۲ دختر تهرانی پدرشان را با اره برقی تیکه تیکه کردند

رکنا: قتل نفس نیز به هر علتی که صورت بگیرد اشتباه و راه حلی نادرست برای برطرف ساختن مشکلات زندگی می باشد.
 
به گزارش گروه حوادث رکنا، شاید خبر قتل پدری توسط دو دختر و همسرش و سپس مثله کردن جسد با اره برقی، توسط آنها تکان دهنده ترین خبری بود که می شد در بین ساکنان پایتخت بپیچد و تازه آن موقع بود که همسایه ها فهمیدند در این خانه چه اتفاقاتی در جریان بوده است ....
 
نگاهش که می کنی، موجودی را می بینی که دستبند دست های ظریفش را به هم گره زده و پشت این چادر کهنه و رنگ و رو رفته و لباس های خاکستری بازداشتگاه، زیبایی و لطافت دخترانه اش رنگ باخته. باورت نمی شود این همان دختری است که پدرش را به قتل رسانده و با اره برقی جسدش را مثله کرده، دوست داری که نگاهت کند و بگوید قضیه چیز دیگری است بگوید قتل کار او و خواهرش نیست. صبر می کنی تا خودش شروع کند. اشک توی چشمهای رنگ عسلش حلقه می زند و می گوید: می دانم گناه بزرگی مرتکب شدم. می دانم هیچ توجیهی برای قتل یک پدر توسط دخترش وجود ندارد اما دیگر تحمل آن زندگی را نداشتم. تحمل رفتار پدرم و حوادث تلخی که از کودکی تا آن روز تجربه کرده بودم. اما قبول دارم که راه اشتباهی را انتخاب کردم. ای کاش در این مدت با فردی آشنا می شدم که مرا بهتر راهنمایی می کرد یا می دانستم سازمان یا مرکزی وجود دارد که دخترانی مانند من می توانند به آنجا پناه ببرند.
 
داستان زندگی میترا را می شنوی هم از زبان خودش و هم خواهر کوچکتر و مادرش ...
 
وقتی که از شکنجه ها و آزار و اذیت روحی و جسمی پدرش می گوید. اینکه حتی در بیست و چهارسالگی هم پدرش او و خواهرش را با کمر بند مورد ضرب و شتم قرار میداده. تحقیر و توهین و تنبیه مداوم و خساست بی نهایت پدر در امور مربوط به دخل و خرج زندگی، خساستی که در ارتباط با زنان غریبه ای که با آنها آشنا می شد تبدیل به دست و دلبازی بی نهایت می شد. اجبار به کار میترا در مغازه تعمیر موبایل بدون آنکه حقوقی به او پرداخت کند.
 
به دخل و خرج زندگی که می رسد میترا سرش را از خجالت پایین انداخته و می گوید: تو رو خدا در مورد من و مادر و خواهرم بد قضاوت نکنید. در طی این چند سال مادرم برای آنکه بتواند لباس ها و خوراکی هایی که ما دوست داشتیم برای من و خواهرم بخرد از جیب پدرم پول بر می داشت. به نظر شما اگر پدرم به اندازه کافی برای ما خرج می کرد ما حاضر می شدیم دزدی کنیم ؟
 
من توی مغازه همراه پدرم کار می کردم و می دانید چه رنجی می کشیدم وقتی می دیدم من باید با کفش های پاره زندگی کنم و پدرم پول هایش را صرف خرید گوشی و سفر شمال با زنانی می کرد که با او دوست می شدند؟
 
یادم می آید وقتی منو خواهرم کوچکتر بودیم به خاطر هر کار اشتباهی که انجام می دادیم ساعت ها در زیر زمین یا بالکن خانه زندانی می شدیم تا اینکه بالاخره پدرم به این نتیجه برسد که این تنبیه برای ما کافی است.
 
