اعتراضات ایران به کدام سمت میرود؟ بررسی سناریوهای محتمل پیشروی جمهوری اسلامی
+6
رأی دهید
-10
یورونیوز: اعتراضها در تهران وارد سیزدهمین روز خود شده و همزمان، قطع شدید اینترنت باعث محدود شدن ارتباطات شده است؛ وضعیتی که این تجمعها را به بزرگترین اعتراضهای ضدحکومتی در سالهای اخیر تبدیل کرده است. یورونیوز در گزارشی، سناریوهای مختلف پیشرو را بررسی کرده است.تظاهرات خیابانی در تهران برای سیزدهمین روز پیاپی ادامه دارد و از پنجشنبه شب، قطع گسترده و در برخی مناطق، تقریبا کامل اینترنت، ارتباط با داخل ایران را به حداقل رسانده است.
تصاویر و ویدیوهای محدودی که از طریق شبکههای اجتماعی و پیامرسانها منتشر میشوند، نشان میدهند که دامنه اعتراضها در حال گسترش به چندین شهر دیگر در سراسر کشور است. با این حال، به دلیل محدودیتهای شدید در دسترسی به اینترنت، امکان راستیآزمایی مستقل همه این گزارشها وجود ندارد.
تصاویری که در شبهای گذشته از ایران مخابره شد، برای مخاطبان آلمانی میتواند یادآور روزهای منتهی به فروپاشی دیوار برلین باشد؛ در حالی که برای بسیاری از ایرانیان، این صحنهها خاطره روزهای پایانی حکومت محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۹۷۹ را زنده میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، این رویدادها را «بزرگترین اعتراضهایی که تاکنون دیدهام» توصیف کرده است؛ اظهارنظری که بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشته است.
با توجه به سرعت تحولات، قطع ارتباطات و نبود تصویری روشن از توازن قوا در داخل کشور، تحلیلگران در حال ترسیم چند سناریوی اصلی برای آینده نزدیک هستند.
در تظاهرات شب ۸ ژانویه، یک معترض در حال مسدود کردن خیابان استتشدید سرکوب امنیتییکی از برجستهترین سناریوهای پیشرو، تشدید سرکوب است. روز جمعه، شورای عالی امنیت ملی ایران با صدور مصوبهای اعلام کرد که در برابر اعتراضها «پاسخی بسیار قاطع» داده خواهد شد.
این شورا که بالاترین نهاد تصمیمگیری امنیتی در کشور به شمار میرود، مدعی شد اعتراضهای اخیر «از مطالبات مشروع عمومی منحرف شده» و تحت «هدایت و برنامهریزی اسرائیل و ایالات متحده» بهسمت بیثباتی سوق داده میشود.
هرچند این روایت رسمی فاصله زیادی با واقعیتهای میدانی دارد، اما نشان میدهد که مقامهای جمهوری اسلامی در حال چارچوببندی اعتراضها بهعنوان یک تهدید امنیتی و ملی هستند.
منتقدان هشدار میدهند که چنین رویکردی عملا راه را برای استفاده گستردهتر از زور هموار میکند؛ چرا که معترضان دیگر بهعنوان شهروندان ناراضی تلقی نمیشوند، بلکه بهمثابه عوامل یک «پروژه دشمن» معرفی میشوند.
علی خامنهای میگوید باید آنچه او اغتشاشگر میخواند را بر سر جایش نشانددر همین حال، احتمال تشدید سرکوب، بازداشتهای گسترده و حتی استفاده از نیروی مرگبار افزایش یافته است. هرچند چنین اقدامهایی ممکن است در کوتاهمدت به آرام شدن خیابانها منجر شود، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند این رویکردها در نهایت فقط بحران مشروعیت حکومت را عمیقتر کرده و نارضایتیهای انباشته را تشدید خواهد کرد.تصاویر منتشرشده در روز جمعه نشان میدهد سناریویی مشابه آنچه پیشتر در سیستان و بلوچستان دیده شد، ممکن است بار دیگر در حال تکرار باشد.
بر اساس این تصاویر، نیروهای امنیتی در اطراف مسجد مکی زاهدان به سوی معترضان تیراندازی کردهاند؛ آن هم در شرایطی که امام جمعه اهل سنت زاهدان ـ که از منتقدان سیاستهای حکومت به شمار میرود ـ پیشتر هشدار داده و خواستار خویشتنداری و پرهیز از خشونت شده بود.
برای بسیاری از ناظران، نادیده گرفتن این هشدارها به معنای بسته شدن مسیرهای میانجیگری و چرخش قاطع حکومت به سمت راهحلهای صرفا امنیتی است.
ریزش در نیروهای حکومتی یا رادیکالتر شدن آنها
فرسایش در درون نیروهای امنیتی و نظامی، یکی از حساسترین سناریوهای پیشرو به شمار میرود.
