«ستون‌های حکومت‌شان، یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد»

رادیو پیام اسرائیل :نوشته منشه امیر
اگر آنها از انسانیت و ارزش‌های اخلاقی و معنویات دینی و شرافت و مردانگی کوچکترین بهره‌ای داشتند،از دیرباز چمدان‌های خود را می بستند، راهشان را می‌گرفتند و از ایران می رفتند.

اما آنها ماندند و ادعا دارند و سرکوب می‌کنند به هدف آن که زمانی بیشتر در قدرت بمانند.

اما خیلی دیر شده است.

مردم ایران در انتظار فرصت هستند.

خانه بر سر آنها ویران شده و آخرین ستونی که فرو ریخت آرزوی خام آنها برای تسلط بر کشورهای همسایه بود.

می گویند امارات و بحرین دو کشور مهمی نیستند که با اسرائیل دست دوستی داده و پیمان صلح بستند، اما اشتباه می کنند، زیرا آنها هنگامی که دست صلح و آشتی اسرائیل را فشردند نشان دادند که همه موازین و امیدها و نقشه ها و انتظارات حکومت اسلامی ایران فروپاشیده است.

حالا می گویند که چندین و چند کشور دیگر نیز در راه هستند و به زودی آنها نیز دست دوستی اسرائیل را خواهند فشرد.

از  روز نخست که آمدند شیوه من‌درآوردی ولایت مطلقه فقیه را برقرار کردند و از اسلام ناب محمدی سخن گفتند و از عدالت اسلامی سخن به میان آوردند، امیدشان آن بود که بتوانند همانگونه که به آسانی قدرت را از دست مردم ایران ربودند بر کشورهای همسایه نیز مسلط شوند.

برای تسلط بر بحرین  که نزدیک ترین و شاید رسیده ترین میوه برای آنها بود هزینه‌های بسیار کردند و به فتنه گری های گسترده دست زدند.

امیدشان این بود که اکثریت ۶۰- ۷۰ درصدی مسلمانان شیعه در حکومتی که قدرت به دست اهل تسنن است به آسانی بتوانند آن رژیم را براندازند و اکنون بحرین دست دوستی اسرائیل را می فشارد و از بیم رژیم ایران به آغوش اسرائیل پناه می آورد.

اما سخن تنها از این دو امیرنشین نیست،می گویند که پنج کشور، هفت کشور و شاید ۹ کشور دیگر در صف ایستاده اند و منتظر فرصت هستند که دست دوستی اسرائیل را بفشارند.

و این امر نشان داد که نه تنها ملت ایران از این حکومت بیزار شده بلکه کشورهای عرب همسایه نیز، دوستی با اسرائیل را ترجیح می دهند تا از خطرات رژیم ایران در امان باشند.

خمینی، قول برقراری عدالت اسلامی داده بود و امروز جوان ایرانی را اعدام میکنند،به زنان ایران در زندان تجاوز جنسی میکنند، پدر را به خاطر پسر بازداشت می‌کنند و همه موازین اخلاقی را زیر پا گذاشتند.

از یک سو، آفتابه‌دزد‌ها را به قطع دست یا پا محکوم می‌کنند، نامش را هم گذاشته اند قصاص اسلامی، اما در همان حال صدها و شاید هزاران تن از قدرتمندان رژیم، می‌دزدند و می برند و میچاپند و بر کرسی قدرت تکیه زده‌اند و علی خامنه ای می‌آید و می‌گوید که حق آنهاست، مستضعف در قاموس حکومت اسلامی ایران یعنی آخوندهایی دانه درشتی که قدرت را به دست دارند و برای اعتلای اسلام زحمت می کشند و بنابراین بیشترین پاداش را باید از آن خود سازند.

به هر طرف بنگرید می‌بینید که وعده دادند و شکست خوردند.

می‌بینید که بی لیاقتی نشان دادند.

می‌بینید که از موازین و قواعدی سخن گفتند که غیر قابل اجرا می باشد.

در دنیای امروز، شاید در دوران بربریت در جزیره العرب راهی داشت و فایده‌ای داشت و قابل اجرا بود.

اکنون کشورهای عربی همسایه، یکی پس از دیگری، علیه رژیم ایران دست اتحاد می‌دهند و این برای حکومت ایران که ادعا می کند اسلام ناب محمدی را به میدان آورده و می‌خواهد رهبری جهان اسلام را به دست گیرد یک شکست بزرگ است.

