شاه نتوانست یا نخواست به هر قیمتی سرکوب کند؟

 شاه در کنفرانسی مطبوعاتی در خلال سفرش به پاریس در اوائل تیرماه ۱۳۵۳رادیو فردا :مراد ویسی
او پادشاهی بود که مردم و کشورش را دوست داشت و حاضر نشد مردمی را که علیه او به پا خواسته بودند به گلوله بببندد و برای ماندن در تخت سلطنت حمام خون راه بیندازد، یا پادشاهی مستبد بود که با تکیه بر ساواک و ارتش هرچه از دستش برآمد برای سرکوب انقلابیون انجام داد ولی چون مرد بحران نبود، درست در اوج بحران از خود تزلزل و سستی نشان داد و کشور را ترک کرد.

چهل و دو سال پس از انقلاب ۵۷، این سؤال هنوز یکی از بحث‌برانگیزترین سؤالات تاریخ معاصر ایران است. او نتوانست سرکوب کند یا نخواست به هر قیمتی سرکوب کند؟

تردیدی نیست که محمدرضا شاه پهلوی، آخرین پادشاه ایران از قیام مردم علیه خود شوکه و غافلگیر شده بود. او فکر می‌کرد برای مردمش پیشرفت و رفاه به ارمغان آورده و بسیار به آنها خدمت کرده اما حالا که مردمش بر او شوریده بودند، او بود و یک انتخاب؛ با این مردم و انقلابشان چه کند؟

واکنش‌های شاه به قیام مردم ایران، بالا و پایین بسیار دارد. هنوز بیش از چهل سال پس از آن روزها طیف گسترده‌ای از موافقان و مخالفانش بر سر درستی یا نادرستی تصمیمات او بحث می‌کنند. خواه در محافل آکادمیک و دانشگاهی، خواه در مهمانی‌ها و دورهمی‌های دوستانه و خانوادگی. عده‌ای ریشه تصمیات شاه در قبال انقلاب ایران را در روحیات فردی و وضعیت جسمی او جست‌وجو می‌کنند و عده‌ای مسائل اساسی‌تر مانند نحوه اداره کشور و روش تصمیم‌گیری شاه را مهم‌تر می‌بینند.
مستند تصویری «شاه ۵۷»اگر ویژگی‌های شخصیتی و روحیات فردی در تصمیمات یک رهبر بویژه در دوران بحران مهم است، که هست، شاه از این نظر چگونه آدمی بود؟ قدرتمند یا ضعیف؟ پادشاهی سرکوبگر و خونریز، یا شاه دل‌رحمی که نمی‌توانست مردمش را که به شدت از آنها رنجیده بود، به گلوله ببندد؟

برخی معتقدند بیماری سرطان شاه و بدتر شدن وضعیت جسمی او و هم زمانی این مسئله با بحرانی شدن اوضاع سیاسی کشور، بر نحوه تصمیم‌گیری او در برابر انقلاب و انقلابیون مؤثر بوده است.

شاه در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، و حتی در اوایل دهه ۱۳۵۰ به لحاظ فیزیکی سرحال و سالم بود و از نظر سیاسی نیز از نگاه اکثر رهبران جهان روزبه‌روز قدرتمندتر می‌شد و تصویری از یک رهبر مقتدر را به نمایش می‌گذاشت.

اما چنین شاه قدرتمندی هنگامی که در سال ۵۷ باموج انقلاب و گسترش ناآرامی‌ها و تظاهرات روبه‌رو شد، از نظر فیزیکی و سلامت بدنی در شرایط مناسبی نبود، و از نظر روحی نیز از مردمی که احساس می‌کرد به آنها خدمت کرده، به شدت رنجیده بود.

با وجود این حال جسمانی نامساعد و روحیه خراب، عده‌ای از طرفداران شاه می‌گویند او حتی به قیمت خونریزی و کشتن صدها تن از به گفته آنها اغتشاشگران، نباید می‌گذاشت کشور از دست برود و به دست آخوندها بیفتد.

هرمز قریب، آخرین رئیس تشریفات دربار، می‌گوید ژیسکار دستن، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، تلاش کرد شاه را ترغیب کند که با کشتن چند صد نفر قال قضیه را بکند و قیام را سرکوب کند. او این پیام را از طریق کنت دومارانش، رئیس سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه برای شاه فرستاد. دومارانش بعدها گفته که شاه به او گفته «انتظار دارید چکار کنم. مردمم را بکشم. نمی‌توانم تاج و تختم را با به راه انداختن خونریزی حفظ کنم».