گزارشها درباره اعتراضهای گسترده در شهرهایی مانند مشهد ـ زادگاه رهبر جمهوری اسلامی ـ در کنار اظهارات دونالد ترامپ درباره «فرار نیروهای امنیتی»، توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
فشارهای اقتصادی، افزایش آگاهی نسبت به سرنوشت رژیمهای مشابه، و افشاگریهای مستمر درباره فساد گسترده، سبک زندگی اشرافی نخبگان حاکم و حضور فرزندان مقامها در کشورهای غربی، از جمله عواملی هستند که میتوانند وفاداری بخشی از نیروهای مسلح را تضعیف کنند.
در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند تحولات شب گذشته میتواند نقطه عطفی باشد. از نگاه آنها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ممکن است به این جمعبندی برسد که دیگر گزینهای جز ورود تمامعیار به میدان ندارد.
نیروهای سپاه پاسداران در سرکوب اعتراضات مشارکت دارنددر حالی که چنین اقدامی ممکن است در کوتاهمدت باعث ایجاد ترس و ارعاب شود، اما تداوم یک رویارویی طولانی میتواند خطر ریزش نیروهای وفادار به حکومت را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که هنوز هیچ تغییر بنیادینی در توازن قوا رخ نداده است.
به گفته آنها، در هر یک از سناریوهای در حال شکلگیری، بعید است جمهوری اسلامی بهراحتی کنترل اوضاع را واگذار کند؛ حتی اگر حفظ این کنترل مستلزم تحمل بیثباتی طولانیمدت و فرسایش داخلی باشد.
جنگ اینترنتی؛ ضلع دیگر سرکوب
در کنار سرکوب فیزیکی، «جنگ اینترنتی» به یکی از عناصر اصلی واکنش حکومت تبدیل شده است.
برخی کارشناسان گمانهزنی میکنند که مقامها، علاوه بر قطع کامل اینترنت، ممکن است از تاکتیکهایی مانند ایجاد پارازیت یا اختلال هدفمند در ارتباطات ماهوارهای یا زیرساختهای استارلینک نیز استفاده کرده باشند؛ روشهایی که پیشتر برای مقابله با شبکههای تلویزیونی ماهوارهای به کار گرفته میشد.
در صورت صحت این گمانهها، این اقدامها نشاندهنده ورود ایران به مرحلهای پیشرفتهتر از کنترل ارتباطات و تلاشی آگاهانه برای ایزوله کردن کامل فضای اطلاعاتی کشور خواهد بود.
خود این تدابیر نیز میتواند بازتابی از عمق نگرانی حکومت نسبت به تداوم و گسترش اعتراضها باشد.
ترامپ، پهلوی و احتمال بازگشت به قدرت
اظهارات دونالد ترامپ درباره رضا پهلوی لایهای تازه از ابهام را به بحران جاری افزوده است.
ترامپ هرچند از رضا پهلوی به عنوان «آدم خوبی» یاد کرده، اما گزارشها حاکی از آن است که برخلاف برخی گمانهزنیهای اولیه، قرار نیست دیداری مستقیم میان این دو، روز سهشنبه آینده در مارالاگو برگزار شود.
درباره لغو یا منتفی شدن این دیدار، حدس و گمانهای مختلفی مطرح شده است؛ از ملاحظات حقوقی گرفته تا تلاش برای جلوگیری از فراهم شدن بهانهای تازه برای جمهوری اسلامی جهت تشدید سرکوبها با ادعای «دخالت خارجی».
با این حال، برخی ناظران با توجه به سابقه و رفتارهای پیشبینیناپذیر ترامپ، نسبت به این توضیحات قانع نشدهاند و همچنان درباره انگیزههای واقعی پشت این تصمیم تردید دارند.
رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران معترضان را به حضور در خیابانها دعوت کرده استدر همین حال، به گفته شماری از تحلیلگران، واکنش عمومی به فراخوان صادرشده از سوی رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران، فراتر از انتظارهای اولیه بوده است.در بخشهایی از اعتراضات، شعارها بهطور مستقیم متوجه رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی بوده و در موارد متعددی نیز از بازگشت سلطنت یا نام خاندان پهلوی یاد شده است؛ تغییری قابل توجه در ادبیات اعتراضات نسبت به دورههای پیشین.
در مقابل، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز جمعه بار دیگر تاکید کرد که نظام «عقبنشینی نخواهد کرد». او در تصاویری که از تلویزیون دولتی پخش شد، بار دیگر معترضان را «اغتشاشگر» خواند و مدعی شد این اعتراضات در خدمت منافع دونالد ترامپ است و با هدف جلب رضایت رئیسجمهور آمریکا انجام میشود. خامنهای همچنین معترضان را «افراد مضر برای کشور» توصیف کرد.
اصلاح درونساختاری و سناریوی «بناپارتیستی»
تا همین چند روز پیش، این سناریو یکی از محتملترین گزینههای پیشروی تحولات سیاسی ایران به شمار میرفت.
