تغییر رهبر یا تغییر نظام؟ مناقشه بر سر سناریوی ونزوئلایی در ایران
+6
رأی دهید
-2
بی بی سی: سهند نیکدر حالی که بحث درباره مسیر آینده سیاست آمریکا در قبال ایران شدت گرفته، برخی تحلیلگران میگویند که دولت دونالد ترامپ ممکن است به الگویی مشابه رویکرد خود در ونزوئلا روی بیاورد؛ الگویی که به گفته منتقدان، بر تغییر محدود در راس قدرت متمرکز است و نه بر دگرگونی کامل ساختار سیاسی.
این نگرانیها، همزمان با تحرکات دیپلماتیک تازه و گفتوگوهای فشرده میان آمریکا و اسرائیل، بار دیگر پرسشهایی را درباره پیامدهای چنین سناریویی برای مردم ایران و ثبات منطقه مطرح کرده است.
اوائل سال ۲۰۲۶ میلادی، در اقدامی کمسابقه در ونزوئلا، نیروهای نظامی آمریکا با عملیاتی گسترده و کوتاه، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور را بازداشت و به ایالات متحده منتقل کردند، اقدامی که با واکنشهای گسترده جهانی روبرو شد و پیامدهای سیاسی و امنیتی آن فراتر از مرزهای آمریکای لاتین بوده است.
نیکلاس مادورو با عملیات برقآسای نیروهای ویژه آمریکا دستگیر شداین اقدام آمریکا نگاه بسیاری از تحلیلگران و چهرههای سیاسی را به کشور دیگری که در تضاد با آمریکا است جلب کرد. برای برخی مخالفان جمهوری اسلامی این نگرانی وجود دارد که ممکن است آنچه در ونزوئلا رخ داد، بهعنوان یک الگو یا هشدار در ذهن تصمیمگیران جهانی و منطقهای برای تحولات احتمالی در ایران دیده شود، هرچند واقعیتها و ساختارهای این دو کشور بسیار متفاوتاند.
در این راستا، در یادداشتی که اخیرا در روزنامه جروزالم پست چاپ اسرائیل منتشر شده، سعید قاسمینژاد و نوید محبی هشدار میدهند که تکرار «مدل ونزوئلایی» در ایران، میتواند پیامدهایی «فاجعهبار» برای مردم ایران و برای امنیت اسرائیل داشته باشد.
سعید قاسمینژاد، مشاور ارشد «بنیاد دفاع از دموکراسیها»، و نوید محبی، پژوهشگر و تحلیلگر است و هر دو از تهیه کنندگان دفترچه دوران اضطرار هستند. در این دفترچه نقشه راه اداره ایران در فاصله سقوط جمهوری اسلامی تا استقرار نظام سیاسی جدید در دورهای ۱۸ تا ۳۶ ماهه پیشبینی شده و شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان رهبر این دوره در نظر گرفته شده است.
تجربه ونزوئلا و آنچه شماری از تحلیلگران از آن بهعنوان «مدل ونزوئلایی» یاد میکنند روشی است که در آن اولویت لزوما فروپاشی کامل یک نظام سیاسی نیست، بلکه ایجاد اهرم فشار و واداشتن حاکمیت به تمکین است. در این الگو، راس هرم قدرت تضعیف یا حذف میشود، اما بدنه و ماشین حکومتی دستنخورده باقی میماند. به باور منتقدان، چنین رویکردی بیش از آنکه به «رهایی ملتها» بینجامد، به «بازتولید بحران با چهرهای تازه» منجر میشود.
نویسندگان یادداشت جروزالم پست بر نقش رضا پهلوی بهعنوان چهرهای محوری در اپوزیسیون ایران تاکید میکنندبرخی تحلیلگران اظهارات مقامهای بلندپایه دولت آمریکا مانند مارکو روبیو، وزیر خارجه را در همین راستا ارزیابی کرده و میگویند دولت آمریکا الگوی مشابهی را برای ایران ترجیح میدهند.