برخلاف این روایت که مبنا را بر دل‌رحمی شاه می‌گذارد، عده دیگری از ایرانیان می‌گویند شاه می‌خواست ولو به قیمت کشتن مردم در خیابان‌ها سرکوب کند، ولی مشکل اینجا بود که نه او مرد این میدان بود و نه ارتش در برابر سیل ملتی که بپا خواسته بود تاب مقاومت داشت. آیا واقعاً این چنین بود؟

حتی اگر اکثریت مردم ایران در سال ۵۷ دیگر شاه را نمی‌خواستند، اما نگاهی به تصمیات شاه در آن دوره نشان می‌دهد که او به هر دلیل بین نرمش در مقابل انقلابیون یا سرکوب آنها مردد بود. این تردید برای پادشاهی که بقای حکومتش از سوی ده‌ها هزار نفر در خیابان‌ها به چالش کشیده شده، سمی مهلک بود، بویژه آنکه آن طرف میدان، آیت‌الله خمینی مصمم پایش را در یک کفش کرده بود که شاه باید برود.

نمونه این تزلزل و تردید در تصمیم‌گیری را می‌توان موقعی دید که شاه در آبان ۱۳۵۷ تصمیم گرفت برای مقابله با آنچه اغتشاش می‌پنداشت یک دولت نظامی بر سر کار بیاورد.

دولت نظامی به معنای انتخاب مشت آهنین بود اما او تیمساری را برای این مأموریت فراخواند که هیچکس او را به اقتدار و مشت آهنین نمی‌شناخت. ازهاری، ژنرال دفترنشین که اگر چه رئیس ستاد بزگ ارتشتاران بود ولی نه این عنوانش و نه خودش رعبی به دل مخالفان نمی‌انداخت.

واقعیت این است که شاه حتی اگر می‌خواست انقلابیون را با مشت آهنین سرکوب کند -که معلوم نیست واقعاً چنین می‌خواست- نیروی آموزش‌دیده و آماده و مجهز برای این کار نداشت. شواهد و قرائن تاریخی نشان می‌دهد شاه چون فکر می‌کرد مردمش علیه او انقلاب نخواهند کرد، هرگز به فکر ایجاد یک نیروی ضدشورش منسجم و قوی نیفتاده بود. شاه فکر می‌کرد حداکثر، شهربانی برای مقابله با هر اغتشاشی کافی است. ولی انقلاب ۵۷ حتی اگر او فکر می‌کرد اغتشاش است، اغتشاشی بزرگ بود که شهربانی از پس کنترل آن بر نمی‌آمد. پس شاه به ارتش متوسل شد؛ اشتباهی مهلک.

شاه ارتش بزرگی ساخته بود. ارتشی که در برابر تهدید تاریخی عراق موفق عمل کرده و شاه با پشتوانه آن و از موضع قدرت، عراق را مجبور به پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ معروف به قرارداد الجزایر کرده بود. ولی این ارتش برای مقابله با مردم ناراضی که سرنگونی شاه را می‌خواستند و شعار «مرگ بر شاه» از زبان آنها نمی‌افتاد، آماده نبود. فرمان شاه استقرار ارتش در خیابان‌ها و اعلام حکومت نظامی بود. معلوم بود که ارتش برای این کار ساخته نشده چون نه آموزش ضدشورش دیده بود و نه از تجهیزات مقابله با شورش خیابانی یعنی باتوم و ماشین آب‌پاش و گلوله لاستیکی برخوردار بود.

ارتش ناگزیر و بفرموده، با تانک‌های چیفتن و اسلحه جنگی «ژ سه» به خیابان‌ها رفت. اسلحه‌ای که به توپ دستی مشهور بود و به شدت کشنده. در واقع شاه به ارتش فرمان داده بود که با تانک و ژ سه به خیابان برود و به اغتشاشات پایان دهد، ولی تا حد امکان تیراندازی و خونریزی نشود. ترکیبی از دستورات متناقض که فرماندهان و سربازان را سردرگم می‌کرد و انقلابیون را تهییج، تا آنجا که سرانجام جرئت کردند و در لوله تفنگ سربازها گل گذاشتند و روی برجک تانک‌ها پریدند تا عکس یادگاری بگیرند.

پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک، یعنی کسی که وظیفه مقابله با مخالفان را داشته، روایت مشابهی از ماهیت متناقض دستورات شاه برای مقابله با انقلابیون دارد. او می‌گوید فهرست چند صد تن از فعالان اصلی مخالف شاه را تنظیم کرده و به شاه داده اما شاه دستور بازداشت آنها را نداده و حتی در مواردی برخی از کسانی را که ساواک معتقد بود باید در زندان بمانند، به امید آرام شدن اوضاع، آزاد می‌کرد. امیدی که هرگز محقق نشد و اوضاع روزبه‌روز بدتر شد.

آخرین تصمیم شاه یعنی خروج از کشور، در نهایت به پذیرش شکست و سپردن کشور به انقلابیون انجامید. او پیش از خروج در عمل با پذیرش انحلال ساواک، یک پایه حکومت خود را با دست خویش از بین برده بود. مانده بود دو پایه دیگر یعنی خودش و ارتش. خودش که رفت، در واقع ارتش هم از دست رفت، زیرا ارتش یاد نگرفته بود که بدون شاه تصمیم‌گیری و اقدام کند. شاه که پایش را از کشور بیرون گذاشت، ارتشبدها و سپهبدها که سال‌ها یاد گرفته بودند در کوچکترین مسائل از شاه دستور بگیرند به یکباره مثل بچه یتیمی شدند که در غیاب پدر نمی‌دانستند خانه در آتش افتاده را چگونه نجات دهند.

با وجود چنین برداشت‌ها و قضاوت‌های متناقضی درباره واکنش‌های شاه به انقلاب ایران، چه موافق شاه باشی و چه مخالف او، برخی واقعیت‌های تاریخی درباره او و برخوردش با انقلاب ایران را نمی‌شود نادیده گرفت.

خروج شاه از ایران در عمل به جای کند کردن روند انقلاب، به بدتر شدن اوضاع و در نهایت به فروپاشی حکومت سلطنتی انجامید. و در این مسیر، بخش عمده‌ای از خون‌هایی که در خیابان‌ها به زمین ریخته شد در ۳۷ روزی بود که شاه ایران را ترک کرده بود. انقلاب بدون او خونین‌تر شد.

در واقع شاه به جای ایستادن و مقابله با انقلابیون، تصمیم گرفت میدان را خالی کند. او با چنین تصمیمی از خونریزی و به راه انداختن حمام خون خودداری کرد، ولی ایران و ایرانیان را به حکومت روحانیون سپرد. آنهایی که بعد از او آمدند، برای ماندن در قدرت مانند او مردد نبودند و اگر لازم می‌دیدند حاضر بودند بدون اندک تردیدی در کمتر از یک ماه چند هزار زندانی مخالف خود را به جوخه‌های اعدام بسپارند.

محمدرضا شاه پهلوی چه به عنوان شاهی کشوردوست، و خواهان ترقی ایران از نگاه طرفدارانش، چه به عنوان دیکتاتوری مستبد از نگاه مخالفانش و یا حتی به عنوان پادشاهی مردد در سرکوب معترضان، حالا و در سال ۱۳۹۹ در بین ایرانیان جایگاهی متفاوت با سال ۵۷ دارد.

او در سال ۵۷ مورد نفرت بخشی عمده‌ای از ایرانیان بود که به هر قیمتی خواهان رفتن و حتی مرگ او بودند. حالا اما در سال ۱۳۹۹ و چهل سال پس از مرگ او، بخش قابل اعتنایی از ایرانیان، خسته و دلزده از تجربه تلخ جمهوری اسلامی، دوران پادشاهی او را تجربه‌ای بهتر از جمهوری اسلامی می‌دانند و در حسرت آن سخن می‌گویند. مردم هر عصر قضاوت خود را دارند.
+131
رأی دهید
-10

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۳۸
    paksan - ایران، ایران

