۴۷ سال پیش در چنین روزی محمدرضا شاه پهلوی ایران را ترک کرد
+4
رأی دهید
-11
۴۷سال پیش در چنین روزی، در حالی که خیابانها در تسخیر مخالفان نظام پادشاهی بود، محمدرضا شاه پهلوی ایران را ترک کرد. امروز اما همان خیابانها صحنه فریاد بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی است که خواهان بازگشت فرزند او هستند.
جمهوری اسلامی و عصای سلیمان؛ فروپاشی از درون، ایستادگی در ظاهر
ایندیپندنت فارسی: کاملیا انتخابی فردبیش از دو هفته از قیام ملی ایرانیان گذشته است و در سکوت تحمیلی حکومت بر ایران و ایرانیان، گزارشها و خبرهای رسیده ابعادی بزرگ از فاجعهای ملی را به تصویر میکشد.
سرکوب بیرحمانه معترضان بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار و قدرت باشد، بیانکننده دامنه هراس و شکننده بودن وضعیت این حکومت است. از آن جهت نشانه اقتدار نیست که اگر اقتداری در کار بود، این اقتدار به شکلی نمادین با استعفای رئیسجمهوری نالایق یا برکناری رهبر از سوی مجلس فرمایشی خبرگان انجام میگرفت.
حکومت مستبد جمهوری اسلامی سالیان سال است که راه خود را میرود و مردم راه خود را. در اعتراضهای گسترده پیشین، خواستههای متفاوتی طرح شده بود که حکومت همه آنها را با سرکوب و گلوله، پاسخ داد.
بارها مردم را با تزویر و دادن قولهای واهی پای صندوق رای کشاندند. مردم به حکومت فرصت اصلاح دادند، اما حکومت فریبکار مردم را برای تاییدی در داشتن مشروعیت، مقابل دوربین رسانههای خارجی، میخواست. مطالبات دیگر برای برگزاری انتخابات آزاد و رفراندم قانون اساسی، با گلوله و چماق پاسخ داده شد و خشم ملت در قالب سکوتی معنادار، در آخرین انتخابات ریاستجمهوری، تبلور یافت.
در آخرین انتخابات ریاستجمهوری که پس از مرگ مشکوک و سوالبرانگیز ابراهیم رئیسی و وزیرخارجه دولت او، حسین امیرعبداللهیان، برگزار شد، فقدان مشارکت عمومی بزرگترین رفراندوم سراسری در رد حکومت جمهوری اسلامی بود.
در یک سال گذشته، از التیام زخمهای اجتماع پس از سرکوب شدید در جنبش مهسا و آمادگی ملی برای شروع یک خیزش ملی و سراسری دیگر، نشانههای آشکاری به چشم میخورد. آنجا که مردم در بزرگترین جشن ملی کشور، یعنی نوروز، هنگام سالتحویل در مقبره کوروش، حافظ، خیام، سعدی و حتی مقابل آتشکده زرتشتیان در یزد جمع شدند تا ایرانی بودن خود و تعلق خاطرشان را به نمادهای ملی چون دشنهای در چشم حکومت فرو کنند.
بنا به آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، پربازدیدترین مکانها در ۱۳ روز تعطیلات نوروزی در سال ۱۴۰۴، آرامگاه کوروش کبیر و تخت جمشید بودند. جمهوری اسلامی با دیدن حضور بیسابقه مردم در این اماکن که رنگوبوی ضدیت با تبلیغات اسلامی حکومتی را داشت، این مکانها را بست. آرامگاه خیام در نیشابور و مقبره فردوسی هم در میانه تعطیلات نوروزی تعطیل شدند.
ایرانیان جشن شب چله یا همان شب یلدا، در آخرین روز پاییز ۱۴۰۴ را هم چنان بر پا کردند که گویی در برابر حکومتی که سراسر ناله و شعائر مذهبی است، خیمه جنگ برافراشته بودند. با رنگ سرخ و و سبز که سمبل گرامیداشت این شب است، به جنگ تاریکی رفتند و پیامهای تبریک ایرانیان مملو از امید آنها برای رفتن تاریکی (کنایه از جمهوری اسلامی) و آمدن روشنایی (به معنای آزادی) بود.
جمهوری اسلامی ۴۷ سال آزگار بیامان در پی زدودن میراث ملی و باستانی ایرانیان بهخصوص میراث کهن شاهنشاهی ایران بود که قدمت آن به بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال میرسد. سالها است که بسیاری در خانههایشان، تصاویری از شاهنشاه آریامهر و شهبانو فرح را نگهداری میکنند. پرچم ملی ایران، پرچم ملی شیروخورشید، به بیشتر خانهها راه یافته است و هنگامی که اعتراضها در بازار تهران بر سر گرانی ارز و تورم شدید شروع شد، آنچه در یک سال گذشته، در سکوت، ایرانیان را به هم نزدیک کرده بود، یعنی ملیگرایی، آنها را برای سرنگونی حکومت به صورت خودجوش، به خیابانها هدایت کرد.