آقای روبیو اخیرا در جلسهای در سنای آمریکا درباره جایگزین علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت که امیدوار است بتوان «در درون ساختارهای موجود، افرادی را پیدا کرد که امکان حرکت به طرف نوعی گذار را فراهم کنند».
این سخنان به گمان برخی کارشناسان به این معنی است که هدف ایالات متحده، تغییر رفتار حکومت و نه تغییر رژیم است.
به استدلال سعید قاسمینژاد و نوید محبی، از میان بردن علی خامنهای بدون برچیدن ساختار جمهوری اسلامی، بهمعنای نادیده گرفتن مطالبات جامعهای خواهد بود که خواهان تغییرات بنیادی هستند. آنها همچنین میگویند این وضعیت اسرائیل را با همان تهدیدهای پیشین، صرفا تحت رهبری جدید، مواجه میکند.
به باور نویسندگان این مقاله چنین «گذار ظاهری» نه «ماشین سرکوب» را از کار میاندازد و نه شبکههای منطقهای و نظامی را و تنها ظاهر مسئله را برای مصارف دیپلماتیک تغییر میدهد.
معترضان در سالهای اخیر در ایران، بیش از هر چیز بر یک مطالبه مشترک تاکید داشتهاند: تغییر بنیادین، نه اصلاحات نمایشیترس اصلی منتقدان مدل ونزوئلا از این است که غرب برای پرهیز از خلا قدرت و بیثباتی کوتاهمدت، به چنین سناریویی رضایت دهد؛ سناریویی که در آن یکی از چهرههای درون نظام قدرت را در دست میگیرد و در این میان خواست اکثریت جامعه نادیده گرفته میشود. این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که به نظر میآید معترضان در سالهای اخیر در ایران، بیش از هر چیز بر یک مطالبه مشترک تاکید داشتهاند: تغییر بنیادین، نه اصلاحات نمایشی.
در این چارچوب، نویسندگان یادداشت جروزالم پست بر نقش رضا پهلوی بهعنوان چهرهای محوری در اپوزیسیون ایران تاکید میکنند؛ شخصیتی که بهگفته آنها، توانسته میان رهبری سیاسی و بدنه اجتماعی معترض پیوند ایجاد کند، اگرچه همه مخالفان جمهوری اسلامی با چنین برداشتی موافق نیستند.
شعارها و فراخوانهای سراسری، از نظر هواداران آقای پهلوی، نشاندهنده ترجیح سیاسی روشن در بخشی گسترده از جامعه ایران است؛ ترجیحی که به باور آنها نادیده گرفتن آن، به معنای نادیده گرفتن اراده ملی خواهد بود.ٰ
نویسندگان مقاله جروزالم پست، شکل حکومت بعدی در ایران را برای اسرائیل نیز مهم ارزیابی میکنند. رهبران اسرائیل به روشنی گفتهاند که برای این کشور، بقای ساختارهای اصلی جمهوری اسلامی، حتی بدون رهبر کنونی میتواند به تداوم تهدیدها علیه اسرائیل و بیثباتی منطقه منجر شود.
بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل در یک سال گذشته شش بار به آمریکا سفر کرده استبنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل پیش از ششمین سفرش به آمریکا در یک سال گذشته برای دیدار با دونالد ترامپ گفت: «من اصولی را برای مذاکره با ایران ارائه خواهم داد که نه تنها برای اسرائیل، بلکه برای هر کسی که خواهان صلح و امنیت است، مهم است.»
در مجموع، بحث بر سر «مدل ونزوئلایی» بیش از آنکه به معنای پیشبینی یک سناریوی قطعی باشد، بازتابدهنده نگرانیها درباره رویکردهای احتمالی قدرتهای خارجی در قبال ایران است.
منتقدان این رویکرد هشدار میدهند که تمرکز بر تغییرات محدود در راس قدرت، بدون توجه به ساختارهای عمیقتر، میتواند نهتنها به خواستههای بخش بزرگی از جامعه ایران پاسخ ندهد، بلکه پیامدهای پیشبینیناپذیری برای ثبات منطقه و امنیت بازیگران اصلی آن، از جمله اسرائیل، به همراه داشته باشد.
