در کودکی بمدت ۴ سال مورد تجاوز جنسی قرار گرفتم ولی حالا ...

رایس دیکینسونهشدار: این مطلب به بیان اثرات آزار جنسی می‌پردازد و ممکن است برای افرادی ناراحت‌کننده باشد

بی بی سی :رایس دیکینسون کودکی‌اش را در وحشت از تنبیه بدنی و آزار جنسی گذراند. حالا او ۲۳ سال دارد و می‌خواهد به دیگر قربانیان کم‌سال چنین آزار‌ و اذیت‌هایی نشان دهد که به چه دستاورد‌هایی در زندگی رسیده است، حتی پس از تحمل چنین ضربه‌های روانی "باور‌نکردنی"‌.

او که اکنون دانش‌آموخته رشته حقوق از دانشگاه است خودش برای ما تعریف می‌کند که چگونه خشم خود را مهار کرده و توانست اولین فردی در فامیل باشد که به دانشگاه رفته است.
"همه فکر می‌کردند من چقدر دوست‌داشتنی هستم"رایس در هراس مداوم از آزار جنسی زندگی می‌کرداول همه‌چیز خوب بود، او کسی بود که من دوستش داشتم و به او اعتماد می‌کردم. ناگهان هر روز خشن‌تر و ترسناک‌تر شد. من پنج یا شش سالم بود.

او عصبانی می‌شد و به بازو‌ها و شکم من مشت می‌زد. به نظرش این کار شوخی بود. با تفنگ بادی دور تا دور خانه دنبال من می‌کرد و در حالی که من جیغ می‌زدم و گریه می‌کردم او تیر می‌انداخت و می‌خندید.

همه فکر می‌کردند او آدم دوست‌داشتنی و خوبی است اما من از او می‌ترسیدم.
 
ما تازه به خانه جدید‌مان آمده بودیم که آزار جنسی شروع شد. او مرا به طبقه بالا می‌برد و این زمان بود که برای اولین بار مرا وادار کرد کارهایی برایش انجام دهم. من هفت سالم بود.

این کارهای او حالم را به هم می‌زد. از او بیزار بودم. تا اینکه بعد از چند هفته او به من تجاوز کرد. یادم هست که میخکوب شده بودم و گریه می‌کردم و خیلی درد می‌کشیدم. چند سال این کارش را ادامه داد.

من مدام در هراس از آزار‌های او به سر می‌بردم.

یکی از دلایلی که به هیچ‌کس چیزی نمی‌گفتم این بود که می‌ترسیدم؛ فکر می‌کردم هیچ‌کس حرفم را باور نمی‌کند و اوضاع از این هم بدتر می‌شود.
"مادرم گریه می‌کرد" به دلایل قانونی نمی‌توانیم نام فرد متجاوز را بیاوریممن چهار سال آزار جنسی را تحمل کردم. ۱۱ سالم بود که ماجرا را به مادرم گفتم.

یادم هست از مدرسه آمدم و مادرم سر میز نشسته بود و یکی از دوستانش هم آنجا بود.

من نمی‌خواستم جلوی دوستش چیزی بگویم. وقتی او رفت به مادرم گفتم. من گریه می‌کردم و مادرم وحشت کرده بود. او گریه می‌کرد و می‌گفت:"چطور چنین اتفاقی افتاده است؟"

آن شب مرد آزارگر تلفنی با من صحبت کرد و گفت که "این فقط یک شوخی بوده است و منظوری نداشته‌". آرام بود اما کمی نگران شده بود.

من نگران بودم که نکند بیاید و مرا با خودش ببرد. آیا او را دستگیر می‌کنند، آیا حرف مرا قبول می‌کنند؟ مردم در مورد من چه می‌گویند؟

ما به اداره پلیس رفتیم و شکایت کردیم.

