گری لینه‌کر : انگار واو ورزش را تبدیل به یک هنر کرده است

بی بی سی
هیچ بازیکنی مانند لیونل مسی نمی‌تواند احساسات ما را به اوج برساند. او ورزش را تبدیل به یک هنر کرده است.

هر وقت او را نگاه می‌کنم، حتی در روزهایی که کار خاصی نمی‌کند، لحظاتی هست که با خودتان می‌گوید: "چطور این کار را کرد؟" او در یک بازی سه چهار بار کارهایی را می‌کند که من در کل فوتبالم یک بار هم نتوانستم انجام دهم. او کارهایی می‌کند که هیچ کس دیگری قادر به انجامش نیست.

من اخیرا هنگام تماشای "آخرین رقص"، مستندی در مورد مایکل جردن دقیقا همین واکنش را داشتم. طرفدار بسکتبال نیستم و هرگز این رشته را دنبال نکرده‌ام، ولی عاشق این مجموعه شدم؛ سریالی که شما در آن می‌توانید درخشش بی‌نظیر جردن را ببینید.

جردن شخصیتی کاملا متفاوت دارد و به مراتب برون‌گراتر است، اما می‌‎توانید مسی را هم با همین روش توصیف کنید. یک شمایل که تاثیر و توانایی‌هاش موجب تعالی ورزش خودش شد. به این ترتیب نیازی نیست که برای دوست داشتن جردن مجبور به دوست داشتن بسکتبال هم باشید؛ چنان که برای بردن لذتی ناب از تماشای لیونل مسی احتیاج نیست هوادار فوتبال باشید.

دلیل چنین مدعایی این است که مسی هم مانند جردن، بزرگ‌ترین فرد رشته‌اش است.

مردم شاید بگویند که بعضی بازیکنان در مواردی خاص از مسی بهتر بوده‌اند؛ برای مثال کریستیانو رونالدو گلزن بهتری است. من نظر متفاوتی دارم، اما دست‌کم می‌توانم آن‌ها را درک کنم، چون تفاوت معنی داری بین آمار خام این دو نفر نیست و آن‌ها تقریبا در هر بازی یک گل زده‌اند.

ولی موضوع فقط در مورد آمار حیرت‌انگیز گلزنی مسی نیست ، بلکه قضیه در مورد ترکیبی شگفت‌انگیز از مسائل مختلف است که او را به پدیده‌ای بی‌همتا تبدیل می‌کند.

مسی را همچنین در کنار دیگو مارادونا، می‌توان بهترین دریبل‌زن تاریخ فوتبال دانست، زیرا هر دوی آن‌ها توانایی فرار از تکل‌های مدافعان را دارند و می‌توانند خودشان از موقعیت‌هایی سخت در محاصره بازیکنان حریف، نجات دهند.

فراتر از همه این‌ها، او احتمالا بهترین پاس‌دهنده تاریخ فوتبال هم است؛ مسی چیزهایی را می‌بیند که آدم‌های معمولی قادر به دیدنش نیستند؛ انگار وقتی مشغول بازی است، هم‌زمان از بالا هم به زمین فوتبال نگاه می‌کند؛ البته حتی این تعریف هم نمی‌تواند به طور کامل نبوغ او را بیان کند.

هنگامی که مشغول پوشش بازی‌های خانگی بارسلونا در لیگ قهرمانان فوتبال اروپا بودم، بارها دیدم که او پاس‌هایی داده که من و افرادی که کنارم نشسته بودند، متوجه امکان ارسال آن پاس نشده بودیم؛ در حالی که ما با فاصله‌ای دور از بالای زمین، مسابقه را می‌دیدیم.
مسی در ۷۱۸ بازی ۶۲۷ گل برای بارسلونا زده و ۲۶۱ پاس گل داده استداشتن این دید و آگاهی، او را تبدیل به بازیکنی غیر قابل مقایسه با دیگران می‌کند و عجب استعداد مبهوت‌کننده‌ای دارد این بازیکن. بله او یک تمام‌کننده عالی هم هست و می‌تواند توپ را قوس‌دار به کنج دروازه حریف بفرستد، ولی اگر بخواهد پاس دهد، طوری این کار را انجام می‌دهد که انگار درست‌ترین کار ممکن است.

مسئله فقط از خودگذشتگی مسی نیست، بلکه قدرت تصمیم‌گری استثنایی اوست. هیچ کس نمی‌تواند کارهایی مشابه او بکند و کارهایی که او کرده را بازیکنی انجام نداده است.