این نگرانیها، همزمان با تحرکات دیپلماتیک تازه و گفتوگوهای فشرده میان آمریکا و اسرائیل، بار دیگر پرسشهایی را درباره پیامدهای چنین سناریویی برای مردم ایران و ثبات منطقه مطرح کرده است.
اوائل سال ۲۰۲۶ میلادی، در اقدامی کمسابقه در ونزوئلا، نیروهای نظامی آمریکا با عملیاتی گسترده و کوتاه، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور را بازداشت و به ایالات متحده منتقل کردند، اقدامی که با واکنشهای گسترده جهانی روبرو شد و پیامدهای سیاسی و امنیتی آن فراتر از مرزهای آمریکای لاتین بوده است.
نیکلاس مادورو با عملیات برقآسای نیروهای ویژه آمریکا دستگیر شداین اقدام آمریکا نگاه بسیاری از تحلیلگران و چهرههای سیاسی را به کشور دیگری که در تضاد با آمریکا است جلب کرد. برای برخی مخالفان جمهوری اسلامی این نگرانی وجود دارد که ممکن است آنچه در ونزوئلا رخ داد، بهعنوان یک الگو یا هشدار در ذهن تصمیمگیران جهانی و منطقهای برای تحولات احتمالی در ایران دیده شود، هرچند واقعیتها و ساختارهای این دو کشور بسیار متفاوتاند.در این راستا، در یادداشتی که اخیرا در روزنامه جروزالم پست چاپ اسرائیل منتشر شده، سعید قاسمینژاد و نوید محبی هشدار میدهند که تکرار «مدل ونزوئلایی» در ایران، میتواند پیامدهایی «فاجعهبار» برای مردم ایران و برای امنیت اسرائیل داشته باشد.
سعید قاسمینژاد، مشاور ارشد «بنیاد دفاع از دموکراسیها»، و نوید محبی، پژوهشگر و تحلیلگر است و هر دو از تهیه کنندگان دفترچه دوران اضطرار هستند. در این دفترچه نقشه راه اداره ایران در فاصله سقوط جمهوری اسلامی تا استقرار نظام سیاسی جدید در دورهای ۱۸ تا ۳۶ ماهه پیشبینی شده و شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان رهبر این دوره در نظر گرفته شده است.
تجربه ونزوئلا و آنچه شماری از تحلیلگران از آن بهعنوان «مدل ونزوئلایی» یاد میکنند روشی است که در آن اولویت لزوما فروپاشی کامل یک نظام سیاسی نیست، بلکه ایجاد اهرم فشار و واداشتن حاکمیت به تمکین است. در این الگو، راس هرم قدرت تضعیف یا حذف میشود، اما بدنه و ماشین حکومتی دستنخورده باقی میماند. به باور منتقدان، چنین رویکردی بیش از آنکه به «رهایی ملتها» بینجامد، به «بازتولید بحران با چهرهای تازه» منجر میشود.
نویسندگان یادداشت جروزالم پست بر نقش رضا پهلوی بهعنوان چهرهای محوری در اپوزیسیون ایران تاکید میکنندبرخی تحلیلگران اظهارات مقامهای بلندپایه دولت آمریکا مانند مارکو روبیو، وزیر خارجه را در همین راستا ارزیابی کرده و میگویند دولت آمریکا الگوی مشابهی را برای ایران ترجیح میدهند.آقای روبیو اخیرا در جلسهای در سنای آمریکا درباره جایگزین علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت که امیدوار است بتوان «در درون ساختارهای موجود، افرادی را پیدا کرد که امکان حرکت به طرف نوعی گذار را فراهم کنند».
این سخنان به گمان برخی کارشناسان به این معنی است که هدف ایالات متحده، تغییر رفتار حکومت و نه تغییر رژیم است.
به استدلال سعید قاسمینژاد و نوید محبی، از میان بردن علی خامنهای بدون برچیدن ساختار جمهوری اسلامی، بهمعنای نادیده گرفتن مطالبات جامعهای خواهد بود که خواهان تغییرات بنیادی هستند. آنها همچنین میگویند این وضعیت اسرائیل را با همان تهدیدهای پیشین، صرفا تحت رهبری جدید، مواجه میکند.
