فال روز چهارشنبه ۲۷ نوامبر - ۶ آذر

فروردین
 
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها***که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید***ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
تعبیر:به سهولت و راحتی به مقام و مادیات نخواهی رسید. همه چیزت باید در حد کمال باشد. باطن خوب، کار حلال، هوشیاری و تقوی، در این صورت است که به هدف خواهی رسید و به هر مقام و منزلتی که رسیدی سر تعظیم در برابر خداوند فرود آر وگرنه باز همه چیز را از دست خواهی داد.

اردیبهشت
 
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت***آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع***شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
تعبیر:چرا کاری را که به نفع تو نیست انجام می دهی و چیزی را که ارزشی ندارد به بهای گزاف می خواهی به دست آوری. گره کارت به دست خودت باز می شود. پس منتظر غیب منشین. متکی به بازوی خودت باش تا به مراد خود برسی.

خرداد
 
جز آستان توام در جهان پناهی نیست***سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم***که تیغ ما بجز از ناله‌ای و آهی نیست
تعبیر:از اینکه اگر پیروز نشوی می ترسی و مدام در حال رنجیدن هستی تا رنج نبینی به مقصود نمی رسی. اگر قرار باشد با نبودن درد و مشقت وصل حاصل شود، نتیجه ی کار برایت لذت بخش نخواهد بود و در راه رسیدن به مقصود امکان از دست دادن مال و آبرو نیز می باشد.

تیر
 
شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت***فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر***کنایتیست که از روزگار هجران گفت
تعبیر:آبی که ریخته شد دیگر جمع نمی شود. کاریست که انجام شده در صدد باش تا جبرانش کنی. هیچ سر بی گناهی بالای دار نمی رود. شما از این ورطه نجات پیدا می کنی. کدورت را با صفای دل به خوبی جواب بده. بندها باز می شوند و تو به آزادی خواهی رسید.

مرداد
 
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را***دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز***باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
تعبیر:از شر شیطان به خدا پناه ببر، جز خدا کسی با تو نیست. فعلا جور و ستم بر روی سرت سایه انداخته و با گوشه نشینی و آه کشیدن کار درست نمی شود. در راهی که قدم می گذاری کسی حمایتت نمی کند. با آرزوی مرگکردن هم کاری از پیش نمی بری. نه خود را آزار بده و نه دیگران را. پایان شب سیه سپید است. انشاالله.

شهریور
 
کنون که بر کف گل جام باده صاف است***به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر***چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
تعبیر:افسوس ایام گذشته سودی ندارد. به آینده فکر کن. معامله ای می کنی که بسیار سودمند است. ولی طمع نکن. صداقت داشته باش و حقیقت را بگو. کار امروز را به فردا نینداز. از یار خود رنجیده خاطر نباش. دروغ و بدی ها را فراموش کن تا خورشید عشق به رویت لبخند بزند.

مهر
 
صلاح کار کجا و من خراب کجا***ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس***کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
تعبیر:حوادث زیادی در آینده برایت اتفاق می افتد پس بیدار و هوشیار باش. برای رسیدن به خوشی آینده، روزگار امروزت را خراب نکن. از اینکه بعضی ها همه چیز دارند و تو نداری ناراحت نباش زیرا تو گوهری داری که بقیه از داشتن آن محرومند. دنیا سرابی بیش نیست حتی سبزه و گل و دشت چند صباحی می مانند. تکیه بر این عالم فانی نکن.

آبان
 
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست***دری دگر زدن اندیشه تبه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی***که سرفرازی عالم در این کله دانست
تعبیر:یا علی بگو و از جا بلند شو، تلاش کن. تنبلی را کنار بگذار و غم ایام را مخور. مشکلات مادی تو حل می شود. بدنامی دامنت را نمی گیرد. نفس اماره ی خود را از بین ببر و راز دل خود را به کسی نگو. تو به دلآرام خودت می رسی. صبر داشته باش و مقاومت کن تا روزی به کام دلت برسی.

آذر
 
شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت***فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر***کنایتیست که از روزگار هجران گفت
تعبیر:ستاره ی اقبال تو می درخشد. در راهی که قدم گذاشته ای پیروز می شوی و به مقام عالی می رسی در این زمان از یاد خدا غافل مشو. هر چند به پای قارون نمی رسی. همین بس که در عشق ورزیدن و رسیدن به کمال سعی و اهتمام می کنی.

دی
 
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها***که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید***ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
تعبیر: سخن کوتاه می کنیم و می گوییم که مرادت خیلی زود برآورده می شود. دلت دوباره جوان می شود. دشمنان شکست خوردند و این از لطف خدا بود. خستگی از تنت بیرون می رود و در کاری که مراد توست جز پیروزی و ثروت چیزی دیگری نیست و این همان اجابت دعاهایت می باشد.

بهمن
 
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست***گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست***که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
تعبیر: تحول عظیمی در خود بوجود می آوری که این تحول هم مادی است و هم معنوی. در این کار تعجیل جایز است. شما از جایی به جای دیگر نقل مکان می کنید. سختی می کشید ولی راحتی در پی آن می باشد. خیالاتی را که در سر داری عملی کن که تو از این به بعد خوش خواهی بود.

اسفند
 
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست***در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست***در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
تعبیر:آبی که ریخته شد دیگر جمع نمی شود. کاریست که انجام شده در صدد باش تا جبرانش کنی. هیچ سر بی گناهی بالای دار نمی رود. شما از این ورطه نجات پیدا می کنی. کدورت را با صفای دل به خوبی جواب بده. بندها باز می شوند و تو به آزادی خواهی رسید.
+3
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