مقام استانداری: در مشهد ۴۰۰ نفر کشته شدند / این «رژیم زامبی» تا کی دوام می‌آورد؟

معاون امنیتی و انتظامی استانداری خراسان رضوی روز سه‌شنبه ۳۰ دی تأیید کرد که در اعتراضات شهر مشهد حدود «۴۰۰ نفر» کشته شدند.

بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، امیرالله شمقدری در جمع خبرنگاران گفته که «بیش از ۸۰ درصد جان‌باختگان جز شهدا هستند و کمتر از ۴۰۰ نفر در اغتشاشات اخیر مشهد جان باختند».

تسنیم این آمار را در کانال تلگرامی خود منتشر کرده، ولی در سایت خود آن را حذف کرده است.

معاون امنیتی و انتظامی استانداری خراسان رضوی در عین حال همان ادعاهای سایر مقام‌های جمهوری اسلامی را تکرار کرده است که افراد جان‌باخته توسط افرادی که او آن‌ها را «اغتشاشگر» خوانده، کشته شده‌اند.

مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز آماری از تعداد کشته‌شدگان در اعتراضات سراسری ایران که هفتم دی‌ماه آغاز شد، اعلام نکرده‌اند ولی در لابلای اظهارات خود از چند هزار کشته سخن گفته‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران در آخرین گزارش آماری، براساس مستندات دریافتی از منابع موثق، کشته‌شدن دست‌کم سه هزار و ۴۲۸ معترض را تأیید کرده است.

با این حال، سازمان‌های حقوق بشری می‌گویند احتمال دارد رقم قربانیان اعتراضات بسیار بیشتر از برآوردهای فعلی باشد که در شرایط سخت نبود اینترنت و عدم دسترسی به داخل ایران به‌دست آمده است.
سپاه پاسداران؛ دولت در سایه در تنگنایی فزایندهطبق محاسبات یک پژوهشگر امور ایران، بیش از نیمی از کل اقتصاد این کشور تحت کنترل سپاه است (عکس آرشیوی)دویچه وله: در حالی که هزاران نفر از سر خشم نسبت به سوءمدیریت و فساد، در اعتراضات سراسری به خیابان‌ها آمده‌اند، خواص در ایران سرسختانه به قدرت آویخته‌اند. اما حکومت ملایان تا چه زمانی می‌تواند دوام بیاورد؟

وقتی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ به سلطنت شاه پایان داد، هر دلار آمریکا معادل ۷۰ ریال ایران بود. در آغاز سال ۲۰۲۶ یک دلار، ارزشی معادل رقم نجومی یک میلیون و ۴۰۰ هزار ریال داشت. روشن است که شمار فزاینده‌ای از مردم ایران از این کاهش فاجعه‌بار ارزش پول ملی رنج می‌برند. در هر حال، ارزش پول ملی در دوران شاه در برابر دلار آمریکا، حدود ۲۰ هزار برابر بیشتر از امروز بود.

حتی گروه‌هایی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ از رژیم شیعی حاکم بر ایران حمایت کرده بودند، در هفته‌های گذشته به خیابان آمدند. بازاریان بانفوذ تهران در دسامبر ۲۰۲۵ نخستین کسانی بودند که به طور علنی علیه بحران اقتصادی، تورم افسارگسیخته حدودا ۵۰ درصدی و سقوط شدید ارزش ریال اعتراض کردند.

یک بازار در بازار بزرگ چندصدساله تهران که نخواسته نامش فاش شود، به رویترز گفته است: «ما رنج می‌کشیم. نمی‌توانیم کالا وارد کنیم، چون آمریکا تحریم کرده و چون فقط سپاه پاسداران یا محافل وابسته به آن اقتصاد را کنترل می‌کنند. و آنها فقط به منافع خودشان فکر می‌کنند.»

