کسری اعرابی، پژوهشگر بریتانیایی: جمهوری اسلامی وارد مرحله فروپاشی شده است
+22
رأی دهید
-4
کسری اعرابیرادیو فرانسه: کسری اعرابی، پژوهشگر بریتانیایی و متخصص ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، در گفتگویی با روزنامه فیگارو تأکید میکند که اعتراضهای جاری در ایران نه یک بحران مقطعی، بلکه نشانه ورود نظام به مرحله فروپاشی است. بهگفته او، چرخه فزاینده اعتراض و سرکوب، دستگاه حاکم را به خشونتی بیسابقه کشانده و تنها عاملی که میتواند توازن قوا را تغییر دهد، تضعیف هدفمند ماشین سرکوب جمهوری اسلامی از بیرون است.
کسری اعرابی، پژوهشگر بریتانیایی و متخصص ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، در گفتگویی با روزنامه فیگارو تأکید میکند که تحولات جاری در ایران نه یک موج گذرا، بلکه مرحلهای تعیینکننده در یک روند انباشته و تاریخی است. بهگفته او، «پرسش اصلی دیگر این نیست که رژیم ایران سقوط خواهد کرد یا نه، بلکه این است که این فروپاشی چه زمانی رخ خواهد داد».
کسری اعرابی با اشاره به اعتراضهای سراسری سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ میگوید: «آنچه امروز در ایران میبینیم، ادامه همان روند است با این تفاوت که این بار، جنبش اعتراضی بهطور صریح و بیواسطه ضدرژیم شده و هدف آن، سقوط حکومت روحانیان است». بهگفته این کارشناس، همزمان با گسترش دامنه و بسامد اعتراضها، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی نیز به سطحی از خشونت متوسل شده که «حتی با معیارهای خود رژیم و استانداردهای خاورمیانه نیز بیسابقه است».
او تأکید میکند که این چرخه – اعتراض و سرکوب – ادامه خواهد یافت، مگر آنکه توازن قوا میان جامعه معترضِ بیسلاح و دستگاه سرکوبِ رادیکالشده تغییر کند. از نگاه اعرابی، «تنها عاملی که میتواند این چرخه را بشکند، تضعیف توان و اراده دستگاه سرکوب برای کشتن شهروندان ایرانی است».
وفاداری نیروهای مسلح به رژیم
در پاسخ به این پرسش که آیا امکان شکاف در نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی وجود دارد یا نه، کسری اعرابی ارزیابیهای خوشبینانه درباره ارتش منظم ایران را «خطای تحلیلی» میداند. او میگوید: «برخلاف تصور رایج، ارتش ایران نهادی غیرایدئولوژیک نیست. فرماندهان آن روحانیانی با لباس نظامیاند که از مسیر گزینشهای سختگیرانه و آموزش ایدئولوژیک به قدرت رسیدهاند».
بهگفته او، هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم ارتش منظم، «به رژیم وفادارند، نه به ایران». اعرابی تصریح میکند: «این نیروها از اسلام سیاسی و نظام جمهوری اسلامی محافظت میکنند، نه از ملت ایران». او این وضعیت را کاملاً متفاوت از دوران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ میداند که در آن ارتش حامل نوعی حس میهندوستی بود و همین امر در نهایت به همبستگی آن با مردم انجامید.
در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت تشدید سرکوب، امکان ریزش در ردههای میانی و پایین نیروهای امنیتی وجود دارد، اعرابی میگوید: «در سالهای اخیر، حتی یک مورد جدی از ریزش یا سرپیچی در سطوح پایینتر هم مشاهده نشده است». او دلیل این امر را ترکیبی از امتیازات اقتصادی، تضمینهای امنیتی و پیوند نیروهای سرکوب با خشونت میداند: «آنها آنقدر خون ریختهاند که اکنون با رژیم در جرم شریک شدهاند».
«فقط فشار خارجی میتواند موازنه قوا را تغییر دهد»
کسری اعرابی احتمال فروپاشی درونزا را بعید میداند و تأکید میکند که تنها یک عامل میتواند معادله را تغییر دهد: «دخالت خارجیِ هدفمند علیه دستگاه سرکوب و زیرساختهای آن». بهگفته او، بدون چنین فشاری، اعتراضها – هرچند گسترده – در برابر ماشین سرکوب مسلح، همچنان آسیبپذیر باقی خواهند ماند.
