دختر آیت‌الله منتظری:شرمسارم اگر در گذشته احیانا قدمی در جهت تایید جمهوری اسلامی برداشته‌ام

سعیده منتظری، دختر حسینعلی منتظری، در یادداشتی با عنوان «کاوه، امیدی برای آینده ایران» که در وب‌سایت کلمه منتشر شد، نوشت: «شرمسارم اگر در گذشته احیانا قدمی در جهت تایید جمهوری اسلامی، این حکومت مستبد، برداشته‌ام. نزدیک به چهل روز است که سایه مرگ بر سر شهرها و روستاهای ایران و در هر کوی و برزن گسترده شده است.»

منتظری اعلام کرد: «در پی کشتار بزرگی که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بر مردم روا داشته شد و منجر به جان باختن چند هزار تن از هم‌وطنانم و نیز مجروح شدن بسیاری شد، بهت‌زده‌ام و البته شرمسار.»

او تاکید کرد: « بهت‌زده از این‌که مگر می‌شود انسان تا این اندازه درنده‌خو شود که علی‌رغم این ادعا که «در عوض در ایران امنیت داریم»، برای دو روز حکومت بیشتر، این‌چنین مردم را به خاک و خون بکشد؟!»

منتظری در پایان این یادداشت نوشت: «امید این که در این شب بی‌پایان، و شهری سراسر تاریکی و خاموشی، کاوه‌ها که امیدی برای آینده ایرانند بدرخشند و دادخواه باشند و شاهد ایرانی آزاد و آباد. و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.»
کاوه، امیدی برای آینده ایران
سعیده منتظری می نویسد:
نزدیک به چهل روز است که سایه مرگ بر سر شهرها و روستاهای ایران و در هر کوی و برزن گسترده شده است!

در پی کشتار بزرگی که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ ماه بر مردم روا داشته شد و منجر به جان باختن چند هزار تن!!! از هموطنانم و نیز مجروح شدن بسیاری شد، بهت‌زده‌ام و البته شرمسار!

بهت‌زده از این که مگر می‌شود انسان تا این اندازه درنده‌خو شود که علی‌رغم این ادعا که: در عوض در ایران امنیت داریم! برای دو روز حکومت بیشتر، این چنین مردم را به خاک و خون بکشد؟!

و البته شرمسارم که اگر در گذشته‌ احیانا قدمی در جهت تایید جمهوری اسلامی، این حکومت مستبد برداشته‌ام!

قلم شکسته است و آن را توانی نیست که غم و اندوه و رنج این مصیبت بزرگ را بازگوید! و به ناچار

"ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را"

ولی زندگی نمی‌کنیم!

در شهر قم قدم می‌زنم، و این آیه از قرآن ورد زبان من است:

"مَن قَتَلَ نَفساً بِغَیرِ نَفسٍ أَو فَسَادٍ فِی الأَرضِ فَکَأَنَمَا قَتَلَ النَاسَ جَمِیعاً" (سوره مائده، آیه ۳۲)

هر کس انسانی را جز برای حق [قصاص] یا بدون آن که فسادی در زمین کرده باشد، بکشد، چنان است که همه انسانها را کشته است.

و نیز همنوا با شاعر شهیر، اخوان ثالث زمزمه می‌کنم:

"در مزار آباد شهر بی‌ تپش
وای جغدی هم نمی‌آید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمناکان بی فغان و بی خروش

آهها در سینه‌ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
در سکوت جاودان مدفون شده است
هر چه غوغا بود و قیل و قالها ...

باز می‌گویند: فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
کاوه‌ای پیدا نخواهد شد، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود"

در میان این زمزمه، به‌ناگاه کاوه را دیدم، فروشنده جوان سر کوچه‌مان را می‌گویم، نامش کاوه است؛ متاسفانه چشمش در این جنایت آسیب دیده است! روحیه والای او ستودنی بود! با دیدن او و همت والایش، این امید در من جوانه زد که با وجود این جوانان برومند، انسانیت و ایران ماندنی‌اند؛ و آنان که سیاهی و شومی آفریده‌اند رفتنی هستند.

کاوه چونان نامش بود، اسطوره‌ای ایرانی که قیامی مردمی را علیه فرمانروایی ستمگر به نام ضحاک بر دوش گرفت.

کاوه نماد انسان‌های زحمت‌کش و ستم‌دیده‌ای است که از قشر متوسط و پایین جامعه سر برآورده‌اند و زندگی‌شان پایمال ستم دستگاه حاکمان شده‌ است.

حکیم ابوالقاسم فردوسی چه زیبا داستان کاوه را ترسیم می‌کند:

"بِدو گفت مهتر به روی دژم
که بر گوی تا از که دیدی ستم؟
خروشید و زد دست بر سر ز شاه
که شاها منم کاوه دادخواه
یکی بی‌زیان مرد آهنگرم
ز شاه آتش آید همی بر سرم...
که گر هفت کشور به شاهی تو راست
چرا رنج و سختی همه بهر ماست؟"

امید این که در این شب بی‌پایان، و شهری سراسر تاریکی و خاموشی، کاوه‌ها که امیدی برای آینده ایرانند بدرخشند و دادخواه باشند و شاهد ایرانی آزاد و آباد.

و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.
+41
رأی دهید
-13

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۷
    We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا

    بازم خداروشکر که به صف مردم پیوست . بعضی وقتا معجزه میشه و عقل تو کله الاغ ها هم میاد و تبدیل به انسان میشن به حکم ملاعکه خخخخخخ
    1
    45
    دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۴
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۴
    paksan - ایران، ایران
    اینها همیشه بی طرف بودند.
    10
    6
    دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۷
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.