آندریاس گولت‌هاو، از دانشگاه ارفورت، در گفت‌وگو با دویچه وله، بحران اقتصادی ایران را چنین توصیف می‌کند: «تمام زیرساخت‌های انرژی کشور در وضعیت نامناسبی است. به همین دلیل ایران برای برآورده کردن قرارداد اجتماعی خود با مشکل روبه‌روست. با وجود ثروت انرژی، قطعی برق به امری روزمره بدل شده است. از آنجا که یارانه‌های انرژی بخش فزاینده‌ای از بودجه دولت را می‌بلعند، قیمت بنزین افزایش یافته و این امر به خانواده‌ها و مشاغل آسیب می‌زند.»
سپاه پاسداران، بنیادها و شبکه خواص
ساختار اقتصادی ایران به شکل جدایی‌ناپذیری با خواص سیاسی جمهوری اسلامی، به ویژه با سپاه پاسداران، که بخش‌های گسترده‌ای از اقتصاد را کنترل می‌کند، درهم‌تنیده است. افزون بر این، شبکه‌ای از بنیادهای مذهبی وجود دارند که در پروژه‌های زیرساختی، مدارس و صنعت داروسازی حرف اول را می‌زنند. همچنین قرارگاه "خاتم‌الانبیا" هیچ ربطی به یادگار موجود در کاخ توپکاپی استانبول ندارد؛ بلکه نام بزرگترین کنسرن ساختمانی و صنعتی ایران است که آن هم توسط سپاه پاسداران کنترل می‌شود.

سپاه پاسداران از هر مسافر هواپیما، هر کانتینر کشتی و هر نوع معامله صادراتی یا وارداتی سود می‌برد. در ایران، چه پای نفت در میان باشد، چه صنایع تسلیحاتی یا کلینیک‌های تخصصی پزشکی، تقریباً هیچ کاری بدون سپاه پیش نمی‌رود. سپاه بزرگترین شبکه قاچاق کشور محسوب می‌شود که نفت تحریم‌شده را به چین می‌فرستد یا مشروبات الکلی ممنوعه وارد ایران می‌کند.

سپاه مالک شرکت‌های هواپیمایی تحریم‌شده‌ای چون "ماهان" است و سهم عمده‌ای در بزرگترین شرکت مخابراتی کشور یعنی "شرکت مخابرات ایران" دارد. در دومین شرکت بزرگ این حوزه، یعنی ایرانسل، نیز علاوه بر نیروهای نظامی، اطرافیان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، سهام دارند.

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، وبلاگ‌نویسی که در زندان زیر شکنجه جان باخت، در ویدیویی می‌گوید که بچه‌های این خواص در غرب زندگی می‌کنند، اما "بچه‌های ما در گورستان یا در زندان‌اند". به گفته گوهر عشقی، شعارهای ضدغربی این جماعت گویا شامل حال فرزندان خودشان نمی‌شود.
علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، آمریکا را مسئول اعتراضات در ایران می‌دانداما نفوذ سپاه دقیقاً چقدر است؟ حتی کارشناسان امور ایران سال‌هاست درباره ابعاد واقعی این موضوع بحث می‌کنند. زیرا دارایی‌ها و شبکه شرکت‌های سپاه کاملاً غیرشفاف است و گرچه نهادهای دولتی گاهی به شکل موردی به دلیل فساد علیه اعضای سپاه اقدام می‌کنند، اما تقریباً هیچ نظارت و کنترلی بر آن وجود ندارد.

کیهان ولدبیگی، پژوهشگر "مؤسسه بین‌المللی تاریخ اجتماعی" در آمستردام، در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید: «هیچ تردیدی نیست که سپاه پاسداران و بنیادها از اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی به بازیگران مسلط اقتصاد ایران تبدیل شده‌اند. با این حال، برآورد دقیق سهم آنها از تولید ناخالص داخلی دشوار است. آنها شبکه‌های پیچیده‌ای از هلدینگ‌ها، شرکت‌های صوری و بنیادهای به‌اصطلاح خیریه را اداره می‌کنند که شناسایی کامل دامنه فعالیت‌شان را دشوار می‌کند.»

