داماد وزیر پیشین صنعت ایران: «قاضی بدترین توهین‌ها را کرد، قانونی از ایران خارج شدم»

بی بی سی :در جریان محاکمه متهمان پرونده شرکت بازرگانی پتروشیمی در ایران، قاضی اسدالله مسعودی مقام گفته علی اشرف ریاحی، یکی از متهمان، که داماد غلامرضا نعمت زاده وزیر پیشین صنعت، معدن و تجارت است،‌ "اسنادی را علیه پدر همسرش" ارائه و با "گذرنامه جعلی" از کشور خارج شده است. اما آقای ریاحی در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی ضمن رد این ادعا گفته قاضی در یک جلسه 'بدترین توهین‌ها' را به او کرده و 'تهدیدش کرده که توپخانه رسانه‌ای علیه او' به راه خواهد انداخت.

قاضی مسعودی مقام گفته علی اشرف ریاحی "علیه وزیر سابق که پدر همسر اوست مطالبى در راستاى تسویه حساب شبنم نعمت‌زاده [دختر دیگر آقای نعمت‌زاده] در بحث دارویى ارائه کرده و مستنداتى ارائه داده و مستنداتى که ارائه شده از ناحیه شرکا و معاونان شرکت بازرگانی پتروشیمی بوده و راستى‌آزمایى شده است".

شبنم نعمت زاده، دختر وزیر سابق صنعت، معدن و تجارت چند ماه پیش توسط دادگاهی که به ریاست آقای مسعودی مقام برگزار شد به اتهام "اخلال در نظام اقتصادی" به ۲۰ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. رسانه‌های ایران گزارش داده‌اند که خانم نعمت زاده همزمان با شیوع گسترده کرونا از با مرخصی اعطا شده توسط قوه قضائیه از زندان بیرون آمده بود.

علی اشرف ریاحی روز دوشنبه، سوم اوت - ۱۳ مرداد، در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی اظهارات قاضی مسعودی‌مقام را "کذب خواند" و گفت بعد از این که در ۹ جلسه دادگاه حضور یافته به این نتیجه رسیده که "حکم دادگاه از قبل نوشته شده" و این که تحقیقات مربوط به این پرونده "به درستی انجام نشده" و حتی به گفته او وکلای پرونده هم معتقدند که این پرونده "روند یک پرونده اقتصادی را طی نمی‌کند" و قاضی مسعودی مقدم آن را "سیاسی-امنیتی" کرده است.

آقای ریاحی همچنین در گفتگو با تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی ادعای خروج با پاسپورت جعلی از ایران را رد کرد و گفت او و اعضای خانواده‌اش سال‌هاست که مقیم خارج از ایرانند و "همیشه با پاسپورت شخصی" خودش از ایران خارج شده است.
اسدالله مسعودی مقام قاضی دادگاه گفته اظهارات که علی اشرف ریاحی علیه پدر زنش که وزیر کابینه حسن روحانی بوده، قبل از خروج از ایران، راستی آزمایی شدهاظهارات رئیس دادگاه پرونده شرکت بازرگانی پتروشیمی درباره خارج شدن علی اشرف ریاحی از کشور امروز (دوشنبه ۱۳ مرداد) در جریان چهاردهمین جلسه محاکمه متهمان آن بیان شده است. پیش‌تر اعلام شده بود که مرجان شیخ الاسلامی آل آقا دیگر متهم این پرونده و شریک رضا حمزه‌لو مدیرعامل وقت شرکت هم در خارج از ایران به سر می برد.
شبنم نعمت‌زاده به اتهام اخلال در نظام اقتصادی به ۲۰ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده استشرکت بازرگانی پتروشیمی در تیر ماه ۱۳۶۹ با سرمایه شرکت ملی صنایع پتروشیمی به عنوان یک شرکت مستقل بازرگانی تاسیس شد و در سال ۱۳۸۸ خصوصی شد.

جلسه چهاردهم دادگاه به ارائه دفاعیات آقای حمزه لو اختصاص داشت که از سال ۱۳۸۸ تا ۹۰ مدیرعامل شرکت بازرگانی پتروشیمی بوده و اکنون متهم ردیف اول این پرونده است.

نماینده دادستان پیشتر گفته بود که فعالیت مجرمانه متهمان در این شرکت از زمان مدیرعاملی آقای حمزه لو آغاز شده است.

آقای حمزه لو متهم است که نزدیک به ۶۶۰ میلیون یورو ارز منتقل شده از خارج را به حساب شرکت دنیز ترکیه (متعلق به مرجان شیخ الاسلامی آل آقا، شریک اصلی رضا حمزه‌لو) واریز و بخشی از آن را به صورت ارز خارجی به شرکت‌های خود منتقل کرده است.

رضا حمزه لو در این جلسه بار دیگر اتهامات وارد شده به خود را رد کرد. او در جلسات قبلی دادگاه گفته بود که شرکت تحت مدیریت او و متهمان پرونده که تحت تعقیب هستند در دوره تحریم های بین المللی علیه ایران "با قبول ریسک نه تنها منتفع نبوده بلکه برای کمک به نظام این کارها را کردند."

