جیرهبندیِ ۲۰دقیقهای اینترنت با حضور ناظر برای دارندگان کارت بازرگانی؛ وحشت رژیم از چیست؟
+30
رأی دهید
-0
ایران وایر - با تداوم قطعی اینترنت در ایران برای هفدهمین روز متوالی، «مجیدرضا حریری» رییس اتاق بازرگانی ایران و چین خبر داده است که جمهوری اسلامی به بازرگانان اجازه استفاده از اینترنت را برای ۲۰دقیقه در روز دادهاند که البته آنهم بایستی با حضور «ناظر» انجام شود. یکشنبه ۵بهمن۱۴۰۴، «علی حکیمجوادی» رییس سازمان نظام صنفی رایانهای، هزینه خسارت روزانه قطعی اینترنت را بین ۲ الی ۳هزار میلیارد تومان برآورد کرد. رسانههای داخل ایران هم از تاثیر قطعی اینترنت بر بیکاری شاغلان و مختل شدن چرخه تولید و بازار نوشتهاند.
پنجشنبه ۲بهمن نیز «فرشید شکرخدایی» رییس کمیسیون سرمایهگذاری اتاق بازرگانی ایران گفته بود که تجار تنها میتوانند در محل اتاقهای بازرگانی از اینترنت برای «دریافت و ارسال ایمیل» استفاده کنند.
حالا رییس اتاق بازرگانی ایران و چین میگوید که «دارندگان کارت بازرگانی» میتوانند روزانه در حد ۲۰دقیقه با حضور ناظر از اینترنت استفاده کنند و البته بایستی از پیش ثبتنام کرده باشند اما «به هیچوجه پاسخگوی نیازهای تجار نیست.»
اگرچه در روزهای اخیر، گروهی از کاربران توانستند به اینترنت وصل شوند اما «نتبلاکس» نهاد ناظر بر اینترنت، یکشنبه ۵بهمن، اعلام کرد که این اتصالهای محدود به معنی دسترسی شهروندان به جهان آزاد نیست و قطعی اینترنت از مرز ۴۰۰ساعت هم عبور کرده است.
-----------------
اخبار مرتبط:ترس از حقیقت؛ چرا رژیم از وصل مجدد اینترنت پس از جنایت دیماه وحشت دارد؟
قطع سراسری و طولانیمدت اینترنت در پی کشتار بیسابقه دیماه ۱۴۰۴، تنها یک اقدام امنیتی برای کنترل خیابان نیست، بلکه یک تلاش سیستماتیک برای دفن حقیقت در گورهای دستهجمعی است.
رژیم تهران به خوبی میداند که برقراری مجدد ارتباطات به معنای سرازیر شدن سیل مستندات، ویدیوها و تصاویری است که ابعاد هولناک قتلعام بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را به دنیا نشان خواهد داد. ترس اصلی آنها از «شوکِ آگاهی» است؛ لحظهای که جامعه زخمخورده ایران و ناظران بینالمللی با جزئیات تصویری جنایتی روبرو میشوند که در تاریکی مطلقِ دیجیتال رخ داده است. هر گوشی هوشمند در ایران یک شاهد زنده است که رژیم برای خاموش کردن صدای آن، کل کشور را به قرون وسطی بازگردانده است.
وحشت حکومت از وصل اینترنت، ریشه در پتانسیل انفجاری «خشم سازمانیافته» دارد. اینترنت تنها ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه شریان حیاتی هماهنگی میان هستههای مقاومت در محلات است.
رژیم میترسد که با بازگشت ارتباطات، مردم پراکنده در سراسر کشور از ابعاد جنایات در شهرهای دیگر مطلع شده و موج دوم و ویرانگرتری از اعتراضات سراسری شکل بگیرد. آنها میخواهند با ایجاد «جزیرههای بیخبری»، هر شهر را در سوگ و وحشت خود منزوی کنند تا همبستگی ملی برای سرنگونی نهایی شکل نگیرد.
در واقع، اینترنت برای رژیم به معنای اکسیژنرسانی به آتشی است که زیر خاکسترِ خونبار خیابانها هنوز شعلهور است.
بعد دیگر این هراس، ترس از «فشار فلجکننده بینالمللی» است. در دوران قطع اینترنت، لابیگران و رسانههای وابسته به رژیم سعی در عادیسازی شرایط و تقلیل آمار جنایات دارند، اما وصل مجدد شبکه به معنای ابطال فوری تمام دروغهای دستگاه پروپاگانداست.