امروز که مشغول نگارش این مقالهام، در ایران وضعیتی شبه حکومتنظامی وجود دارد. در سراسر کشور پس از سرکوب و کشتار وسیع معترضان، با استقرار نیروهای انتظامی مسلح در شهرهای بزرگ و بازرسی خودروها و رهگذران، سعی در کنترل اوضاع آشفته دارند. فروشگاهها و مراکز عمومی پس از ساعت ۶ بعدازظهر تعطیل میشوند و بازداشتها، گرفتن اقرار و اعتراف اجباری از معترضان ادامه دارد.
به گفته نهادهای حقوق بشری و پزشکان مستقر در بیمارستانها و پزشکی قانونی، بیش از ۱۲ هزار نفر در اعتراضهای دو هفته اخیر کشته شدهاند. رقمی که تنها در یک کودتای نظامی اتفاق میافتد و جمهوری اسلامی با خاموش کردن تجهیزات برقراری ارتباطات جمعی، از اینترنت گرفته تا شبکه مخابراتی، توانست ملت را با قوای نظامی سرکوب کند و به خانه براند.
شعار «جاوید شاه» دشنهای بود که زخمی عمیق بر پیکر جمهوری تحمیلی اسلامی وارد کرد. نمادی که دو هزار و ۵۰۰ سال است ایرانیان را با داشتن مذاهب گوناگون و اقوام مختلف، به یکدیگر پیوند داده است.
عبارت «جاوید شاه» در زبان پهلوی باستان به صورت «شاهنشاه زندهباد» بیان میشد و در معنای پاینده بودن و جاودانگی پادشاهی ایرانزمین در دوران ساسانیان و اشکانیان رواج داشت. این شعار با همان پژواک، در دوران پهلوی احیا شد و تا به امروز ادامه دارد که دیرینگی پادشاهی در ایران نشان میدهد. به عبارتی دیگر، ملیگرایی ایرانیان و شکوه داشتن حکومتی که در آن ایران و ایرانی بزرگ داشته میشود و کشور به عظمت پیشین خود بازمیگردد.
این شعار توان همان تیرباری را داشت که به روی مردم بیپناه ایران گشودند. اگر امروز ایرانیان در ماتم بیش از ۱۲ تا ۲۰ هزار کشته نشستهاند، بی مناسبت نیست تا بگوییم که ملیگرایی ایرانیان و شعارهای تکاندهندهای که در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و برگشت به پادشاهی سر دادند و حمل پرچم شیروخورشید نشان، مشروعیت این نظام را از بنیاد ویران کرد.
آنچه از جمهوری اسلامی روی زمین مانده، پیکر پوسیده انیرانیانی است که به مرور فرو خواهد پاشید. در بخش عهد عتیق انجیل، کتاب سلیمان و در قرآن این روایت اسرائیلیات آمده است که خداوند میگوید چون مرگ را بر سلیمان مامور ساختیم، مرگ او در زمین بر هیچکس جز موران هویدا نبود که عصای سلیمان را میجویدند. جسد سلیمان تا یک سال بر آن عصا تکیه داشت تا آن که بر زمین افتاد و دیوان از آن آگاه شدند.
در این روایت آمده است که اگر دیوان از مرگ سلیمان آگاه بودند، تا دیرزمان در عذاب و ذلت و خواری باقی نمیماندند. به این معنا که از اعمال شاقهای که بهاجبار انجام میدانند، همان دم که سلیمان مرد، دست میکشیدند.
آنچه قدرت به نظر میرسید، توخالی و پوشالی بود و مدتها از مرگ آن گذشته بود.
نظام جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۴ خورشیدی دقیقا در همان موقعیت ایستاده است. از نگاه بیرونی، عصای ظاهری آن پابرجا است: ساختار امنیتی، رسانههای رسمی، نیروهای مسلح، ادعای مشروعیت الهی و ایدئولوژیک، اما سالهاست که این موریانههای متعدد از درون، پایههایش را میجوند:
- فساد سازمانیافته و فراگیر که حتی نهادهای حکومتی آن را تایید میکنند و همه ساله میلیاردها دلار به جیب مافیای نزدیک به قدرت میریزد.
- فروپاشی اقتصادی و سقوط ارزش ریال به بیش از ۱.۴ تا ۱.۵ میلیون در برابر دلار آمریکا، تورم بالای ۴۰ تا ۵۰ درصدی (و تا ۷۲ درصد برای مواد غذایی)، فقر گسترده (بیش از نیمی از جمعیت در آستانه یا زیر خط فقر)، کمبود آب، برق و گاز و ناتوانی کامل در تامین معیشت ۹۰ میلیون ایرانی.
- فرسایش مشروعیت ایدئولوژیک؛ آنچه زمانی «حمایت مردمی» یا «مقاومت» نامیده میشد، حالا به «اولویت دادن به غزه و لبنان به جای ایران» تعبیر میشود و حتی بخشی از بدنه سنتی را از خود رانده است.
جمهوری اسلامی مانند عصای سلیمان، این ساختار ظاهری، هنوز ایستاده به نظر میرسد. دستور میدهد، سرکوب میکند و خط ونشان میکشد، اما موریانه کار خود را کرده است و میکند. هر روز که میگذرد، پایههای حکومتی، اجتماعی و مشروعیتی آن بیشتر جویده میشود. لحظهای که عصا کاملا بپوسد و بشکند، چه با یک شوک خارجی، چه با انباشت فشار داخلی، دیگر به نیرویی عظیم نیازی نیست؛ فقط سقوط یک جسد خواهد بود که مدتها است مرده، اما اطرافیانش (و حتی بخشی از خود نظام) هنوز باور دارند که زنده است.
