ایران و بسیجیان جنگ ندیده ی وابسته به امکانات و سهمیه

طبق قانون "دولت موظف است به پرسنل بسیجی با توجه به میزان و نوع فعالیت و همکاری، صلاحیت، شایستگی و درجه آنان خدماتی از قبیل اولویت در استخدام، استفاده از تسهیلات مسکن و وام، اولویت در واگذاری امکانات اشتغال، تسهیلات ویژه جهت ورود به مراکز آموزش عالی واگذار کند" بی بی سی ، حسین باستانی
چهلمین سالگرد تاسیس بسیج در حالی فرا رسیده که نام این تشکیلات، در وهله اول تداعی کننده صحنه های جدید کتک زدن، دستگیری یا حتی شلیک به مردم معترض در خیابان ها بوده است.
 
اما شاید اغراق آمیز نباشد اگر گفته شود گذشته از مقاطعی که افکار عمومی درگیر برخوردهای بسیجیان با معترضان است، نام بسیج برای بسیاری از شهروندان موافق و مخالف حکومت، نوعی سازوکار توزیع کننده امکانات حکومتی را یادآوری می‌کند. وضعیتی که با نگاه افکار عمومی به این نهاد در اوایل تشکیل آن، به کلی متفاوت به نظر می‌رسد.
 
در زمان تشکیل بسیج در ۵ آذر ۱۳۵۸، این سازمان -که در ابتدا "سازمان بسیج ملی" نام داشت و زیر نظر وزارت کشور بود- عمدتا تشکیلاتی برای دفاع در مقابل دشمن خارجی تلقی می شد. در آن مقطع، حتی رویارویی جمهوری اسلامی با مخالفانش نیز عمدتا از سوی کمیته ها و سپاه صورت می گرفت و حکومت به این منظور، بر روی بسیج حساب نمی‌کرد.
 
قرار گرفتن بسیج تحت مسئولیت سپاه در بهمن ۱۳۵۹، و سپس تغییر نام آن به "واحد بسیج مستضعفین" در شهریور ۱۳۶۱ نیز، در زمانی صورت گرفت که ایران درگیر جنگ بود و از آن به بعد، وظیفه اصلی بسیجی ها به مقابله با ارتش عراق تبدیل شد (نام بسیج بعد از جنگ به "نیروی مقاومت بسیج" و در مهر ۱۳۸۸ به "سازمان بسیج مستضعفین" تغییر یافت).
 
در طول جنگ ایران و عراق، نیروهای بسیجی ۳۹.۲ درصد کشته شدگان ایرانی جنگ را تشکیل دادند که از سهم ۲۱.۷ درصدی ارتش و سهم ۱۹.۱ درصدی سپاه از کل تلفات بیشتر بود. این در حالی است که ۱۶.۹ درصد از کل کشته های جنگ هشت ساله، از رزمندگان دانش آموزی تشکیل می شدند که عمدتا در قالب بسیج به جبهه رفته بودند.
روایت هایی از بسیجیانِ دوران جنگ
سرتیپ اسکندر بیرالوند فرمانده سابق تیپ ۸۴ پیاده ارتش ایران، در روایتی تکان دهنده از بسیجی های دوران جنگ -که ۵ مهر ۱۳۷۶ در روزنامه اطلاعات منتشر شده- می‌گوید:
 
"خبر دادند گردان 'عاشقان حسین ' برای پاکسازی میدان مین در راهند. تا به آن روز نام این گردان را نشنیده بودم و با نحوه کار آشنا نبودم. ساعتی نگذشت که دو ماشین ریو که پر از بسیجی‌ها بود وارد منطقه شدند... از شدت گریه جوانان بسیجی، همه رزمندگان به گریه افتاده بودند. هنوز نمی‌دانستیم کار آن بچه‌ها چیست... کنار میدان مین به خط ایستادند... جوانی بسیجی که تقریبا حدود ۲۰ سال سن داشت رو به برادران بسیجی کرد و گفت: 'فدای بدن پاره پاره آقا اباعبدالله... بیشتر از این آقا را معطل نگذارید.' یاحسین گفت و به میدان مین زد! انفجارهای پشت سر هم جهنمی از آتش را مقابل دیدگان همه به وجود آورد. صدای یا حسین بچه‌های بسیجی در صدای انفجارها گم شده بود."
 