انتشار تصاویر ماهوارهای از گورهای پنهانی و ویدیوهای شلیک مستقیم به مغز جوانان، دولتهای غربی را در برابر افکار عمومی خود قرار میدهد و آنها را مجبور میکند که از بیانیههای بیخاصیت فراتر رفته و اقداماتی نظیر اخراج سفرا، تحریمهای تمامعیار و شناسایی این کشتار به عنوان «جنایت علیه بشریت» را در دستور کار قرار دهند. رژیم میداند که تصویر، قدرتی برانگیزاننده دارد که هیچ تحلیل سیاسی نمیتواند با آن مقابله کند.
جمهوری اسلامی از مواجهه با «خانوادههای دادخواه» در فضای مجازی نیز به شدت واهمه دارد. در زمان قطعی اینترنت، فریاد مادران و پدرانی که فرزندانشان در سکوت ربوده و دفن شدهاند، در چهاردیواری خانهها محبوس میماند. اما با باز شدن فضای مجازی، هر صفحه شخصی به یک تریبون بینالمللی برای دادخواهی تبدیل میشود.
پیوستن هزاران خانواده داغدار به یکدیگر و تشکیل زنجیرهای از شاهدان عینی، مشروعیتِ نداشته رژیم را حتی در میان لایههای خاکستری جامعه به کلی نابود میکند.
رژیم از این میترسد که تصاویر لبخندهای قربانیان، به نمادهای ماندگار انقلاب تبدیل شده و چهره کریه جلادان را برای همیشه در حافظه تاریخی جهان ثبت کند.
فشار اقتصادی ناشی از قطع اینترنت، اگرچه برای رژیم سنگین است، اما در برابر خطر «افشای شکافهای درونی» برای آنها اولویت دوم محسوب میشود. در جریان این کشتار، گزارشهایی از تمرد بخشی از نیروهای مسلح و ریزش در لایههای امنیتی شنیده شده است.
رژیم میترسد که با وصل اینترنت، این اخبار درز پیدا کرده و به باقیمانده نیروهای سرکوب القا کند که کشتی نظام در حال غرق شدن است.
قطع اینترنت، نوعی «قرنطینه روانی» برای نیروهای خودی است تا آنها را در فضای توهمیِ «اقتدار» نگه دارد. وصل مجدد شبکه، این حباب را میترکاند و وحشت را به دل کسانی میاندازد که دستشان به خون مردم آلوده است.
تداوم قطع اینترنت نشاندهنده این حقیقت است که رژیم هنوز بر اوضاع مسلط نشده است. برخلاف ادعاهای رسمی مبنی بر بازگشت آرامش، این انسداد ارتباطی ثابت میکند که حکومت در وضعیت «حالت فوقالعاده دائمی» به سر میبرد.
آنها از لحظهای میترسند که دنیا بفهمد نه تنها مردم تسلیم نشدهاند، بلکه در حال سازماندهی برای «نبرد آخر» هستند.
پاسخ جهان به این قساوت نباید به انتظار برای وصل اینترنت محدود شود؛ بلکه باید با فراهم کردن ابزارهایی مانند اینترنت ماهوارهای، دیوارهای این زندان دیجیتال را فرو بریزد و اجازه ندهد بزرگترین قتلعام تاریخ ایران در سکوتِ سازمانیافته رژیم پنهان بماند.
قطع سراسری و طولانیمدت اینترنت در پی کشتار بیسابقه دیماه ۱۴۰۴، تنها یک اقدام امنیتی برای کنترل خیابان نیست، بلکه یک تلاش سیستماتیک برای دفن حقیقت در گورهای دستهجمعی است.
رژیم تهران به خوبی میداند که برقراری مجدد ارتباطات به معنای سرازیر شدن سیل مستندات، ویدیوها و تصاویری است که ابعاد هولناک قتلعام بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را به دنیا نشان خواهد داد. ترس اصلی آنها از «شوکِ آگاهی» است؛ لحظهای که جامعه زخمخورده ایران و ناظران بینالمللی با جزئیات تصویری جنایتی روبرو میشوند که در تاریکی مطلقِ دیجیتال رخ داده است. هر گوشی هوشمند در ایران یک شاهد زنده است که رژیم برای خاموش کردن صدای آن، کل کشور را به قرون وسطی بازگردانده است.
وحشت حکومت از وصل اینترنت، ریشه در پتانسیل انفجاری «خشم سازمانیافته» دارد. اینترنت تنها ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه شریان حیاتی هماهنگی میان هستههای مقاومت در محلات است.
رژیم میترسد که با بازگشت ارتباطات، مردم پراکنده در سراسر کشور از ابعاد جنایات در شهرهای دیگر مطلع شده و موج دوم و ویرانگرتری از اعتراضات سراسری شکل بگیرد. آنها میخواهند با ایجاد «جزیرههای بیخبری»، هر شهر را در سوگ و وحشت خود منزوی کنند تا همبستگی ملی برای سرنگونی نهایی شکل نگیرد.