پدرم پایبندی مذهبی و اخلاقی خاصی نداشت و از وقتی من و خواهرم بزرگتر شدیم دیگر از نگاه ها و برخی رفتارهایش در خانه احساس امنیت نمی کردیم. من می دانم که گناه بزرگی مرتکب شدم که جان یک موجود زنده آنهم کسی که پدرم بوده گرفته ام و حاضرم هر مجازاتی را بپذیرم. اما روزی که به این نتیجه رسیدم به زندگی ام که فکر کردم دیدم شهامت فرار از خانه را ندارم ( البته یکبار بعد از ضرب و شتم شدید توسط پدرم با کمربند، فرار کردم ولی وقتی دیدم هیچ پناهگاهی برای من وجود ندارد و شکایت از وی نیز به جایی نمی رسد مجبور شدم به خانه برگردم ). ترس از کارتن خواب شدن، معتاد شدن و گرفتار شدن به ماجراهایی که دامن دختران فراری از خانه را می گیرد باعث شد دنبال راه حل دیگری بگردم. شاید اگر یک فرد آگاه ، یک مشاور، یک روانشناس سر راهم قرار می گرفت من این راه حل را انتخاب نمی کردم. بارها از مادرم خواستم از پدرم طلاق بگیرد اما او هم می ترسید از اینکه همین سقف روی سرش را هم ازدست بدهد و یا اینکه بعد از طلاق پدرم برای انتقام جویی صدمه ای به ما بزند وبه همین دلیل فقط از ما می خواست تحمل کنیم! اگر جسد پدرم را بعد از قتل مثله کردیم فقط به خاطر این بود که قصد خارج کردن جسد از خانه را داشتیم و نمی دانستیم چطور باید بدون اینکه همسایه هایمان متوجه شوند این کار را انجام بدهیم. در تمام لحظاتی که با اره مشغول مثله کردن جسد بودم، تنها چیزی که به من قدرت می داد نفرت بود و مرور لحظاتی که پدرم بیرحمانه با کمربند مرا می زد و توجهی به اشکها و التماسهایم نمی کرد. در نهایت قبل از آنکه موفق شویم جسد را از خانه خارج کنیم دستگیر شدیم ....
نظریه کارشناس
با توجه به شرح حالی که مادر میترا از زندگی مشترک و مدارک پزشکی همسرش می دهد می توان پی برد که مقتول از سلامت کامل روان برخوردار نبوده است. اما متاسفانه به دلیل فرهنگ غلط رایج در جامعه ما که گمان می کنند مشکلات روحی فرد بعد از ازدواج حل می شود خانواده مقتول به جای درمان پسرشان او را وادار به ازدواج می کنند و سپس خانواده مادر میترا هم با تکیه به فرهنگ غلط سوختن و ساختن از طلاق دخترشان جلوگیری کرده و خشت اولی که کج نهاده شد بعد از بیست و چند سال به این مقصد تلخ می رسد.
 
با مطالعه برخی تحقیقات انجام شده در زمینه همسر کشی، زنی که اقدام به قتل شوهر یا همکاری در قتل وی می نماید (البته به استثنای قتل های ناشی از خیانت زناشویی ) برای مدت طولانی مورد آزار و شکنجه و تحقیر و خیانت قرار داشته است .
 
شاید اگر میترا و مادر و خواهر کوچکترش در مسیر مشکلات خود با راهنما و مشاوری خیرخواه و دلسوز آشنا می شدند و یا پدر با پذیرش مشکلات روحی و رفتاری خود به روانپزشک مراجعه و اقدام به درمان آسیبهای روحی خود می نمود امروز با این وضعیت تکان دهنده به قتل نمی رسید و پیوند عاطفی میان آنها سقفی می شد روی سر هر چهار نفرشان و خانه ای که اکنون اینگونه ازهم پاشیده ومتلاشی شده است محلی می شد برای تبادل محبت و عشق و آرامش !
 
آسیبهای روحی و ضعف های روانی اعضای خانواده خود را جدی بگیرید .
 
حل مشکلات از راه های نامتعارف نه تنها شما را به مقصد مطلوب نمی رساند که بر پیچیدگی معضلات و مشکلاتتان می افزاید .
 
