زنگ هر خانه‌ای را بزنم، می‌توانم مواد پیدا کنم

ایران وایر :نازنین بیانی
کنار جوی آب، پر از معتادهایی است که در حال مصرف مواد مخدر هستند؛ زن و مرد و پیر و جوان ندارد. تصاویر آن‌ها، برق مغازه‌های بزرگ کریستال فروشی را گرفته‌اند. این‌جا محله «شوش» است، یکی از جنوبی‌ترین مناطق تهران که از یک سو نمایش‌گر ثروت بازاریان در پاساژهای بزرگ کریستال‌ فروشی است و از سوی دیگر نمایش دهنده فقر و اعتیاد.  

کاسبان محله می‌گویند این‌جا تبدیل به پاتوق معتادان شده است و به وفور مواد مخدر یافت می‌شود. افراد متمول نیز از سراسر تهران برای تهیه و استعمال مواد مخدر راهی این‌جا می‌شوند.

گزارش زیر، گفت‌وگوی یک شهروندخبرنگار با معتادانی است که در این محله دیده است.

***

 «جمال» که در کنار جوی آب در حال مصرف «شیشه» است، می‌گوید: «در خانواده‌ای فقیر و مذهبی بزرگ شدم. از بچگی فقط شاهد کتک‌کاری پدر و مادرم بودم. در نهایت سال ۱۳۶۶ مادرم از دست پدرم به روی خود نفت ریخت و خودش را آتش زد و مرد. من اول کارتن‌خواب شدم و بعد معتاد. وقتی مادر فوت کرد، به اقوام پناه بردم اما پناهی به ما ندادند. به همین دلیل پس از کارتن‌خوابی، به مواد مخدر روی آوردیم چون حس می‌کردیم تمام آن بی‌محبتی‌ها توسط مواد مخدر جبران می‌شود و ما را آرام می‌کرد. ما ناخواسته وارد یک بازی شدیم که نمی‌دانستیم آخرش چیست. کسی که معتاد است، با هر وضعیت اقتصادی، بیچاره است. من فوق دیپلم رشته ادبیات هستم و ۲۱۸ نسخه شعر نوشته‌ام اما مواد مخدر نابودم کرد.»

او می‌گوید: «وفور مواد مخدر در این محله به میزانی است که همین حالا اگر چشمانم را ببندم و شانسی زنگ هر خانه‌ای را بزنم، به من مواد می‌دهد. دزدها، کلاه‌بردارها، متجاوزها و موادفروش‌ها را بازداشت نمی‌کنند اما فقط ما مصرف‌ کننده‌ها را اذیت می‌کنند. من نقاش ماشین هستم و هرچه در می‌آورم را خرج اعتیاد می‌کنم اما از دیوار کسی بالا نمی‌روم. مسوولین اگر بخواهند، می‌توانند ریشه مواد را بزنند اما این کار را نمی‌کنند.»

«مجیدی» که در محله شوش مغازه‌دار است، می‌گوید: «این محله شوش به پاتوق کل معتادان تهران تبدیل شده است و همه این‌جا جمع می‌شوند. این‌جا بهترین مکان برای رسیدن به مواد مخدر است.»

اگر سری به این محله بزنید، احتمالا دیدن افرادی که در کنار خیابان در حال مصرف مواد مخدری هم‌چون شیشه و تریاک هستند، متحیرتان می‌کند. اما کسبه و ساکنان محله انگار به این وضعیت عادت کرده‌اند. آن‌ها از کنار معتادان عبور می‌کنند و واکنشی ندارند؛ انگار همه‌چیز طبیعی است و کسی در خیابان در حال خوردن بستنی است.

«محسن»، یکی از ساکنان این محله می‌گوید: «معتادها برای کسی آزاری ندارند و دولت هم می‌بایست با اجرای طرح‌های حمایتی و بازپروری، آن‌ها را به زندگی سالم و جامعه بازگرداند. این معتادان هم خانواده دارند. زن و بچه و پدر و مادر دارند و دوست ندارند معتاد بمانند. کاش از آن‌ها کمک و حمایت شود. اعتیاد به خاطر فقر و نداری است. کسی که نیازمند و تحت فشار نباشد، معتاد نمی‌شود.»