او دستگیر و بازداشت شد و در مدتی که او بازداشت بود پلیس از تهدید مادرم به مرگ مطلع شد.
" او به ۱۴ سال حبس محکوم شد"رایس در سال‌های دبیرستان سرانجام ماجرا را برای مادرش تعریف کردتا شش هفته ما نتوانستیم در خانه بمانیم. یک هفته را در کمپ متروکی گذراندیم و هفته بعد جای دیگری رفتیم، در یک اتاقک کاروان وسط مزرعه‌ای خالی. خیلی ترسناک بود. من نمی‌توانستم به مدرسه بروم. بعد از آن همه در مدرسه از من سؤال‌هایی می‌پرسیدند که اصلاً دلم نمی‌خواست جواب بدهم.

در دادگاه، من به طور ویدئویی شهادت دادم. ۱۳ سالم بود. گریه می‌کردم و تمام ماجرا از برابر چشمانم می‌گذشت. به من گفتند شهادت من به قدری تأثیر‌گذار بود که همه اشک در چشم‌شان حلقه زده بود.

از همه آنچه در خاطرم مانده است، دفاعیه‌ او این بود که من کتاب‌های جنایی زیاد خوانده‌ام و این حرف‌ها را از خودم درآورده‌ام. او به ۱۴ سال حبس محکوم شد.

پس از محاکمه از طرف مؤسسه خیریه حمایت از کودکان قربانی جرم (ایمبریس) خانواده مرا همراه با چند خانواده دیگر به دیزنی‌لند فلوریدا فرستادند. این کار باعث شد که احساس کنم تنها نیستم.
"من خشم شدیدی داشتم"رایس گفت که در مدرسه زود از کوره در می‌رفت و با همه دعوا می‌کردوقتی برگشتیم مردی از طرف یک مرکز دولتی در کارهای مدرسه به من کمک می‌کرد اما من به کمک بیشتری احتیاج داشتم و او مرا به خدمات مشاوره معرفی کرد. به مدت سه سال هر هفته برای مشاوره می‌رفتم و هر بار باید ساعت‌ها قطار سوار می‌شدم چون مرکز مشاوره در نزدیکی خانه ما نبود.

من احساس خشم شدیدی نسبت به آزارگر خود داشتم و می‌ترسیدم از خانه بیرون بروم. من به هیچ‌کس نمی‌توانستم اعتماد کنم و خودم را در خانه حبس کرده بودم.

انجام تکالیف مدرسه برایم خیلی سخت بود. در مدرسه از کوره در می‌رفتم و با همه دعوا می‌کردم. احساس می‌کردم هیچ چیز ندارم و تلاش می‌کردم که دوستانی برای خودم پیدا کنم.

مشاوره به من کمک کرد تا ادامه بدهم و تمرکزم را پیدا کنم. نمی‌دانم بدون چنین حمایتی الان کجا بودم.

من دیگر چنین خشمی ندارم. من نمی‌خواهم آزارگرم تعیین کند که چه کسی هستم.
" به همه هم‌خانه‌هایم ماجرا را گفتم"رایس در حال ادامه تحصیل در رشته حقوق بین‌الملل استمن به کالج رفتم و مدرکم را گرفتم. پس از آن بود که علاقمند شدم در رشته حقوق ادامه تحصیل بدهم. می‌دانستم که از این طریق می‌توانم به دیگران کمک کنم.

من اولین کسی در فامیل هستم که وارد دانشگاه شده است. این مهم‌ترین اتفاق زندگی من بوده است. من بلافاصله دوستانی پیدا کردم. پیش از آن هیچوقت به دیگران خیلی نزدیک نشده بودم چون از بیرون رفتن وحشت داشتم.

من سال اول دانشگاه بودم و در خوابگاه زندگی می‌کردم که آزارگر من از زندان آزاد شد. در آشپزخانه ماجرا را برای همه هم‌خانه‌هایم تعریف کردم.