این تمثیل از عهد عتیق نشان میدهد که پایان واقعی یک نظام، نه لزوما با حمله خارجی یا انقلاب ناگهانی، بلکه اغلب با پوسیدگی تدریجی از درون رقم میخورد؛ زمانی که دیگر هیچکس، حتی خود نگهبانان نتوانند انکار کنند آنچه ایستاده میدیدند، تنها یک ظاهر توخالی بوده است.
از کشتار ملت دست بردارید. جمهوری اسلامی مرده است!
سرکوب بیرحمانه معترضان بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار و قدرت باشد، بیانکننده دامنه هراس و شکننده بودن وضعیت این حکومت است. از آن جهت نشانه اقتدار نیست که اگر اقتداری در کار بود، این اقتدار به شکلی نمادین با استعفای رئیسجمهوری نالایق یا برکناری رهبر از سوی مجلس فرمایشی خبرگان انجام میگرفت.
حکومت مستبد جمهوری اسلامی سالیان سال است که راه خود را میرود و مردم راه خود را. در اعتراضهای گسترده پیشین، خواستههای متفاوتی طرح شده بود که حکومت همه آنها را با سرکوب و گلوله، پاسخ داد.
بارها مردم را با تزویر و دادن قولهای واهی پای صندوق رای کشاندند. مردم به حکومت فرصت اصلاح دادند، اما حکومت فریبکار مردم را برای تاییدی در داشتن مشروعیت، مقابل دوربین رسانههای خارجی، میخواست. مطالبات دیگر برای برگزاری انتخابات آزاد و رفراندم قانون اساسی، با گلوله و چماق پاسخ داده شد و خشم ملت در قالب سکوتی معنادار، در آخرین انتخابات ریاستجمهوری، تبلور یافت.
در آخرین انتخابات ریاستجمهوری که پس از مرگ مشکوک و سوالبرانگیز ابراهیم رئیسی و وزیرخارجه دولت او، حسین امیرعبداللهیان، برگزار شد، فقدان مشارکت عمومی بزرگترین رفراندوم سراسری در رد حکومت جمهوری اسلامی بود.
در یک سال گذشته، از التیام زخمهای اجتماع پس از سرکوب شدید در جنبش مهسا و آمادگی ملی برای شروع یک خیزش ملی و سراسری دیگر، نشانههای آشکاری به چشم میخورد. آنجا که مردم در بزرگترین جشن ملی کشور، یعنی نوروز، هنگام سالتحویل در مقبره کوروش، حافظ، خیام، سعدی و حتی مقابل آتشکده زرتشتیان در یزد جمع شدند تا ایرانی بودن خود و تعلق خاطرشان را به نمادهای ملی چون دشنهای در چشم حکومت فرو کنند.
بنا به آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، پربازدیدترین مکانها در ۱۳ روز تعطیلات نوروزی در سال ۱۴۰۴، آرامگاه کوروش کبیر و تخت جمشید بودند. جمهوری اسلامی با دیدن حضور بیسابقه مردم در این اماکن که رنگوبوی ضدیت با تبلیغات اسلامی حکومتی را داشت، این مکانها را بست. آرامگاه خیام در نیشابور و مقبره فردوسی هم در میانه تعطیلات نوروزی تعطیل شدند.
ایرانیان جشن شب چله یا همان شب یلدا، در آخرین روز پاییز ۱۴۰۴ را هم چنان بر پا کردند که گویی در برابر حکومتی که سراسر ناله و شعائر مذهبی است، خیمه جنگ برافراشته بودند. با رنگ سرخ و و سبز که سمبل گرامیداشت این شب است، به جنگ تاریکی رفتند و پیامهای تبریک ایرانیان مملو از امید آنها برای رفتن تاریکی (کنایه از جمهوری اسلامی) و آمدن روشنایی (به معنای آزادی) بود.
جمهوری اسلامی ۴۷ سال آزگار بیامان در پی زدودن میراث ملی و باستانی ایرانیان بهخصوص میراث کهن شاهنشاهی ایران بود که قدمت آن به بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال میرسد. سالها است که بسیاری در خانههایشان، تصاویری از شاهنشاه آریامهر و شهبانو فرح را نگهداری میکنند. پرچم ملی ایران، پرچم ملی شیروخورشید، به بیشتر خانهها راه یافته است و هنگامی که اعتراضها در بازار تهران بر سر گرانی ارز و تورم شدید شروع شد، آنچه در یک سال گذشته، در سکوت، ایرانیان را به هم نزدیک کرده بود، یعنی ملیگرایی، آنها را برای سرنگونی حکومت به صورت خودجوش، به خیابانها هدایت کرد.
امروز که مشغول نگارش این مقالهام، در ایران وضعیتی شبه حکومتنظامی وجود دارد. در سراسر کشور پس از سرکوب و کشتار وسیع معترضان، با استقرار نیروهای انتظامی مسلح در شهرهای بزرگ و بازرسی خودروها و رهگذران، سعی در کنترل اوضاع آشفته دارند. فروشگاهها و مراکز عمومی پس از ساعت ۶ بعدازظهر تعطیل میشوند و بازداشتها، گرفتن اقرار و اعتراف اجباری از معترضان ادامه دارد.
