سربریدن دو زن به دست مرد قصاب

وقتی مینا و سمیرا داد و فریاد کردند، من از ترس دست به قتل زدم. به‌خاطر شغلم بلد بودم سر از تن آن‌ها جدا کنم. بعد هم به اتفاق میلاد فرار کردیم.

مردی که با شاگرد نوجوانش به خانه دو زن رفته و آن‌ها را به قتل رسانده بود، با درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد و رأی صادره مورد تأیید دیوان عالی کشور قرار گرفت. سال ۹۷ مردی با مأموران پلیس تماس گرفت و گفت دو زن در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کردند و فکر می‌کند برایشان اتفاقی افتاده است.
 
این مرد به پلیس گفت: دو زن یکی میان‌سال و دیگری جوان در همسایگی ما زندگی می‌کردند. چند روز قبل صدای درگیری از خانه آن‌ها شنیده شد و بعد از اینکه صدا قطع شد، دیگر خبری از آن‌ها نشد. حالا هم بوی نامطبوعی از خانه آن دو به مشام می‌رسد.

زمانی‌که مأموران به محل رسیدند، در خانه را با حکم قضائی باز کردند و متوجه شدند خانه کاملا به هم ریخته است و بوی نامطبوع شدیدی هم به مشام می‌رسد. آن‌ها در یک اتاق اجساد دو زن را پیدا کردند که سر از تنشان جدا شده بود.
 
با هماهنگی‌های انجام‌شده بلافاصله اجساد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات در این زمینه آغاز شد. بعد از اینکه هویت دو مقتول مشخص شد، خانواده‌های آن‌ها مورد بازجویی قرار گرفتند و هر دو اعلام کردند درخواست رسیدگی دارند.
 
مأموران تلفن همراه مقتولان به نام‌های مینا و سمیرا را تحت بررسی قرار دادند و متوجه شدند این دو با افراد متعددی در ارتباط بودند. کارآگاهان در نهایت به یک شماره تلفن رسیدند که به نظر می‌رسید آخرین فردی بوده که با مقتولان تماس داشته است.
 
وقتی مأموران صاحب شماره تلفن را پیدا کردند، متوجه شدند او نوجوانی ۱۷‌ساله به نام میلاد است. میلاد در بازجویی‌ها اعتراف کرد به خانه دو زن رفت‌و‌آمد داشته است. او گفت: من و صاحب‌کارم، رامین، با هم به خانه دو مقتول رفته بودیم.
 
من ناگهان به فکر سرقت افتادم. فکر می‌کردم آن‌ها پول و طلای زیادی داشته باشند. صاحب‌کارم دست‌و‌پایشان را بست و من همه خانه را زیر‌و‌رو کردم، اما چون دو مقتول خیلی داد و فریاد کردند، رامین سر آن‌ها را برید. در ادامه مأموران رامین را هم بازداشت کردند.
 
هرچند او در ابتدا خیلی مقاومت می‌کرد، اما در‌نهایت لب به اعتراف گشود و گفت: وقتی مینا و سمیرا داد و فریاد کردند، من از ترس دست به قتل زدم. به‌خاطر شغلم بلد بودم سر از تن آن‌ها جدا کنم. بعد هم به اتفاق میلاد فرار کردیم و فکر نمی‌کردیم کسی متوجه شود این قتل کار ما بوده است، چون هیچ سرنخی به جا نگذاشته بودیم و به نظر می‌رسید کسی متوجه حضور ما در آن خانه نشده است.
 
با توجه به اعترافات متهمان و مدارک موجود کیفرخواست علیه متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده اولیای‌دم مقتولان برای قاتل درخواست صدور حکم قصاص کردند.
 
پدر سمیرا، زن جوان گفت: دختر من دوبار ازدواج ناموفق داشت و به همین دلیل هم تنها زندگی می‌کرد، من در جریان جزئیات زندگی او نبودم. برای قاتل دخترم درخواست قصاص دارم. این مرد دخترم را از من گرفت.

