سیلی محکم داغداران بر صورت قاتلان؛ وقتی «ساندیسِ رشوه» زیر پای مادران انقلاب ملی در کهریزک له شد
+39
رأی دهید
-1
بر اساس تصاویری که از روز جمعه ۱۹ دیماه در کهریزک منتشر شده است، خانوادههای جانباختگان انقلاب ملی ایران برای شناسایی پیکر عزیزان خود در این محل حضور داشتند.این خانوادهها در حالی با یکی از تلخترین و دردناکترین لحظات زندگیشان روبهرو بودند که نیروهای بسیج و ماموران جمهوری اسلامی با ونهایی حامل آب معدنی، ساندیس و آبمیوه به میان جمعیت آمدند و این اقدام را بهعنوان «دلجویی» معرفی کردند.
این رفتار نمایشی نهتنها با استقبال خانوادههای داغدار مواجه نشد، بلکه خشم و اعتراض آنان را برانگیخت.
بر اساس تصاویری که از روز جمعه ۱۹ دیماه در کهریزک منتشر شده است، خانوادههای جانباختگان انقلاب ملی ایران برای شناسایی پیکر عزیزان خود در این محل حضور داشتند. این خانوادهها در حالی با یکی از تلخترین و دردناکترین لحظات زندگیشان روبهرو بودند که نیروهای بسیج و ماموران جمهوری… pic.twitter.com/lPCGvCATxf
— independentpersian (@indypersian) February 1, 2026
حاضران در صحنه، این اقدام را توهینآمیز و تحقیرکننده دانسته و در واکنش، آب معدنیها، ساندیسها و آبمیوهها را به نشانه اعتراض پرتاب کردند یا روی زمین ریختند.
رقص وقاحت بر مزار آزادی؛ توزیع ساندیس «دلجویی» میان خانوادههای داغدار در جهنم کهریزک!
وقاحت و دریدگی رژیم سفاک جمهوری اسلامی در مواجهه با خانوادههای داغدار انقلاب ملی، دیگر از حد توصیف با واژگان انسانی فراتر رفته و به مرحلهای از توحش رسیده است که تنها از ذهنهای بیمار و اهریمنی برمیآید.
گسیل کردن مزدوران بسیجی با ونهای حاوی ساندیس و آبمیوه به میان پدران و مادرانی که در جهنم کهریزک به دنبال پیکر غرق در خون فرزندانشان میگشتند، نه یک اقدام ناشیانه، بلکه یک حمله آگاهانه به کرامت انسانی و شکنجهای روانی برای بازماندگان است.
این موجودات فرومایه که دستشان به خون جوانان این مرز و بوم آغشته است، گمان کردهاند میتوانند با چند بطری آب معدنی، داغ سوزان جگرگوشههایی را که خود به قتل رساندهاند، سرد کنند.
این اوج وقاحت سیستمی است که تصور میکند هر رنجی با پول و کالا قابل معامله است، در حالی که خونبهای این جوانان، چیزی جز سرنگونی تمامعیار این دستگاه ظلم و جور نخواهد بود.
فرستادن نمادهای ابتذال و مزدوری، یعنی همان «ساندیسخورهای» بدنام، به قلب کانون سوگواری ملت، دهنکجی آشکاری است که هدف آن خرد کردن غرور ملی و تحقیر اراده کسانی است که لرزه بر تن نظام انداختهاند.
این حکومت که در تمام دهههای حاکمیت ننگینش، چیزی جز فقر، اعدام و اشک برای مردم به ارمغان نیاورده، اکنون در اوج استیصال، به دنبال اجرای نمایشهای مشمئزکنندهای است که تنها خشم عمومی را شعلهورتر میکند.
آنها با این کار میخواهند به دنیا بگویند که گویا در حال «دلجویی» هستند، اما کیست که نداند این گرگهای خونآشام، همان کسانی هستند که ماشه را کشیدهاند و اکنون بر بالین قربانی، با پوزخندی از سر قدرت، صدقه پخش میکنند. این رفتار، نه دلجویی، بلکه تف کردن بر صورت عدالت و رقصیدن بر روی مزار بیگناهان است.
واکنش حماسی و باصلابت خانوادههای جانباختگان در کهریزک، که با پرتاب کردن و لگدمال کردن این اقلام نمایشی همراه بود، سیلی محکمی بر صورت کریه این رژیم و مزدورانش زد.
