از عشق به زندگی تا مرگ با گلوله؛ روایت مهدی کاشفی که ۱۹ دی کشته شد

صدای آمریکا: این روایت بر اساس مصاحبه با یکی از نزدیکان مهدی کاشفی، از کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ ۱۴۰۴ نوشته شده است و ممکن است برای برخی ناراحت‌کننده باشد.

اسمش مهدی کاشفی بود. ۴۲ ساله، همسری مهربان و پدری دلسوز برای ایلای ۱۳ ساله‌اش.

مردی آرام، مهربان، شوخ‌طبع و صادق با صدایی که هیچ‌وقت بلند نمی‌شد مگر در خیابان که فریاد آزادی‌خواهی‌اش همیشه بلند بود.

قلب بیمارش برای آزادی ایران می‌تپید، او عاشق ایران بود، شیفته تاریخ و فرهنگ کشورش. به موسیقی ایرانی عشق می‌ورزید و به تاریخ این سرزمین احترام می‌گذاشت.

خرید و فروش ماشین برایش هم شغل بود، هم زندگی. از خردسالی به ماشین علاقه‌مند بود و این علاقه‌ی کودکی‌هایش بود که بعدا به حرفه‌اش تبدیل شد.

دوستانش او را رفیقی وفادار و سخاوتمند توصیف می‌کنند که همیشه برای کمک آماده بود. نزدیکانش از حمایت او از شهروندان افغانِستانی ساکن ایران روایت می‌کنند که چه‌طور به این مهاجرانی که اجازه کار نداشتند کمک می‌کرد و برای آنان حساب بانکی باز می‌کرد تا بتوانند دستمزدشان را دریافت کنند.

بیماری قلبی داشت و پزشکان به او گفته بودند نباید ورزش کند یا بدود، اما مهدی معتقد بود که آزادی از همه‌چیز مهم‌تر است. آن‌شب هم رفت با این که می‌دانست حکم تیر داده بودند و ممکن است کشته شود، اما «رفت تا برای آزادی ایران فریاد بزند.»

جمعه ۱۹ دی بود، با دوستانش رفت تا در اعتراضات محله بچگی‌اش سعادت‌آباد شرکت کند. دقایقی بعد خانواده از آیفون تصویری او را دیدند که می‌دوید در حالی که چند نفر به‌دنبالش بودند، مهدی به داخل پارکینگ خانه آمد و پناه گرفت، بعد دوباره به خیابان رفت، ۱۰ دقیقه بعد مردم او را به خانه آوردند، پیکرش غرق در خون و بدنش پر از ساچمه بود. یک گلوله جنگی در شکمش فرو رفته بود و از این ناحیه خونریزی شدیدی داشت.
مهدی کاشفی، از کشته‌شدگان اعتراضات در ایرانخانواده تصمیم گرفتند او را به بیمارستان منتقل کنند، اما هیچ بیمارستانی او را قبول نکرد، گفتند: «به ما دستور داده شده که معترضان زخمی را پذیرش نکنیم.»

تنها بیمارستانی که قبول کرد مهدی را بستری کند، بیمارستان «بقیه‌الله» بود، بیمارستانی متعلق به سپاه پاسداران. در بیمارستان بقیه‌الله به پدر، مادر، و همسرش اجازه ندادند که در کنار مهدی بمانند. اعضای خانواده بیمارستان را ترک کردند، اما مهدی دوام نیاورد، قلب بیمار و تن زخمی‌اش تاب ادامه‌دادن نداشت. ساعاتی بعد از بیمارستان به آنان خبر دادند که مهدی جانش را از دست داده است.

علت مرگ مهدی کاشفی خونریزی شدید بر اثر اصابت گلوله جنگی به شکم و آسیب جدی به روده‌ها و سایر ارگان‌های بدن اعلام شد.

چند روز طول کشید تا پیکرش را تحویل دهند، به سردخانه‌ای در تهران فرستاده بودند. مشاهدات اعضای خانواده مهدی حاکی از وجود هزاران جنازه در چندین سوله بود، آنان را مجبور کردند که برای پیداکردن پیکر مهدی، کیسه‌ها را یکی‌یکی باز کنند و ببینند؛ دو روز طول کشید تا برادرش پیکر مهدی را در میان انبوه جنازه‌ها تشخیص دهد.

حدود ۲۰ تیر در بدنش بود. گلوله‌ای که شکمش را دریده بود، از نوع جنگی و بزرگ بود.

به خانواده فشار آوردند که «مراسم نگیرید، مصاحبه نکنید، ساکت باشید.» اما خانواده سکوت نکرد. روز خاکسپاری، بهشت زهرا پر شد از آشنایان، بستگان، دوستانش و مردمی که می‌خواستند پیکرش را بدرقه کنند.