سپس دختر مینا، مقتول میان‌سال، در جایگاه قرار گرفت. او که خودش به اتهام آدم‌ربایی در زندان بود، گفت: من برای قاتل مادرم درخواست قصاص دارم و حاضر به گذشت هم نیستم. مادر من زندگی سختی داشت و این مرگ حقش نبود. سپس رامین، متهم ردیف اول، در جایگاه قرار گرفت.
 
او قتل‌ها را انکار کرد و گفت: ما اصلا برای سرقت نرفته بودیم. ضمن اینکه میلاد مرتکب قتل شد. من اتهام سرقت را هم قبول ندارم. میلاد از ترسش و به دروغ ماجرای سرقت را مطرح کرده بود. من، چون از او بزرگ‌تر هستم، قتل‌ها را گردن گرفتم، اما حالا تقاضا دارم تا بار دیگر تحقیقات درباره این پرونده از سر گرفته شود.
 
او در پاسخ به پرسش قاضی درباره اینکه چرا چاقو همراه داشت، پاسخ داد: شغل من طوری است که چاقو ابزار کارم محسوب می‌شود. به همین دلیل همیشه چاقو همراه دارم. در ادامه میلاد که از کانون اصلاح و تربیت به دادگاه برده شده بود، در جایگاه قرار گرفت.
 
او گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم، رامین دروغ می‌گوید. درگیری ما به‌خاطر سرقت اتفاق افتاد. رامین می‌گفت این دو زن مقدار زیادی طلا و پول دارند و قرار شد بعداز اینکه وارد خانه آن‌ها شدیم، سرقت کنیم. وقتی دست‌و‌پای دو مقتول را بستیم، آن‌ها داد و فریاد کردند.
 
هر دو به‌شدت مقاومت می‌کردند، به همین دلیل هم رامین سرشان را برید. البته ما پول و طلا هم پیدا نکردیم، چند چیز نه‌چندان ارزشمند برداشتیم و بیرون آمدیم. دو زن مدام فحش می‌دادند و فریاد می‌زدند به همین خاطر هم رامین عصبانی شد و آن‌ها را کشت.

بعد از گفته‌های متهمان و وکلای مدافع آن‌ها هیئت قضات وارد شور شدند و رامین را به دوبار قصاص و میلاد را به پنج سال حبس در کانون اصلاح و تربیت محکوم کردند. رأی صادره مورد اعتراض متهمان قرار گرفت و رامین همچنان اصرار داشت که قتل‌ها کار او نبوده است. وقتی پرونده در دیوان عالی کشور بررسی شد، قضات در نهایت رأی صادره را درست تشخیص و مورد تأیید قرار دادند.
+81
رأی دهید
-6

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۵۴
    hamidesabz - لندن، انگلستان

    برای سر بریدن لازم نیست قصاب باشی، خوی وحشی و جنایت کاری لازم است!
    0
    106
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۴
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا

    همیشه شغل روسپیگری با مخاطرات زیادی مواجه هست و عموما فکر میکنند که این ها پول زیادی دارند در صورتیکه اگر بشدت محتاج و بدبخت نباشند اغلب تن به این کار کثیف نمی دهند
    30
    113
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۵
    ۳۹
    asal30 - بندرعباس، ایران

    فقط اعدام باید بشن...احتمالا تن فروش بودند و برای همخوابگی این دوتا مرد رو راه دادند خونشون ...چقدر مردم بی رحم شدند . موندم اون همسایه ایی که صداشون رو شنیده چرا همون موقع نرفته زنگ بزنه 110 یا کاری کنه
    6
    79
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۷
    ۲۶
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران

    با اینا وارد قرن 21 شدیم ..
    6
    57
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۳
    ۴۱
    amirgheryou - تهران، ایران

    انسانهای اولیه و عصر حجر از اینا باشعورتر و دلرحمتر بودن. باز بگید انسان اشرف مخلوقاته! انسان انگل مخلوقات هم نیست. با این اوضایی که این حکومت ظالمترین تاریخ سر این ملت احمق و بی عرضه دارن میارن چه چیزایی که خواهیم دید و شنید. دیگه روحیه ای برام نمونده. نابودم نابود.
    5
    40
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۸
    ۲۶
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران

