اعتراف وقیحانه یک بسیجیِ حیوان به قتلعام مردم ایران با الفاظ رکیک (ویدیو)
انتشار ویدئوی اعترافات وقیحانه موجودی که با افتخار از قتلعام هموطنان خود سخن میگوید، لرزه بر اندام هر انسان آزادهای میاندازد و پرسشی بنیادین را در ذهن ایجاد میکند: چگونه یک موجود با کالبد انسانی میتواند به چنان درجهای از مسخشدگی برسد که ریختن خون برادران و خواهران خود را مدال افتخاری بر گردن ببیند؟این حجم از قساوت قلب و بیرحمی، نشاندهنده یک فروپاشی اخلاقی عمیق و سیستماتیک است که در آن، ارزشهای انسانی جای خود را به غریزههای بدوی و وحشیانه دادهاند.
هشدار: ویدیوی زیر حاوی کلمات رکیک است
A basiji openly brags about murdering Iranian citizens:
— 𝐍𝐢𝐨𝐡 𝐁𝐞𝐫𝐠 ✡︎ 🇮🇷 (@NiohBerg) January 25, 2026
"I have killed so many of your children. I have pulled girls' fingernails out with pliers. I killed your daughters."
This monster has since been doxxed and people are now aware of his home address and phone number. pic.twitter.com/wMOhHPfl15
توصیف چنین جانیانی با واژه «حیوان» شاید حتی جفا در حق دنیای وحش باشد؛ چرا که در طبیعت، درندگان تنها برای بقا شکار میکنند، اما اینجا با نوعی «جنون سادیستیک» روبرو هستیم که از رنج دیگران لذت میبرد و با وقاحتی غیرقابلتوصیف، جنایت خود را در بوق و کرنا میکند.
این افراد، خروجیهای سمیِ دستگاهی هستند که دهههاست با ترویج نفرت و تقدسبخشی به خشونت، وجدان را در آنها سر بریده است. وقتی یک مزدور سرکوبگر با الفاظی رکیک و لحنی فاتحانه از تیراندازی به سمت مردم سخن میگوید، در واقع از تهیشدن کامل روح خود پرده برمیدارد.
او دیگر یک شهروند یا حتی یک سرباز نیست، بلکه به ابزاری بیاراده و خونریز تبدیل شده که هویت خود را تنها در سایه «کشتن» تعریف میکند. این سقوط آزاد در دره توحش، نتیجه مستقیم شستشوی مغزی و حصارهای ایدئولوژیکی است که به جانی القا میکند ریختن خون «دیگری» نه تنها گناه نیست، بلکه راهی برای اثبات وفاداری به قدرت است.
این حد از دنائت، مرزهای میان واقعیت و کابوس را در مینوردد و تصویری کریه از یک موجود مسخشده را به نمایش میگذارد.
نگاهی به تاریخ نشان میدهد که جانیانی از این دست، همواره در سایه استبداد رشد کردهاند، اما آنچه اعترافات اخیر را متمایز میکند، وقاحت و بیباکی در نمایش جنایت است. او با اطمینان از مصونیت خود، از جنایاتی پرده برمیدارد که قلب هر بینندهای را به درد میآورد.
این رفتار، فراتر از یک خشونت ساده، نشاندهنده نوعی «بربریت مدرن» است که در آن، فرد برای خوشخدمتی به اربابان قدرت، انسانیت خود را به حراج میگذارد.
این موجودات به چنان درجهای از قساوت رسیدهاند که دیگر چشمان گریان مادران و پیکرهای غرق در خون جوانان، کوچکترین خللی در اراده پلیدشان ایجاد نمیکند. آنها در واقع مردگان متحرکی هستند که بوی تعفن جنایتشان فضای جامعه را مسموم کرده و تنها با تکیه بر اسلحه و وحشتآفرینی، توهم قدرت دارند.
در نهایت، باید گفت که این ویدئوها و اعترافات، سندی زنده بر مظلومیت ملتی است که با دست خالی در برابر «هیولاهای انساننما» ایستادهاند. افتخار به قتلعام، بزرگترین گواه بر پوچی و بیپایگی تفکری است که جز با داغ و درفش نمیتواند خود را تحمیل کند.
این جانیان که با افتخار از ریختن خون مردم سخن میگویند، روزی نه چندان دور در پیشگاه پیشگاه عدالت و وجدان جمعی بیدار شده، پاسخی برای این حجم از قساوت نخواهند داشت.
تاریخ به یاد خواهد داشت که در سیاهترین روزهای ایران، کسانی بودند که از انسانیت بریدند و به صف جانیان پیوستند تا نامشان در کنار بدنامترین ستمگران ثبت شود.
این هیولاها، هر چقدر هم که امروز با غرور کاذب بر طبل جنایت بکوبند، در نهایت در زبالهدان تاریخ و در انزوای اخلاقی مطلق دفن خواهند شد.