هرچند بسیاری از روایت های مربوط به جنگ هشت ساله به شدت اغراق آمیز بوده، ولی روی میدان مین فرستادن نیروهای بسیجی -که در سال های اخیر، برخی فرماندهان در صدد انکار آن برآمده اند- از جمله وقایع غیرقابل انکار جنگ به نظر می رسد.
 
یکی از مستندات تکان دهنده این واقعیت، نوار صدای حسن باقری از فرماندهان معروف جنگ، پس از عملیات رمضان است که نخستین بار، در آذر ۱۳۹۱ از شبکه یک سیما پخش شد. این فرمانده، در بخشی از صحبت های خود می گوید: "تخریبچی [پاکسازی کننده میدان مین] اومده می گه آقا، یه گردانی رو معبر کنار دستش [رو] باز کردیم. به فرمانده گردان می گیم آقا، معبر [پاکسازی شده از مین] ۳۰۰ متر دست چپه، بیار نیروهات رو از دست چپ، از تو معبر میدان مین ببر. اومده به بچه ها می گه کی داوطلبه بره رو میدان مین؟... من خودم جوابی ندارم برای این [روش] روز قیامت بدم. اگه برادرا جواب دارن، خوش به حالشون."
 
به هر تقدیر، ظاهرا تردید چندانی وجود ندارد که در نزد افکار عمومی، دوران "اشتهار" بسیجی ها به چنان روحیاتی، از مدت ها پیش سپری شده است.
 
حتی بسیجیانی که در انتهای جنگ، در سال‌های پایانی دبیرستان بوده اند، الان حدود ۵۰ سال سن دارند و بیشتر "جوانان بسیجی" فعلی، حد اقل یک دهه پس از جنگ به دنیا آمده‌اند. جذب این جوانان نیز، نوعا بر مبنای سازوکارهایی به کلی متفاوت با بسیجی های زمان جنگ صورت گرفته است.
 
مسئولان و رسانه های حکومتی، البته همواره کوشیده اند سازوکار عضویت "بسیجیان جنگ ندیده" در زمان حاضر را، کمابیش از جنس انگیزه های زمان جنگ معرفی کنند.
 
بر همین مبنا، از سویی سرنوشت افرادی از قبیل بسیجیان کشته شده در سوریه، جایگاه بسیار برجسته ای در تبلیغات رسمی داشته، و از سوی دیگر، حکومت رویارویی بسیجیان با معترضان داخلی را، دارای ارزشی حتی بالاتر از حضور در جنگ هشت ساله معرفی کرده. واقعیتی که نمود آن، در برخورد با طیف گسترده ای از بسیجیان جنگ دیده به عنوان "فتنه گر" در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ قابل مشاهده بوده است.
 