    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::]. دوست عزیز بیرحمی رو با روسپیگری قاطی نکن . قرار نیست اگه یه زن بدبخت از فقر تن فروش شد یه مرد کثیف بره با اون حال بکنه و بعد اونرو بکشه ! من خودم هیچوقت نمیروم با یک زن فاحشه کاری بکنم چون واقعا چندش آور هست ولی اگر کسی هم اهل اینکار بود این زنها باید بهشون تاسف خورد و اگه قرار هست هر پولی بدهد باید دوبرابر آنرا بدهد و با آن بدبخت مهربان باشد ...مطمئن باش هیچ زنی بخاطر لذت جنسی فاحشه نمیشود و این از فقر و بدبختی است.
    5
    59
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۷
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا

    [::آذرمیانه - آذربادگان، ایران::]. صد در صد با شما موافقم
    5
    34
    ‌چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۶
    ۳۶
    iran1 - آرلون، بلژیک
    قابل توجه آدمایی که علکی زندن، بچه دار نشید که با منقرض شدن نسلتون خدمت بزرگی به جامعه می کنید تا با پس انداختن این مدل کثافات. اون مدل حبس در مقابل قتل برای از ایرانی بهتره، مردم خاور میانه و وحوشی مثل این همون مدل طناب دار آخوندی به سرشون هم زیاده. امیدوارم زودتر اعدامشون کنن
    0
    13
    ‌پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - ۰۴:۳۸
    ۳۶
    iran1 - آرلون، بلژیک

    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::]. دقیقا، خیلی ها فکر می کنند اکثر این زنها اوضاعشون خوبه در صورتی که اینطور نیست. دختری در همسایگی من اومد و باهاش آشنا شدم ،خیلی آدم خوبی بود ولی مجبور بود به کشورش برگرده و صاحب کارش که یک زن بود بهش بابت کار از صبح تا شب چیزی پرداخت نمی کرد و بخاطر کم سن و سالیش میبردش خونه مشتری های کافش برای سکس. بعد از چند وقت که دعواشون شد، صاحب کاره رفت به خاطر زندگی سیاه لوش داد و اون هم فرار کرد و چند وقت بعد دیدم تو محله روسپی ها کنار بقیه دخترها منتظر مشتریه
    1
    25
    ‌پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - ۰۴:۵۴
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::] از جاییکه خوب می شناسمت, در نتیجه برخورد اخلاقی و مرامی با شما جواب نمیده. چون نه اَخلاق داری و نه مرام, و نه شهامت سکوت. پس باید مثلِ خودت فقط با زبون دریدگی ونفهمی حرف زد. بس کن چرت و پرت ننویس! پس ببند این افکارِ عقیم و هرزه خودتو! دندونای مصنوعی خودت رو در بیار, و زیپش رو هم بکش.
    24
    15
    ‌پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۳
    ۶۱
    Rosha50 - لانسینگ، انگلستان
    [::iran1 - آرلون، بلژیک::] . دوست عزیز : (آدمایی که علکی زندن) هیچ کس مادر زادی تبهکار و آدمکش بدنیا نمی آید بلکه مسئولش شرایط زیست محیطی و فرهنک و قانون حاکم بر جامعه و خانواده میباشد .
    1
    10
    ‌پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۰
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا

