آتش‌ زدن مساجد و جنگ روایت‌ها؛ ابزار تبلیغاتی یا هدف نمادین اعتراض؟

حسام محبوبی - بی بی سی

هم‌زمان با اعتراضات سراسری ایران تصاویری از حمله به اماکن مذهبی و تخریب و آتش زدن تعدادی از مساجد منتشر شد و حکومت ایران این اقدامات را به معترضان و حتی سرویس‌های جاسوسی کشورهای خارجی نسبت داد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ در یک سخنرانی مدعی شد که در جریان اعتراضات سراسری «۲۵۰ مسجد» تخریب شده‌اند. 

او عاملان این اقدامات را «پیاده‌نظام دشمن» خواند و گفت ماموریت آن‌ها «حمله به اماکن، منازل، ادارات و مراکز صنعتی» بوده است. به گفته او، «عوامل نادان و ناآگاه» با هدایت «عوامل خبیث و آموزش‌دیده» دست به «کارهای بد و جنایات بزرگ» زدند و «با آسیب زدن به مردم، چند هزار نفر را به قتل رساندند.»

با توجه به قطع اینترنت رسانه‌ها نمی‌توانند مستقلا تعداد مساجدی که هدف حمله قرارگرفتند را تایید کنند.

پیشتر مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران، در سخنانی تلویزیونی، مدعی شده بود کسانی که مساجد را آتش زده‌اند «در داخل و خارج آموزش‌دیده بودند» و «تروریست» بودند.

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی معترضان را با القابی چون «اغتشاشگر»، «تخریبگر» و «تروریست» و مرتبط با سرویس‌های امنیتی خارجی توصیف می‌کند.‌
روایت یک‌طرفه حکومت در شرایط سانسور
رسانه‌های حکومتی تصاویر و فیلم‌هایی از مساجد و حسینیه‌های سوخته در ایران از جمله مسجد «امام صادق» در فلکه اول صادقیه و مسجد ابوذر در منطقه ۱۷ تهران منتشر کرده‌ و آن را به «مزدوران موساد» نسبت داده‌اند.

اما منابع مستقل و سازمان‌های حقوق بشری در سال‌های اخیر، همواره به آمارها و ادعاهایی که حکومت درباره انواع اعتراضات سراسری و پیامدها و تلفات آنها در ایران مطرح کرده، با دیده تردید نگاه کرده‌اند، زیرا در شرایط سانسور شدید و انحصار مطلق اطلاع‌رسانی، امکان راستی‌آزمایی این ادعاها از طرف کارشناسان مستقل وجود ندارد.

سعید پیوندی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه‌ لورن در نانسی فرانسه، به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «هنوز واقعا با اطمینان نمی‌توان گفت که حمله به مساجد به دست نیروهای معترض صورت می‌گیرد.»

آقای پیوندی به روایات‌ جمهوری اسلامی درباره حمله‌های پیشین به اماکن مذهبی در ایران اشاره می‌کند. در جریان اعتراضات مشهور به «جنبش سبز» هم اتهاماتی از این دست در رابطه با روز عاشورا مطرح شد. در مورد حادثه مرگبار بمبگذاری در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد (سال ۱۳۷۳) هم «شاهد همین سناریوسازی امنیتی بودیم اما بعدها معلوم شد نسبت دادن بمب‌گذاری در آن زمان به سازمان مجاهدین، به کلی نادرست بوده است.»

در کلیپی مربوط به سال ۲۰۲۱ که در جریان اعترضات به صورت آنلاین فراگیر شده، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق، می‌گوید که نیروهای لباس شخصی به خشونت - از جمله آتش زدن اموال عمومی - دامن زده‌اند تا سرکوب شدید معترضان را توجیه کنند.

به عقیده آقای پیوندی، اگر حکومت در ادعاهای خود صادق باشد، باید درباره این گونه اقدامات تخریبی «کمیته حقیقت‌یاب با شرکت افراد بی‌طرف» تشکیل دهد تا ابعاد آن‌ها معلوم شود.

علیرضا مناف‌زاده، پژوهشگر تاریخ و نویسنده در فرانسه، نوع و گستردگی حمله‌های اخیر به مساجد و اماکن مذهبی در ایران را «پدیده‌ جدید» می‌داند.