اما به داخل ایران بنگریم.

می بینیم که مردم را فقیر و فقیرتر کردند.

مگر نگفته بودند  نان و برق و گاز را مجانی می کنند، کجا رفت؟!!!

امروز مردم ایران به درجه‌ای از فقر و نداری و محنت رسیده اند که شماری از آنها حتی پول ندارند نان شب بخرند.

کجای این اسلام است؟ کجای این موفقیت انقلاب اسلامی ایران است؟

امروز کشورهای عرب دریافتند که حمایت از فلسطینی‌ها در واقع افراد تروریست و چریک هیچ سودی ندارد و حتی برای خود فلسطینی‌ها هم زیانبار است و آنها نیز راه دوستی با اسرائیل را در پیش بگیرند.

امروز کشورهای عرب از فلسطینی ها دور شدند، زیرا فلسطینی امروز فردی نیست که اهل صلح  باشد.

منظور رهبران فلسطینی است،خود مردم فلسطینی گناهی ندارند، گناه  به گردن رهبران آنها است که به جای دوستی، آشتی و همزیستی راه ترور، ستیز و خشونت را علیه اسرائیل دنبال می‌کند.

مذاکرات صلح را تحریم می‌کنند، برنامه صلح پرزیدنت ترامپ را تحریم می کنند از ادامه تماس با ایالات متحده دوری می‌جویند و می بینند که چگونه کشورهای عرب نیز آنها را تنها گذاشتند زیرا هر رهبر واقعی در درجه نخست باید به فکر منافع ملت خویش باشد و سران امارات عربی متحده و بحرین چنین کردند و امیرنشین های دیگر نیز مانند: قطر، کویت و حتی عمان و حتی عربستان سعودی نیز به زودی به این کاروان خواهند پیوست.

محوری که محور مقاومت آن را نام نهادند، از گروهی تروریست و آدمکش متعصب شیعه برپا شده است.

در هیچ یک از کشورهای عرب هیچ پشتیبانی و طرفداری ندارند، فقط پول حکومت ایران و اسلحه رژیم ایران است که یک چنین گروه کوچکی را به روی پا باقی گذاشته است.

در کشورهای عرب، از آنها نفرت دارند.

در لبنان خواستار بیرون راندن آنها هستند، لبنانی ها می گویند که حزب‌الله باید خلع سلاح  شوند و حزب‌الله باید از مزدوری حکومت ایران دست بردارد.

حزب‌الله باید به خاطر منافع راستین شیعیان و همه ملت لبنان تلاش کند.

نگاهی به یمن بیندازید، امیدشان آن بود که حوثی ها قدرت را در آن کشور به دست گیرند،حوثی هایی که تا حدودی می توان آنها را شیعه نامید.

خمینی در کتاب کشف الاسرار از دیرباز نوشته بود که باید خاندان عربستان سعودی را برانداخت زیرا آنها با ایالات متحده همکاری دارند و مسلمان شیعه نیستند و اسلام دیگری را مورد توجه قرار داده و آن را ترویج می‌دهند، اسلامی که دین صلح است، اسلامی که نمی خواهد با دیگران وارد جنگ شود.

تصور می‌کردند که به آسانی خواهند توانست انقلاب خود را صادر کنند و همه کشورهای همسایه را در تسلط خود بگیرند.

حتی آمدند و برای دلجویی از اعراب گفتند: خلیج فارس نه خلیج عربی هم نه  می توانیم آن را خلیج اسلامی نام  نهیم و هیچ کس از این پیشنهاد استقبال نکرد.

ایرانیان آن را خیانت دانستند و اعراب به آن بی‌توجهی کردند.

به اوضاع داخلی ایران نگاهی کنیم، می‌بینیم که سیستم حکومتی آنان به چنان تعفنی دچار شده که همه چیز در کشور فلج گردیده است.

به مبارزه آنها با کرونا بنگرید، دروغ می گویند وقتی که می‌گویند، شمار قربانیان چیزی حدود ۱۵۰ نفر در روز و ۲ هزار نفر مبتلا  می باشد.