در مهرماه ۱۳۸۸، سعید قاسمی یکی از فرماندهان میانی جنگ، در سخنانی در دانشگاه امام صادق، ماجرای برخورد خود با یکی از همین بسیجیان معترض را چنین روایت کرد: "خوردیم سینه به سینه همدیگر، توی سینه پسرعمویم، هم گردانیم، با جانبازی ۸۰ درصد، یک پا قطع، چشم ندارد، گفت حاج سعید کدام طرفی هستی؟ گفتم با این جماعت [بسیجیان حامی رهبر]. گفت اینها؟ ‌اینها به ضلالتند، بیا با ما... می خواهیم صداوسیما را بگیریم... پاهای من سست شد."
سعید قاسمی، مهرماه ۱۳۸۸: "خوردیم سینه به سینه همدیگر، توی سینه پسرعمویم، هم گردانیم، با جانبازی ۸۰ درصد، یک پا قطع، چشم ندارد، گفت حاج سعید کدام طرفی هستی؟ گفتم با این جماعت [بسیجیان حامی رهبر]. گفت اینها؟ ‌اینها به ضلالتند، بیا با ما... می خواهیم صداوسیما را بگیریم... پاهای من سست شد" تبدیل بسیج به تشکیلات توزیع رانت
فارغ از احوالات بسیجیانِ زمان جنگ، باید اذعان کرد که بخش مهمی از داستان بسیج در دوران جدید، حکایت سازمان های پرخرج حکومتی، ردیف های بودجه و ماده های قانونی است.
 
مطابق ماده ۲۰۱ قانون مقررات استخدامی سپاه، "دولت موظف است به پرسنل بسیجی با توجه به میزان و نوع فعالیت و همکاری ، صلاحیت ، شایستگی و درجه آنان خدماتی از قبیل اولویت در استخدام ، استفاده از تسهیلات مسکن و وام ، اولویت در واگذاری امکانات اشتغال ، تسهیلات ویژه جهت ورود به مراکز آموزش عالی واگذار کند".
 
در همین چارچوب، طیف وسیعی از موسسات و بنیادها به ارائه امکانات به پرسنل بسیج مشغولند که مهمترین آنها "بنیاد تعاون بسیج" است. این بنیاد مطابق اساسنامه خود، متصدی "ارائه خدمات به بسیجیان در ابعاد فرهنگی و هنری، علمی و آموزشی، مسکن، وام، مصرف و بهداشت و درمان" است و در این جهت، به انجام وظایفی همچون "هدایت و پشتیبانی از بسیجیان برای تشکیل شرکت‌های تعاونی و سهامی"، "هدایت و پشتیبانی از بسیجیان جهت اخذ مجوزها و موافقت‌های اصولی و اعتبارات دولتی" و "هدایت و پشتیبانی از بسیجیان جهت استفاده از تسهیلات قانونی ویژه بسیجیان و ایثارگران" می پردازد.
 
پرداختن مورد به مورد به پروژه‌ها یا نهادهایی که با استفاده از بودجه های عمومی به ارائه خدمات اختصاصی به اعضای بسیج می‌پردازند، قاعدتا خارج از حوصله گزارش حاضر خواهد بود. ولی شاید برای درک مختصر و مفید "جنس" امکاناتی که نهادهای حکومتی به اعضای بسیج ارائه می کنند، بازخوانی توضیحات ساده موجود در برخی از وبسایت ها، وبلاگ ها و فروم های بسیجی مفید باشد.
 
مثلا، متن -تلخیص شده- زیر که در سال های اخیر، ده ها بار در رسانه های مجازی مرتبط با بسیجی ها بازنشر شده: "اگه قصد عضویت در بسیج رو دارید با نیت خالصانه وارد شوید و در کنارشم اگه از مزیت هاش استفاده می‌کنید اشکالی نداره تازه حق مسلم شما هم هست. خُب بریم سر اصل مطلب [که عضویت] بسیج چه مزیت‌هایی داره: کسری خدمت برای آقا پسرها نسبت به سابقه عضویت فعالشون که جدیدا هم سقف حداکثر ۶ ماه کسری براش تعیین شده... صدور گواهی ۱۰۰ امتیازی مخصوص سهمیه دانشگاه آزاد... صدور گواهی اولویت استخدام برای شما که می تونین برای استخدام در هر اداره ای از اون استفاده کنین و خیلی هم تاثیر گذاره... وام های قرض الحسنه و وام های اشتغال بسیج... خدمات فروشگاههای بسیجیان... می تونید در صورت داشتن توانایی های لازم به صورت دائم یا پاره وقت به استخدام سپاه در آیید."
 