    اگر با بی رحمی قضاوت کنیم باید بگیم شاه مقصر وضعیت امروز ما هم هست.اگر شاه یک دهم بی رحمی خمینی یا کمی از بی رحمی و قصاوت قلب خامنه ای رو داشت چند صد نفر از جمله همین سران فتنه انقلاب از خمینی گرفته تا خامنه ای و بقیه نوچه هاش رو اعدام میکرد یا ساواک مثل اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات و قوه فسادیه ولایت فقیه تا هرکی حرف میزد چهارنفر رو می گرفت و اعدام میکرد تا بقیه بترسند هرگز انقلابی صورت نمیگرفت که صدام بخواد به ایران حمله کنه و بعدش سپاه و کمیته و بنیادها و سازمانهای ولایت فقیه و دولتهای دزد و فاسد یکی پس از دیگری کشور رو غارت کنند. باید قبول کرد شاه کوتاهی کرد و حداقل دو نسل ایرانیان رو نابود کرد کشور آباد ایران نابود شد و البته یقین داشته باشید اسرائیل و آمریکا و انگلیس و حتی شوروی و فرانسه و همین کشورهای عربی کاملا پشت انقلابیون بودند و تمام حمایتهای لازم رو از آنها میکردند و بودجه های زیادی خرج انقلابیون شد چون از پیشرفت سریع و قدرت گرفتن ایران و شاه اگر نگیم حسودیشون میشد باید گفت ترسیده بودند.شاه باید میکشت و کشور رو آرام میکرد و بعد حکومت رو در آرامش به رای میگذاشت و کنار میرفت
    29
    77
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۱۱
    ۳۵
    پاچه خواران همایونی - امریکا، ایالات متحده امریکا

    فرض کنیم در انقلاب ۵۷ بیمار بود و به خاطر بیماری نمیتوانست تصمیم درستی‌ بگیرد سال ۳۲ که شاه جوانی بود چرا به ملت خیانت کرد و فلنگ را بست؟ نظر پدر خودش رضا شاه چی‌ که او را شایسته سلطنت نمیدانست و همیشه بهش گفته بود تو به خاطر بی‌ لیاقتی سلطنت را به باد خواهی‌ داد‌. پدر پسرش را بهتر از هر کس میشناخت! اگر هم کارهای خوبی‌ در ایران صورت گرفت به خاطر سرمایه گذاری کشور‌های غربی بخصوص آمریکایی‌ها بود مثل الان که در امارات متحده عربی‌ و عربستان سعودی سرمایه گذاری می‌کنن و باعث پیشرفت آنها شدن نه بخاطر شخص شاه که بدون آمریکایی‌ها آب هم نمیخورد و عرضه هیچ کاری را نداشت و خودش هم یک آدم مذهبی‌ و خرافاتی بود و از سایه خودش هم می‌ترسید به همین خاطر مملکت را به دست آخوندها سپرد.
    69
    105
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۵
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران

    گذاشت رفت ولی یه دولت و ارتش رو بجا گذاشت که سرکوب کنند . اون ارتش تسلیم شد اولا چون ارتش رژه بود نه ارتش جنگ دوما اینکه انقلاب همه جانبه بود یعنی از همه جا زده بود بیرون بچه های خود همون تمیساره خدمتکاراری خونش بقال محل سربازاش ....همه بودند...خود فرح میگه دو سه ماه آخر توی کاخ میخواستیم بخوابیم صدای مرگ بر شاه میومد.
    56
    82
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۲
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران

    [::paksan - ایران، ایران::]. تمام حسابهایی که شما میگی کرده بودند حتی لیست تهیه کرده بودند یه جایی توی خاش در نظر گرفته بودند اونها رو ببرند با سی 130 در اونجا امثال طالقانی و بازرگان و فروهر و. ولی امکانش نبود برای اینکه سال 32 و 42 سرکوب کرده بودند ایندفعه انقلابش همه جانبه بود یعنی همه مردم بودند
    42
    63
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۷
    ۶۰
    zarduscht - فرانکفورت، آلمان
    یک دروغ اگر صد بار تکرار شود. تبدیل به حقیقت . کجا رضا شاه گفت تو لیاقت سلطنت نداری؟ توی قصر کار می‌‌کردی و خودت شنیدی ؟ یا ینکه روزنامه مردم و کار را خواندی و اینجا مثل طوطی تکرار ؟دست از چاخان‌ها بر نمی‌‌دارید؟و آذری.اگر ارتش ارتش جنگ نبود. الان در ازرباهیجان عربی‌ سخن می‌‌گفتی‌. و جلو صدام رژه می‌‌رفتی‌.منظور شما با انقلاب چیست؟ دنبال خمینی دویدن شد انقلاب؟ به خمینی پدر معنوی گفتن "بنی صدر" شد انقلاب ؟ شما دنبال قشری رفتید. که ۱۵۰۰ سال دیر به دنیا آمدند. خودشان قادر نبودند. کسانی‌ مثل شما . این‌ها جامعه پذیر کردند.انقلاب. نمردیم معنی انقلاب را هم درک کردیم
    64
    46
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۵
    ۴۹
    آزاذه - تهران، ایران