به گفته نهادهای حقوق بشری و پزشکان مستقر در بیمارستانها و پزشکی قانونی، بیش از ۱۲ هزار نفر در اعتراضهای دو هفته اخیر کشته شدهاند. رقمی که تنها در یک کودتای نظامی اتفاق میافتد و جمهوری اسلامی با خاموش کردن تجهیزات برقراری ارتباطات جمعی، از اینترنت گرفته تا شبکه مخابراتی، توانست ملت را با قوای نظامی سرکوب کند و به خانه براند.
شعار «جاوید شاه» دشنهای بود که زخمی عمیق بر پیکر جمهوری تحمیلی اسلامی وارد کرد. نمادی که دو هزار و ۵۰۰ سال است ایرانیان را با داشتن مذاهب گوناگون و اقوام مختلف، به یکدیگر پیوند داده است.
عبارت «جاوید شاه» در زبان پهلوی باستان به صورت «شاهنشاه زندهباد» بیان میشد و در معنای پاینده بودن و جاودانگی پادشاهی ایرانزمین در دوران ساسانیان و اشکانیان رواج داشت. این شعار با همان پژواک، در دوران پهلوی احیا شد و تا به امروز ادامه دارد که دیرینگی پادشاهی در ایران نشان میدهد. به عبارتی دیگر، ملیگرایی ایرانیان و شکوه داشتن حکومتی که در آن ایران و ایرانی بزرگ داشته میشود و کشور به عظمت پیشین خود بازمیگردد.
این شعار توان همان تیرباری را داشت که به روی مردم بیپناه ایران گشودند. اگر امروز ایرانیان در ماتم بیش از ۱۲ تا ۲۰ هزار کشته نشستهاند، بی مناسبت نیست تا بگوییم که ملیگرایی ایرانیان و شعارهای تکاندهندهای که در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و برگشت به پادشاهی سر دادند و حمل پرچم شیروخورشید نشان، مشروعیت این نظام را از بنیاد ویران کرد.
آنچه از جمهوری اسلامی روی زمین مانده، پیکر پوسیده انیرانیانی است که به مرور فرو خواهد پاشید. در بخش عهد عتیق انجیل، کتاب سلیمان و در قرآن این روایت اسرائیلیات آمده است که خداوند میگوید چون مرگ را بر سلیمان مامور ساختیم، مرگ او در زمین بر هیچکس جز موران هویدا نبود که عصای سلیمان را میجویدند. جسد سلیمان تا یک سال بر آن عصا تکیه داشت تا آن که بر زمین افتاد و دیوان از آن آگاه شدند.
در این روایت آمده است که اگر دیوان از مرگ سلیمان آگاه بودند، تا دیرزمان در عذاب و ذلت و خواری باقی نمیماندند. به این معنا که از اعمال شاقهای که بهاجبار انجام میدانند، همان دم که سلیمان مرد، دست میکشیدند.
آنچه قدرت به نظر میرسید، توخالی و پوشالی بود و مدتها از مرگ آن گذشته بود.
نظام جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۴ خورشیدی دقیقا در همان موقعیت ایستاده است. از نگاه بیرونی، عصای ظاهری آن پابرجا است: ساختار امنیتی، رسانههای رسمی، نیروهای مسلح، ادعای مشروعیت الهی و ایدئولوژیک، اما سالهاست که این موریانههای متعدد از درون، پایههایش را میجوند:
- فساد سازمانیافته و فراگیر که حتی نهادهای حکومتی آن را تایید میکنند و همه ساله میلیاردها دلار به جیب مافیای نزدیک به قدرت میریزد.
- فروپاشی اقتصادی و سقوط ارزش ریال به بیش از ۱.۴ تا ۱.۵ میلیون در برابر دلار آمریکا، تورم بالای ۴۰ تا ۵۰ درصدی (و تا ۷۲ درصد برای مواد غذایی)، فقر گسترده (بیش از نیمی از جمعیت در آستانه یا زیر خط فقر)، کمبود آب، برق و گاز و ناتوانی کامل در تامین معیشت ۹۰ میلیون ایرانی.
- فرسایش مشروعیت ایدئولوژیک؛ آنچه زمانی «حمایت مردمی» یا «مقاومت» نامیده میشد، حالا به «اولویت دادن به غزه و لبنان به جای ایران» تعبیر میشود و حتی بخشی از بدنه سنتی را از خود رانده است.
جمهوری اسلامی مانند عصای سلیمان، این ساختار ظاهری، هنوز ایستاده به نظر میرسد. دستور میدهد، سرکوب میکند و خط ونشان میکشد، اما موریانه کار خود را کرده است و میکند. هر روز که میگذرد، پایههای حکومتی، اجتماعی و مشروعیتی آن بیشتر جویده میشود. لحظهای که عصا کاملا بپوسد و بشکند، چه با یک شوک خارجی، چه با انباشت فشار داخلی، دیگر به نیرویی عظیم نیازی نیست؛ فقط سقوط یک جسد خواهد بود که مدتها است مرده، اما اطرافیانش (و حتی بخشی از خود نظام) هنوز باور دارند که زنده است.
این تمثیل از عهد عتیق نشان میدهد که پایان واقعی یک نظام، نه لزوما با حمله خارجی یا انقلاب ناگهانی، بلکه اغلب با پوسیدگی تدریجی از درون رقم میخورد؛ زمانی که دیگر هیچکس، حتی خود نگهبانان نتوانند انکار کنند آنچه ایستاده میدیدند، تنها یک ظاهر توخالی بوده است.
از کشتار ملت دست بردارید. جمهوری اسلامی مرده است!
۶۳