یا اطلاعیه -رسمی تر- سازمان بسیج مهندسین استان البرز به تاریخ ۴ دی ۱۳۹۳، با موضوع دعوت از مهندسین بسیجی برای تبدیل عضویت خود از حالت "عادی" به "فعال" و بهره مندی از "مزایای تبدیل عضویت". تنها برخی از امتیازات ذکر شده در اطلاعیه عبارتند از: "استفاده از مزایای کسری دوره خدمت نظام وظیفه عمومی...استفاده از تسهیلات بانکی، کارآفرینی، خود اشتغالی، تامین معیشت و... بهره مندی از سهمیه بسیج جهت شرکت در آزمون ورودی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی... مشارکت در پروژه های عمرانی و شهری... بهره مندی از بسته های فرهنگی سازمان شامل: کتاب، بلیت سینما، استخر، مراکز فرهنگی، تفریحی و رفاهی... اولویت در استخدام و همکاری...".
 
با این تاکید شفاف که: "اولویت برای استفاده از تسهیلات با توجه به سابقه و مدت عضویت و میزان مشارکت با سازمان و شرکت در مراسمات و برنامه های بسیج می باشد."
 
برای درک بهتر مفهوم "تبدیل عضویت" در متن هایی از نوع آگهی فوق، یادآوری این نکته ضروری است که طبق قانون مقررات استخدامی سپاه، افراد در هنگام ثبت نام در بسیج، "بسیجی عادی" هستند ولی با حضور در دوره های آموزشی عقیدتی و نظامی -شامل رفتن به میدان تیر- و همکاری مستمر "در انجام مأموریت‌های محوله" به "بسیجی فعال" تبدیل می شوند.
 
با طی این فرایند، که به طور معمول حداقل ۶ ماه به طول می انجامد، بسیجیان مشمول استفاده از مجموعه بسیار گسترده تری از امکانات حکومتی خواهند شد.
مطالعه موردیِ "سهمیه کنکور"
اعضای بسیج برای ورود به دانشگاه های ایران از سهمیه هایی اختصاصی استفاده می کنند که بازخوانی آنها، برای درک بهتر نوع امتیازات ارائه شده به اعضای بسیج مطالعه موردی مفیدی خواهد بود.
 
یکی از سهمیه‌ها، که در حدود سه دهه گذشته زمینه ساز ورود تعداد بسیار زیادی از "بسیجیان فعال" به دانشگاه ها شده، مختص تحصیل در دانشگاه آزاد بوده است. استفاده از این سهمیه، منوط حداقل یک سال سابقه بسیجی فعال و کسب ۱۰۰" امتیاز" بوده که از شیوه های زیر به دست می آید: هر ماه عضویت عادی ۱ امتیاز، هر ماه عضویت فعال ۲.۵ امتیاز، هر ماه عضویت در شورای "پایگاه" (مثلا پایگاه بسیج مساجد یا ادارات) ۳.۵ امتیاز، و هر ماه عضویت در شورای "حوزه" ۴ امتیاز (طبق اساسنامه سپاه، هر ۱۰-۱۵ پایگاه یک حوزه را تشکیل می دهند).
 
برای استفاده از سهمیه بسیجی فعال در رشته‌های گوناگون، کسب ۹۰ و بعضا ۹۵ درصد از نمره تراز آخرین نفر قبول شده در یک رشته مشخص -۹۵ درصد، متعلق به رشته هایی چون پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی است- کافی خواهد بود.
 