    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. من بنا دارم با ادم های ... که به هیچگونه اخلاقیاتی هم معتقد نیستند که خودشان را عقل کل و چوب خط روشنفکری میشناسند هم کلام نشوم. فقط خوشحالم که مثل تو نیستم که همه چیز خود را در طبق اخلاص نهاده و باخته ای و با لجنیات تصور میکنی که خیلی روشنفکر هستی. انقدر ضعیف و مادون و آسیب پذیر هستی که تمام عمرت با کینه هایت زندگی کرده ای. همین کینه ها کافیست که جانت را بخورد و سخنان من بیهوده است
    3
    24
    ‌پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ - ۱۶:۰۵
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::] اتفاقاً برعکس شما, بنده معتقدم که یقه آدم های رمال و هوچی گر و مرد سالار و واپسگرا رو باید گرفت. من موندم تو چطور تو میتونی با این تحلیلای افتزاحت ,خشونت و قتل وحشیانه علیه این خانُما رو نادیده بگیری ولی کارشناس بشی و نظر چِرت بدی؟ یعنی سر بریدن ۲ زن توسط ۲ مرد داعشی باعثِ تاسف تو نشد؟ چطور بلدی روسپیگری{ بقول خودت}این خانُما رو از دید هرزه خودت, بدون شواهد و مدرک تایید بکنی, ولی کُل این جنایت رو نادیده بگیری؟ گیرم این ۲ خانم هم فاحشه و روسپی! آیا باید فاحشه رو سر برید؟ مگه تو اولین بارِت هست که آوای زن ستیزی سر میدی؟ چرا هر چیزی که درکش برات سخت باشه, فوراً به فاحشه گری ربط میدی؟ آیا بهتر نیستش باقی عُمرت رو با عقلانیت بگذرونی؟ ببین! بنده آدمای اَحمق و بیشعور و زوال فکر رو فراموش نمیکنم, و نگران نیستم که منو چه خطاب میکنن. در نتیجه من اگه جای تو بودم که نمیتونم باشم . اول خشونت و این فاجعه رو محکوم میکردم ,و بعد کارشناس امور اجتماعی میشدم و تحلیل کشکی میدادم.
    17
    3
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ - ۰۰:۵۲
    ۳۹
    Chokam - ری، ایران
    اینجا هنوز گاو صندوق پول و طلا و جواهر توی خانه هاست. یکی از عللی که دزدی کمه توی خارج ، چون دزد می دونه کسی پول نقد توی خونه نداره، اگه باشه بیمه قبول نمیکنه. باید توی کارت و آنهم نه مثل ما ده تا کارت ، یک کارت، تا کامل تحت کنترل . مشکل تکنولوژیه نه اخلاقی
    0
    0
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ - ۰۶:۴۴
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. بیسواد پر مدعا حد اقل مطلب من را درست بخوان چون حتی یک کلمه پیدا نمیکنی که من جنایت ان ها را تائید کرده باشم بلکه برعکس گفته ام که این ها قشر محروم و اسیب پذیر هستند که عده ای فکر میکنند مال و منال فراوان دارند و به ان ها اسیب میرسانند. درست و بدون کینه هایت بخوان حتما مطلب را درست تر درک میکنی. من در طول زندگی هرگز فرقی بین زن و مرد قائل نشده ام اما معکوس مرد سالاری، زن سالاری نیست بلکه همکاری و تفاهم مشترک بین زن و مرد هست. همانطوریکه بر عکس چادر و حجاب و پیچیدگی های سکسی، لخت گرائی و بی بند و باری و بی اخلاقی نیست. با این وجود در حیرتم چند سال می خواهی با کینه هایت زندگی کنی؟ چقدر خودت را قبول داری که اگر کسی حرفی مغایر تو زد با کینه ای دائمی باید دودمانش را اتش بزنی؟ واقعا فکر میکنی اینقدر بزرگ و فهیمی که هیچکس نباید مغایر تو حرف بزند؟ حتی انیشتین هم خودش را مثل تو کامل نمیدید که مو لای درز عقایدش نرود. به هر حال کینه و حسادت و خود بزرگ بینی مثل درل به جان انسان می افتد و بدجوری کشنده است. تو را با سوز کینه هایت تنها میگذارم
    7
    18
    جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۹