به باور نویسندگان این مقاله چنین «گذار ظاهری» نه «ماشین سرکوب» را از کار میاندازد و نه شبکههای منطقهای و نظامی را و تنها ظاهر مسئله را برای مصارف دیپلماتیک تغییر میدهد.
معترضان در سالهای اخیر در ایران، بیش از هر چیز بر یک مطالبه مشترک تاکید داشتهاند: تغییر بنیادین، نه اصلاحات نمایشیترس اصلی منتقدان مدل ونزوئلا از این است که غرب برای پرهیز از خلا قدرت و بیثباتی کوتاهمدت، به چنین سناریویی رضایت دهد؛ سناریویی که در آن یکی از چهرههای درون نظام قدرت را در دست میگیرد و در این میان خواست اکثریت جامعه نادیده گرفته میشود. این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که به نظر میآید معترضان در سالهای اخیر در ایران، بیش از هر چیز بر یک مطالبه مشترک تاکید داشتهاند: تغییر بنیادین، نه اصلاحات نمایشی.در این چارچوب، نویسندگان یادداشت جروزالم پست بر نقش رضا پهلوی بهعنوان چهرهای محوری در اپوزیسیون ایران تاکید میکنند؛ شخصیتی که بهگفته آنها، توانسته میان رهبری سیاسی و بدنه اجتماعی معترض پیوند ایجاد کند، اگرچه همه مخالفان جمهوری اسلامی با چنین برداشتی موافق نیستند.
شعارها و فراخوانهای سراسری، از نظر هواداران آقای پهلوی، نشاندهنده ترجیح سیاسی روشن در بخشی گسترده از جامعه ایران است؛ ترجیحی که به باور آنها نادیده گرفتن آن، به معنای نادیده گرفتن اراده ملی خواهد بود.ٰ
نویسندگان مقاله جروزالم پست، شکل حکومت بعدی در ایران را برای اسرائیل نیز مهم ارزیابی میکنند. رهبران اسرائیل به روشنی گفتهاند که برای این کشور، بقای ساختارهای اصلی جمهوری اسلامی، حتی بدون رهبر کنونی میتواند به تداوم تهدیدها علیه اسرائیل و بیثباتی منطقه منجر شود.
بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل در یک سال گذشته شش بار به آمریکا سفر کرده استبنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل پیش از ششمین سفرش به آمریکا در یک سال گذشته برای دیدار با دونالد ترامپ گفت: «من اصولی را برای مذاکره با ایران ارائه خواهم داد که نه تنها برای اسرائیل، بلکه برای هر کسی که خواهان صلح و امنیت است، مهم است.»در مجموع، بحث بر سر «مدل ونزوئلایی» بیش از آنکه به معنای پیشبینی یک سناریوی قطعی باشد، بازتابدهنده نگرانیها درباره رویکردهای احتمالی قدرتهای خارجی در قبال ایران است.
منتقدان این رویکرد هشدار میدهند که تمرکز بر تغییرات محدود در راس قدرت، بدون توجه به ساختارهای عمیقتر، میتواند نهتنها به خواستههای بخش بزرگی از جامعه ایران پاسخ ندهد، بلکه پیامدهای پیشبینیناپذیری برای ثبات منطقه و امنیت بازیگران اصلی آن، از جمله اسرائیل، به همراه داشته باشد.
۵۱

Tornado1 - استانبول، ترکیه
زنده گیری ، مثل مادورو ، بینیم اعتراف گیر تلویزیونی ، خودش چه جور اعتراف می کنه
0
3
چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۳
۷۰

sabbas - لندن، انگلستان
مردم کف خیابونا گفتن کی را میخوان. برگشت به هویت اصلی و پیروی از سه اصل ایین زرتشت. اقلا دیگه وسط عید نباید عزا بگیری که یه عرب هرومزاده سقط شده. اونم از تقویم اشغالشون که هر سال محرم چند روز زود تر از سال قبل میاد....یه مشت ابله و احمق بیشتر نیستن این تروریست های اسلامی
0
1
پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۵۷