آنها نمی‌دانستند چه بگویند، بعضی از آنها گریه می‌کردند. اولین بار بود که من با دوستان در مورد این ماجرا حرف می‌زدم و این کار به من اطمینان داد که نیازی نیست که شرمنده باشم.
کمک به دیگران تیم ورزشکاران دانشگاه لینکلن پس از شنیدن ماجرای رایس هزاران پوند کمک مالی برای مرکز خدمات به آزاردیدگان جنسی جمع کردمن مدرک وکالت خودم را گرفتم و حالا در حال پایان دوره کارشناسی ارشد هستم. در درجه اول می‌خواهم از توانایی‌های خودم برای کمک به کودکان استفاده کنم. تا اطمینان داشته باشند که باورشان می‌کنند و در هر گام از مسیرشان از آنها حمایت می‌شود. برای اینکه اطمینان و باور داشته باشند از عدالت برخوردار خواهند شد.
"به من انگیزه ادامه دادن می‌دهد"رایس می‌گوید ممکن بود زندگی‌اش به کلی از کنترل خارج شودمن می‌خواهم به سراسر کشور سفر کنم و با بچه‌ها و بزرگ‌تر‌ها صحبت کنم و به آنها نشان دهم در زندگی به کجا می‌توانند برسند حتی وقتی ماجرا‌هایی چنین باور‌نکردنی را تجربه کرده باشند.

همه ما با چالش‌‌هایی رو‌برو هستیم، بعضی ممکن است دشوارتر از دیگری باشند، اما اگر حمایت مناسب و صحیحی داشته باشید می‌توانید از آن به سلامت عبور کنید.

آزار جنسی می‌توانست اثری منفی بر زندگی من بگذارد، ممکن بود زندگی‌ام به کلی از کنترلم خارج شود. اما این ماجرا به من انگیزه داد که ادامه دهم و بیش از هرچیز دلم بخواهد به دیگران کمک کنم.
+108
رأی دهید
-5

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۳۹
    aarian - تهران، ایران

    خوش به سعادت شما که اینقدر رشد کردید با وجود این آزار و اذیت. بیچاره کسی‌ در ایران، اگر این اتفاق براش بیفته باید تا آخر عمر خفقان مرگ بگیره تا هزار آزار و اذیت دیگه دنبالش نکنه. یا باید نابود بشه، یا تبدیل به یک متجاوز قاتل و شکنجه گر عضو گروه سرکوب رژیم
    9
    146
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۴
    ۴۰
    دیارکو - جزیره واق واق ، جزیره کریسمس

    نتیجه ترک شوهر و دوست پسر آوردن به خانه همین میشه دیگه, خانم ها ی دوست پسر خواه ‌ کمی بفکر بچه هاتون هم باشید
    124
    40
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۳
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران

    اینم از کعبه آمال بعضیها !
    111
    16
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۰
    ۴۹
    رزم جو - لوس انجلس، ایالات متحده امریکا

    خدا نکنه این تو ایران اتفاق افتد بود الان کانال‌های تلگرام چپو راست اینو میگفتن، بی‌بی سی و سعودی اینترناشینال میشد خبر روز براشون، دکتر مهندس‌های اینترنتی کامنت میذاشتن به خاطر اسلام و آخوند هست که جامعه اینجوری شده و بقیه داستان .........
    69
    16
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۱۰
    ۵۲
    شنبلیله خانم - اسلو ، نروژ

    [::دیارکو - جزیره واق واق ، جزیره کریسمس::]. محمد که لاس میزد نتیجه دوست پسر گرفتن همسرش بوده؟ یا در ایران و افغانستان که پدران به دخترانشان تجاوز میکنند و رابطه جنسی دارند به این معناست که همه مادران دوست پسر داشته اند ؟ سعید طوسی که در کلاسهای قران به پسر بچه ها تجاوز میکرد آیا مادران این پسران همشون دوست پسر داشته اند ؟ حرف مفت و بی ربط نزن که مرغ پخته توی دیگ قاه قاه بخنده .اون ویدئو که آخونده پسر بچه را خفت کرده بود که مارهای بیشرمانه براش انجام بده را همه دیدند آن نتیجه دوست پسر داشتن مادر است ؟ این آدمها همانند ذهن تو بیمار هستند .خمینی که با نوزاد شیر خواره حال میکرده و خودش را ارضاء میکرده نوزادی که خمینی مهمان آن خانه بوده و پدر و مادر هم حضور داشتند و خمینی نوزاد را به بسترش برده و تا صبح حال کرده یعنی مادر آن نوزاد دوست پسر داشته ؟
    14
    69
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۶
    ۵۰
    shirzan - برلین، آلمان

