ویدیویی از گلباران محل اصابت گلوله و کشته شدن ایلیا اجاقلو ۱۸ ساله در زنجان
+10
رأی دهید
-0
لیلا اجاقلو، مادر ایلیا اجاقلو، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، ویدئویی را از گلباران محل اصابت گلوله به فرزندش منتشر کرده است.خانم اجاقلو در این پست اینستاگرامی نوشته است، «ایلیای مامان ، بالاخره بعد از یک ماه توانستیم جایی رو که گلوله نامردان سینه مردانهات را شکافت و نقش زمینت کرد پیدا کرده و گلباران کنیم.»
ایلیا اجاقلو، ۱۸ ساله ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی در زنجان جان باخت.
ایلیا اجاقلو تنها فرزند خانواده بود، تازه دیپلم گرفته بود و خود را برای کنکور آماده می کرد. او میخواست دندانپزشک شود.
یکی از نزدیکانش به رادیوفردا گفت که گلوله به قلب او اصابت کرده بود.
��"�لیلا اجاقلو، مادر ایلیا اجاقلو، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، ویدئویی را از گلباران محل اصابت گلوله به فرزندش منتشر کرده است.
— RadioFarda|رادیو فردا (@RadioFarda_) February 8, 2026
خانم اجاقلو در این پست اینستاگرامی نوشته است، «ایلیای مامان ، بالاخره بعد از یک ماه توانستیم جایی رو که گلوله نامردان سینه مردانهات را شکافت و… pic.twitter.com/6skMm5kR19
ابوالفضل طاووسی، با شلیک گلوله جنگی از پشت سر کشته شد

براساس اطلاعات رسیده به «ایرانوایر»، «ابوالفضل طاووسی»، ۲۰ ساله و تک فرزند، ۱۹ دی شلیک مستقیم گلوله جنگی از مقر بسیج به پشت سرش کشته شد.
ابوالفضل طاووسی که در تجمعات اعتراضی نیک آباد جرقویه اصفهان شرکت کرده بود، نزدیکی مقر بسیج هدف قرار گرفت. یکی از نزدیکان ابوالفضل به ایرانوایر گفت که او توسط ماموران سرکوب با لباس شخصی و از سقف مقر بسیج هدف قرار گرفته است. او ورزشکار بود و طبیعت دوست. ابوالفضل طاووسی در یکی از آخرین پستهای حساب کاربریاش در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشته است: «یک دل داشتیم؛ هزار حسرت…مرگ پایان ماجرا نیست…»
پیکر ابوالفضل روز ۲۰ دی با شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن» شده، به خاک سپرده شد.
علی جعفری، پدر دو دختر خردسال، با گلوله جنگی کشته شد

«ایران وایر» از منابع آگاه مطلع شده است، «علی جعفری» شامگاه ۱۹دی۱۴۰۴ با شلیک گلوله جنگی در استان زنجان شهر صایین قلعه در استان زنجان کشته شده است.
یکی از دوستان و از شاهدان عینی به ایران وایر گفته که چهره فردی که به علی جعفری شلیک کرده را دیده و حتی میداند که نام او چیست، در چه ناحیهای از بسیج فعالیت میکند و کارمند شهرداری کدام شهر است.
علی جعفری متولد ۲۱آبان۱۳۷۳ بود و سالها در شرکت «پرچین صایین قلعه» کار میکرد. او از سال گذشته به دلیل اعتراض به وضعیت حقوقی خودش و سایر کارگران این شرکت اخراج شد و از طریق وام و قرض گرفتن از برخی اعضای خانواده و دوستانش، به خرید و فروش خودروهای کارکرده مشغول بود.
علی جعفری متاهل بود و دو دختر خردسال یک ساله و سه ساله داشت.
فرد آگاه، علی جعفری را فردی سرزنده، شوخ طبع، بسیار دلسوز برای مردم، خانواده دوست و علاقمند به فوتبال و بدنسازی معرفی میکند.
او گفته است که علی جعفری شامگاه جمعه ۱۹دی چند ساعتی پس از پیوستن به اعتراضات سراسری، با گلوله جنگی مورد هدف قرار گرفته و در دم جان سپرده است. اما نهادهای امنیتی تا دو روز بعد پیکر او را به خانوادهاش خانواده اش تحویل نمی دادند.
پیکر علی جعفری ۲۲دی۱۴۰۴ پس از گرفتن تعهد برای عدم برگزاری مراسم عزاداری، در قبرستان شهر «صایین قلعه» از توابع شهرستان ابهر استان زنجان، به خاک سپرده شد.
بیوک پاشایی، نیکوکاری که جمهوری اسلامی با شلیک به سر کشت

