فال روز جمعه ۸ نوامبر - ۱۷ آبان

فروردین
 
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت***به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود***زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
تعبیر:بیش از این طمع نکن چون حریفان از تو پیشی می گیرند. بر مبنای هوی و هوس کاری را انجام نده چون عاقبت خوشی در پی ندارد. آن مرادی که مدت هاست دنبالش می گردی به زودی خواهی یافت. انسانیت و شرف خود را در گرو این کار نگذار.

اردیبهشت
 
چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت***حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا***که کارخانه دوران مباد بی رقمت
تعبیر:چرا فکر می کنی کسی اندوه تو را نمی داند. خیال نکن که کسی ناله ها و آه های تو را درک نمی کند. از یاد خدا غافل نشو که تمام احوالات تو واقف است. گوهری را که تو در پی اش هستی حتی در عمق ترین دریاها که باشد به تو می دهد. از تو حرکت از خدا برکت.

خرداد
 
روضه خلد برین خلوت درویشان است***مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد***فتح آن در نظر رحمت درویشان است
تعبیر:دیگر خسته شده ای. صبرو قرار نداری از سرگردانی خسته ای و این باعث دل شکستگی تو شده است. فقر و بی پولی عذابت می دهد. مقصود و مراد تو همان ثروت است که برای رسیدن به آن خود را به هر آب و آتشی می زنی. نترس روزی خواهد رسید که همه ی مردم تو را تحسین کنند و از تو کمک می خواهند.

تیر
 
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها***که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید***ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
تعبیر: عیب جویی دیگران نکن. اول خودت را برطرف کن. تو چه خوب باشی و چه بد پای خودت نوشته می شود. این ح توست که هر طور بخواهی زندگی کنی و هدفی داشته باشی. حاجات تو یکی پس از دیگری برآورده شده و باز هم با نیاز به درگاه خدامی روی. تقوی را پیشه کن تا از پیشگاه حق رانده نشوی.

مرداد
 
منم که گوشه میخانه خانقاه من است***دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک***نوای من به سحر آه عذرخواه من است
تعبیر: برای آینده ی خود چه کاری انجام داده ای. وقت گذشته، عمرت هم تلف شده بدوناینکه برای فردایت فکری کرده باشی. این حاصل غرور خودت می باشد. غرورت را کنار بگذار تا دوباره متولد شده و بتوانی آینده را بسازی. توبه کن تا عمر از دست رفته دوباره بازگردد و قلب تاریکت روشن گردد.

شهریور
 
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست***منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش***آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
تعبیر: یاد ایام قدیم دلت را شاد می کند. به یاد روزهایی می افتی که صبح و شام آزاد بودی. درد دل زیادی داری و به دنبال یک هم راز و هم سخن می گردی. خود را ضعیف می پنداری اما دلت قوی است. حالا می فهمی که نصیحت بزرگان چقدر باعث موفقیتت شده. تمام خاطرات با قید تاریخ روی قلبت حک شده است و تو تا آخر عمرت به نیک نامی و کامروایی زندگی می کنی.

مهر
 
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است***وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز***هر که دل بردن او دید و در انکار من است
تعبیر:آنقدر پیشرفت می کنی که نامت بر سر زبان ها می افتد. در علم و تحصیل بکوش که در این راه با تو قیاس نیست. اما هوشیار باش حسد ورزان زیر پایت را خالی نکنند. با خدا باش، نمازت را به موقع بخوان تا او هم کمکت کند.

آبان
 
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح***صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات***بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
تعبیر:دیگر خسته شده ای. صبرو قرار نداری از سرگردانی خسته ای و این باعث دل شکستگی تو شده است. فقر و بی پولی عذابت می دهد. مقصود و مراد تو همان ثروت است که برای رسیدن به آن خود را به هر آب و آتشی می زنی. نترس روزی خواهد رسید که همه ی مردم تو را تحسین کنند و از تو کمک می خواهند.

آذر
 
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت***آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع***شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
تعبیر:به قولی که داده ای عمل کن. کار ناتمامت را تمام کن ولی پایت را از گلیمت درازتر نکن چون باعث رسوایی ات می شود. در حق کسی بدی نکن چون نتیجه اش دامنت را می گیرد. نصیحت این پیر دانا را گوش کن تا سعادتمند شوی و گره ی کار تو باز شود. اقبال و ستاره ی تو چون خوشه ی پروین است.

دی
 
شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست***صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود***ببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست
تعبیر:ایمانت را قوی تر کن تا از رنج ملامت نجات یابی. گرفتاریت برطرف می شود. اگر در عین غمگینی خندیدی شاهکار کرده ای. کسانی که طرفداری تو را می کنند و از آشوب و غوغا نجاتت می دهند. تغییری در خود و افکارت بده. بدی ها را آتش بزن و بخشندگی را در خود پرورش بده.

بهمن
 
گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت***ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت
برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت***جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
تعبیر:اگر در عشق شکست خورده ای تقصیرکسی نیست و افسوس خوردن بی فایده است و از دست کسی کاری بر نمی آید. همت کن، از جای برخیز و کارهای گذشته را جبران کن انشاالله که موفق می شوی. دنیا به آخر نرسیده است باز هم وقت برای پیمان بستن و دولت زیاد داری.

اسفند
 
حسن تو همیشه در فزون باد***رویت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خیال عشقت***هر روز که باد در فزون باد
تعبیر:ستاره ی اقبال تو می درخشد. در راهی که قدم گذاشته ای پیروز می شوی و به مقام عالی می رسی در این زمان از یاد خدا غافل مشو. هر چند به پای قارون نمی رسی. همین بس که در عشق ورزیدن و رسیدن به کمال سعی و اهتمام می کنی.
+4
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