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::] آدمایی که خلق و خوی پارانوئید ی دارن, به همه چیز مشکوکن. فقط خودشونو می بینن. چون عاشق و شیفته خودشون هستن . دوست دارن فقط تهمت بزنن. حالا آقا شَلغم طفره نرو! بقول خودت بیا روشنگری کن. روی چه اصلی این خانمای نگونبخت رو فاحشه و روسپی میدونی؟ نکنه باشون آشنایی داشتی ؟ نکنه چون یکی از خانمای مقتول۲ ازدواج نا موفق داشته! خُب شما هم ۲ تا ازدواج ناموفق داشتین! نه, میبخشی مردا فاحشه نمیشن. میگی من زن ستیز نیستم. میخایی آرشیو ننگینت رو در بیارم, که چه فحشایی به این قشر میدادی؟ یادت که بنده وتعدادی از خانما بخاطرهمین تهمت ها و فحاشی ها سد مَعبرت شدیم. که به آه وناله افتادی که من در سن ۷۸ سالگی باید زودترخودمو بازنشسته میکردم, و من ۲۰ ساله اینجا روشنگری میکنم .میخام از اینجا برم تا کتاب نا نوشته ام روتموم کنم.
    14
    0
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۸
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    ۲) به بنده اگه میگفتی با سواد بهم بر میخورد. چون اعتراف میکنم بیسوادم. ولی سعی میکنم اَحمق و رمال و فال بین نباشم. چون با سوادی برای شما حُکم آچار فرانسه رو داره. یعنی باید طرف مثلِ شما روانشناس, روشنگر, نویسنده, تحلیگر, شاعر, یعنی همه فن حریف باشه . راستی اون کتابی که دردست داشتین تموم شد؟ منظورم اینه اون کتابی که از کتابخونه قرض کرده بودی که بخونین . نه اون کتابی که قرار بود بنویسین😜🤣
    13
    0
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۰۷:۵۷
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. تو در وجودت بزرگترین دردهای عالم را داری که کینه و حسادت هست که مثل خوره جانت را تا آخر عمر میخورد من نمک روی زخمت نمی پاشم چون این بیماری دوا ندارد. اگر مریض نبودی بخاطر یک مخالفت ساده بیش از یکسال تب نمی کردی و اتش کینه را در وجودت بنزین نمی پاشیدی. از من متنفر باش و در کینه هایت بمیر و هر جا سخن پائین تنه بود باندازه ی شعورت دست و پایت را دراز کن چون چیز دیگری بلد نیستی
    3
    13
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۸
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::] این دنیا چقدر قشنگ و مهربون بود, اگه آدمای احمق و خودبین و هوچی گری مثلِ شما توش نبود. ببین: اَگه خودتو هم جِر بدی باز هم اخلاق و افکارت مالِ دورانِ مَفرغه. پس سعی کن معقول بنویس, و روی بادِ معده هم اینجا آروغ نزن. چون آدمای فضولی مثلِ من دراینجا منتظرن تا بادت رو خالی بکنن. در ضمن من از طرفدارای پایین تنه هستم . چون خیلی از آدما مثلِ تو از بالا تنه فقط یک کله زنگ زده ای دارن ,که مالِ عهدِ بوقه. راستی نگفتی جریانِ اون کتاب چی بود که قرار بود تمومش کنی؟ شنیدم یک کتاب جدید رمالی بعد از کرونا اومده نظر جنابعالی چییه؟ شوخی میکنم اگه پیرمَردِ خوبی باشی وکاری به پایین تنه خانما نداشته باشی, و بهشون تهمت نزنی. من هم قول میدم کاری به بالا تنه شما, که فقط یک مغز معیوبی هستش نداشته باشم.
    11
    0
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۱۴:۵۶