«جابری» که در محله شوش راننده تاکسی است، می‌گوید: «معتادها انگل جامعه هستند. دولت باید این‌ها را جمع کند چون مردم از دست‌شان آسایش ندارند. دولت همین‌طوری این‌ها را به امان خدا ول کرده است و کسی پاسخ‌گو نیست. مسوول جمع‌آوری معتادها کیست؟ از دیوار ما مدام آویزان هستند و وسایل‌مان را می‌دزدند. آلوده و کثیف هستند و به دیگران ویروس منتقل می‌کنند.»

اما «محمدیان» که در محله شوش فروشگاه لوازم یدکی خودرو دارد، می‌گوید: «باید با مساله اعتیاد به صورت ریشه‌ای برخورد شود، نه سطحی. مشکل اصلی هم وضعیت اقتصاد است. جوان شاخ شمشاد با دو متر قد را می‌بینم که سرش آویزان است. قلب آدم به درد می‌آید. همه نوع موادی هم این‌جا وجود دارد. مواد مخدر از بستنی هم راحت‌تر در دسترس است. من خودم زمانی کارمند سازمان مبارزه با مواد مخدر بودم. مواد فروشی را که دستگیر می‌کردیم و تحویل دادگاه انقلاب می‌دادیم، دو ساعت بعد آزاد می‌شد و می‌رفت.»

«حمید»، دیگر کاسب این محله معتقد است پلیس برای مبارزه با اعتیاد کاری نمی‌کند: «نیروی انتظامی و شهرداری قطعا در جریان این وضعیت هستند اما کاری نمی‌کنند. وقتی پلیس می‌آید، دنبال دستگیری نیست و صدای آژیرش را بلند می‌کند تا مثلا معتادها و دزدها پنهان شوند. چه‌طور نمی‌توانند فروشندگان مواد مخدر را بازداشت کنند؟ هی الکی می‌گویند طرح رعد ۶ و رعد ۷ را گذاشتیم اما چه فایده که دزدها هر روز کلی موبایل از مردم سرقت می‌کنند و پلیس کاری نمی‌کند. یک دوربین مداربسته در خیابان نصب نمی‌کنند تا دزدها و موادفروش‌ها را شناسایی کنند، چرا؟ چون برای پلیس درآمد دارد و موادفروش‌ها و دزدان موبایل هم به اندازه کافی به ماموران پلیس رشوه و پول می‌دهند. طرف با ماشین خارجی و گران می‌آید این‌جا، مواد می‌گیرد و می‌رود. پولش را هم قبلا به حساب فروشنده واریز کرده است. یا بعضی‌ها هم می‌آیند همین‌جا مصرف می‌کنند و می‌روند. معروف به یک دود و دو دود و پنج دود است و هر کدامش مبلغی دارد. طرف با زن و بچه‌اش می‌آید، می‌پرد این سمت خیابان و دود می‌گیرد و برمی‌گردد.».
+79
رأی دهید
-8

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۲۹
    Lincoln - کورنوال، انگلستان

    طرح پاک سازی. با تمام قوا...!؟طرح پاک سازی انگل های جامعه (آخوندهای ) از کی شروع می شه؟
    4
    52
    دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۰۰
    ۶۰
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    چشم رهبر شیعیان یکدست چلاق جهان روشن.
    6
    54
    دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۰۷
    ۵۱
    hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا

    الان این بمال بمالها میان میگن سیاه نمایی میکنین!
    5
    49
    دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۴:۰۶
    ۵۱
    احتراز - دورف، آلمان

    سید علی گدا عمامه تو بذار بالاتر
    5
    50
    دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۶:۱۹
    ۴۱
    Momiji - توکیو، ژاپن

    مگر خمینی نگفت دلخوش به این مقدار ( بدبختی ) نباشید ، ما معنویات شما را عظمت میدهیم!!؟ خوب برادران قاچاقچی همه این معنویات رو صادر نمیکنن که ، بر اساس وعده خمینی ، الان زنگ هر خونه رو که بقول این بیچاره بزنید معنویات از هر نوع و به هر میزان ، اونهم با همون عظمتی که اون هندیزاده گفته بود رو پیدا میکنی !!! تو روحش سگ...
    4
    43
    دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ - ۰۸:۰۴
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.