با اینکه نظام حمایتی و مددکاری قدرتمندی هنوز در جامعه ما برای حمایت از افراد بی سرپرست و بد سرپرست وجود ندارد ولی باز هم هستند مراکز مشاوره و مددکاری که زیر نظر نیروی انتظامی در یازده نقطه از شهر تهران به منظور کاهش آسیب ها و معضلات اجتماعی تحت عنوان «مراکز مشاوره آرامش» نزدیک به پانزده سال است که راه اندازی گردیده و کارشناسان مستقر در این یازده مرکز شنونده ی حرفها و راهنمای شما در حل مشکلات خانوادگی، تربیتی و حقوقیتان هستند و به راحتی از طریق شماره گیری 110می توانید جهت مراجعه به این مراکز که در حال حاضر در سرکلانتریها مستقر هستند ، راهنمایی شوید .
 
اورژانس اجتماعی 123 چند سالی است به منظور اقدام سریع و حمایت از کودکان و همسران آزاردیده راه اندازی گردیده است و می توانید از طریق تماس با شماره 123 هر گونه همسر آزاری و کودک آزاری در همسایگی خود را به اورژانس اجتماعی بهزیستی گزارش نمایید .
 
همچنین از طریق تماس با پلیس 110 هرگونه مشاوره ی حقوقی وروانشناسی در زمینه مشکلات خانوادگی به راحتی در اختیار شما شهروندان قرار می گیرد .
 
- پیش از هر مرجع قانونگذاری و هر مرکز مددکاری، وجدان و اعتقادات مذهبی و اخلاقی هر فرد باید میزانی باشد برای نحوه برخورد وی با سایر اعضای خانواده و اطرافیان همانطور که شکنجه و آزارگری جسمی و روحی افراد گناهی بزرگ محسوب می گردد، قتل نفس نیز به هر علتی که صورت بگیرد اشتباه و راه حلی نادرست برای برطرف ساختن مشکلات زندگی می باشد .
 
یادمان باشد در مواجهه با مشکلات زندگی با کسانی گفتگو و مشورت کنیم که به آگاهی و دانش و خیرخواهی و بی طرفی اشان ایمان داشته باشیم .
+91
رأی دهید
-11

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۰
    mahdi moud - تهران، ایران

    باید اعدام بشن
    204
    25
    ‌چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۷:۲۳
    ۵۶
    ماساچوست - کانادا، جزیره کریسمس

    [::mahdi moud - تهران، ایران::]. فوری الکی قضاوت نکن تو که زندگی این‌ها را فقط از این اینجا خوندی و خبر شدی اعدام ؟؟؟؟ کسی را که اعدام نمیکنن قرون وسطا که نیستیم
    20
    134
    ‌چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۸:۳۹
    ۴۰
    mahdi moud - تهران، ایران

    باید اعدام بشن
    125
    21
    ‌چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۲
    ۱۰۳
    vikingoslo - اسلو ، نروژ

    مردک الاغ این زن و بچه ها رو روانی و بیمار بار آورده که بجز کشتن راه حلی براشون نذاشته .
    17
    78
    ‌چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۸
    ۳۰
    salomeh_f - ساکرامنتو، ایالات متحده امریکا

    [::mahdi moud - تهران، ایران::]. صبر کن تا مهدی موعودت بیاد، بعدش.
    19
    72
    ‌چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۰
    ۴۹
    آزاذه - تهران، ایران

