فال روز چهارشنبه ۸ ژانویه - ۱۸ دی

فروردین
 
اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست***زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن***بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
تعبیر:خودت را به دست خداوند بسپار. اینقدر از روزگار شکایت نکن و در مقابل خواسته ی خدا ایستادگی نکن وگرنه سرگردان می شوی. خدا خود بر احوال دل همه آگاه است پس گله نداشته باش. خدا را از یاد نبر چون در همه حال اوست که راهنمای توست.

اردیبهشت
 
درد ما را نیست درمان الغیاث***هجر ما را نیست پایان الغیاث
دین و دل بردند و قصد جان کنند***الغیاث از جور خوبان الغیاث
تعبیر:شکست تو در این راه پله ی صعودی است در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلاصلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.

خرداد
 
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است***خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست***هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تعبیر: آنقدر در حال و هوای یار به وصال فکر کرده ای که زندگی را فراموش کرده و تمام سختی ها را به جان خریده ای. دل . دیده ات را با گریه به تاراج داده دیگر اشکی باقی نمانده است. هر چه مقدر و قسمت باشد همان می شود. امیدت را هیچ وقت از دست نده چون خداوند ارحم و الراحمین است.

تیر
 
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است***یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد***هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است
تعبیر:چرا ناامید شده ای هزاران راه چاره وجود دارد. برای رسیدن به آرزویت تلاش کن. مبنای عشق را هوس نگذار چه بسا که شیطان راهبر تو باشد. اگر برای رسیدن به معشوق عاشق نباشی و با جمال ظاهر وصال طلبی جز دردسر عایدت نخواهد شد.

مرداد
 
میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت***خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست***خوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمت
تعبیر:اگر در عشق شکست خورده ای تقصیرکسی نیست و افسوس خوردن بی فایده است و از دست کسی کاری بر نمی آید. همت کن، از جای برخیز و کارهای گذشته را جبران کن انشاالله که موفق می شوی. دنیا به آخر نرسیده است باز هم وقت برای پیمان بستن و دولت زیاد داری.

شهریور
 
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست***منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش***آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
تعبیر:دلت را مثل آیینه صاف کن. پرده های تاریک را از رویت کنار بزن تا حقیقت را ببینی آن موقع است که به مقام عالی می رسی. طمع نداشته باش تا عمرت طولانی باشد. بهشت تو آنجاست که حق مردم را به جا آوری. این همان راهیست که تو را به هدف می رساند.

مهر
 
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست***در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست***در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
تعبیر:به درگاه خداوند دست نیاز بلند کرده ای و عاجزانه طلب مراد می کنی. دنبال طبیبی برای درمان دل بیمار خود هستی. حاضری برای رسیدن به مقصود جان خود را هم فدا کنی. بالاخره فیض رحمت خداوندی شامل حالت می شود. روزگار تلخ برایت شیرین شده، نسیم بهاری هم دل سرد و بی روح تو را به گلزاری مصفا مبدل خواهد ساخت.

آبان
 
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست***تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس***طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
تعبیر:بخت و اقبال بیدار شده است. خشونت و غضب را از خودتان دور کنید. عده ای به شما کمک می کنند دست آنها را پس نزنید. عاقبت خودتان را به زر نفروشید. ناامیدی باعث پریشانی تان شده است. این گوی و این میدان همت طلب کنید تا خداوند نیز شما را یاری فرماید.

آذر
 
روزگاریست که سودای بتان دین من است***غم این کار نشاط دل غمگین من است
دیدن روی تو را دیده جان بین باید***وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
تعبیر:دلت را مثل آیینه صاف کن. پرده های تاریک را از رویت کنار بزن تا حقیقت را ببینی آن موقع است که به مقام عالی می رسی. طمع نداشته باش تا عمرت طولانی باشد. بهشت تو آنجاست که حق مردم را به جا آوری. این همان راهیست که تو را به هدف می رساند.

دی
 
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است***چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا***کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
تعبیر:حالا که همه چیز دارد درست می شود پشتپا به آنه نزنو کارها را خراب نن زیرا به زودی پشیمان شده وبعد می فهمی که چه گوهری را از کف داده ای. از دشمن دیرین خود کمک نخواه چون تیشه به ریشه ات می زند. هر چند که همه چیز بهم ریخته است ولی سر و سامان گرفته و مشکلاتت حل می شود.

بهمن
 
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است***چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا***کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
تعبیر:به مراد دل خود می رسی و این از برای دعاهای سحریت می باشد. فکر نکن همه کارها را تنها انجام داده ای بلکه بقیه نیز سبب ساز بوده اند تا بتوانی به مقصود برسی. بر عهد خود وفادار بمان. روزگار بر وفق مراد توست پس رضای خداوند را هم در نظر بگیر و تو هم برای دیگران سبب ساز باش.

اسفند
 
روز وصل دوستداران یاد باد***یاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت***بانگ نوش شادخواران یاد باد
تعبیر:چرا عاقل کند کاری ک باز آرد پشیمانی. از کاری که کرده ای بسیار نادم و پشیمانی. با شکست مواجه شده ای و فکر می کنی دیگر کسی تو را دوست ندارد و مورد احترام نیستی. اما مرور زمان همه چیز را دست می کند. مطمئن باش این شکست مقدمه ای است برای پیروزی بزرگ انشاالله.
+3
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