او با استناد به یک فایل صوتی ضبطشده از داخل یکی از پایگاههای سپاه پاسداران میگوید که حتی در درون این نهاد نیز اذعان شده که «حداکثر ده درصد جمعیت کشور – حدود هشت میلیون نفر – پای رژیم میایستند». اعرابی اضافه میکند: «نود درصد دیگر جامعه، جمهوری اسلامی را پس زدهاند».
این کارشناس با تشریح ساختار دقیق سرکوب در تهران – از قرارگاه مرکزی «ثارالله» تا هزاران پایگاه بسیج محلی – توضیح میدهد که در وضعیت «کد قرمز»، تمام نهادهای غیرنظامی، از استانداریها تا بانکها و شهرداریها، عملاً زیر فرماندهی سپاه قرار میگیرند و نیروهای پیادهنظام نیز مستقیماً برای سرکوب اعتراضهای داخلی به کار گرفته میشوند.
مشروعیت فشار خارجی از نگاه جامعه ایران
در پاسخ به این پرسش که آیا مداخله خارجی، بهویژه حملات هدفمند، از نگاه جامعه ایران مشروعیت دارد یا نه، اعرابی پاسخی صریح میدهد: «بله. بسیاری از ایرانیان صراحتاً چنین فشاری را مطالبه میکنند». او میگوید در جریان اعتراضهای اخیر، این باور در میان معترضان رواج داشته که این بار حمایت خارجی، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، جدی خواهد بود. بهگفته اعرابی، «همین تصور، خود به یکی از عوامل بسیج جمعیت بدل شد». او یادآوری میکند که بنا بر برخی برآوردها، «در عرض تنها دوازده روز اعتراض، بیش از سیوشش هزار شهروند غیرنظامی کشته شدهاند»؛ رقمی که بهگفته او، عمق فاجعه و میزان خشونت دولتی را نشان میدهد. از نگاه این کارشناس، مجموعه این عوامل نشان میدهد که جمهوری اسلامی وارد مرحله فرسایش برگشتناپذیر شده است؛ مرحلهای که در آن، بقای رژیم صرفاً با خشونت ممکن است و همین امر، بهگفته او، سقوط نهایی را نه محتمل، بلکه اجتنابناپذیر میکند.
کسری اعرابی، پژوهشگر بریتانیایی و متخصص ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، در گفتگویی با روزنامه فیگارو تأکید میکند که تحولات جاری در ایران نه یک موج گذرا، بلکه مرحلهای تعیینکننده در یک روند انباشته و تاریخی است. بهگفته او، «پرسش اصلی دیگر این نیست که رژیم ایران سقوط خواهد کرد یا نه، بلکه این است که این فروپاشی چه زمانی رخ خواهد داد».
کسری اعرابی با اشاره به اعتراضهای سراسری سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ میگوید: «آنچه امروز در ایران میبینیم، ادامه همان روند است با این تفاوت که این بار، جنبش اعتراضی بهطور صریح و بیواسطه ضدرژیم شده و هدف آن، سقوط حکومت روحانیان است». بهگفته این کارشناس، همزمان با گسترش دامنه و بسامد اعتراضها، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی نیز به سطحی از خشونت متوسل شده که «حتی با معیارهای خود رژیم و استانداردهای خاورمیانه نیز بیسابقه است».
او تأکید میکند که این چرخه – اعتراض و سرکوب – ادامه خواهد یافت، مگر آنکه توازن قوا میان جامعه معترضِ بیسلاح و دستگاه سرکوبِ رادیکالشده تغییر کند. از نگاه اعرابی، «تنها عاملی که میتواند این چرخه را بشکند، تضعیف توان و اراده دستگاه سرکوب برای کشتن شهروندان ایرانی است».
وفاداری نیروهای مسلح به رژیم
در پاسخ به این پرسش که آیا امکان شکاف در نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی وجود دارد یا نه، کسری اعرابی ارزیابیهای خوشبینانه درباره ارتش منظم ایران را «خطای تحلیلی» میداند. او میگوید: «برخلاف تصور رایج، ارتش ایران نهادی غیرایدئولوژیک نیست. فرماندهان آن روحانیانی با لباس نظامیاند که از مسیر گزینشهای سختگیرانه و آموزش ایدئولوژیک به قدرت رسیدهاند».