دروغ می گویند زیرا خودشان می‌گویند که سراسر کشور در وضعیت قرمز قرار دارد و در همان حال ادعا می‌کنند که شمار قربانیان روز به روز پایین می‌آید و از شمار مبتلایان کاسته می شود!!!

چه کسی می‌تواند این دروغ بزرگ را باور کند؟!!!

از یک سو حسن روحانی می گوید که ما در بهترین شرایط اقتصادی به سر می‌بریم و همه چیز رو به راه است و مردم نگران نباشند ،همه آذوقه مورد احتیاج آن‌ها وجود دارد و از سوی دیگر به دیوان دادگستری لاهه و دیوان بین المللی پناه می‌برند و ادعا می‌کنند که تحریم اقتصادی از جانب ایالات متحده اوضاع را در سراسر ایران به هم ریخته و مردم ایران را محنت زده کرده و بیت المال کشور ایران را خالی ساخته و مردم در فقر و گرسنگی و رنج و محنت به سر می‌برند و از دنیا تقاضای کمک می کنند.

در همان حال هنگامی که امارات متحده عربی دست دوستی اسرائیل را می فشارد  واکنش آنها بسیار نرم و فقط لفظی می باشد زیرا می‌دانند که وارد نبرد شدن با امارات برای شان ممکن است چه هزینه سنگینی داشته باشد.

امارات حیاط خلوت حکومت ایران است که در آنجا دادوستد می‌کند، کالا می‌خرند، تا حدودی تحریم‌ها را دور می‌زنند و از سیستم بانکی امارات بهره‌مند می‌شود پس چگونه ممکن است که حکومت ایران جرات می کند که سفارتخانه خود را در ابوظبی ببند و سفیر خود را بازگرداند.

اما آنها می‌آیند و از سوی دیگر  دست تمنا به سوی گروهی خودساخته دراز می‌کنند به نام« مجمع بیداری جهان اسلام» و به آنها می گویند که بیایید و کالاهای آمریکایی و کالاهای اسرائیلی و کالاهای اماراتی را تحریم کنید و می آیند و گروهی از تروریست‌های شیعه در کشورهای همسایه را که همگان مزدور حکومت  ایران هستند جمع می‌کنند و حماس را به آن می افزایند و جهاد اسلامی آزادی فلسطین را به آن اضافه می‌کند و اعلامیه می‌دهند که ما مقاومت خواهیم کرد. ما سر آنها را به سنگ خواهیم  کوبید و ما حکومت بحرین و حکومت امارات و دیگر حکومت‌های عربی را بر خواهیم انداخت.

۴۱ سال است که ما از این گونه تهدید ها شنیده و زیاد شنیده ایم.

همه این گروه‌ها و همه سازمانهایی که نام بردیم ،در واقع دست پرورده و ساخت حکومت ایران است.

آنهایی که در این نهادها عضویت دارند نه نمایندگان شیعیان جهان هستند و نه دنیای اسلام را نمایندگی می‌کنند و نه در کشورهای اسلامی پایگاهی دارند.

رژیم ایران در رویای خود  برای تسلط بر منطقه ناکام مانده و هنگام آن است که به این شکست اعتراف کنند و همچنین باید اعتراف کنند که در به دست آوردن دل مردم ایران با شکست روبرو شده است.

مردم ایران این رژیم را نمی خواهند…

مردم ایران از این حکومت تنفر دارند…

آنها ممکن است جوانی را اعدام کنند و زنی را بکشند و بانویی را که در زندان به اعتصاب غذا دست زده  تنها گذارند تا بمیرد و همچنین نوری زاد را،تا شاید بتوانند زبان مردم را ببرند و دهان  آنان را ببندند و از ادامه انتقادها و گسترش آنها جلوگیری کنند، اما این تلاش تا ابد نمی تواند ادامه داشته باشد.

روز به روز بر شهامت و دلاوری مردم ایران افزوده می شود، روز به روز مردم به این نتیجه می‌رسند که جز خیزش، جز تلاش برای برانداختن حکومت ظالم و بی کفایت و نالایق راه دیگری در پیش نداریم و روزی این حکومت را بر خواهند انداخت.

روسیه و چین همچنان به حمایت از رژیم ایران ادامه می دهند اما این حمایت در حدی نیست که بتواند از سقوط آنها جلوگیری کند.

چین منافع خویش را می جوید و مسلماً روسیه و بنابراین از آنان نمی‌توان انتظاری داشت.

