نودمین سال کشف حجاب؛ راهبرد رضاشاه برای شکست انزوای اجتماعی زنان

ایندیپندنت فارسی: هفدهم دی‌ماه سال ۱۳۱۴، در شرایطی که روحانیون و محدودیت‌های شرعی در ساختار اجتماعی ایران نقشی پررنگ داشتند و دامنه حضور زنان در عرصه‌های عمومی را محدود می‌کردند، رضاشاه پهلوی به همراه همسر و دخترانش که حجاب بر سر نداشتند، به دانشسرای مقدماتی معلمان رفت و فرمان کشف حجاب را اعلام کرد.

این اقدام از همان ابتدا برای آن دسته از روحانیون که مخالف رضاشاه بودند، بهانه‌ای برای اعتراض شد، اما شاه ایران که این سیاست را در چارچوب سیاست‌های نوسازی دولت، افزایش حضور زنان در اجتماع و بازتعریف جایگاه آنان در جامعه در حال گذار ایران تعریف کرده بود و می‌کوشید زنان را از انزوای تحمیلی سنت و مذهب به عرصه‌های آموزشی و اجتماعی وارد کند، به راه خود ادامه داد.

ایران در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی، جامعه‌ای در حال گذار بود. به‌گونه‌ای که هنوز آثار فروپاشی قاجاریه در جامعه دیده می‌شد، ناامنی‌های گسترده، نفوذ روحانیون در زندگی فردی و اجتماعی مردم و ساختارهای مذهبی سختگیرانه همچنان وجود داشت و زندگی اجتماعی زنان از تحصیل و اشتغال گرفته تا مشارکت اجتماعی، به‌شدت محدود بود.

در چنین وضعیتی، حجاب فقط نوعی پوشش نبود، بلکه ابزاری برای حذف زنان از فضای عمومی جامعه و زمینه‌سازی برای انزوای اجتماعی آنان به شمار می‌رفت. تصاویری که از زنان دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی وجود دارد هم نشان می‌دهد که بسیاری از زنان در فضاهای عمومی، علاوه بر چادر از روبنده نیز استفاده می‌کردند.

رضاشاه پهلوی با درک اینکه بسیاری از زنان جامعه ایران بدون میل شخصی و تحت اجبار جامعه مردسالار سنتی و مذهبی، به خانه‌نشینی و رعایت حجاب وادار می‌شوند، قانون کشف حجاب را تصویب کرد. به‌ موجب این قانون، استفاده از چادر، روبنده و روسری در مدارس، دانشگاه‌ها، مراکز دولتی و اداری ایران ممنوع شد.
نقش‌آفرینی زنان در پیشرفت و سازندگی ایران
تصویری که از لحظه ورود رضاشاه به همراه همسر و دخترانش به دانشسرای مقدماتی معلمان ثبت شده، با اینکه ۹۰ سال از ثبت آن می‌گذرد، هنوز هم یکی از تاثیرگذارترین و مهم‌ترین اسناد تصویری تاریخی ایران است.

در این تصویر، تاج‌الملوک آیرُملو، ملکه مادر، با کلاه و پالتو و دخترانش دخترانش شمس و اشرف نیز با کت‌دامن و کلاه دیده می‌شوند. تصویری که حالا در حافظه تاریخی ایرانیان به‌عنوان نشانه ورود رسمی زنان به عرصه‌های اجتماعی در دوره نوسازی پهلوی ثبت شده است.

رضاشاه «چادر و چاقچور» را دشمن پیشرفت و ترقی مردم می‌دانست و بر این باور بود که این «دمل» باید با احتیاط برداشته شود. حضور نمادین زنان خانواده شاه ایران بدون روسری در دانشسرای مقدماتی معلمان، این پیام پنهان را به جامعه سنتی و مردسالار ایران رساند که بعد از این نمی‌توانند مسیر پیشرفت زنان و حضور آزادانه آنان را در عرصه‌های اجتماعی مسدود کنند.

به قول شهبانو فرح پهلوی، این «دوراندیشی رضاشاه» موجب شد زنان ایرانی به «صحنه اجتماع و تاریخ گام بگذارند و در پیشرفت، سازندگی و ترقی ایران سهمی بزرگ و سزاوار بر عهده بگیرند».

هرچند شماری از فعالان جنبش زنان مانند طاهره قره‌العین از سال‌ها پیش فعالیت‌هایی را در زمینه حجاب آغاز کرده بودند، فرمان رضا‌شاه به این مسئله در ایران وجهه رسمی داد و الزام قانونی به عقب‌نشینی محسوس تفکرات سلطه‌گر و مردسالار جامعه سنتی منتهی شد.

با این حال تلاشی که زنان مبارز ایران آغاز کردند و رضاشاه به آن رسمیت بخشید، با وقوع انقلاب اسلامی و روی کار آمدن روح‌الله خمینی، به چالش کشیده شد.

خمینی، رهبری مذهبی با نگاه مردسالار، قلدرمآب و زن‌ستیز بود. او که پیش از انقلاب هم با اعتراض به‌ حق رای زنان، تفکرات زن‌ستیزانه خود را آشکار کرده بود، بعد از انقلاب نتوانست این زن‌ستیزی‌ خود را مدت زیادی پنهان کند و اسفند ۱۳۵۷ در جمع طلاب قم، به‌صراحت گفت که زنان باید با «حجاب اسلامی» بیرون بیایند.