یا فاطمه زهرا - کپنهاگ ، دانمارک
چقدر زود گذشت. یعنی ما اینقدر پیر شدیم و خودمونم نمیدونیم. واسه من انگاری که همین دیروز بود.
18
2
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۶
۲۶

zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
دنبال فرد نباشید ! بدنبال سیاست های ان فرد باشید . اگر بپنداریم که این جمله درست است ! شاه هنوز در ایران است و وقتی مملکت را ترک می کند که ملت برای همیشه از شر فرد و فردگرایی ٫ خلاص شود
12
8
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۳
۱۰۹

Kefli Iskender - مریخ، وانواتو
خانم شوینست فارس اقراطی، کامیلیا انتخابی فرد، تبلیفات شما فراری دادن مردم از عقرب جمهوری اسلامی و پناه آوردن به مار غاشیه شوینیسم فارس است. شاه و شیخ بواقع هر دو دو طرف یک سکه هستند. از همه این پروپاگاندای خبری شما که بگذریم، این جملات، شاهنشاه آریامهر و شهبانو فرح، مقبره کوروش، حافظ، خیام، سعدی آرامگاه خیام، و مقبره فردوسی، و دروغ «نمادی که دو هزار و ۵۰۰ سال است ایرانیان را با داشتن مذاهب گوناگون و اقوام مختلف، به یکدیگر پیوند داده است.» این دیگر توهین به شعور مخاطب و توهین به بیش از ۷۵ میلیون جمعیت ایران است که در جغرافیای سیاسی که بنادرست ایران نامیده می شود، برای هزاران سال وطن و سرزمین مادری این ملتها هست و بوده است. ملت عرب خوزستان، ملت کورد، ملت تورک و ملت بلوچ و دیکر ملتها است که فرهنگ و زبانی به غیر زبان فارسی دارند. امثال شما ها و این سیاست آسیمیلاسیون زبانی و فرهنکی و حذف ملت های غیر فارسی زبان در ایران، و پروپاگاندای شوینیسم فارسی است علت همه بدبختی ها و ویرانی این خراب شده است. از افکار شوینیستی و راسیستی و تبلیغات شوینیسی فارسی محور خود دست بردارید.
2
1
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۴
۲۰