با توجه به هزینههای بالای تغییر رژیم برای آمریکا، تجربه ونزوئلا پس از مداخله خارجی، و این واقعیت که تداوم حیات جمهوری اسلامی در حال حاضر با برخی منافع منطقهای و جهانی همراستاست، این ایده مطرح شد که شاید فردی از درون ساختار قدرت مأمور اجرای اصلاحات شود؛ اصلاحاتی که هدف آن تثبیت وضعیت اقتصادی باشد، بدون آنکه تغییری بنیادین در ساختار قدرت ایجاد کند.
اما پرسش اصلی همواره این بوده که چنین فردی چه کسی میتواند باشد. برخی نگاهها به حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، معطوف بود و برخی دیگر احتمال ظهور یک چهره کمتر شناختهشده نظامی را مطرح میکردند؛ نوعی «منجی ناپلئونی» که وارد میدان شود و نظم را بازگرداند.
با این حال، شماری از کارشناسان بازگشت روحانی را غیرواقعبینانه توصیف کردهاند و معتقدند هر تلاش او برای بازگشت به قدرت، به احتمال زیاد با کنار گذاشته شدن سریع از سوی تندروهای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی مواجه خواهد شد.
در این میان، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره اپوزیسیون ایران، بهویژه رضا پهلوی، بر این معادله تاثیر گذاشته است.
با این حال، واکنش گسترده افکار عمومی به فراخوان اخیر رضا پهلوی، بهویژه از روز پنجشنبه به بعد، این سناریو را بهطور قابل توجهی تضعیف کرده است؛ هرچند هنوز نمیتوان آن را بهطور کامل منتفی دانست.
نه سوریه، نه ونزوئلا؟
سناریوی دیگری که بهتدریج در میان تحلیلگران جدیتر شده، احتمال خروج یا حتی فرار برخی چهرههای ارشد جمهوری اسلامی است؛ سناریویی که از جهاتی یادآور الگوی سوریه تلقی میشود.
در این چارچوب، گزارشهایی درباره پروازهای مشکوک روسی، ادعاهایی درباره انتقال طلا از ایران، و گمانهزنیهایی درباره احتمال انتقال علی خامنهای و اعضای خانوادهاش به مسکو منتشر شده است.
همچنین گزارشهای تاییدنشدهای درباره درخواست ویزا از سوی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و اعضای خانوادهاش برای سفر به فرانسه، یا حضور خانواده عباس عراقچی در جریان سفر او به لبنان مطرح شده است.
در مقابل، تجربه ونزوئلا تحت حاکمیت نیکلاس مادورو نشان میدهد که برخلاف انتظارات اولیه، ساختار قدرت در این کشور فرو نپاشیده و تا این مرحله توانسته انسجام خود را حفظ کند.
بر همین اساس، برخی ناظران بر این باورند که هدف اصلی دونالد ترامپ ممکن است نه فروپاشی کامل نظام، بلکه کنار گذاشتن شخص علی خامنهای باشد؛ اقدامی که پس از آن، اختیار مدیریت دوره گذار به چهرهای از درون ساختار قدرت سپرده شود.
با این حال، با توجه به شتاب گرفتن و گسترش دامنه اعتراضات، مشخص نیست که این سناریو همچنان وزن و اعتبار پیشین را داشته باشد.
در حال حاضر، سناریوی پررنگتری که مورد بحث قرار گرفته، مدلی است که نه شبیه سوریه است و نه ونزوئلا؛ بلکه به ظهور نوعی رهبری منجر میشود که همسویی بیشتری با غرب داشته باشد.
با این همه، همچنان روشن نیست که پس از کنار رفتن، مرگ یا برکناری رهبر جمهوری اسلامی چه رخ خواهد داد.
آیا ایران با خطر تجزیه، ناامنی گسترده یا تشدید مطالبات قومی و اقلیتها روبهرو خواهد شد؟ یا ممکن است چهرهای «منجیگونه» بتواند بر بحرانهای عمیق و ساختاری کشور غلبه کند؟
در همین چارچوب، پرسشهایی نیز درباره چگونگی و میزان تحقق وعدههای سرمایهگذاری خارجی و اظهارنظرهای چهرههایی مانند دارا خسروشاهی یا ایلان ماسک مطرح شده است.
در عین حال، قدرتهای جهانی مانند چین و تا حدی کمتر روسیه بعید است منفعل باقی بمانند و به احتمال زیاد در این بازتنظیم تاریخی نقشآفرینی خواهند کرد.
در نهایت، اگر نشانههایی که در ساعات گذشته از تهران مخابره شده بازتابدهنده واقعیتهای میدانی باشد، احتمال آنکه حکومت به سطوح بالاتری از خشونت متوسل شود، در حال افزایش است.
با این حال، با توجه به قطع گسترده اینترنت، این دادهها تنها بخش محدودی از صداهای داخل ایران را منعکس میکنند و همین موضوع ارزیابی تاثیر واقعی آنها بر تصمیمگیری معترضان را دشوار میسازد.