آمریکا در حمایت از معترضان چه گزینه‌هایی برای حمله به ایران در اختیار دارد؟

 یک بمب‌افکن رادارگریز «بی-۲ اسپیریت» پس از برخاستن از پایگاه نیروی هوایی وایتمن در ایالت میزوری (عکس آرشیوی)رادیو فردا: اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، در پی سرکوب مرگبار معترضان در شهرها و شهرستان‌های سراسر کشور، ظاهراً دوباره در دستور کار سیاستگذاری در واشینگتن قرار گرفته است.

گزارش‌های تأییدنشده می‌گویند که بیش از ۵۰۰ نفر در اعتراضات ایران کشته شده‌اند، اما برخی گروه‌های حقوق بشری می‌گویند شمار کشته‌ها ممکن است چند برابر این رقم باشد؛ خیزشی که یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای حاکمیت روحانیت از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به شمار می‌آید.

اعتراض‌ها که روز هفتم دی‌ماه در پی جهش تورم و سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، از آن زمان به اعتراض گسترده‌تری علیه مقام‌های کشور تبدیل شده است.

هم واشینگتن و هم تهران علامت داده‌اند که به گفت‌وگو تمایل دارند. اما دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با توجه به گزارش‌ها درباره اقدامات خشونت‌بار علیه معترضان گفته که ممکن است با این حال دست به اقدام بزند.

رئیس‌جمهور آمریکا روز ۲۱ دی در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران گفت: «ممکن است با آن‌ها ملاقات کنیم. قرار است ترتیب ملاقاتی داده ‌شود، اما شاید مجبور شویم به‌خاطر آنچه که پیش از جلسه در حال رخ دادن است دست به اقدام بزنیم».

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز ۲۲ دی گفت: «جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال جنگ نیست، اما کاملاً برای جنگ آماده است».

پس اگر دیپلماسی شکست بخورد، گزینه‌های واشینگتن چیست؟
حملات محدود
از جنبه مثبت، حملات محدود به اهداف نمادین، برای نیروهای مسلح آمریکا و نیز از نظر آسیب‌زدن به غیرنظامیان، ریسک کمتری به‌دنبال خواهد داشت.

این حملات همچنین در چارچوب قابلیت‌های نظامی آمریکا در منطقه و فراتر از آن آسان‌تر می‌نماید، و از دیدگاه نظری می‌تواند بدون درگیر کردن متحدان خلیج فارس آمریکا انجام شود.

با این حال، برخی تحلیلگران گفته‌اند این گزینه چندین نقطه‌ ضعف دارد؛ مهم‌ترین‌شان این است که به رژیم امکان می‌دهد که حمایت وطن‌پرستانه را بسیج کند و توجه را از نارضایتی‌هایی که محرک اعتراضات سراسری است منحرف سازد، در حالی که خسارت مهمی هم وارد نمی‌کند.

همچنین ممکن است به معترضان این پیام را بدهد که واشینگتن برای نجات آن‌ها شتاب نخواهد کرد، در حالی که نیروهای امنیتی ایران آن‌ها را می‌کشند و بازداشت می‌کنند.

نمونه‌ای از چنین هدفی می‌تواند تأسیساتی مانند یک پادگان متعلق به پلیس، نیروهای شبه‌نظامی بسیج، یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باشد.
یک کارزار مداوم
یک کارزار هماهنگ‌تر حملات علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌تواند اثرگذارتر باشد، به‌ویژه اگر فراتر برود و حمله به تأسیسات موشکی ایران، سامانه‌های فرماندهی و کنترل، و دیگر نیروهای امنیتی را هم شامل شود.

یکی از مشکلات این است که نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر به تعداد و ظرفیت کافی در منطقه حضور ندارد. نزدیک‌ترین ناو هواپیمابر، «یواس‌اس آبراهام لینکلن»، اکنون در دریای جنوبی چین است و در آن‌جا مشغول انجام رزمایش با گلوله‌های جنگی است. طی کردن این فاصله تا خلیج فارس چند روز زمان می‌برد.

آمریکا در منطقه پایگاه‌های نظامی هم دارد؛ در کشورهایی مانند کویت، امارات متحده عربی و قطر. اما گزارش شده است که این کشورها از واشینگتن خواسته‌اند اقدام نظامی انجام ندهد.
بسیاری نسبت به یک ضدحمله ایران محتاط خواهند بود. در جریان جنگ ۱۲روزه تابستان امسال، که اسرائیل و ایالات متحده تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند، حمله موشکی ایران به یک پایگاه هوایی در قطر باعث نگرانی شد.