pirzan e irani - استکهلم، سوئد
ادمین محترم لطفاً سرتیتر را«اصلاح بفرمایید» وواقعیت این است:٭۴۷ سال پیش در چنین روزی محمدرضا شاه پهلوی از ایران فرار کرد.صدای انقلاب را شنید،ولی دیرشنید!
4
3
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۵
۵۹

hamidesabz - لندن، انگلستان
و بد بختی مردم ایران از همان دوران شروع شد!
3
4
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۴
۵۶

hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
اخه .......، کی دنبال فردگرایی ایست؟؟ وقتی میگیم «پهلویسم» طرز فکره. هر چی با تو بیشتر صحبت میکنم میبینم ساواک واقعا حق داشت.2
2
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۳
۵۶

hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
زمانی که با دل شکسته رفت این خاک نفرین شد. تا اینکه جسدش در خاک ایران آروم بگیره. و زمانی که بیاد باشکوه ترین تشییع جنازه رو شاهد خواهیم بود
2
4
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۶
۳۸

آذر بلبل - نیوکاسل، انگلستان
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
جریان شتر و پنبه دانه را یادت نره ،تو و اون یابو اربابت هم همانجا خواهید پوسید ،ما که انقلاب کردیم و موفق شدیم این آخوندها را بیرون بیندازیم آنوقت به یاد خواهیم آورد که فرقه فحاش پهلویت چند بار انقلاب ما مردم را ناکام گذاشت تا خون شهدایمان پایمال شود1
0
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۲
۴۶

دو کلمه حرف حساب - حصارک، ایران
خاک بر سر ما، پدران ما چه غلطی کردند و ما هنوز نتوانستیم این غلط درست کنیم.
0
1
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۴
۴۷

سیمرغ ایران - برلین، آلمان
یا فاطمه زهرا - کپنهاگ ، دانمارک
یعنی تو از این همه سال تو کشور ما داری مفت خوری میکنی و واسه ملاها خوش رقصی میکنی1
0
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۸
۴۷

سیمرغ ایران - برلین، آلمان
pirzan e irani - استکهلم، سوئد
بهتره بگی ما چپول های خائن باعث شدیم شاه بره و بدبختی ایرانیان شروع بشه. ارتجاع سرخ و سیاه پیوند نامیمونتان از همون موقع تا بحال ادامه داره1
0
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۲
۴۷

سیمرغ ایران - برلین، آلمان
hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
مردم سال پنجاه و هفت لیاقت شاه رو نداشتند و الان جوون هامون دسته دسته دارند برای دوباره داشتن اش پر پر میشند0
0
جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۵