براساس اطلاعات رسیده به «ایرانوایر»، «بیوک پاشایی» ۴۷ساله یکی از کشتهشدگان اعتراضات جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در فردیس کرج است.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده پاشایی او حوالی ۸شب ۱۹دی در فلکه دوم فردیس کرج از ناحیه پشت سر مورد اصابت گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت: «گلوله از شقیقهاش خارج شده بود. پیکر غرق به خونش را مردمی که آنجا بودند داخل یک پارکینگ کشاندند.»
این فرد آگاه میگوید: «او پدر دو کودک و کاسب ۳۰ساله جاده ملارد بود. خیلی دستبه خیر بود. حامی کودکان کار و خیابان و بچههای بیسرپرست بود. دل بزرگی داشت و به هر آدمی که نیاز داشت در حد وسعاش کمک میکرد. هوای زنان و مردان سالمند و بچههای بیسرپرست یا بدسرپرست را داشت. خیلی حیف بود.»
شامگاه ۱۹دی تا پیش از ساعت ۸شب تماسهای تلفنی برقرار میشد. خانواده بیوک میرزایی غروب بارها با تلفن او تماس میگیرند تا اینکه در نهایت
زن ناشناسی پاسخ خواهر بیوک را میدهد: «خواهرش اطلاع نداشت که رفته اعتراضات. تماس گرفته بود حالش را بپرسد. زنی جواب میدهد که پیکر او غرق خون در این آدرس است. خواهر و پسر خواهرش خودشان را میرسانند چون منزلشان نزدیک بود.»
خیابان اما قیامت است. اعتراضات گسترده شده و بهرغم کشتار جمعیت زیادی از مردم در خیابانها هستند و عبور و مرور به سختی انجام میشود: «ماشین خواهرزاده بیوک از دل این وضعیت به سمت بیمارستان در حرکت بوده و کلی ساچمه خورده ممکن بود آنها هم کشته شوند. داخل بیمارستان هم هنوز علایم حیاتی داشته اما پذیرشش نمیکنند.»
پزشکان و پرستاران میگویند اجازه رسیدگی به زخمیهای اعتراضات را نداریم و فرصتی برای انتقالش به بیمارستان دیگر نمیماند او همانجا بهدلیل شدت جراحت جان خود را از دست میدهد.
به گفته منبع نزدیک به خانواده پاشایی، پیکر را به «بهشت سکینه» کرج منتقل میکنند: « دو روز طول کشید تا پیکر را بدهند و جواز دفن صادر کنند. تحت فشارشان گذاشتند که شهید اعلام کنند اما خانواده به هیچ وجه نپذیرفتند. در نهایت هم با اینکه او از قبل دو قبر در بهشت سکینه خریداری کرده بود جواز دفن برای کلاک صادر شد.»
محله «کلاک» یکی از قدیمیترین سکونتگاههای کرج بوده است. جایی در ابتدای ورودی شهر کرج ، روستایی که تا چند دهه قبل باغی دلربا بودبیشتر باغ کلاک نامیده می شد. حالا اما جایی پرت به حساب میآید.: «تنها یک قبرستان کوچک دارد. پیکر او را جایی در انتهای همان قبرستان به خاک سپردند. دو قبر به جای آنها که در بهشت کرج دادند به خانواده دادند.»
با اینهمه از خانواده بیوک پاشایی تعهد گرفتند که مراسم سوگواری را در «سکوت بدون شعار علیه حکومت» برگزار کنند. حتی مامورهای لباس شخصی را فرستادند تا از حاضران و مراسم ویدیو بگیرند.
پیکر بیوک میرزایی، حامی دهها کودک کار و کاسب خوشنام و همسایه مهربان منظریه کرج ۲۲دی۱۴۰۴ در گوشهای از آرامستان کلاک به خاک سپرده شد