او اعتقاد دارد که بعید نیست معترضان چنین اقداماتی را انجام داده باشند: «به این دلیل که مسجد در واقع به یک نهاد بسیج دستگاه سرکوب در دست جمهوری اسلامی تبدیل شده و به هر حال مردم الان به مساجد نگاه مساعد ندارند و این کاملا طبیعی است. چون مردم با قدرت، با جمهوری اسلامی درگیر هستند، به نهادها و نمادهایش حمله می‌کنند.»

در طول چهار دهه، مساجد و دیگر اماکن مذهبی به نمادی از ساختار قدرت جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند. بسیاری از مساجد وابسته به دولت، پایگاه‌های نیروی شبه‌نظامی بسیج نیز هستند که وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
«استفاده ابزاری» برای «تحریک احساسات مذهبی»
چرا حکومت مسئله تخریب مساجد را علیه معترضان برجسته می‌کند و اساسا مردم ایران که بر اساس آمارها، اعتماد چندانی به رسانه‌های حکومتی ندارند، باید تحت‌تاثیر این مسئله قرار بگیرند؟

آقای پیوندی معتقد است مخاطب این نوع «تبلیغات حکومتی» در وهله اول هوادارانش هستند و بعد گروه‌های خاموش که هنوز نظاره‌گر این جنبش اعتراضی هستند و در پیوستن به آن دچار تردیدند.

او می‌گوید که انگیزه اصلی حکومت از برجسته کردن این اقدامات «تحریک احساسات مذهبی افراد» علیه مخالفان و «شیطانی جلوه دادن اهداف» آن‌هاست، یا «زدن برچسب ضدمذهبی یا بی‌دینی» به معترضان.

حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر علوم دینی ساکن آلمان، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی، به «استفاده ابزاری» حکومت از این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید که جمهوری اسلامی از این راه تلاش می‌کند مخالفانش را «تخریب» و آنان را «دشمن اسلام‌، قرآن‌ و مسجد» معرفی کند.تصویری که گفته می‌شود از آتش زدن مسجدی در سعادت آباد گرفته شده است‌با این حال، او می‌گوید که این مسئله «یک طرفه نیست» و همانطور که «استفاده ابزاری» جمهوری اسلامی از مساجد برای تحریک عواطف مذهبی «نادرست و محکوم» است، تخریب یا آتش‌ زدن مساجد از طرف هر گروه و فردی با هر انگیزه‌ای باشد «اشتباه و غلط» است و برای اقدام‌کنندگان «پیامدهای منفی» دارد.

به اعتقاد آقای یوسفی اشکوری اگر این اقدامات را معترضان انجام داده باشند، نشانه‌هایی از «روحیه اسلام‌ستیزی» دارد. این دین‌پژوه می‌‌گوید: «بخشی از جامعه ایران مذهبی هستند و این فرضیه که می‌توان کلا اسلام را در ایران ریشه‌کن کرد، از نظر تاریخی اشتباهی بزرگ است.»

در همین حال، برخی از تحلیلگران بر این باورند که اگر شماری از معترضان اقدام به آتش‌زدن مسجد یا قرآن کرده باشند، این اقدامات لزوما به معنای حمله به دین نیست، بلکه می‌تواند کنشی نمادین در اعتراض به نهادی تلقی شود که از دین برای مشروعیت‌بخشی به کنترل استبدادی استفاده می‌کند.
مساجد پیش از انقلاب «مورد حمله مردم قرار نگرفتند»
مساجد در ایران تا پیش از تاسیس جمهوری اسلامی، نقشی پررنگ در جامعه داشتند و حتی در موارد بسیار حاکمان وقت حامی آن‌ها بودند.

به گفته آقای مناف‌زاده، در زمان رضاشاه پهلوی، دولت ایران به پیروی از مدل سکولاریسم ترکیه می‌خواست زمام تعلیمات دینی را در دست بگیرد و «اصلا دین را به نوعی کنترل کند.»

او معتقد است با وجود این که مورخان جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند حکومت پهلوی را به حمله به مساجد متهم کنند اما حکومت در مواردی «به مساجد کمک می‌کرد.»

به گفته این پژوهشگر تاریخ در دوران محمدرضاشاه پهلوی مساجد اماکنی بودند برای «مبارزه با بی‌دینان که کمونیست‌ها باشند» و «در واقع در دید محمدرضا شاه، کمونیست‌ها به‌مراتب خطرناک‌تر از اهل دین بودند.»