طبق محاسبات ولدبیگی، شبکه اقتصادی نظامیان و بنیادهای مذهبی-انقلابی در اواخر دهه ۲۰۱۰، حدود ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را در اختیار داشته است. او می‌گوید: «این نهادها از آن زمان نفوذ خود را بیش از پیش تثبیت کرده‌اند، به گونه‌ای که با اطمینان می‌توان گفت اکنون بیش از نیمی از کل اقتصاد کشور را کنترل می‌کنند.»

سخت‌گیری سپاه در مطالبه سهم خود در هر کسب‌وکاری زمانی آشکار شد که از عرضه اولیه سهام استارت‌آپ "دیوار"، بزرگترین پلتفرم آگهی‌های اینترنتی ایران، جلوگیری کرد؛ آن‌هم در حالی که هیچ سهمی در این شرکت نداشت.

یک کارآفرین نزدیک به هیئت‌مدیره "دیوار" به واشنگتن‌پست گفته است: «در ایران هر وقت کسی پولی درمی‌آورد، ناگهان سر و کله یک سازمان، یک نهاد شبه‌دولتی، پیدا می‌شود و خود را قاطی می‌کند.»
این "رژیم زامبی" تا کی دوام می‌آورد؟
هیچ‌کس نمی‌داند اعتراضات مردم چقدر ادامه خواهد داشت. اما به گفته کریم سجادپور، کارشناس ایران از "بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی"، شمار ناراضیان رو به افزایش است.

او در گفت‌وگو با شبکه آمریکایی "MS Now"  می‌گوید: «انقلاب ۱۹۷۹ یک سال طول کشید تا به اوج خود برسد. اعتراض‌ها علیه شاه در ژانویه ۱۹۷۸ آغاز شد، یعنی دوازده ماه اعتراض. اما اعتراض‌های کنونی تازه حدود سه هفته است که شروع شده‌اند.»

سجادپور حاکمان ایران را یک «رژیم زامبی با ایدئولوژی در حال مرگ، مشروعیت در حال مرگ، اقتصاد در حال مرگ و یک دیکتاتور ۸۶ ساله در حال مرگ» توصیف می‌کند. با این حال، به گفته او، رژیم هنوز قادر به اعمال خشونت مرگبار است: «و همین است که آن را بر سر پا نگه می‌دارد.»

به گفته سجادپور، این خشونت تنها می‌تواند "تشییع جنازه رژیم" را به تعویق بیندازد، چرا که: «ایران کشوری است در آستانه نوعی دگرگونی. زیرا هرچه از دل این اعتراض‌ها بیرون بیاید، یک رهبر ۸۶ ساله وجود دارد که به زودی کنار خواهد رفت و به گمان من، هیچ‌کس در جامعه یا حتی در درون خود رژیم باور ندارد که وضع موجود پایدار بماند.»

از نگاه کیهان ولدبیگی، کارشناس مسایل ایران، کلید سرنگونی نظام بیش از همه در دست ایالات متحده است؛ البته منظور او مداخله نظامی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در ایران نیست.

به گفته او، حتی سقوط بیشتر قیمت نفت به زیر ۵۰ دلار در هر بشکه هم رژیم را به خطر نمی‌اندازد. ایران پیش‌تر نیز دوره‌هایی با قیمت‌های پایین را تجربه کرده و آموخته است با نوسانات بازار جهانی نفت کنار بیاید. ولدبیگی یادآوری می‌کند: «در جریان سقوط قیمت نفت میان سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ و سپس دوباره در سال ۲۰۲۰، قیمت‌ها به مراتب پایین‌تر از این سطح بود، در حالی که ایران هم‌زمان زیر فشار تحریم‌های سنگین بین‌المللی قرار داشت.»

از نظر ولدبیگی، آنچه واقعاً تعیین‌کننده است، نه خود قیمت نفت، بلکه این است که آیا ایران با وجود تحریم‌های آمریکا می‌تواند نفت خود را بفروشد یا نه. به گفته این کارشناس: «قیمت‌های پایین دردناک، اما قابل تحمل‌اند؛ در حالی که توقف تقریباً کامل صادرات نفت برای درآمدهای دولت و ثبات مالی کشور به مراتب ویرانگرتر خواهد بود.»
+8
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.