مهارت و خلاقیت لیونل مسی بی‌نظیر است اما دلایل دیگری وجود دارد که ما در حد توانمان این ستاره را گرامی بداریم؛ بازیکنی که شخصیتی مثال‌زدنی برای الگو برداری دارد.

مسی لذت را وارد زمین فوتبال می‌کند. او هنگام بازی تمارض نمی‌کند، برای گرفتن پنالتی شیرجه نمی‌رود، خیلی کم پیش می‌آید که به داوران اعتراض کند و هرگز به دنبال تلافی خطاهایی که بر رویش انجام می‌شود، نیست.

البته او از تغییر قوانین فوتبال سود برده است. قوانینی که مانع بازیکنان خشنی می‌شود که می‌خواهند ستاره‌های تکنیکی را زمین‌گیر کنند؛ مانند بلایی که قبلا سر مارادونا می‌آوردند.
تصویری از سال ۲۰۰۹ که مسی زیر نظر دیگو مارادونا در تیم ملی فوتبال آرژانتین بازی می‌کرد. آن‌ها به یک‌چهارم نهایی جام جهانی ۲۰۱۰ رسیدند اما ۰-۴ مقابل آلمان شکست خوردنداما کماکان تعداد بازی‌هایی که او در آن‌ها شرکت کرده، قابل توجه است و دلیل این هم میزان پایین مصدومیت‌ است. از این نظر او و کریستیانو رونالدو شایسته احترامی یکسان هستند.

به بیان دیگر ثبات طولانی مدت را هم باید به ویژگی‌های اسطوره مسی اضافه کرد؛ به این دلیل که او تمام این کارها را از زمانی که نوجوان بود تا ماه جاری میلادی (ژوئن) که ۳۳ ساله می‌شود، انجام داده است.

مسی ما را لوس کرده است؛ چون او مردم را برای مدتی طولانی به دیدن عملکرد فوق‌العاده‌اش عادت داده است و این به روحیه، شخصیت و تعهد به ورزش خودش، برمی‌گردد.

شاید بزرگی رونالدو هم در این میان به او کمک کرده باشد، چرا که آن‌ها سال‌هاست به وضوح یکدیگر را برای کسب دستاوردهایی حتی بزرگ‌تر، پیش می‌رانند. مسی هرگز اجازه نداده مسائل خارج از زمین حواسش را پرت کند؛ برخلاف مارادونا در دوران اوجش.

البته که جذابیت شخصیت مسی از نوعی دیگر است. او به شدت درون‌گراست و این باعث می‌شود که وضعیتی کاملا متفاوت با سایر فوق ستاره‌هایی که ما دیده‌ایم، داشته باشد، ولی این هرگز مانع از ابراز وجود او در زمین بازی نشده است.
لینه‌کر اولین بار مسی را فوریه ۲۰۱۸ قبل از بازی بارسلونا مقابل چلسی در لیگ قهرمانان اروپا دیدمن بارها بازی مسی را دیده‌ام، اما احتمالا فقط یک بار او را از نزدیک ملاقات کرده باشم: همراه با لوبو کاراسکو، دوست و هم‌بازی قدیمی‌ام در بارسلونا، زمانی که بارسا با چلسی در لندن بازی داشت.

شب قبل از بازی همراه پسرانم به هتل او رفتم و مسی واقعا دوست‌داشتنی بود. او با هواداران عکس می‌گرفت و به آن‌ها امضا می‌داد. مسی واقعا دوستانه و متواضع بود و نمی‌توانست رفتاری بهتر از آن داشته باشد.

قبل از آن با او در دو آگهی تبلیغاتی شرکت کرده بودم، اما باهم ملاقات نداشتیم، چون مسی بسیار خجالتی است و ترجیح می‌دهد این کارها را خودش به تنهایی انجام دهد. ما فقط به لطف جلوه‌های ویژه در آن تصاویر کنار هم قرار گرفتیم.

ملاقات با او فوق‌العاده بود، حتی با این که مدت بسیار کوتاهی طول کشید، راستش را بخواهید کمی هم جوگیر شده بودم. حتی فوتبالیست‌ها هم ممکن است در مقابل سایر بازیکنان این گونه شوند؛ من با دیگو هم همین حس را پیدا کردم.

در دوران بازی مبهوت مارادونا بودم. استعداد بی‌نظیر دیگو جلوه‌ای متفاوت از سایرین به او بخشیده بود. مسی هم البته تاثیر مشابهی دارد.