    کاربرانی که چرت و پرت میپرانند. اینقدر چرندیات بگید که از ایران چیزی باقی نماند. یک وقت نگید مردم خرافاتی و اسلام زده بعد از کشته شدن خمینی یک بت دیگه می ساختند. نگید تقصیر خود ملت بود از شاه حمایت نکردند. نگید شاه نخواست مردمش را بکشد و سلطنت خودش را به مردم واگذار کرد. نگید شرق و غرب دست به دست هم دادند که ملت را خام کنند. تمام تقصیرها گردن یک نفر. اینقدر چرند بگید که ایران را تماما غارت کنند.
    62
    39
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۱۶
    ۵۴
    ادوینو - گوالف، کانادا
    نمی توانست ونمیشود وقتی همه حزبها یکدست شدن وبا حمایت روحانیون کلک رژیم شاه کنده شد واگر نه باید یک سوم ملت را میکشت حالا این رژیم جور شاه را میکشند ومردمو میکشند،روانی، اقتصادی وجانی.
    8
    20
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۹
    ۲۵
    redsky95 - تورنتو، کانادا
    تا جایی که فهمیدم مقصر اصلی این بودش که مردم سیر شدن. یهویی سیر شدن. شاه خدابیامرز دلش برا مردم سوخت گفت مردم شکمشون گرسنه نمونه. همه رو سیر کرد. عاقبت همون حرف شدش که این پول خرج کردنا پا در میارن میرن خیابون و انقلاب میکنن. مهربونی شاه کار دستمون داد.
    23
    30
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۰
    ۴۱
    sahandogli - لندن، انگلستان
    خیلی ها را کشت و به زندان انداخت
    32
    43
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۴۵
    ۴۹
    آزاذه - تهران، ایران
    نه شاه ونه ارتش بی نظیرش هیچکدام نخواستند مردم کشورشان را بکشند چون انسانیت و احترام در زمان شاه وجود داشت. ارتش شاه قدرتمند بود و همین ارتش از ایران در جنگ با عراق دفاع کرد. وقتی مصدق و جبهه ملی و توده ایها و حزب اسلامی و نهضت آزادی و مردم و غیره یکی میشوند که شاه خائن است و باید برود شاه هم جان خودش و خانواده اش را برداشت وگذاشت رفت. مگه ملت! خودتان یکصدا فریاد نزدید که شاه باید برود و حکومت سلطنتی اش طاغوتی و استبدادی است و حق رای زنان غیراسلامی است؟ مگر نیفتادید دنبال یک ملای بی سواد و از فلسطین دفاع کردید؟ خوب شاه هم همانی را که میخواستید بهتون داد و رفت تا از دستش راحت بشوید. حالا مشکلتون بعد از مرگش و بعد از چهل سال چی هست؟؟؟مگر همانی را که آرزو داشتید نگرفتید؟؟
    49
    32
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۰
    ۵۲
    شنبلیله خانم - اسلو ، نروژ
    چه خوش باشد در این دنیای فانی به خوشنامی نمودن زندگانی که بعد از ما بسی گردش کند چرخ نماند جز نکو نامی نشانی .یاد محمد رضا شاه پهلوی گرامی و از ایشان نام نیک باقی ماند و خدماتی که برای وطنش انجام داد ایشان یک وطن پرست و میهن دوست واقعی بود
    42
    26
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۲۵
    ۴۹
    آزاذه - تهران، ایران
    ببینم! مگر از شاه کشورتون حمایت کردید و شاه گذاشت رفت؟؟ کی بود مرگ بر شاه مرگ بر شاه میکرد؟ حالا بعد از چهل سال که بدون شاه گند زدید به کشور و اقتصاد و اخلاق و ناموس و همه چی تون و مهمتر از همه اینکه شدیم مستعمره چین و روس توسط ملاهای خداشناس و حمایت خودتون از این ملاها, دست از استخوانهای پوسیده شاه بر نمیدارید؟؟؟ حالا تازه اولشه. فکر کردید سربازهای چین و روس انسانیت سرشون میشه؟ همه مون را قتل عام میکنند.
    39
    23
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۵
    ۵۲
