اکبر گنجی : آقای خامنه ای بسم الله، توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟

اکبر گنجی:
آیت الله خامنه ای امروز در محراب و منبر در مورد مهدی موعود ، قسط و عدالت در همه شئون زندگی  جلوه گری کرد. گفت عدالت شامل قلمروهای قدرت، ثروت، سلامت، کرامت انسانی، منزلت اجتماعی، معنویت، و... می شود و به دست امام زمان محقق خواهد شد و اینک ما باید تا حد امکان آنها را محقق سازیم. گفت:
 
«جامعه‌ی مهدوی، جامعه‌ی قسط است، عدل است و جامعه‌ی عزت است، جامعه‌ی علم است، جامعه‌ی مواسات. اینها را بایستی ما در زندگی خودمان تحقق ببخشیم؛ به قدر امکان خودمان؛ این ما را نزدیک می کند.» 
 
اما خامنه ای برای انجام آن کار دیگر(از جمله ابطال ادعاهای خود)، حتی به خلوت نمی رود. همه را علنی انجام داده و می دهد:
 
این چه عدالت در قدرتی است که «قدرت مطلقه» ۳۱ سال است که در دست شماست و حاضر به واگذاری آن به مردم نیستید؟ 
 
این چه عدالت در کرامت انسانی و منزلت اجتماعی است که مخالفان و منتقدان و رقبا را زندانی می سازد و با فشار آنها را در تلویزیون به «خودزنی» وادار می سازد؟ 
 
این چه عدالتی است که زندانیان سیاسی و عقیدتی بی گناه را زندانی ساخته و حتی در بحران شیوع کرونا حاضر به آزادی آنان نیست؟ 
 
این چه عدالت در ثروتی است که پیامدش شکاف طبقاتی عظیم، فقر، فلاکت و فساد سیستماتیک است؟
 
این چه عدالت و  «دایره قسمت» ی است که «جام می» اش از آن فقیهان است و «خون دل» اش از آن مردم؟ «شاهد بازاری» فقه هیچ حظی از «پرده نشین» عدالت نبرده است.
 
این چه عدالتی است که به گزارش وزارت بهداشت تا ساعت ۲ بعد از ظهر امروز ۶۶۲۲۰ مبتلای اثبات شده کرونایی و ۴۱۱۰ جان باخته کرونایی داریم، اما ولی فقیه ضمن مقایسه ایران و جهان غرب، رضایت کامل خود را- به خصوص از عملکرد نهادهای انتصابی- ابراز می دارد؟
 
اگر به آخرت باور دارید، چرا این «همه قلب و دغل در کار داور می کنید؟»
 
دستکم گام اول را بر دارید. مهندس میر حسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد سازید تا نشان دهید که گامی در جهت عدالت بر داشته اید. زندان جای دانشجویان، معلمان، کارگران، زنان، وکلا، مدافعان محیط زیست، مسلمانان  دگراندیش و اقلیت های دینی نیست.
 
شما با این اقدام نشان دهید که نجات بخش موعود مانند شما عمل نخواهد کرد. نگذارید مردم نجات بخش ادیان را هم از روی شما تصویرسازی کنند.
 
«پشمینه پوش تندخو» یی که بوی عشق آزادی به مشامش نرسیده، باید بداند که «آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت.»
 
ما به عشق حافظ با خود زمزمه می کنیم:
 
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است
 
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
 
امام محمد غزالی- و به اقتفای او- فیض کاشانی، آخرت گرا بودند و دنیا گرایی را مانع آخرت گرایی و وصول به خدا به شمار می آوردند. حب دنیا آدمی را از خدا و آخرت باز می دارد. به همین دلیل غزالی نوشت:
 
«برای عموم مردم نداشتن بهتر از داشتن است حتی اگر اموال خود را در راه خیر صرف کنند...به نحو مطلق باید بگوییم که برای عموم مردم فقر از غنا بهتر است چرا که انس و شوق فقیر به دنیا کمتر است و هر چه علاقه اش به دنیا کمتر باشد ثواب عباداتش بیشتر خواهد بود.»(غزالی، احیاء علوم الدین، ج ۴، کتاب الفقر والزهد، ص ۲۰۳).
 
فیض هم این رأی غزالی را کاملاً تأیید کرده است. می توان در کلام غزالی و فیض، قدرت سیاسی را جایگزین ثروت کرد. آیت الله خامنه ای و فقیهان در ۴۱ سال گذشته به خوبی دنیا گرایی شان را آشکار کرده اند. تمام مسأله آنان، دنیا است. آنان خدا و آخرت را هزینه قدرت سیاسی و حکومت خود کرده اند.
 
اگر اندکی آخرت گرا بودند، اگر سودای سر بالا داشتند و به دنبال خدا بودند، دنیا را رها می ساختند و به اهلش می سپردند. نمی توان شبانه روز بر سر دنیا جنگید، و ادعای معنویت و عشق و آخرت داشت. تجربه هایی که مولوی و غزالی و دیگر عارفان از آن ها سخن گفته اند، با سبک خاصی از زندگی متناسب بودند و هستند. 
 
آیت الله خامنه ای نمی تواند همه قدرت را در چنگ داشته باشد، هزاران عکس از خود در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر سازد، و باز هم از معنویت و عشق و خداوند حرف بزند. برای رسیدن به خدا و آخرت، آن چنان که عارفان گفته اند، رفتار کنید. اگر به مقتضای عدالت حکومت را به مردم واگذار نمی کنید، به مقتضای دیدار خدا و آخرت به مردم واگذار کنید.
+3
رأی دهید
-9

نظر شما چیست؟