خود من در بالاترین سطح بازی می‌کردم، اما بازیکنانی از این جنس کماکان در سطحی متفاوت هستند و شما فقط متحیر می‌مانید که آن‌ها چرا این گونه هستند.
سسک فابرگاس، بازیکن پیشین بارسلونا سال ۲۰۱۷ یک پیراهن امضا شده مسی را به لینه‌کر داد. او می‌گوید: "من معمولا پیراهن بازیکنان را قاب نمی‌کنم ولی این یکی را کردم."قبل از مسی، مارادونا نزدیک‌ترین فوتبالیست به یک بازیکن کامل آرمانی بود، اما وقتی من به مسی نگاه می‌کنم او همه کاری کرده و حتی بیشتر از کارهایی که دیگو می‌توانست انجام دهد.

تنها کمبود مسی نسبت به مارادونا قهرمانی در جام جهانی است، ولی واقعا شما بر مبنای این بزرگ‌ترین بازیکن دوران را انتخاب می‌کنید؟

اگر گونسالو ایگواین از فرصتی که در فینال جام جهانی ۲۰۱۴ داشت، استفاده می‌کرد، احتمالا مسی هم یکی از قهرمانان جام جهانی می‌شد. تفاوت داستان این است که در فینال جام جهانی ۱۹۸۶ مارادونا، بوروچاگا را روانه دروازه آلمان کرد و او گل پیروزی‌بخش تیمش را وارد دروازه حریف کرد.

اگر آرژانتین آن بازی را باخته بود، می‌توانستیم بگوییم مارادونا بزرگ‌ترین بازیکن جهان تا آن زمان نیست؟ البته که نه، این حرف بی‌معنی است. با این حال هنوز هم کسانی عقیده دارند که مسی برای تبدیل شدن به بزرگ‌ترین بازیکن دوران باید برنده جام جهانی شود؛ هرچند که او تقریبا برنده هر عنوان دیگری در دنیای فوتبال شده است.

جام جهانی تورنمنتی معظم است؛ شکی در این مورد وجود ندارد. اما جام جهانی مسابقاتی حذفی است که هر چهار سال یک بار انجام می‌شود و عوامل زیادی در قهرمانی یک تیم نقش دارد. در دوران مارادونا، جام جهانی تنها تورنمنتی بود که شما می‌توانستید تمام بازیکنان بزرگ دنیا را یکجا ببینید. حالا اما این گونه نیست و هر فصل در لیگ قهرمانان اروپا می‌توانید تجربه مشابهی داشته باشید و مسی چهار بار قهرمان این مسابقات شده است.
بارها و بارها ثابت کرده افراد شکاک اشتباه می‌کنند
اکنون بیشتر مردم بجای مارادونا، رونالدو را با مسی مقایسه می‌کنند. مردم قبیله‌گرایی‌ را به شکل‌های مختلف در زندگی تجربه می‌کنند و مسی مقابل رونالدو هم یکی از آن‌ها است.

البته معمولا این بحث به دنبال این پیش می‌آید که شما طرفدار بارسلونا هستید یا رئال مادرید، از یوونتوس هواداری می‌کنید یا از تیمی دیگر. اشکالی هم ندارد، این قضیه را درک می‌کنم.

من طرفدار پر و پا قرص رونالدو هم هستم، ولی وقتی بحث بزرگ‌ترین بازیکن تاریخ پیش می‌آید، حتی نباید در مورد دادن این عنوان به مسی بحث کرد. این عقیده من است و به نظرم حتی کسی نزدیک به او هم نیست.

بعضی از مردم می‌گویند که تمام عناوین مسی با بارسلونا بدست آمده در حالی که رونالدو در کشورهای مختلف قهرمان شده است اما این استدلال از نظر من عجیب است.

مسی می‌توانست در این مدت در تیم‌های بزرگ متفاوتی بازی کند، ولی همه چیز کنار اوست که شکل می‌گیرد و مسی می‌توانست دقیقا همین آمار فوق‌العاده را تکرار کند. او بارها و بارها ثابت کرده شکاکان نسبت به توانایی‌هایش اشتباه می‌کنند.

حتی در چند فصل اخیر هم بارسلونا همراه با مسی هرگز شبیه بارسلونا بدون این بازیکن نبوده است. بارسا در غیاب مسی به شدت دچار دردسر می‌شود.

در فوتبال امروز جهان خیلی عجیب است که یک بازیکن، مانند مسی در بارسا، در یک باشگاه بماند: او در ۱۳ سالگی آرژانتین را به مقصد اسپانیا ترک کرد و از آن زمان تا کنون فقط برای بارسلونا بازی کرده است.