این اقدام نشان داد که ملت ایران را نمیتوان با رشوههای حقیر و نمایشهای تهوعآور فریب داد. خانوادهای که تمام داراییاش، یعنی فرزندش را، فدای آزادی وطن کرده، با دیدن ونهای توزیع خوراکی، تنها بوی خون و تعفن خیانت را استشمام میکند.
زمین ریختن آن آبمیوهها و ساندیسها، در واقع دور ریختن تمام اعتبار دروغین حکومتی بود که میخواست از مصیبت مردم برای خود وجهه بخرد؛ فریاد بلندِ «نه» به ظلمی بود که میخواست با صدقه، جنایت را بپوشاند.
جمهوری اسلامی سالهاست که با وقاحت تمام، قربانی را در جایگاه متهم نشانده و قاتل را در جایگاه ولیدم؛ اما این بار در کهریزک، پردهها به کلی فروافتاد. آنها که در سلولهای انفرادی و شکنجهگاههای خود، کرامت انسانی را سربریدهاند، اکنون با وقاحتی بیمرز، سعی دارند با توزیع چند قلم کالا، فاجعهای ملی را در سطح یک تصادف سهوی کوچک پایین بیاورند.
این حقارت ساختاری نظام را نشان میدهد که حتی در ابراز همدردی دروغین هم، جز زبانِ «ساندیس» و «صدقه»، زبان دیگری بلد نیست.
آنها از درک عظمت کوهوار غمی که بر شانه این خانوادههاست عاجزند، چرا که در منطقِ اهریمنیِ ولایت، انسانها نه شهروند، بلکه رعایایی هستند که باید با تازیانه ساکت شوند و با نانِ خونینِ دولت، سپاسگزار باشند.
مطالبه خانوادههای جانباختگان در آن صحرای محنتبار کهریزک، نه آب بود و نه نان، بلکه آتشی بود که برای سوزاندن ریشه این بیدادگری میطلبیدند.
آنها با چشمان گریان اما ارادهای پولادین، به مزدوران رژیم فهماندند که آنچه میخواهند، شفافیت در مورد چگونگی سلاخی فرزندانشان و محاکمه آمران و عاملانی است که در کاخهای خود نشسته و فرمان شلیک صادر کردهاند.
این حکومت لرزان، که اکنون حتی از سایه پیکر بیجان جوانان هم میترسد، با این رفتارهای سخیف تنها به انبار باروت خشم مردم دامن میزند. هر بطری آبی که در خاک کهریزک خالی شد، قسمنامهای بود برای ادامه راهی که این جوانان برای آن جان دادند؛ راهی که پایانش، محاکمه تمام کسانی است که امروز با لبخندی کریه، آبمیوه به دست داغداران میدهند.
این پرده از نمایشِ «مهرورزیِ فاشیستی»، تنها سندی دیگر بر پرونده قطور جنایات این رژیم افزود. نظامی که برای بقای خود به شکنجهگاه کهریزک پناه میبرد و سپس در همان مکان، به بازماندگان توهین میکند، به پایان خط رسیده است.
این رژیم نه توان شنیدن حقیقت را دارد و نه جرات رویارویی با مسئولیت جنایاتش را؛ لذا به پستترین روشهای ممکن متوسل میشود تا از بار گناهش بکاهد. اما ملت ایران هرگز فراموش نخواهد کرد که چه کسانی شلیک کردند و چه کسانی با وقاحت، ساندیس به دست بر بالین پیکرها آمدند.
این خونهای پاک که بر زمین ریخته شده، با هیچ آب معدنی و دلجویی دروغینی پاک نمیشود و تا روزی که این بساط ظلم برچیده نشود، شعلههای انتقام در دل هر ایرانی زبانه خواهد کشید.
۶۸

behzad50 - اورنج کانتی، ایالات متحده امریکا
لعنت بررذات کثیف خامنه ای و مزدوران جنایتکار و نامرد و پفیوزش
1
29
دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۵
۶۴

آلترناتیو - فرانکفورت، آلمان
بسیجی نهتنها الینه و ذوب شده در حکومت انسانستیز اسلامی ست بلکه جنایتکاری ست که ملت ایران را پادوی اسلام میبیند بطوریکه طبق دستورات دین ضدبشریش باید آنها را سرکوب و خانواده معترضین را به سخره بگیرد. انسانستیزان بسیجی، سپاهی و آخوند از پدرومادر معترضین پول فشنگ در بدن فرزندشان و پول تحویل جسد معترض را طالبند😡😤
1
6
دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۷