کورشدن دختر جوان در جریان دعوای خیابانی

شرق: پسری که متهم است در جریان نزاعی خیابانی باعث نابیناشدن یک چشم دختری جوان شده است، خودش را به پلیس معرفی کرد.

به گزارش خبرنگار ما، این نزاع شامگاه 14 آذر سال گذشته به وقوع پیوست و متهم از آن زمان فراری بود تا اینکه عاقبت روز یکشنبه خودش را به پلیس معرفی کرد.

شب حادثه دختری جوان به نام نرگس به جشن تولد یکی از دوستانش به نام رژین رفته بود. در این جشن پسر موردعلاقه رژین و سه نفر از دوستان او نیز حضور داشتند. در میانه جشن نامزد نرگس با او تماس گرفت و پرسید کجاست. نرگس هم توضیح داد به جشن تولد دوستش رفته است. نامزد نرگس وقتی صدای پسران غریبه را از پشت تلفن شنید، در این رابطه سؤال کرد که نرگس هم سعی کرد موضوع را توضیح بدهد، اما یکی از پسران که متوجه این مشاجره تلفنی شده بود، با این استدلال که به آنها توهین شده است گوشی تلفن را از دست نرگس گرفت و با نامزد او بگومگو کرد.
دقایقی بعد از این حادثه، نامزد نرگس به‌دنبال او رفت و دختر جوان سوار بر خودرو خانه دوستش را ترک کرد، اما چهار پسر جوان که هنوز اعتقاد داشتند در این ماجرا به آنها توهین شده است، سوار بر خودروی خود به تعقیب آنها پرداختند و بعد از طی مسافتی راه را بر نرگس و نامزدش بستند. به‌این‌ترتیب درگیری شدیدی شروع شد. نرگس که ترسیده بود، از ترس به صندلی عقب خودرو پناه برد، اما یکی از پسران درحالی‌که میله آهنی در دست داشت، به شیشه ماشین کوبید و میله به چشم دختر فرو رفت. بعد از این اتفاق، چهار پسر فرار کردند. نرگس نیز به‌سرعت به بیمارستان منتقل شد، اما با وجود تلاش پزشکان، بینایی چشم راستش را از دست داد.
این‌گونه بود که پلیس وارد ماجرا شد و سه نفر از پسران شرکت‌کننده در نزاع را بازداشت کرد. این افراد دوستشان به‌نام پدرام را به‌عنوان مهاجم اصلی معرفی کردند. مأموران بعد از پی‌بردن به جزئیات حادثه، تلاش برای دستگیری پدرام را آغاز کردند، اما جست‌وجوها برای یافتن او بی‌فایده بود تا اینکه پدرام روز یکشنبه خودش را تسلیم پلیس کرد.

این جوان با اعتراف به جرمش گفت: من قصد نداشتم به این دختر آسیبی برسانم. درگیری ما با نامزد او بود و ما فقط قصد داشتیم او را گوشمالی بدهیم. میله آهنی ناخواسته به چشم نرگس برخورد کرد، البته من نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده است. مدتی بعد فهمیدم نرگس کور شده و دوستانم را هم دستگیر کرده‌اند. در این مدت مرتب محل زندگی‌ام را تغییر می‌دادم، اما عذاب‌وجدان داشتم، به ‌همین دلیل درنهایت تصمیم گرفتم خودم را تسلیم کنم.
بنا بر این گزارش، پدرام درحال‌حاضر در بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد.
+9
رأی دهید
-1

نظر شما چیست؟