بهگفته او، هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم ارتش منظم، «به رژیم وفادارند، نه به ایران». اعرابی تصریح میکند: «این نیروها از اسلام سیاسی و نظام جمهوری اسلامی محافظت میکنند، نه از ملت ایران». او این وضعیت را کاملاً متفاوت از دوران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ میداند که در آن ارتش حامل نوعی حس میهندوستی بود و همین امر در نهایت به همبستگی آن با مردم انجامید.
در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت تشدید سرکوب، امکان ریزش در ردههای میانی و پایین نیروهای امنیتی وجود دارد، اعرابی میگوید: «در سالهای اخیر، حتی یک مورد جدی از ریزش یا سرپیچی در سطوح پایینتر هم مشاهده نشده است». او دلیل این امر را ترکیبی از امتیازات اقتصادی، تضمینهای امنیتی و پیوند نیروهای سرکوب با خشونت میداند: «آنها آنقدر خون ریختهاند که اکنون با رژیم در جرم شریک شدهاند».
«فقط فشار خارجی میتواند موازنه قوا را تغییر دهد»
کسری اعرابی احتمال فروپاشی درونزا را بعید میداند و تأکید میکند که تنها یک عامل میتواند معادله را تغییر دهد: «دخالت خارجیِ هدفمند علیه دستگاه سرکوب و زیرساختهای آن». بهگفته او، بدون چنین فشاری، اعتراضها – هرچند گسترده – در برابر ماشین سرکوب مسلح، همچنان آسیبپذیر باقی خواهند ماند.
او با استناد به یک فایل صوتی ضبطشده از داخل یکی از پایگاههای سپاه پاسداران میگوید که حتی در درون این نهاد نیز اذعان شده که «حداکثر ده درصد جمعیت کشور – حدود هشت میلیون نفر – پای رژیم میایستند». اعرابی اضافه میکند: «نود درصد دیگر جامعه، جمهوری اسلامی را پس زدهاند».
این کارشناس با تشریح ساختار دقیق سرکوب در تهران – از قرارگاه مرکزی «ثارالله» تا هزاران پایگاه بسیج محلی – توضیح میدهد که در وضعیت «کد قرمز»، تمام نهادهای غیرنظامی، از استانداریها تا بانکها و شهرداریها، عملاً زیر فرماندهی سپاه قرار میگیرند و نیروهای پیادهنظام نیز مستقیماً برای سرکوب اعتراضهای داخلی به کار گرفته میشوند.
مشروعیت فشار خارجی از نگاه جامعه ایران
در پاسخ به این پرسش که آیا مداخله خارجی، بهویژه حملات هدفمند، از نگاه جامعه ایران مشروعیت دارد یا نه، اعرابی پاسخی صریح میدهد: «بله. بسیاری از ایرانیان صراحتاً چنین فشاری را مطالبه میکنند». او میگوید در جریان اعتراضهای اخیر، این باور در میان معترضان رواج داشته که این بار حمایت خارجی، بهویژه از سوی دونالد ترامپ، جدی خواهد بود. بهگفته اعرابی، «همین تصور، خود به یکی از عوامل بسیج جمعیت بدل شد». او یادآوری میکند که بنا بر برخی برآوردها، «در عرض تنها دوازده روز اعتراض، بیش از سیوشش هزار شهروند غیرنظامی کشته شدهاند»؛ رقمی که بهگفته او، عمق فاجعه و میزان خشونت دولتی را نشان میدهد. از نگاه این کارشناس، مجموعه این عوامل نشان میدهد که جمهوری اسلامی وارد مرحله فرسایش برگشتناپذیر شده است؛ مرحلهای که در آن، بقای رژیم صرفاً با خشونت ممکن است و همین امر، بهگفته او، سقوط نهایی را نه محتمل، بلکه اجتنابناپذیر میکند.
۲۶

راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش
چیزی که باید پس از سرنگونی خامنه ای انجام شود. محاکمه پهلوی هرامزاده و طرفداران .. ترش هستند.این ... دقیقا مثل بسیجی ها هستن و باید اینها را در طویله نگه داشت
10
0
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۲۹