    متاسفانه زن ستیزی هم مردستیزی را به دنبال داره. هیچ کدوم برای جامعه خوب نیست
    10
    58
    ‌چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۱
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران
    این خانواده توسط نادانی و تربیت غلط خود پدر که قطعا خودش هم کودکی بدی داشته یک خانواده کاملا بیمار بوده. در قتلهای پدر و مادر و فرزندی قطعا بیماری روانی غلبه میکنه. من مدافع محکم قاتلین به عمد هستم اما اینطور موارد اگر صرفا برای تصاحب مال یا آزادی در اعمال باشه اعدام جایزه. اما در موارد درگیرهای خانوادگی از روی عصبیت لعدید پدرومادر راضی باشن بچه قاتلشون اعدام بشن و برعکس. یعنی همون پدر دیوانه رو که مرده از بپرسی دختراتو اعدام کنیم میگه نه. اعدام قاتلین به عمد اساسا باید برای احقاق حقوق و عمر از دست رفته مقتول انجام داد. مثلا یه مفتول خودش میدونه که کسی که صرفا خولش داده و اون افتاده سرش خورده جایی مرده قصد کشتن یا صدمه زدن نداشته پس میشه معیار قرار داد و قتلهای اینطوری که غیر عمدی هست رو بخشید. اما کسی که به قصد کشت یا نقص یا مغلوب کردن کسی رو بزنه و اون بمیره دیگه هیچ بخششی حتی از اولیای دم معنی و مفهوم نداره و باید اعدام بشه. من باید بشینم یه کتاب جنایت و مکافات (جهت قانون) بنویسم. خخخخ
    14
    24
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۱
    ۵۰
    ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. شما لطف کن و نظر های صدمن یه غاز نده نمیخواد کتاب بنویسی . از مقتول بپرسن؟مقتول مگه میتونه حرف بزنه؟باید تست آیکیو بگیرن ازت که آیا بااینهمه سن بالغ و عاقل هستی یا نه بعد بری بشینی کلاس اول ابتدایی
    2
    21
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۲
    ۷۷
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    تصور کنید تا چه اندازه رفتار این مرد باعث نفرت عیال و دخترانش شده که او را مثله کرده اند!
    1
    18
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۹
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران
    [::ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا::]. تو هیچوقت تو زندگی داستان نخون و فیلم نبین. چون اصلا ذهن خلاقی نداری. پشنگ میگم اگر از مقتول بپرسی یعنی اگر مقتول امکان حرغ زدن داشت. میدونی جمله بندی بچه های تهران برای شهرستانیها و یا افغانیهایی که فارسی ایرانی رو یاد گرفتن خیلی عجیب غریبه. من توقع ندارم امثال تو با نوشته ها و گفته های ن ارتباط برقرار کنی. جدی میگم. حالا من خیلی ساده دارم مکالمه میکنم. اگه بخوام زیادی بچه تهرانیش کنم که اصلا نمیفهمی و فکر میکنی دارم فحشت میدم. خنده بسیار.
    15
    0
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۶
    ۵۲
    hiwa68 - رتردام، هلند
    من عقیده دارم هر چی در دنیا اتفاق می افته حق است. خدا کارش درسته. ما بد می بینیم.
    10
    1
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۲
    ۵۲
    شنبلیله خانم - اسلو ، نروژ
    زود قضاوت نکنیم حتما که این پدر به دختران تجاوز هم میکرده این حیوان وحشی که دخترانش را اینچنین کتک میزده و رفتار غیر انسانی داشته مقصر است که چنین نفرت و کینه ای در دل دختران کاشته که به این فلاکت و شقاوت به قتل رساندندش .البته در رژیم اسلامی چون این دو زن هستند و اسلام هم دشمن درجه یک زنان است حتما که اعدام میکند این دو دختر را ولی اگر پدری یا برادری دختران را به قتل میرسند و اره برقی حتما که به چند ماه زندان و بعد هم بخشش ختم بخیر میشود
    3
    11
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۷
    ۳۷
    negarhera - پورتلند، ایالات متحده امریکا