    شنبلیله خانم - اسلو ، نروژ
    [::sahandogli - لندن، انگلستان::]. از همین ملاهایی که در زمان پهلوی زندان بودندسوال کنید آیا در زمان زندان شکنجه شده اند ؟ حتی در خاطرات بسیاری از آخوندهای تروریست اشاره ای به شکنجه در زندان نکرده اند خاطرات رفسنجانی را بخوانید .و اما زمانی که تروریستها و چریکهای توده ای خائن جنگ مسلحانه در سیاهکل براه انداختند توقع ندارید که ماموران دست به سینه جلوی تروریستهای مسلح بایستند تا کشته بشوند خوب این کاملا طبیعی ست که مقابله به مثل میشه و خائنین مسلح باید کشته شوند یا دستگیر .اگر شاه فرمان کشتن همه ی توده ای ها و آخوندها و چپی ها را میداد الان کشور ما اشغال نشده بود
    32
    22
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۸
    ۳۸
    Chokam - ری، ایران
    اگه ارتش ایران اعلامیه بی طرفی رو صادر نمیکرد انقلاب خمینی نمی شد. بین قانون و بی قانونی بیطرفی نداریم ،مثل ارتش مصر که توی انقلاب اعلام بی طرفی نکرد و گرنه دست آخوندهای اخوان المسلمین می افتاد.
    9
    21
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۵۷
    ۴۹
    آزاذه - تهران، ایران
    تا وقتی اسلام و پیروانش چاقو کشان و قاتلان در این کشور هستند همینه.
    29
    21
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۵
    ۵۸
    فضول بک - سوئد، سوئد
    "بعد از آنکه اشتباهات و تقصیرات را قسمت کردید بفکر کلید کار یعنی همکاری باشید" ...ایران روزگاری مرکز تمدان بشربوده و پتانسیل ٱن را به خاطر فرهنگ بسیار قوی, امروز هم دارد ولی تمام کشورهای اسلامی به علت نقش مذهب ونبود احزاب سیاسی واقعه ای٫ جامعه های توسعه نیافته هستنند و نتیجه ان این نکبت و شوربختی است که کشورهای اسلامی درآن گرفتار هستنند..دموکراسی( با تمام کاستی هایی که دارد) و حاکمیت قانون، و همچنین احترام به حقوق بشر٫ آزادی، برابری در مقابل قانون، توسعه و عدالت اجتماعی را به ارمغان آورده وان را ترویج کرده است. مخالفان رژیم باید تمام کوشش خود را بکار گیرند و مخرج مشترک خود را برای اتحاد و همدلی . ( درس گرفته از انقلاب مشروطه و جامعه مدنی مدرن امروز) برای عبور ازاین رژم جنایتکار ضد بشری را پیدا کنند. مخالفین ج ا بر مبنای چیزی که هم نظر هستند باید همکاری کنند و تا زمانی که این کار صورت نگرفته است ،اخوندها حکومت خواهند کرد .بعد از آنکه اشتباهات و تقصیرات را قسمت کردید بفکر کلید کار یعنی همکاری باشید که تمام جنبش های مردمی را در دنیا به پیروزی رسانده است
    5
    14
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۲۲
    ۴۵
    Nagonsar - مونیخ ، آلمان
    [::شنبلیله خانم - اسلو ، نروژ::]. خیلی متاسفم که شما وقت حرام میکنید به کسی جواب بنویسید که در کمین ایرانستان است و نه ایران
    17
    11
    ‌سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۴۷
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران
    یه قرون شجاعت نداشت. آخه کسی که میدونه بزودی از سرطان میمیره خوب بمونه توی کشورش با شجاعت کشته بشه
    7
    14
    ‌چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۲
    ۴۹
    آزاذه - تهران، ایران
    فرهنگ کشتن وکشته شدن و عزای حسینی باید به فرهنگ زندگی کردن و شاد بودن و راستی و درستی تبدیل بشود. جان تک تک جوانان ایران ارزشمند است.
    11
    7
    ‌پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۴۳
    نظر شما چیست؟