اما آقای یوسفی اشکوری ساخت مساجد در پیش از انقلاب را به معنی «حمایت» یا «تشویق» حکومت نمی‌داند و معتقد است که در بستر گسترش اسلام‌گرایی در پیش از انقلاب و همچنین افزایش جمعیت، افزایش تعداد مساجد «کاملا طبیعی» بود.

به گفته آقای مناف‌زاده مساجد پیش از انقلاب، چه از طرف حکومت حمایت می‌شدند یا نمی‌شدند، هیچگاه هدف حمله مخالفان‌ حکومت قرار نگرفتند.
تغییر جایگاه سنتی، به مکانی برای مبارزه و ابزار ایدئولوژیک
به باور کارشناسان، مسجد در ایران از نظر کارکرد همیشگی و سنتی خود، که به عنوان مکانی برای عبادت و امر معنوی در نظر گرفته می‌شد، دستخوش دگرگونی‌ معنادار شده است.

پیش از انقلاب، بسیاری از روحانیون از مساجد برای تهییج افراد علیه حکومت استفاده ‌کردند. به عنوان نمونه، علی خامنه‌ای، رهبر فعلی جمهوری اسلامی، در مساجد مختلف، از جمله مسجد کرامت در مشهد سخنرانی می‌کرد که به دلیل محتوای سخنانش حساسیت حکومت را برمی‌انگیخت.

آقای یوسفی اشکوری با اشاره به فضا و «محدودیت‌های سیاسی» در پیش از انقلاب، می‌گوید که در آن سال‌ها «مساجد پایگاه مبارزه» شده بود و بعد از انقلاب هم با ایفای نقش در جمع‌آوری نیرو و کمک به جبهه‌های جنگ هشت‌ساله با عراق پایگاه مبارزه باقی ماند.

اما اگر بپذیریم که مساجد در دو دوره «پایگاه مبارزه» بوده‌اند، میزان کمک‌هایی که در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ به مساجد شد، به هیچ وجه قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست.

جمهوری اسلامی نهادهای حکومتی برای حمایت از مساجد تشکیل داده و علاوه بر منابع مالی غیردولتی، ردیف بودجه خاصی در برنامه‌ بودجه دولت برای مساجد اختصاص یافته است.

آقای یوسفی اشکوری تاکید می‌کند که استفاده از مسجد، علاوه بر مسائل اعتقادی، به عنوان «پایگاه نظامی، سیاسی و حتی مالی و مادی مسلمانان» در تاریخ اسلام، از جمله صدر اسلام، سابقه داشته است.

سعید پیوندی، اما، هشدار می‌دهد که چنین کارکردهایی، به ویژه در دوران جدید، جایگاه مسجد را در جامعه متزلزل می‌کند: «حکومت دینی از شبکه مساجد به عنوان بخشی از تشکیلات خودش استفاده می‌کند. امامان جماعت مساجد بیشتر به حکومت وابسته‌اند و مسجد به مکانی برای تبلیغ سیاست حکومتی و پشتیبانی از دولت اسلامی تبدیل شده است. به همین دلیل، نارضایی از حکومت اسلامی و ناکارایی آن، نوعی شکاف میان بخش‌های مهمی از جامعه و مسجد به وجود آورده است.»

آقای پیوندی، به‌ویژه، پیوند نظامی حکومت و اماکن مذهبی در دوران جمهوری اسلامی را نقد می‌کند: «فعالیت‌های نیروهای وابسته حکومت، مثل بسیج، از داخل مساجد سازمان‌دهی می‌شود.»

به نظر می‌رسد برای برخی از ایرانیان، مساجد دیگر نمایانگر تقدس نیستند. آنها خاطرات خشونت و تحقیر را تداعی می‌کنند. گزارشی از سی‌ان‌ان در سال ۲۰۲۳، مکان‌های بازداشت مخفی مورد استفاده در اعتراضات جنبش مهسا را نشان داد که برخی از آنها مسجد بودند. منابع متعددی تایید کردند که بازداشت‌شدگان در این فضاها، از جمله در شهر مشهد، نگهداری و شکنجه می‌شدند.
حمله «نمادین» به حوزه‌های علمیه
در اعتراضات اخیر، علاوه بر حمله به مساجد، گزارش‌هایی هم از حمله به حوزه‌های علمیه منتشر شد. سعید پیوندی معتقد است که چنین حملاتی «بسیار نمادین است و نشانگر گسست و بی‌اعتمادی میان دست‌کم بخش مهمی از جامعه و نهاد روحانیت است.»