در واقع، اینترنت برای رژیم به معنای اکسیژنرسانی به آتشی است که زیر خاکسترِ خونبار خیابانها هنوز شعلهور است.
بعد دیگر این هراس، ترس از «فشار فلجکننده بینالمللی» است. در دوران قطع اینترنت، لابیگران و رسانههای وابسته به رژیم سعی در عادیسازی شرایط و تقلیل آمار جنایات دارند، اما وصل مجدد شبکه به معنای ابطال فوری تمام دروغهای دستگاه پروپاگانداست.
انتشار تصاویر ماهوارهای از گورهای پنهانی و ویدیوهای شلیک مستقیم به مغز جوانان، دولتهای غربی را در برابر افکار عمومی خود قرار میدهد و آنها را مجبور میکند که از بیانیههای بیخاصیت فراتر رفته و اقداماتی نظیر اخراج سفرا، تحریمهای تمامعیار و شناسایی این کشتار به عنوان «جنایت علیه بشریت» را در دستور کار قرار دهند. رژیم میداند که تصویر، قدرتی برانگیزاننده دارد که هیچ تحلیل سیاسی نمیتواند با آن مقابله کند.
جمهوری اسلامی از مواجهه با «خانوادههای دادخواه» در فضای مجازی نیز به شدت واهمه دارد. در زمان قطعی اینترنت، فریاد مادران و پدرانی که فرزندانشان در سکوت ربوده و دفن شدهاند، در چهاردیواری خانهها محبوس میماند. اما با باز شدن فضای مجازی، هر صفحه شخصی به یک تریبون بینالمللی برای دادخواهی تبدیل میشود.
پیوستن هزاران خانواده داغدار به یکدیگر و تشکیل زنجیرهای از شاهدان عینی، مشروعیتِ نداشته رژیم را حتی در میان لایههای خاکستری جامعه به کلی نابود میکند.
رژیم از این میترسد که تصاویر لبخندهای قربانیان، به نمادهای ماندگار انقلاب تبدیل شده و چهره کریه جلادان را برای همیشه در حافظه تاریخی جهان ثبت کند.
فشار اقتصادی ناشی از قطع اینترنت، اگرچه برای رژیم سنگین است، اما در برابر خطر «افشای شکافهای درونی» برای آنها اولویت دوم محسوب میشود. در جریان این کشتار، گزارشهایی از تمرد بخشی از نیروهای مسلح و ریزش در لایههای امنیتی شنیده شده است.
رژیم میترسد که با وصل اینترنت، این اخبار درز پیدا کرده و به باقیمانده نیروهای سرکوب القا کند که کشتی نظام در حال غرق شدن است.
قطع اینترنت، نوعی «قرنطینه روانی» برای نیروهای خودی است تا آنها را در فضای توهمیِ «اقتدار» نگه دارد. وصل مجدد شبکه، این حباب را میترکاند و وحشت را به دل کسانی میاندازد که دستشان به خون مردم آلوده است.
تداوم قطع اینترنت نشاندهنده این حقیقت است که رژیم هنوز بر اوضاع مسلط نشده است. برخلاف ادعاهای رسمی مبنی بر بازگشت آرامش، این انسداد ارتباطی ثابت میکند که حکومت در وضعیت «حالت فوقالعاده دائمی» به سر میبرد.
آنها از لحظهای میترسند که دنیا بفهمد نه تنها مردم تسلیم نشدهاند، بلکه در حال سازماندهی برای «نبرد آخر» هستند.
پاسخ جهان به این قساوت نباید به انتظار برای وصل اینترنت محدود شود؛ بلکه باید با فراهم کردن ابزارهایی مانند اینترنت ماهوارهای، دیوارهای این زندان دیجیتال را فرو بریزد و اجازه ندهد بزرگترین قتلعام تاریخ ایران در سکوتِ سازمانیافته رژیم پنهان بماند.
۵۶

به امید فردایی بهتر - تهران، ایران
این خشم و نفرت از حکومت تنها زمانی فروکش میکند که همین تعداد از طرفداران حکومت و حامیانش و نیروهای سرکوبگر از بین برود. در غیر اینصورت هیچ. ایندخشم از یکبمب هیدروژنی یا بمب اتمی قدرتش بیشتر هست. حکومت باید اگر چیزی بیشتر از ترس هست را بداند. این خشم آخر گریبانگیر بسیج و حکومت وسپاه و طرفداران ملاها را خواهد گرفت وچه بسا که هزینه های بسیار بسیار بسیار بالایی را متقبل شوند، هزینه جانی
11
10
یکشنبه ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۸