فرمان «حجاب اجباری» خمینی که رسانه‌های حکومتی به شکلی وسیع آن را پوشش دادند، به دستاوردهای چند دهه تلاش برای آزادی زنان ایرانی ضربه‌ای کاری وارد آورد و روند نوسازی اجتماعی مرتبط با حقوق و حضور برابر زنان را به عقب راند.
پنج دهه مبارزه با حجاب اجباری
مبارزه زنان با حجاب اجباری از همان ماه‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد. پس از آنکه روح‌الله خمینی دستور الزام زنان به «حجاب اسلامی» را صادر کرد، گروهی از زنان در روز هشتم مارس، هم‌زمان با روز جهانی زن، به خیابان‌ها آمدند و با شعار «ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم» به این تصمیم اعتراض کردند. این نخستین رویارویی علنی زنان با یکی از پایه‌ای‌ترین سیاست‌های ایدئولوژیک حکومت اسلامی بود.

خمینی به‌خوبی می‌دانست که جنبش زنان می‌تواند اقتدار حکومت دینی او را به چالش بکشد. به همین دلیل در گام نخست، مردان جامعه مذهبی و سنتی را روبروی زنان قرار داد تا آن‌ها را با شعار «یا روسری یا توسری» تهدید و تحقیر کنند؛ تهدیدی که با پاسخ صریح زنان و شعار ماندگار «نه روسری، نه توسری»، به یکی از نمادهای مقاومت مدنی زنان ایران بدل شد. اندکی بعد، با تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی، مزاحمت، ارعاب و کنترل پوشش زنان در فضاهای عمومی، رنگ قانونی به‌ خود گرفت.

با وجود این سرکوب سازمان‌یافته، مبارزه زنان آزادیخواه ایران علیه حجاب اجباری در تمام سال‌های پس از انقلاب ادامه یافت؛ یکی از تکان‌دهنده‌ترین جلوه‌های این اعتراض، اقدام هما دارابی بود. او که پزشک و استاد دانشگاه بود و پس از انقلاب به بهانه «بدحجابی» از تدریس محروم و مطبش تعطیل شده بود، اسفند ۱۳۷۲ در میدان تجریش تهران در اعتراض به حجاب اجباری اقدام به خودسوزی کرد.

بیش از دو دهه پس از آن، ویدا موحد در صبح چهارشنبه ششم دی‌ماه ۱۳۹۶، با برداشتن روسری سفید خود و برافراشتن آن سر چوب در خیابان انقلاب تهران، حرکتی نمادین را رقم زد که به‌سرعت بازتابی جهانی یافت. پس از او، زنان دیگری نیز همین کنش را تکرار کردند و این فصل تازه از اعتراض، با عنوان «دختران خیابان انقلاب» در تاریخ مبارزات زنان ایران ثبت شد. واکنش جمهوری اسلامی به این نافرمانی مدنی نیز تشدید سرکوب بود.

پنج سال پس از حرکت «دختران خیابان انقلاب»، و در شرایطی که فشارهای حکومتی بر پوشش زنان افزایش یافته بود، کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، جرقه خیزشی سراسری را روشن کرد. این اعتراض‌ها که از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، به‌سرعت به ده‌ها شهر ایران گسترش یافت و معترضان با شعار «زن، زندگی، آزادی» به مقابله با حجاب اجباری و تمام ارکان سرکوب حکومت برخاستند.

پس از آن بود که نافرمانی مدنی گسترده‌ با حجاب اجباری در بیشتر نقاط ایران آغاز شد و زنان ایرانی به‌صورت خودجوش و در اقدامی هماهنگ، حجاب‌ اجباری و خط قرمز حکومت را زیر پا گذاشتند. این مقاومت هرچند همچنان هزینه‌ساز است و حکومت با انواع ابزارها از ارعاب و بازداشت گرفته تا تصویب قوانین واپس‌گرا، می‌کوشد جامعه را به وضعیت پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگرداند، واقعیت میدانی نشان می‌دهد زنان ایرانی از این مبارزه عقب ننشسته‌اند.

نکته قابل‌توجه آن است که این ایستادگی نزدیک به ۹۰ سال پس از آن رخ می‌دهد که رضاشاه با تصویب قانون کشف حجاب، مسیر مشارکت اجتماعی زنان و خروج آنان را از انزوای تحمیلی جامعه مردسالار گشود. اگر انقلاب اسلامی رخ نداده بود و زنان ایرانی در مسیری که برای آنان در دوره نوسازی گشوده شده بود، حرکت می‌کردند، احتمال زیادی داشت که جامعه ایران امروز در شاخص‌های مرتبط با برابری جنسیتی، جایگاه پیشرفته‌تری داشته باشد. نه از این جهت که «همه‌چیز خودبه‌خود درست می‌شد»، بلکه از آن رو که مسیر قانون‌گذاری و سیاست عمومی، می‌توانست به‌ جای بازتولید تبعیض، به‌ سوی کاهش آن حرکت کند.

بر کسی پوشیده نیست که بخشی از حجم بالای اخبار خشونت علیه زنان در ایران امروز محصول ساختارهایی است که راه را برای عادی‌سازی خشونت هموار می‌کند، در صورتی‌ که خود قانون فرهنگ‌ساز است و می‌تواند به مردم بگوید چه رفتاری مجاز، چه رفتاری ممنوع و چه چیزی هنجار تلقی می‌شود.
+32
رأی دهید
-1

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۶۴
    آلترناتیو - فرانکفورت، آلمان
    یکی از دستاوردهای بزرگ رضاشاه همانا "کشف حجاب" است و حجاب یعنی تمکین زن از سیستم انسان‌ستیز مردسالاری مذهبی. اجبار در قاموس حجاب نهفته است و حجاب اجباری اصطلاحی ست مترادف اجبار اجباری!🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♂️ حکومت ننگین اسلامی با مخدوش کردن آزادی نیمی از جمعیت کشور نه‌تنها اقتصاد کشور را متزلزل میکند بلکه با حجاب (= اسارت زنان) جامعه را از نظر فرهنگی به قهقرا می‌کشاند 😡
    0
    5
    جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۳۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.