یادی از گلهای پرپر شده ایران؛ حسین نیک‌سرشت؛ معترض بود،می‌خواهند او را بسیجی بنامند

حسین نیک‌سرشت»، ۳۴ساله، اهل مشهد و پدر دو فرزند ۹ و دو ساله روز ۱۸‌دی۱۴۰۴ به خیابان می‌رود و با گلوله‌ای که به نزدیکی قلبش برخورد می‌کند، کشته می‌شودایران وایر: رقیه رضایی
بر اساس اطلاع «ایران‌وایر»، «حسین نیک‌سرشت»، معترض ۳۴ساله، اهل مشهد و پدر دو فرزند ۹ و دو ساله روز ۱۸‌دی۱۴۰۴ وقتی در خانه صدای شلیک گلوله‌های سرکوب‌گران را می‌شنود، به خیابان می‌رود و با گلوله‌ای که به نزدیکی قلبش برخورد می‌کند، کشته می‌شود.

منابع ایران‌وایر تایید کرده‌اند که نیروهای امنیتی سعی دارند این پدر جوان را «شهید» و «بسیجی» عنوان کنند، این در حالیست که او بارها حمایت خود را از اعتراضات مردم اعلام کرده بوده و درست پیش از کشته شدن نیز، گفته بوده «باید جواب مادرهایی که فرزندان‌شان رفتند را بدهم، برای همین می‌روم.»

به ایران‌وایر گفته شده که ۵روز بعد، همسر جوانش، بعد از ۱۳ ساعت جستجو توانسته او را در میان صدها پیکر درون کاورهای مشکی رنگ در بهشت «رضوان» پیدا کند. ماموران ابتدا ملیت او را «افغانستانی» عنوان کرده بودند ولی بعدا خانواده با بردن مدارک هویتی، توانستند این سندسازی را تغییر دهند.
نامش را بگو؛ حسین نیک‌سرشت، به همسرش گفته بود تو قوی هستی
حسین نیک‌سرشت، ۳۴ ساله بود. او دو فرزند خردسال داشت و در یک مشاوره املاک کار می‌کرد. منابع ایران‌وایر میگویند که به جز این، چون زبان عربی می‌دانست، گاهی برای زوار عرب حرم امام رضا هم کار ترجمه انجام می‌داد.

به گفته منابع ایران‌وایر شامگاه پنج‌شنبه، ۱۸‌دی‌ماه در خانه و کنار خانواده‌اش بوده که صدای شلیک می‌آید. او در جا بر می‌خزد و بعد از خداحافظ و سپردن فرزندان‌شان به همسرش می گوید: «من باید جواب همه مادرها وبچه‌های که تو این چند روز عزیز از دست دادن رو بدم. زده بود بیرون و گفته بود تو قوی هستى مواظب بچه‌ها باش.»حسین نیک‌سرشت، ۳۴ ساله بود. او دو فرزند خردسال داشت و به عنوان مشاوره املاک فعالیت می‌کردمشهد؛ جاده سیمان! تیری که قلب حسین را نشانه رفته بود
منابع ایران وایر تایید کرده‌اند که حسین نیک سرشت در منطقه «رسالت، جاده سیمان تیر خورده» مشهد است. به گفته منابع ما، حسین بعد از برخورد گلوله در منطقه جاده سیمان مشهد به بیمارستانی در همان حوالی منتقل می‌شود: «تیر نزدیک قلبش خورده بود یا به احتمال زیاد به شش‌ها خورده بود. اطرافیان می‌گفتند که هر چی نفس مصنوعی می‌دهیم، چون دوستاش تعریف می‌کنند بهش نفس میدان و شوک می‌دادن هوا از جایى که تیر خورده می آمد بیرون.»

به گفته این شخص فشارها بر خانواده برای پذیرش «بسیجی» بودن او ادامه دارد: «الان هم می‌خواهند به اسم بسیجى ثبتش کنند ولی خانواده‌اش مقاومت کرده‌اند.»
در جستجوی حسین؛ یازده ساعت در میان صدها پیکر خونین
به گفته منبع ایران‌وایر، ماموران خانواده این جوان معترض را خیلی آزار داده اند تا نهایتا ۵ روز بعد اجازه داده‌اند، همسر جوانش که حالا سرپرستی دو کودک نیز برعهده اوست مجبور کرده‌اند از ۴ صبح تا سه بعدازظهر بین صدها پیکر غرق در خون بگرد تا نهایتا او را پیدا می‌کند: «مثل همیشه لبخند روی لبش بود. چشم‌هایش باز بوده و همسرش چند بار تلاش می‌کند ببندد ولی چشم‌هایش بسته نمی‌شود.»

او درباره آزار و اذیت خانواده نیز می‌گوید: «یکم بهمن تولدش بوده، خانواده سر مزارش نشسته بودند. ولی چندین مامور تو ده تا ماشین و موتور سر می‌رسند و دست به کار می‌شوند.»
دست یاری‌اش برای همه بلند بود
منابع ایران‌وایر تاکید دارند که حسین، «مهربان بود، به همه کمک می‌کرده است: «دلش برا همه می‌سوخت روزى که پیکرش را آوردند بیشتر از هزاران نفر آمدند.» 

گفته می‌شود که یکی از اعضای پایگاه بسیج محله به حسین تیراندازی کرده است و هم اکنون خود نیز متواری است.
+4
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.