    [::دیارکو - جزیره واق واق ، جزیره کریسمس::]. همیشه در هر ماجرائی بگردید دنبال مقصر زن، مردها که مقصر نیستند. از نظر افرادی مثل شما مردها موجودات ساده و احمقی هستند که دائم از این شیطان دارند گول میخورند و یا این زنان شیطان صفت موقعیت رو برای اونها جوری فراهم میکنند که اونها بناچار خطا میکنند. دوست عزیز هر انسانی برای اعمالش خودش و تنها خودش مسئوله چه زن چه مرد
    9
    52
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۰
    ۱۸
    یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک

    انشاالله منم دارم مدرک اونم در حد دکتری تو رشته فیزیوتراپی میگیرم.
    65
    3
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۳
    ۴۰
    sure esrafil - مونیخ ، آلمان
    [::دیارکو - جزیره واق واق ، جزیره کریسمس::]. این حرفتون درسته، متاسفانه در آلمان از این موارد خیلی زیاده، مدر بچه هم که با دوست جدیدش است خیلی خب از قضایا اطلاع داره ولی خودش را تا زمانی که بچه حرف نزنه به خری میزنه، بچه که دهان باز کرد نقش ازارکشیده را بازی میکنه!
    22
    8
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۵
    ۴۰
    sure esrafil - مونیخ ، آلمان

    [::یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک::]. [::یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک::]. تو خیلی رشت کنی مدرک ابدارچی تروریست دونی اخوندها را کسب کنی،اخه تو را چه به دانش اموختن! تو برو داستان علی و قورباقه و علی و خربزه ،داستان راستان داخل خمره را برای دیگران تعریف کن!
    1
    34
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۷
    ۷۲
    hassan5 - تهران، ایران

    اگر اخوند های ج.ا که در حوزه ها مورد ازار جنسی قرار میگیرند مورد مشاوره روانی قرار گرفتند و عقده هایشان خالی شود خیلی خوب است و دیگر عقده نداشته و کمتر فساد و خلاف میکردنند
    1
    23
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۱
    ۷۲
    hassan5 - تهران، ایران

    [::یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک::]. [::یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک::]. چه موجودی و کجایش را فیزیوتراپی خواهی کرد؟من باور نمیکنم که عناصر مزدور نظام(بدلیل کودنی) قادر به تحصیل انهم در سطوح بالا باشند
    1
    32
    ‌پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۶
    ۵۲
    شنبلیله خانم - اسلو ، نروژ

    [::یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک::]. حتما مدرک میله تراپی را خواهی گرفت من مطمئنم که با نمره بالا فارغ التحصیل خواهی شد
    1
    25
    جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۵:۴۱
    ۵۹
    Parinaz Iran - پراگ، چک
    مگر دینداران نمی گویند برگی جز به خواست خدا از درخت فرو نمی افتد ..در پروسه ستمها و جنایتها خدای شما کجاست.
    0
    11
    جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۱
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران
    به نظرم باید هرگونه تبلیغات جنسی و ترانه های جنسی در همه جای دنیا منع بشه. چون باعث تحریک بیماران جنسی میشه و فکر میکنن از خود بی خود شدنشون عادیه. روابط جنسی فقط باید در رخت خواب تعبیر بشه. نه دربارش تبلیغات و غلو بشه. واقعا رابطه جنسی چیزی نیست که به بهای جون و عمر آدما به کار برده بشه. رسانه ها خیلی مقصرن. تبلیغات همجنس گرایی هم خیلی احمقانس. چون باعث میشه اینکاره ها راحتتر و بدون عذاب وجدان دست به این ظلم بزنن.
    16
    3
    جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۵
    ۱۸
    یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک
    آخه اگر این فقط با چهار سال رنج تونسته وکیل دادگستری بشه، تو این هشت سالی که من اینهمه رنج و مصیبت رو تحمل کردم، مدرک کمتر از دکترا، صحبتش رو هم نکنین.
    13
    2
    جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۱
    ۱۸
    یا فاطمه زهرا - آرهوس ، دانمارک
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. عزیزم، چرا داری نون ما رو آجر میکنی!
    12
    6
    جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۵
    نظر شما چیست؟