متهمانی که اسامی آنها در کیفرخواست اعلام شد عبارتند از سام حامد ساعدیان، مصطفی تهرانی صفا، محسن احمدیان، محمدحسین شیرعلی، معصومه دری، علیرضا علایی رحمانی، ابوالفضل شمس‌آبادی و علی اشرف ریاحی.

این افراد به "اخلال کلان" یا "معاونت در اخلال کلان در نظام اقتصادی کشور" و "تحصیل مال از طریق نامشروع" یا "معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع متهم" شده‌اند.

آقای حمزه لو درباره اتهام بدهی شرکت بازرگانی پتروشیمی به وزارت نفت گفت گفت "سال‌هاى سال وزارت نفت از شرکت های پتروشیمی پول خوراکشان را نمى‌گرفت و مى‌گفت مى‌خواهیم توان مالى این شرکت‌ها حفظ شود. اگر قرار باشد کسى را بیاورید اینجا و از او سئوال کنید که چرا بدهی ها را تبدیل به ارز کردید تمام هیات مدیره قبل از من باید به اینجا بیایند".

اسدالله مسعودی مقام ابراز امیدواری کرده است که هفته آینده ختم رسیدگی به این پرونده را اعلام کند.
+4
رأی دهید
-17

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۳۳
    azadi2011 - تورنتو، کانادا

    داماد وزیر، نعمت زاده ابر سلطان مولتی میلیاردر تاریخ، دزدی های شما خاندان را ملت ایران باید روزی بفهمد، فرار کرده، و خدا میداند چقدر پول به بی بی سی داده که مصاحبه کند، همه تان دزد هستید
    3
    25
    دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۳
    ۴۰
    henryaaaa - لوس انجلس ، ایالات متحده امریکا
    این دزد بدون اجازه و مشارکت سپاه دزد جیب ملت را خالی کرده صحبت از میلیون و میلیارد دلار دزدی از جیب ملت هست پس سپاه چه کاره هست این هر کاری میخواهد بکند
    1
    17
    ‌سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۰:۳۵
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران
    حیف اسم شبنم برای این ...قیافه بیشتر به اختاپوس میخوره...چطور بابای مذهبی اسم دختر رو خدیجه یا رقیه نذاشته؟
    2
    20
    ‌سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۰:۴۳
    ۴۰
    henryaaaa - لوس انجلس ، ایالات متحده امریکا
    [::آذرمیانه - آذربادگان، ایران::]. این قیافه دزدان و ریا کاران مسلمان هست در دادگاه مثلا اسلامی . آگه انها را در غرب با داشتن میلیاردها دلار دزدی ببینی کاملا آدمهای متفات از نظر ظاهری خواهند بود
    2
    7
    ‌سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۱:۵۸
    ۳۲
    Aryanboy - فرانکفورت، آلمان
    تو اگه دزد نبودی بی بی سی باهات مصاحبه نمیکرد و کانادا هم اصلا راهت نمیداد. خوبه خودتم میگی قانونی خارج شدم. این خودش یعنی با رشوه قبلا راه خروجتو باز گذاشتی. پس معلومه هم دزدی هم با سرکرده دزدها هم در تماسی.
    0
    11
    ‌سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۴:۱۷
    ۶۰
    zarduscht - فرانکفورت، آلمان
    سران نظام وقتی‌ قهر می‌‌کنند.به ریش مقدس آقا می‌‌گویند.قهر قهر تا روز قیامت. بعد چند میلیارد بر می‌‌دارند. می‌‌روند کانادا .و در آنجا تبلیغات دین مبین. می‌‌دانید ،چرا .آقا اینقدر مخالف کش دادن است؟ گویند شاه عباس هر شب با لباس مبدل به خیابان می‌‌رفت. تا ببیند..ملت راضی‌ هستند یا خیر. شبی در کنار دیوار. ۳ دزد دید.پرسید .چه می‌‌کنید.اولی‌: من بو طلا را در هر خانه درک می‌‌کنم. دومی‌. من از دیوار راست می‌‌توانم بالا روم. سومی‌:من اگر یکی‌ را فقط یک بار بینم. در ۱۰ سال دیگر هم دوباره خواهم شناخت. پرسیدند از شاه عباس؟شغل شما ؟ شاه. من اگر ریش تکان دهم.هر کسی‌ خواهم از زندان آزاد خواهد شد.تصادفی این ۳ دزد در شب دستگیر و برای مجازت صبح به نزد شاه،دزد سوم که شاه را شناخت.گفت. هر کسی‌ شغل خود. شما بجنبانید. ریش مقدس.را. حالا حکایت آقا ما. اینقدر دزد دور و بر جمع کرده. که دیگر تکان دادن کافی‌ نیست. ریش مقدس مثل پنکه تاب می‌‌خورد.نمی‌ دانم. شاید از تاب دادن خسته شده،
    0
    6
    ‌چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۳
    نظر شما چیست؟