آن حمله تا حدود زیادی نمادین بود، اما ایران تهدید کرده است که حمله جدید آمریکا را تلافی می‌کند و این بار ممکن است پاسخ، جدی‌تر و مؤثرتر باشد. صادرات سوخت‌های فسیلی متحدان خلیج فارس آمریکا که از تنگه هرمز عبور می‌کند، می‌تواند مختل شود. همچنین ممکن است به اسرائیل حمله شود و شبح یک درگیری گسترده‌تر منطقه‌ای را پیش بکشد.

علی معموری، پژوهشگر دانشگاه دیکن در استرالیا، به رادیو فردا گفت: «وضعیت موجود برای جمهوری اسلامی جنبه وجودی دارد. این یک نبرد است... که مستقیماً ماهیت و اصل نظام را هدف می‌گیرد. اگر مورد حمله قرار بگیرد، تقریباً به‌طور قطع با تمام توان خودش تلافی خواهد کرد».
نیروهای ویژه، ترور
پس از برکناری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا، آیا علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، نفر بعدی در فهرست بازداشت نیروهای ویژه آمریکا است؟

به نظر می‌رسد انجام عملیاتی مشابه ونزوئلا بعید باشد. بنا بر گزارش‌های رسانه‌ای، نیروهای آمریکایی در اطراف ونزوئلا با شمار بسیار بیشتری مستقر شده بودند و همچنین از منابع اطلاعاتی داخل رژیم هم کمک می‌گرفتند.

سناریوی دیگر می‌تواند ترور باشد؛ یعنی با حذف رأس هرم، رژیم را بی‌سر کردن و در داخل ایران یک کشمکش قدرت ایجاد کردن. این گزینه نیز تا حد زیادی به داشتن اطلاعات بسیار دقیق بستگی دارد.

نقطه‌ ضعف مهمش این است که نتیجه غیرقابل پیش‌بینی است و ممکن است به آشوب و خونریزی بیشتر بینجامد. اما یک رژیم جدید، حتی اگر تحت رهبری سپاه پاسداران باشد، ممکن است حاضر باشد با واشینگتن معامله کند.

مایکل روبین، مقام سابق پنتاگون و پژوهشگر ارشد اندیشکده «امریکن اینترپرایز» در واشینگتن، روز ۱۶ دی به رادیو فردا گفت: «فکر می‌کنم این احتمال زیاد است».
محاصره، حملات سایبری، سلاح‌های صوتی
ترامپ در کاخ سفید گزینه‌های دیگری هم روی میز دارد.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بین‌المللی بحران»، به رادیو فردا گفت: «کاملاً محتمل است که گزینه‌های غیرنظامی هم در حال بررسی باشند. این گزینه‌ها می‌تواند شامل محاصره اقتصادی کامل ایران برای جلوگیری از صادرات نفت به چین، یا حملات سایبری باشد که سامانه‌های ارتباطی و تصمیم‌گیری نهادهای امنیتی ایران را مختل می‌کند».

حملات سایبری پیش‌تر هم رخ داده‌اند.

در سال ۱۴۰۰، جایگاه‌های سوخت ایران هدف حمله سایبری قرار گرفتند؛ حمله‌ای که ایران بدون ارائه مدرک، آمریکا و اسرائیل را مسئول آن دانست. از آن زمان نیز حملات مشابهی رخ داده است.

در سال ۱۳۹۸، ایران پس از یک حمله سایبری به سامانه‌های تسلیحاتی‌اش مدعی شد که یک شبکه جاسوسی سی‌آی‌ای را متلاشی کرده است. رسانه‌های آمریکا در آن زمان با استناد به مقام‌های دولتی نامشخص گزارش دادند که این حمله، از سوی آمریکا صورت گرفته بود.

همچنین ممکن است گزینه‌های کمتر ‌متعارفی هم وجود داشته باشد.

پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اظهاراتی را به اشتراک گذاشت که گفته می‌شود از زبان مردی نقل شده که از حمله با سلاح‌های صوتی جان سالم به در برده است.

از او نقل شد: «مثل یک موج صوتی بسیار شدید بود. ناگهان حس کردم سرم از داخل دارد منفجر می‌شود. همه‌مان خون‌دماغ شدیم. بعضی‌ها خون بالا می‌آوردند. روی زمین افتادیم و نمی‌توانستیم حرکت کنیم».

با این حال، این گزارش به‌طور مستقل یا رسمی تأیید نشده است.
+4
رأی دهید
-1

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.