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. برای اینکه بدانی تا چه حد عقده ای هستی، اینجا دیوان عالی دادگستری لاهه نیست و تو هم دادستان یا وکیل مدافع و ناظم اخلاقیات نیستی. اینجا یک سایت مجازی هست و دوستانی با اسامی مستعار اخبار روز دنیا را می خوانیم و نظر میدهیم. گاهی با هم موافق و گاهی مخالفیم و در این میان با اینکه میدانیم هیچ چیز حقیقی نیست و ضمانت اجرائی حتی در حد یک دادگاه جنجه در یک ده کوچک را هم ندارد، از هم می آموزیم و به هم میاموزانیم و بعد هم فراموش میکنیم. اما مثل اینکه هوائی شده ای که دادستان کل اروپا (فقط در مورد پائین تنه) هستی و هرگز کسی نباید حرفی مغایر ان مقام شامخ ملوکانه و یا ولایت فقیه بگوید و اگر چنین کرد مثل ان دو قصاب باید با کینه ای شدید به او فحاشی کرد و کمترین مجازاتش اینستکه باید سرش را برید. ذات تو بدتر از ان دو قصاب هست و گر نه آب نمی بینی تا شنا کنی. در اینجا صدها بار کسانی با من و من با کسانی موافق و مخالف بوده ایم و کسی را چون تو با چنین کینه ی شتری و خود درست بینی و خود بزرگ بینی ندیده ام . در کینه هایت بسوز چون متاسفانه دوا و درمانی نداری
    0
    10
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۶
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. دیگر اینکه فحاشی و هوچیگری ها و زشتی های کلامی تو معرف شخصیتت هست و هر چی بیشتر حرف بزنی و فحش بدهی بیشتر دست خودت را رو می کنی. ادم فحاش احتیاج به جواب برای یاوه گوئی هایش ندارد بلکه خودش خودش را رسوا میکند. این ارزو را به گور میبری که من به هجویاتت جواب بدهم. بیشتر فحش بده و بیشتر ماهیت خودت را نشان بده و همچنان از من متنفر باش و در کینه هایت بسوز و برای پائین تنه ی ادمیان کارشناسی کن.
    0
    11
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۱۶:۴۳
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    [:حیله گر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::] حاشیه نرو و هوچی گری هم نکن. مگه تو نمیگی ۲۰ ساله اینجا روشنگری میکنی! خُب من میخام ازت یاد بگیرم. لُطف کن و بگو روی چه مبنا و مدرکی مُهر روسپی گری روی این خانمای مقتول زدی؟ پس دلیل مستندی داشتی که فاجعه رو ندیدی, ولی خانما رو فاحشه شناختی. نگاهی به اون کتابات بنداز ببین طالع چه میگه.
    10
    0
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۲
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - تو اگر اینقدر گرفتار عقده های جنسی و کینه ها و خود بزرگ بینی نبودی و درست مطالب را می خواندی و در مقاله دقیق میشدی و حضور ذهن داشتی که این مقاله در ایران اخوندی منتشر شده می فهمیدی که نویسنده با همین یک جمله وضعیت ان ها را باطلاع خواننده رسانده است: "مأموران تلفن همراه مقتولان به نام‌های مینا و سمیرا را تحت بررسی قرار دادند و متوجه شدند این دو با افراد متعددی در ارتباط بودند. کارآگاهان در نهایت به یک شماره تلفن رسیدند که به نظر می‌رسید آخرین فردی بوده که با مقتولان تماس داشته است.". فهم زیادی نمی خواهد که معنای این جمله و بقیه ی مطلب را درک کرد ولی شما متاسفانه بدجوری گرفتار ادای حقوق زنان و پائین تنه ها و شعارها و نفرت ها و کینه هایت بوده و از درک این مطالب عاجزی و کینه و حسادت و خود بزرگ بینی خیلی رنجت میدهد. مگر خدا تو را شفا بدهد. با این همه بیماری تو چیز دیگری هست. یکسال قبل با تو مخالفت کردم و تمام شد. تو یکسال هست مثل مار تیر خورده به خودت می پیچی و این جز مریضی هیچ چیز دیگری نیست. کسیکه برای یک مخالفت ساده در یکسال قبل به خود می پیچید حتما گره روانی دارد
    0
    10
    شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ - ۲۳:۲۰
    ۳۱
    هانی‌ - اسلو، نروژ