اما اگر مسی به هر دلیلی راهی تیم دیگر شده بود، به بی‌وفایی متهم می‌شد. و اصلا چرا باید به تیم دیگری می‌رفت؟ او کارش را با یکی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های جهان شروع کرد. ترک کردن بارسلونا به معنای دور شدن از بهترین است و شما هرگز جلوتر نمی‌روید.

شهر بارسلونا هم آشکارا با روحیه مسی سازگار است. دلیل دقیق این قضیه را من نمی‌توانم بجای او توضیح دهم، اما با توجه به تجربیات خودم می‌توانم بگویم این شهر یکی از بهترین مکان‌ها برای زندگی است. این شهر سرشار از عشق به مسی است و دلیلش هم قابل درک است.

به این ترتیب به نظر می‌رسد که ما نباید انتظار داشته باشیم که او را به این زودی‌ها در لیگ برتر فوتبال انگلیس ببینیم، نه به دلیل این که نیازی به ثابت کردن خودش در این لیگ ندارد. مدتی طولانی این جوک مطرح بود که آیا او می‌تواند این کارها را "سه‌شنبه شبی سرد در استوک انجام دهد" (اشاره به شرایط آب و هوایی و فیزیکی سخت لیگ برتر)‌؛ هرچند واقعا این سئوال برای شماری از مردم مطرح بود که مسی می‌تواند در فوتبال انگلیس بدرخشد؟

به نظر من که این حرفی توجیه‌ناپذیر است؟ تنها کاری که باید انجام دهید این است که نگاهی به رکورد او مقابل تیم‌های انگلیسی در لیگ قهرمانان اروپا بیاندازید؛ رکوردی که درخشان است.

مسی در ۳۰ مسابقه ۲۲ گل به تیم‌های انگلیسی زده است و این تازه بدون در نظر گرفتن این نکته است که او بدون زدن گل چگونه این تیم‌ها را نابود کرده است؛ کاری که در بازی‌های مختلف تکرار کرده. این‌ها بهترین تیم‌های لیگ برتر هستند و مردم واقعا فکر می‌کنند که او مقابل تیم‌های ضعیف‎‌تر به دردسر بیافتد؟ مقابل تیم‌های نیمه پایین جدول؟ این حرف مضحک است.

ادعای این که او نمی‌تواند خودش را از نظر فیزیکی وفق دهد هم شوخی است. مسی به طرزی حیرت‌انگیز قوی و سریع است. شما نمی‌توانید او را از میدان به در کنید و من آرزو می‌کنم که او شانس ثابت کردن این ادعا را نیز داشت.

دیدن بازی مسی یک مزیت بزرگ است و آخرین حضور او در زمین یکی از ناراحت‌کننده‌ترین روزهای تاریخ فوتبال خواهد بود. هیچ فوتبالیستی تا ابد نمی‌تواند بازی کند و شما حالا هم نشانه‌های افول قدرت او را می‌بینید. هر چقدر هم که بازیکن خوبی باشید، نمی‌توانید زمان را شکست دهید.

مسی دیگر آن ریتم انفجاری که سال‌ها مشخصه کارش بود را در اختیار ندارد، این اتفاقی است که با بالا رفتن سن رخ می‌دهد، ولی بدون آن دوهای سریع هم او کماکان بازیکنی است که می‌تواند کارهای غیرمعمولی انجام دهد.

او هنوز هم می‌تواند به عمق بزند، پاس‌های خوب بدهد و بازیکن مقابلش را از پیش رو بردارد. او هنوز هم می‌تواند توپ‌های قوس‌دار را به کنج دروازه حریفان بچسباند.

این مهارت‌ها به مسی کمک می‌کنند تا چند سال دیگری به بازی ادامه دهد اما نمی‌توان منکر این حقیقت شد که زمان زیادی از بازی ستاره‌ای که باید هر دقیقه بازی‌اش را مزه‌ مزه کنیم، باقی نمانده است.

به دلیل شیوع کرونا نزدیک به دو ماه است که ما بازی او را ندیده‌ایم ولی به نظر می‌رسد که لالیگا به زودی پشت درهای بسته آغاز می‌شود. شکی نیست که فوتبال بدون تماشاگرانش مثل قبل نیست، اما احتمالا مسی یکی از عواملی است که می‌توان با کمک آن از فوتبال بدون تماشاگر لذت برد.
+5
رأی دهید
-1

نظر شما چیست؟