پدر بابک خرمدین در تازه ترین اعترافات خود جزییات بیشتری از قتل داماد و دخترش بیان کرد.
ایسنا : محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران با اعلام این خبر گفت: این مرد ۸۱ ساله چهار فرزند داشته، فرزند بزرگش دختری به نام آرزو متولد سال ۵۱ بوده است. آرزو سال ۸۸ با مردی ازدواج میکند اما به خاطر اختلافات مدتی بعد از شوهرش جدا میشود و این بار با فرامرز، پسر عمه خود ازدواج میکند. اما ۶ ماه بعد از ازدواج در سال ۹۰ به خاطر اعتیاد و مشکلات اخلاقی همسر این مرد یک روز دامادشان را به خانه دعوت میکند و با ریختن داروی بیهوشی در غذایش او را بیهوش کرده و با کمک همسرش به داخل حمام منتقل کرده و جسد را مثله میکند.
شهریاری در ادامه گفت: با ناپدید شدن فرامرز خانواده او اعلام فقدانی میکنند اما در تحقیقات پلیسی مدتی بعد خودروی پراید مقتول در جنگلهای اطراف مهرآباد کشف میشود. اما هیچ رد و نشانی از فرامرز به دست نمیآید و پیرمرد مدعی میشود از آنجا که دامادش در کار قاچاق انسان بوده شاید از کشور خارج شده است.
وی ادامه داد: متهم درخصوص قتل دخترش نیز گفته بود که سال ۹۷ دخترم را به همین شیوه و شگرد به قتل رساندم. همسرم داخل غذایش قرص بیهوشی ریخت. بعد او را کشتیم. دخترم با افراد غریبه ارتباط داشت و به خاطر مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی او را کشتیم و جسدش را به داخل حمام برده و مثله کردیم. به همه گفتیم که دخترم به ترکیه رفته است.
معاون دادستان تهران گفت: زمانی که این زوج سالخورده به اتهام قتل پسرشان بابک بازداشت شدند، وقتی متوجه ناپدید شدن دختر و دامادش شدیم احتمال قتل آنها هم مطرح شد چرا که گفته بود دخترم به ترکیه رفته ولی در استعلاماتی که انجام شد هیچ ورود و خروجی با مشخصات دختر متهم به دست نیامد. همین مساله احتمال جنایت را بیشتر تقویت کرد. فرصیه قتل دامادشان نیز دنبال آن مطرح شد. تحقیقات روی این موارد متمرکز شد و احمد و همسرش به قتل داماد و دخترشان اعتراف کردند.
وی ادامه داد: متهم تفکرات ملی داشت تا مذهبی و حتی سال ۱۳۴۱ و قبل از ازدواج فامیلیاش را به خرمدین تغییر داده است چرا که تعصبات زیادی به بابک خرمدین داشته است. او همچنین در اعترافات عنوان کرد که اجساد را مثله کرده و در سطل زباله در ان اطراف انداخته است. از نظر روانپزشکی آنها تحت معاینه قرار گرفتهاند و پزشکی قانونی اعلام کرده که ۹۵ درصد هیچ مشکلی ندارند و از نظر روحی سالم هستند.
مادر بابک خرمدین: قبلیها را دیگر نگفتیم
پدر و مادر بابک خرمدین صبح امروز در جلسه بازپرسی در دادسرای جنایی حاضر شدند.
در خرمدین در جلسه بازپرسی صبح امروز در دادسرای جنایی گفت: هیچ کس به اندازه من مطالعه نکرده است. ۱۷ سال شبانه روزی تنها مشغولیت من خواندن کتاب بود و از زمانی هم که کرونا آمده، خانهام ۳ ماه در چمخاله و بقیه در خانه، تمام خاطراتم را پاک نویس کردم و از پنج سالگی تا الان که ۸۱ سالهام همه را نوشتهام.
وی در پاسخ به این سوال که این همه شخصیتهای تاریخی چرا به سمت بابک خرمدین رفتید؟ گفت: بخاطر اینکه ضد عرب بود. به دلیل اینکه عربها آن موقع در ایران بودند و ۲۷۰ سال بر ما حکومت کردند. نهضت از زمان ابومسلم شروع شد. نهضت ابومسلم پنج سال بود. نهضت بابک ۲۲ سال بود. بابک ۲۲ سال با اعراب جنگید و این سبب شد که توانستیم اعراب را از ایران پاک و مقدس بیرون کنیم.
