. این سکه‌ها نقطه پیوند جهان باستان و دوران میانه ایران بودند؛ جایی که مفاهیم نجومی، مذهبی و ملی در یک قاب واحد ادغام شدند تا نمادی را پدید آورند که قرن‌ها بعد شناسنامه بین‌المللی هویت ایرانی شد.
نماد ملی ایرانیان
تبدیل «شیر و خورشید» از یک نقش نجومی و اسطوره‌ای به نماد شناخته‌شده‌ ایران فرایندی تدریجی بود که از قرون میانه به بعد آغاز شد و در دوره‌های صفوی، قاجار و پهلوی به اوج رسید.

آثار به‌جامانده از ایران باستان نشان می‌دهد که تا قبل از اسلام، نشان شیر و خورشید با ریشه‌های معنایی در نقش‌برجسته‌ها، مهرها و دیگر آثار کاربرد داشت و استفاده از آن به‌عنوان نماد ملی و میهنی در قرن‌های بعد آغاز شد.

بر اساس پژوهش‌های تاریخی، نخستین رواج شیر و خورشید به‌عنوان نشانی مرتبط با ایران به سده‌های هفتم و هشتم هجری بازمی‌گردد که این نقش در سکه‌ها، پرچم‌ها و متون نجومی و سیاسی ایران استفاده شد. با این حال، حتی در این دوره هم شیر و خورشید هنوز «نماد ملی» به معنای مدرن امروزی‌ آن نبود، بلکه نشانه‌ای نجومی‌ــ‌درباری محسوب می‌شد و منجمان و دبیران درباری بر پایه‌ همان سنت اخترشناسی قدیم، خورشید را در برج اسد می‌نشاندند و این ترکیب به‌تدریج وارد زبان نشان‌ها شد.

نقطه عطف اصلی مربوط به دوره صفوی است. در این دوره، شیر و خورشید وارد پرچم‌ها و نشان‌های رسمی شد و از آنجا که این سلسله مذهب شیعه داشت، خوانش مذهبی نیز برای آن برساخت، بر این اساس که ادعا کرد شیر نماد امام اول شیعیان است.

در دوره دوره قاجار، شیر و خورشید برای نخستین‌ بار به‌طور رسمی به‌عنوان نشان دولت ایران تثبیت و شکل بصری آن تغییراتی کرد.

احمد کسروی در کتاب «تاریخچه شیر و خورشید» صراحتا بر این نکته تاکید می‌کند که هرچند ریشه‌های معنایی این نشان کهن است، استفاده از آن به‌عنوان نماد ملی و سیاسی، محصول دوره‌های متاخر است. به عبارت دیگر شیر و خورشید از سده‌های میانه وارد زبان نشان‌های ایرانی شد، در عصر صفوی هویت دولتی گرفت و در دوره قاجار به نماد رسمی ایران تبدیل شد، ولی به‌رغم خوانش جدید مذهبی از آن، ریشه‌هایی هزاران ساله در حافظه اساطیری ایران دارد.

رضاشاه پهلوی نیز با درک همین اهمیت و پیشینه اساطیری و تاریخی بود که با حذف خوانش مذهبی از نماد ملی ایرانیان، آن را در قالب نماد و پرچم ملی بازتعریف کرد. در واقع شاهان پهلوی تعبیر ایرانی و اسطوره‌ای شیر را دوباره احیا کردند؛ شیری که یادآور پادشاهی، پهلوانی و رستم شاهنامه است.

در این خوانش، شیر و خورشید به نمادی از پاسداری از مام میهن بدل شدند. چنانکه در آثار هنری آغاز دوره رضا شاه، شیر نگهبان خورشید با تصویر شاه به‌عنوان حامی وطن همنشین می‌شود.

خوانش مذهبی از نشان هزاران ساله ایران از این جهت جعلی و غیرواقعی است که این نشان بر شانه‌های حافظه بسیار کهن یک ملت ایستاده است و قدمتی به اندازه اساطیر ایران دارد.
+9
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.