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::] چرا موضوع رو شخصی می بینی؟ چرا فکر میکنی که من بات پدر کُشتگی دارم ؟ گذشته شما سر تا پا توهین مستقیم و غیر مستقیم به خانما و حتا یک قشر از آقایونه. وقتیکه که شما با همین دست فرمون اِدامه میدی, خُب معلومه یک آدمِ فضولی مثل من ترمزت رو میکشه. میخایی کوتاهی از چرت نویسی ات رو رو بکنم؟ بس کن این کارای پلیسی رو! بگذار این کار آگاهی ها رو برای برادران اِرشادی. مگه هرکه با مردای زیادی تماس داشت فاحشه هستش؟ تو عمق این جنایت رو نمی بینی و محکوم نمیکنی. ولی فوراً میشی کارآگاه و آسیب شناس اِجتماعی! بخاطر کهولت سن این دفعه وِلت میکنم, ولی افکار مرد سالاری و زن ستیزی رو بگذار کنار. میگی خدا منو شفا بده. به خدات بگو از ما بِکش بیرون . در عوض سرِ پیری نیمچه عقلی به شما بده.
    5
    0
    یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹ - ۰۶:۰۵
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. من موضوع را شخصی می بینم!!!؟ این شما هستی که بجای اصل موضوع به ریش من چسبیده ای و انواع بد و بیراه را و فحش و ناسزا را که شایسته ی خودت هست را نثار من کرده ای. مثل اینکه سوژه ی تو من هستم. هر کس عقیده ای دارد و اینجا هم دادگاه عالی جنائی و من هم وکیل مدافع اخلاق بشری (مطابق سلایق تو ) نیستم. گیرم در مورد 1 سال پیش %100 حق با تو بود. موضوع تمام و بسته شد و وقتی یکسال از اینکه کسی جرات کرده که عقاید تو را نپذیرد اینطور به خودت می پیچی حتما عیب روانی داری. من بارها به دادگاه های حقیقی رفته ام که یک قتل هولناک اتفاق افتاده بود. وسط دادگاه دادستان و مدعی العموم و وکلای مدافع به هم می تازیدند و بعد صد جور کنکاش در وقت استراحت این ها با هم چائی می خوردند و می خندیدند. اینجا مگر جلسه ی رسمی دادگاه و من مجرمم که به خون من تشنه ای؟ به یقین در زندگی مشکلات بسیار داشته و حالا ضمن یکدندگی و خود موجه بینی در عوضی را زده ای. در هم موضوعی حتی اگر %100 هم حق با تو باشد یک ادم سالم چنین نمی کند. انباشت مشکلات شخصی ات باعث خود بزرگ بینی ات شده و اینکه..
    0
    14
    یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۵
    ۷۸
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::هانی‌ - اسلو، نروژ::]. و چنان مغروری که ذات مقدس ملوکانه مثل تو نیست. مثل اینکه من عامل تمام مشکلات زنان کشور هستم. نه تنها که مغرور و کینه ای و بشدت حسود و یکدنده هستی بلکه اندک بین هم هستی. چرا فکر میکنی فقط رفتار تو درست و تو عقل کل و چوب خط سنجش درست از نادرست هستی؟ تمام فحش هائیکه به من میدهی حکایت از یک زخم بزرگ روانی در وجودت دارد. می خواهی انواع فحش هایت را اینجا ردیف کنم تا بیشتر به شخصیت خودت پی ببری؟ عقب افتاده من و تو کی هستیم که عمق جنایت را ببینیم. مگر اینجا دادگاه عمومی و من مدعی العموم هستم؟ من یک ناظر هستم. عقیده ام را ترجیحا مختصر و مفید می نویسم و عده ای احیانا موافق و مخالف هستند و تمام ،و روز بعد به موضوع جدیدی می پردازیم. تو اتفاقا از جنس همان قصاب ها هستی. میگویند که طرف داد و بیداد کرد و او را کشتیم. تو هم من یکسال قبل ازموضوعی گذرا با تو مخالفت کرده و تا سر من را نبری راحت نمیشوی. مطمئن باش مشکل و گره کور روانی داری . با این وجود دلم برایت میسوزد که یکسال هست بخاطر هیچ با کینه ها در خودت میسوزی
    0
    13
    یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۳
    نظر شما چیست؟