وی در پاسخ به سوال قاضی شهریاری که پرسید شما خودتان اهل نماز هستید؟ گفت: من از ۹ سالگی نماز و روزهام ترک نشد و تا ۱۸ و ۱۹ سال پیش که جراحی پروستات انجام دادم.
وی در پاسخ به این سوال که چرا با عربها مشکل دارید؟ گفت: من با عربها مشکل دارم. دوستشان ندارم. قدرت داشته باشم کل عربها را از بین میبرم.
قاضی شهریاری به پدر بابک خرمدین گفت: خیلی از بزرگان دین ما عرب هستند.
پدر بابک خرمدین گفت: من ائمه اطهار را میپرستم، دوستشان دارم و پیرو مکتب علی و محمد هستم. به خاطر همین، حضرت علی میگوید بهترین سرمایه یک انسان فرزند نیک است منتها فرزندان من ۱۷ سال زمانی که دانشگاه رفتند بالاسرشان نبودم و خانمم با پنج کلاس نمیتوانست آن طور که شایسته است جای من را پر کند.
پدر بابک خرمدین گفت: از هیچ کدام از قتلهایی که کردم عذاب وجدان ندارم. کابوسی به سراغم نمیآمد چون احساس گناهی نمیکردم و کسانی را که کُشتم فساد اخلاقی بالایی داشتند.

مادر بابک خرمدین نیز در دادسرای جنایی در پاسخ به سوالی درباره اینکه شما بابت هر قتلی که بود ناراحت نمیشدید؟ گفت: اصلا ناراحت نیستم چون خیلی من زجر کشیدم و از دستشان اذیت شدم. کدام مادری راضی میشود بچهاش را بکشد.
وی درپاسخ به سوالی مبنی بر اینکه سوال همه این است که چطور یک مادر راضی به قتل شده؟ گفت: راضی شده دیگر. اصلا هم ناراحت نیستم.
مادر بابک خرمدین در پاسخ به سوالی مبنی براینکه اگر برگردید به قبل همین کار میکنید؟ گفت: بله. البته اگر خوب و مهربان باشند نه این کار نمیکنم. اصلا بابک من را میگرفت میزد. رویم نمیشود بگویم با من چه کار میکرد.
وی درباره پاسخ به این سوال که رابطه تان با شوهرتان خوب است؟ گفت: شوهرم خیلی هم خوب است. اینکه شوهرم من را بگیرد بزند یا فحشهای بد بدهد، نه! اصلا این طور نیست.
مادر بابک خرمدین در پاسخ به سوالی که اول پیشنهاد قتل را چه کسی میداد؟ گفت: دوتایی باهم و شریکی بود. شوهرم گفت و من هم گفتم باشد. یعنی باهم قبول کردیم.
وی در پاسخ به این سوال که فکر نمیکردید لو برود؟ گفت: نه خودمان صبح گفتیم برویم پاسگاه بگوییم بابک را کشتیم. شوهرم این طوری گفت. میخواستیم بیاییم که ماموران آمدند.
مادر بابک خرمدین در پاسخ به این سوال که چرا موارد قبلی را نگفتید؟ گفت: قبلیها را دیگر نگفتیم.
وی در پاسخ به این سوال که آیا این درست است که چون بابک در جریان بود و ممکن است برود به پلیس بگوید این طور شده است؟ گفت: نه بابک اصلا برایش مهم نبود.
وی درباره اینکه آیا بابک نمیگفت خواهرم کجاست؟ گفت: برایش مهم نبود. نپرسید. او فهمیده بود. میگفت آرزو نه زنگ میزند، نه خبری ازش هست، نکند بلایی سر آرزو آمده و کشته شده. اینها را میگفت ولی هیچ چیز دیگر برایش مهم نبود.
قدیمی ترین هاجدیدترین هابهترین هابدترین هادیدگاه خوانندگان