خبرگزاری میزان، ۱۷ شهریور گذشته میزان تاثیر این سهمیه را چنین توضیح داده: "برای اینکه شما را با تاثیر این سهمیه کم زحمت و بی دردسر آشنا کنیم مثال زیر را می‌آوریم: سال ۹۴ آخرین تراز قبولی پرستاری شاهرود برای کسانی که از سهمیه عادی (سهمیه مناطق) استفاده می‌کردند ۶۷۲۵ بود که حدودا رتبه ۶۵۰۰۰ کشوری می‌شود. حال آخرین تراز قبولی در همان پرستاری شاهرود برای کسی که از سهمیه بسیج فعال استفاده می‌کرد ۶۰۵۵ بود که حدودا رتبه ۱۰۲۰۰۰ کشوری می‌شود."
 
با وجود این به تازگی، پس از انتشار دفترچه کنکور ۱۳۹۸ مشخص شد که سهمیه بسیجیان فعال دیگر در این دفترچه وجود ندارد. چنین تصمیمی، ظاهرا بر اساس مصوبه "شورای سنجش و پذیرش دانشجو" -که متولی تعیین ضوابط ورود به دانشگاه هاست- صورت گرفته ولی مخالفان زیادی دارد که می کوشند تعلیق سهمیه کنکور دانشگاه آزاد را هرچه زودتر منتفی کنند.
 
علی رغم ابهامات ایجاد شده در مورد این سهیمه مشخص، طیفی از اعضای بسیج ممکن است امکان استفاده از سهمیه های دیگری از قبیل سهمیه ۳۰ درصدی "ایثارگران" را داشته باشند که برای ورود به کلیه مقاطع تحصیلی و کلیه دانشگاه ها (آزاد یا سراسری) کاربرد خواهند داشت.
 
۲۵ درصد از سهمیه ایثارگران به "همسر و فرزندان شهدا، مفقودالاثرها و آزادگان" و "جانبازان ۲۵ درصد و بالاتر و همسر و فرزندان آنان " اختصاص می یابد. ۵ درصد از این سهمیه نیز متعلق به "جانبازان زیر ۲۵ درصد و همسر و فرزندان آنها" یا "همسر و فرزندان رزمندگان با حداقل ۶ ماه حضور داوطلبانه در جبهه" است. مطابق دفترچه کنکور امسال، متقاضیان استفاده از سهمیه های ۲۵ درصدی و ۵ درصدی "ایثارگران" در هر رشته مشخص باید تنها ۷۰ درصد نمره آخرین فرد قبولی در آن رشته را کسب کرده باشند.
 
علاه بر سهمیه "ایثارگران"، سهمیه ای جداگانه به "رزمندگان" و سهمیه ای دیگر نیز به "خانواده شهدا" تعلق می گیرد که مختص "پدر و مادر و برادر و خواهران شهید" است ("همسر و فرزندان شهید" نه از این سهیمه، که از بخشی از سهمیه "ایثاگران" استفاده می کنند که پیشتر توضیح داده شد). در دفترچه کنکور ۱۳۹۸، درصد تعیین شده برای دو سهمیه اخیر واضح نیست، هرچند مشخص شده که پیش شرط استفاده از سهیمه رزمندگان، کسب ۷۵ درصد نمره آخرین فرد قبولی در هر رشته است، و سهمیه خانواده شهدا مشخصا در مناطقی که داوطلب، بومی آنها محسوب می شود قابل استفاده خواهد بود.
 
همه اینها در حالی است که بخش اعظم سهمیه های اختصاص یافته به افراد شرکت کننده در جنگ یا اسرا و مجروحان جنگی، با گذشت ۳۱ سال از پایان جنگ ایران و عراق عملا بی معنا شده. به این دلیل مشخص که حتی نوجوانان شرکت کننده در جنگ، در آستانه ۵۰ سالگی هستند و بعید است که حتی اگر در این سن تمایل به تحصیل در دانشگاه دارند، تاکنون از سهمیه های موجود استفاده نکرده باشند.
 