او را با همه رویاها و آرزوهایش در «بهشت زهرا» و با حضور پرشمار ماموران حکومتی به خاک سپردند. پس از خاکسپاری هم احضار و تهدید و بازجویی اعضای خانواده ادامه یافت؛ تهدیدهایی که حتی پدر و مادر سالخورده‌ و داغدار مهدی هم از آن در امان نماندند.

یکی از نزدیکان مهدی کاشفی می‌گوید مهدی یکی از بی‌شمار انسان‌های شجاعی بود که ایران را آباد و آزاد می‌خواست و زندگی را ساده و شریف.

او را کشتند چون عاشق ایران بود و فریاد آزادی سر داده بود علیه حکومتی که پاسخش به اعتراض گلوله بود.

مهدی کاشفی یکی از هزاران معترض کشته‌شده در جریان اعتراضات اخیر ایران است؛ اعتراضاتی که از هفتم دی‌ آغاز شد و به حدود ۲۰۰ شهر در سراسر کشور گسترش یافت.

جمهوری اسلامی از ۱۸ دی‌ با خاموشی اینترنت و ایجاد محدودیت در تماس‌های تلفنی با خارج از ایران دست به سرکوب خونین و بازداشت‌های پرشمار زده است.

طی یکی دو روز اخیر برخی از شهروندان ایران موفق شده‌اند به‌طور محدود با خارج از کشور ارتباط برقرار کنند و اطلاعاتی را به‌صورت قطره‌چکانی به رسانه‌ها مخابره کنند.

در این شرایط قطع اینترنت و محدودیت ارتباطات تلفنی با ایران، راستی‌آزمایی شمار قربانیان اعتراضات امکان‌پذیر نیست، نهادهای دولتی جمهوری اسلامی شمار کشته‌شدگان را ۳۱۱۷ نفر اعلام کردند، اما ارقامی که از سوی نهادها و رسانه‌های مختلف اعلام شده بسیار متغیر و از پنج هزار تا ۲۰ هزار کشته و حتی بیش از آن بیان شده است. ده‌ها تن از کشته‌شدگان کمتر از ۱۸ سال داشتند.

همچنین خبرهای رسیده به صدای آمریکا حاکی از بازداشت ده‌ها کودک است که برخی از آنان زخمی هستند و در زندان دسترسی به پزشک و امکانات درمانی ندارند.

سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ، در واکنش به انتشار آمار دولتی از تعداد کشته‌ها، در بیانیه‌ای نوشت که این آمار هیچ اعتباری ندارد و باید تحقیقات مستقل بین‌المللی در این زمینه انجام شود.

با وجود واکنش‌های گسترده بین‌المللی در محکومیت سرکوب و خشونت در ایران، جمهوری اسلامی همچنان به بازداشت‌های پرشمار ادامه می‌دهد و هر روز خبر بازداشت صدها نفر منتشر می‌شود.

در این شرایط، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نیز با سرعت در حال تشکیل پرونده‌ قضایی و کیفرخواست علیه معترضان زندانی است و با توجه به تهدیدها از سوی رئیس قوه قضائیه و دادستان کل ایران که معترضان را «محارب» و «عوامل اسرائیل و آمریکا» نامیدند، نگرانی‌ها بابت صدور احکام سنگین از جمله اعدام برای معترضان افزایش یافته است.

دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، در هفته‌های اخیر بارها ضمن ابراز حمایت صریح خود از معترضان ایرانی، نسبت به کشتار معترضان به جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آن هشدار داده و گفته بود در صورت اعدام معترضان، ایالات متحده «اقدامات بسیار قاطعی» انجام خواهد داد.

او روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ در گفت‌و‌گو با نشریه پولتیکو گفت که «آیت‌الله» به دلیل «ویران کردن کامل کشورش» گناه‌کار است و «وقت آن رسیده است که به دنبال رهبری تازه‌ای در ایران باشیم.»

او درباره علی خامنه‌ای،‌ رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «گناه او به عنوان رهبر یک کشور، نابودی کامل کشور و استفاده از خشونت در سطوحی است که قبلاً هرگز دیده نشده است.»

او افزود: «برای این که کشور بتواند به کار خود ادامه دهد، حتی اگر این عملکرد در سطح بسیار پایینی باشد، رهبری باید بر درست اداره کردن کشورش تمرکز کند - مانند همین کاری که من با ایالات متحده انجام می‌دهم - و نه این که برای حفظ سلطه‌اش، هزاران نفر را بکشد.»
+20
رأی دهید
-2

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.