    دمشون گرم! حقش بوده. تا مایه عبرت دیگران بشه
    1
    11
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۶
    ۵۰
    ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. از کی تاحالا قزوینی ها تهرانی شدن نمیدونستیم؟ انقد بچه تهران بچه تهران نکن و دروغ ننویس دستت رو شده کسی نیست تورو نشناسه فکر کردی کی هستی؟یک نابالغ بی هویت و بی ریشه که یک کلمه حرفش درست نیست تو اگه تو همون تهران باشی من هزار دلار میریزم به حسابت ولی تو انگلیس نشستی شب و روز حرف مفت میزنی
    0
    11
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۰
    ۵۰
    ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. اینو بکن تو اون کله بیمغزت توی اینسایت که مال ایرانیهای خارج از ایرانه به جز پنج شش نفر که گهگاهی میان یه چی مینویسن بقیه اونا که زدن از ایرانن از ایران نیستن دفعه بعد حرف چرت زدی رسوات میکنم پس بذار دهنم بسته بمونه برای اون حرفم در مورد بازدیدکننده های سایت از خارج از ایران با سند ودلیل ثابت می کنم آدم دروغگو و باید همه جا رسوا کرد هرجا باشه چه آلمان چه یونان چه هرجا پس شرم کن و برای همیشه از اینجاخداحافظی کنی
    0
    9
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۰
    ۵۰
    ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. از اون حرف زشتت همه فهمیدن از چه تیپی هستی.فقط اگه چندنفری نمیدونن من خلاصه حرفهای قبلیت رو مینویسم که شمارو بشناسند. شما از بچگی سیاسی بودی و باهمه دعوا داشتی با موتورتوی پارک ملتی که روبروش خرابه بوده دختربازی کردی فقط من نمیدونم من تهران بدنیا اومدم و زندگی کردم یاشما که نمیدونی که روبروی پارک ملت خرابه نبوده و ساختمونهای تجاریه و یکی دو تاآژانس هواپیماییه و بانک و پاساژ صفوی هم همونجاست. بعدهم با سرگرد وسرهنگ سپاه سروکارداشتی همه هم ازت حساب میبردن.اگه روحساب این باشه که هرچی به دهن آدم بیاد همون روکلمه به کلمه بنویسه شاید خیلیهابهتربلد باشن اما اینجا محل عمومیه و قهوه خونه میدان شوش نیست اما حیف که نمیتونی محترمانه جواب یک خانم بزرگتر از خودت رو بدی.امیدوارم این بحث براتون درس عبرتی بشه و با یک خداحافظی محترمانه همه رو شادکنی
    0
    8
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۸
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران
    [::ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا::]. هر هر هر. خیلی بانمکیا. الان ادمینهای سایت دارن به ریشت میخندن چون آی پی منو میبینن و میدونن من از کجا کانکتم. 1سال نیست اومدی تو این سایت به من که قدیمی این سایتم میگی برو. اعتماد به نفس تو منو یاد مرحوم احمدی نژاد میندازه. قزمینی بودن اجداد من تضادی با بچه ناف تهران بودنم نداره. cia به من نمیگه رسوات میکنم اما تو ماشالا انقدر تکنولوژی های جاسوسی داری میخوای منو رسوا کنی. جیمزباند تویی. اونطوری باشه مال ایرانیان انگلستانه. البته ما بچه های تهران هر سایتی بریم برای اون سایت ایجاد افتخار و اعتبار میکنیم. وجودمون طلاس . خخخ. یه دونه ایم فقط محض نمونه ایم.
    11
    0
    ‌پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۲:۳۴
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران
    [::ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا::]. چقدر ورور میکنی تو. در 50سالگی تبدیل شدی به پیرزن ورورو. من با سرگرد و سرهنگ در ارتباط نبودم من با سرداران اصلی سپاه و گردانندگان فعلی نظام کار میکردم. از زر زدنت معلومه مزدور حکومتی یا حداقل پاچه خار حکومتی. برام عادیه تمام کسانی که در این سایت به من میتازن ظاهرا مخالف حکومتن و در اصل مزدور یا طرفدار حکومتن. از اینکه افشاگری کردم و نام گردانندگان پشت پرده نظام رو بردم یه جاهاییت میسوزه. تو نه فقط ارزش احترام نداری حتی ارزش بی احترامی رو هم نداری. چون اساسا عددی نیستی و نیومده میخوای عرض اندام کنی. در این سایت مدعیهای زیادی قدم گذاشتن اما خیلی زود دم درازشون رو جمع کردن و تو پیش اونا هیچی نیستی. پاشو بیا ایران 1کیلو سبزی بخر با خانومای همسایتون بشین زرزر کنان و ورورکنان سبزیهارو پاک کن و درباره النگوهای دخترخالت حرف بزن. تورو چه به ایراد گرفتن از من. یک بار ثابت کردم بچه تهران نیستی. اگه 50ساله تهرانی بودی ساختمان سازیهای سال 74 روبروی پارک ملت رو دیده بودی. شخصیتت در حد بچه های تهران نیست.
    5
    0
    جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۵
    ۴۸
    ordak - بن، آلمان
    [::ana-hita - آتلانتا، ایالات متحده امریکا::]. بعصیها فکر میکنند ما هنوز مملکت دست خاندان قاجار است و یا در مملکت اردوخر زندگی میکنند. زیاد به خودتون فشار نیارین بعضیها گنجایش معزیشون همینه،به این به اصطلاح بچه های تهرون بگید چند وقته بچه تهرونی؟، اینکه بز همسایه را فروختی و در تهران پولت ته کشیده و مجبور شدی بمونی معنیش این نیست که بچه تهرونی!بعضیها گنجایش معزیشون همینه
    0
    5
    جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۲
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران
    [::ordak - بن، آلمان::]. نمال پوست دستت خراب میشه.
    6
    0
    جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۵
    ۷۶
    واقع بین ایرانی - هامبورگ، آلمان
    دعوا و در گیری خانوادگی در اکثر خانواده ها هست. مخصوصا اگر خانواده ای صاحب 2 دختر باشند که بدلیل نداشتن تحصبلات کافی تا سن 24 سالگی هم بدون شوهر مانده اند که این امر هم مزید بر علت میشود. دختری که در مغازه پدر کار میکنه و انگاه نداشتن کفش را چاشنی دفاعیات مبنی بر حقانیت خودش قرار میدهد یک هذیان گویی های فطری است. بدلیل اینکه از متن جریانات و اصل موضوع بی اطلاع هستم اظهار نظر بیمورد نمیکنم اما میدانم که حضور در مغازه پدر هم نتوانست نظریات عاطفی این دختران جوان را تامین کند و از طرفی زنان در چنین خانواده هایی دشمن قسم خورده ان مرد خاک بر سر تیکه پاره شده هستند و باتفاق هم شر این مزاحم را از سر راه خود برداشتند تا شاید بعقیده خود بنوانند یک چند روزی نفس راحتی بکشند . این مادر و دختر ها خسته شدند از بس غر و پف این پدر را شنیدند. اصلا این دختر ها میگویند این پدر پدر سوخته ما شوم بوده و بهمین دلیل هم خواستگاری پیدا نشد .و خودشان اولیا دم ان مردک لند هور تیکه پاره شده هستند ویکی دو سال زندان با کشتن ان می ارزد. حالا در زندان مادر و دختر با هم بشکن میزنند و قضیه تمام میشه
    1
    8
    جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۱
    ۷۶
    واقع بین ایرانی - هامبورگ، آلمان
    البته نا گفته نماند از انجاییکه این دختر تا سن 24 سالگی موفق به پیدا کردن شوهر نشده و مانند اختاپوس روی دل ان پدر مانده و احتمالا این دختر رفتار هایی را در مغازه با جوانان موبایل باز همیشه در صحنه داشته که با چها چوب فکری ان پدر مناسبت نداشته و پس از هر قرار دوستانه با این جوانان جان بر کف موقع برگشت بمنزل ان چنان نوش جانی از ضربات دشمن شکن کمر که توسط پدر نواخته میشد که همه ان جانم جانم ها از دماغ این دخترکان بیچاره بیرون میزده . لذا باتفاق ارا تصمیم بتیکه پاره کردن ان افتادند که هم دختران حسرت بدل شوهر نداشته ها و هم ان مادری که از جوانی خود خیری نبرده اند شر این مرد کمر بدست را از سر خودشان کوتاه کردند . روح ان پدر مغضوب در جهنم یا بهشت شاد
    1
    9
    جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۲
    نظر شما چیست؟