برای تعیین تکلیف ظرفیت بلااستفاده از سهمیه ورود به دانشگاه ها، در آذر ۱۳۷۱ "قانون اصلاح قانون ایجاد تسهیلات برای ورود رزمندگان و جهادگران داوطلب بسیجی به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی" به تصویب مجلس رسید که تصریح داشت: "در صورت نبودن افراد واجد شرایط موضوع این قانون، سهمیه آنان به دیگر داوطلبان واگذار می‌شود".
 
در اوایل بهمن ۱۳۸۷ عبدالرسول پورعباس رئیس وقت سازمان سنجش، که متولی برگزاری کنکور در ایران است، اعلام کرد که سازمان وی تحت فشار است تا ظرفیت بلااستفاده سهمیه "ایثارگران" را -که در آن زمان ۴۰ درصد بود- به نیروهای بسیجی اختصاص بدهد. وی گفت که در این جهت " فشار زیادی از ناحیه سازمان بازرسی و قوه قضاییه روی سازمان سنجش وارد می شود، تا جایی که حتی به تهدید انفصال از خدمت مسئول سازمان سنجش نیز منجر شده است."
 
از اینکه در سال های بعد، عملا چه میزان از سهمیه بلااستفاده "ایثارگران" برای ورود اعضای بسیج به دانشگاه ها مورد استفاده قرار گرفته، اطلاعات آماری مشخصی در دست نیست.
بسیج در چهل سالگی
سازمان بسیج مستضعفین می کوشد تا اعضای خود را از میان داوطلبان معتقد به نظام و رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب کند و بخش بزرگی از اعضا، حتما دارای چنین اعتقادی هستند.
 
اما همه بسیجیان -مثلا در میان اعضای بسیج دانش آموزی، محلات، ادارات یا اصناف- لزوماً از وفاداران جدی جمهوری اسلامی محسوب نمی شوند و طیف متنوعی از امتیازات حکومتی در عضویت آنها در بسیج موثر بوده است. گذشته از این قبیل امتیازات شناخته شده، احتمالا انگیزه‌هایی غیرمستقیم نیز در عضویت افراد در بسیج نقش دارند که در متن قوانین و مقررات موجود، اثری از آنها قابل جستجو نیست.
 
به عنوان نمونه، قابل تصور است که یکی از مجموعه انگیزه های ساکنان محلات فقیر نشین شهری برای عضویت در بسیج، برخورداری از درجات بالاتری از حمایت و امنیت باشد. درواقع بسیاری از نوجوانان و جوانان ساکن چنین محله هایی، یا مجبور به اطاعت از "لات‌های محل" هستند و یا از سوی آنها مورد آزار قرار می گیرند. اما همین نوجوانان و جوانان در صورت عضویت در بسیج، مورد پشتیبانی یک قدرت حکومتی قرار می گیرند که برایشان مصونیت نسبی فراهم می کند.
 
با توجه به مجموعه این واقعیت ها، به نظر می رسد که بسیج، در آغاز پنجمین دهه عمر خود، بیش از هرچیز به یک تشکیلات عظیم "مبادله امتیازات با وفاداری" تبدیل شده که میزان کارآیی آن، بر خلاف زمان تشکیل، به شدت به توانایی مالی حکومت در ادامه توزیع امکانات بستگی دارد.
 
اگر جمهوری اسلامی ایران، به هر صورت بتواند جریان توزیع امکانات اختصاصی در میان اعضای بسیج را ادامه دهد، این تشکیلات - البته تا اطلاع ثانوی - به نقش آفرینی بسیار موثر در رویارویی با مخالفان و منتقدان حکومت خواهد پرداخت.
 
اما در صورتی که حکومت، به دلایلی همچون قطع درازمدت درآمد نفتی خود، قادر به تزریق میزانی حداقل از امکانات مالی به سازمان بسیج نباشد، در آن صورت تضمین وفاداری بخش بسیار بزرگی از اعضای فعلی این تشکیلاتِ متکی به پول نفت، با ابهام های جدی مواجه خواهد شد.
+5
رأی دهید
-19

نظر شما چیست؟