بعضی از پژوهشگران، شرایط فعلی ایران را با شرایط دوره‌هایی از تاریخ مقایسه می‌کنند که مردم معترض از پیوند مذهب و قدرت ناراضی بودند.

آقای مناف‌زاده می‌گوید که حمله به مساجد را در اوضاع ایران می‌توان با حمله انقلابیون به کلیساها و ویران کردن نمادهای مذهبی در زمان انقلاب فرانسه مقایسه کرد که تحت عنوان «مبارزه با سلطنت، فئودالیسم و مذهب که به هم مربوط بودند»، صورت می‌گرفت.

او تاکید می‌کند که کلمه «واندالیسم» (تخریب‌گرایی) را کشیش آنری گرگوار که از انقلابیون بود، ابداع کرد. بعد از انقلاب در فرانسه، مجلس قانونی را به تصویب رساند که بر پایه آن، کلیسا اساسا به نهادی زیر نظر دولت تبدیل شد: «انقلابیون می‌خواستند هم تعصب مذهبی را از بین ببرند و هم مذهب را به طور کلی زیر کنترل دولت قرار بدهند».

در سال ۱۹۰۵ قانون لایسیته در فرانسه به تصویب رسید؛ قانونی که مبنای جدایی دین از حکومت شد ولی در عین حال، حفاظت از ساختمان‌ها و نهادهای دینی به عهده حکومت گذاشته شد. حالا در فرانسه، معترضان به دولت‌ها دیگر برای نشان دادن مخالفت‌شان به اماکن مذهبی حمله نمی‌کنند.

آیا این نوع آشتی نسبی میان مردم و اماکن مذهبی در ایران معاصر نیز بار دیگر قابل تصور است؟ آقای یوسفی اشکوری می‌گوید در حکومت مذهبی، امکان برقراری «برابری حقوقی» میان همه شهروندان، از جمله پیروان ادیان مختلف، که او از آن به عنوان «زیست مومنانه» یاد می‌کند، وجود ندارد.

این دین‌پژوه می‌گوید که در صورت سقوط جمهوری اسلامی، اگر حکومت آینده به چنین برابری‌ پای‌بند باشد، «حرمت مذهب و اماکن مذهبی هم حفظ می‌شود.»
+49
رأی دهید
-0

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۷
    setayeshz565 - وین، اتریش
    ولی دیگه وقتش رسیده مساجد رو با آخوندهای توش ......... که باید این مراکز توطیه و فسق و فجور و باجناق بازی و فساد برچیده بشه،هر چی گند و کثافت و شر هست ازین مذهب و مذهبیون فاسد درمیاد.
    1
    10
    یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۸
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۶۴
    آلترناتیو - فرانکفورت، آلمان
    امیرحسین تازه سی سالگی را گذرانده و با پدر و مادر و دو برادر کوچک‌ترش در یکی از خیابان­‌های نزدیک میدان خراسان زندگی می‌­کند. خانواده‌­اش مذهبی هستند و به گفته‌ی او، تا چند سال پیش طرفدار حکومت بودند. «حالا پدر و مادرم با همان دوستانشان که سال‌­ها روضه داشتند، جمع می‌شوند و برای سرنگونی حکومت دعا می­‌کنند.»
    1
    6
    یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۳
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۶۴
    آلترناتیو - فرانکفورت، آلمان
    «در مورد سقوط رژیم، تقریبا همه هم­نظریم. انگار این بار حال و هوا فرق می­‌کند. اما اختلاف نظرها در مسائل دیگر است. خود من طرفدار رضا پهلوی نیستم اما بیشتر کسانی که می‌شناسم به‌­شدت طرفدار او هستند. من قبلا با آنها بحث می­‌کردم که باید از حکومت شاهنشاهی، با هر اسمی که هست، عبور کنیم اما این روزها، نه.» او اختلاف نظرهای دیگری هم در جامعه می‌بیند: «مثلا اینکه آیا آمریکا باید حمله کند یا نه، اسرائیل حق دارد با ما وارد جنگ شود یا نه، و بعد از رفتن این­ها، دوره‌ی گذار چطور باید باشد و از این دست بحث و نظرها.»
    0
    5
    یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۹
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.