اما آنچه که موجب تاسف و حتی شگفتی است سیاستی است که کشورهای اروپای غربی در برابر حکومت ایران در پیش گرفته اند.

رژیم، عملاً از برجام خارج شده است.

رژیم، به غنی‌سازی اورانیوم در ابعاد گسترده ادامه می‌دهد.

حتی رئیس سازمان آژانس انرژی اتمی جهانی تایید می کند که حکومت ایران می کوشد در هر فرصت قوانین و تعهدات خود را زیر پا بگذارد.

با این همه کشورهای اروپایی مانند: آلمان بریتانیا و فرانسه همچنان می کوشند که به شیوه ای حکومت ایران را سرپا نگاه دارند.

آنها با ادامه تحریم های تسلیحاتی علیه رژیم ایران مخالفت می ورزند و نمی دانند که اگر حکومت ایران اسلحه  بیشتر بخرد و یا سلاح هایی را به کشورهای دیگر بفروشد آنگاه امنیت خود کشورهای غربی نیز به خطر می‌افتد.

کشورهای اروپای غربی هنوز درک نکردند که حکومت در ایران در تسلط افرادی قرار دارد که تعصب گرا هستند و هیچ همکاری و همزیستی با کشورهای دیگر را نپذیرفته و نمی‌پذیرند.

آنها نمی‌دانند که سپاه پاسداران ،نیروهای بسیج و دیگر گروه‌های مسلح حکومت موجودیت خود را در آن می دانند که مرتباً در منطقه و جهان بحران ایجاد کنند.

اگر آرامشی برقرار شود علی خامنه ای دیگر به آنها نیازی نخواهد داشت و بودجه ها کاسته خواهد شد.

اما فرماندهان سپاه و دیگر نیروهای مسلح، مرتبا تهدید می‌کنند، مرتباً منم منم می کنند و از قدرت نظامی خود سخن می‌گویند.

آنها خوب می‌دانند که آنچه که نیروی دریایی سپاه می‌نامند در آب‌های خلیج فارس نیرویی بسیار ضعیف است که فقط بر اساس هزاران ناوچه تندرو آن هم نه ناوچه بلکه قایق های تندرو قرار دارد که برخی از آنها موشک انداز هستند.

در شرایط جنگی چند هلیکوپتر می توانند همه این قایق ها را مانند مگس شکار کنند و آنها را نابود سازند.

سپاه پاسداران با کدام قدرت می خواهد که در منطقه و  به ویژه در خلیج فارس بجنگد و پیروز شود.

همانگونه که اقتصاد ایران را به ورشکستگی کشانده اند اکنون ممکن است با عملیات تهاجمی و تعرضی یک وضع جنگی ایجاد کنند و ایران را با خطرات بسیاری روبرو سازند.

و فردا حکومت ایران ،حکومت منزوی ایران درک می‌کند و می‌بیند که تنها مانده، هیچ کشور دوستی ندارد و همه آنان که در همسایگی ایران قرار دارند همگی رژیم ایران را دشمن خویش می‌دانند.

پاکستان نیز هرگز با حکومت ایران دوست نبوده است.

پاکستان با عربستان سعودی همکاری نزدیک دارد.

همسایه دیگر ایران در شمال غرب یعنی ترکیه  هم ادعای تسلط بر دنیای اسلام را دارد و خود را رقیب حکومت ایران می داند.

بیایند یک لحظه بنشینند و حساب کنند که کدام دستاورد را در این  ۴۲ سال داشتند؟

در سیاست خارجی، در صدور انقلاب خود شکست خوردند.

در دنیای اسلام که  امید داشتند که رهبری آن را بدست گیرند با تنفر بسیار روبرو هستند.

همه کشورهای  همسایه را علیه خود بسیج کردند.

در سوریه و لبنان و یمن و نقاط دیگر و به ویژه در عراق با شکست قاطع روبرو شدند.

اقتصاد داخلی ایران را به ورشکستگی کشانده اند و برای آنکه در قدرت بماند در ۲ روز و نیم یک هزار و ۵۰۰ نفر انسان ایرانی را می کشند.

این ظلم است، این ستیز است، این ستونی است که دارد فرو می ریزد…

اورشلیم – شنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۳۹۹ ، ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۰
+33
رأی دهید
-5

نظر شما چیست؟