فال روز دوشنبه ۲۱ اکتبر - ۲۹ مهر

فروردین
 
به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است***بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است
گرت ز دست برآید مراد خاطر ما***به دست باش که خیری به جای خویشتن است
تعبیر: تحول عظیمی در خود بوجود می آوری که این تحول هم مادی است و هم معنوی. در این کار تعجیل جایز است. شما از جایی به جای دیگر نقل مکان می کنید. سختی می کشید ولی راحتی در پی آن می باشد. خیالاتی را که در سر داری عملی کن که تو از این به بعد خوش خواهی بود.

اردیبهشت
 
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت***گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم***یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
تعبیر:قدر جوانی خویش را بدانید. فرصتهای طلایی را یکی یکی دارید از دست می دهید. به یار خود اعتماد کنید. با چشم عق به دور دست نگاه کنید. با یک اتفاق کوچک میدان را ترک نکنید. مقاوم باشید اگر هنری دارید آن را نشان بدهید که به نفع شماست و هوشیاری بهترین روش برای پیروزیتان می باشد.

خرداد
 
دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد***من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
کارم بدان رسید که همراز خود کنم***هر شام برق لامع و هر بامداد باد
تعبیر:چرا عاقل کند کاری ک باز آرد پشیمانی. از کاری که کرده ای بسیار نادم و پشیمانی. با شکست مواجه شده ای و فکر می کنی دیگر کسی تو را دوست ندارد و مورد احترام نیستی. اما مرور زمان همه چیز را دست می کند. مطمئن باش این شکست مقدمه ای است برای پیروزی بزرگ انشاالله.

تیر
 
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست***وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست***و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
تعبیر:شکست تو در این راه پله ی صعودی است در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلاصلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.

مرداد
 
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت****و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست***گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
تعبیر: اتفاقی افتاده که باعث شده به خود بیایی و از خواب غفلت بیدار شوی. کارهای گذشته را جبران کن. در گذشته تجربه های زیادی به دست آورده ای که در آینده همگی به دردت خواهند خورد. کدورت های قدیمی را فراموش کن. با ابطنی خوب و خوش زندگی کن و این اتفاق را به فال نیک بگیر.

شهریور
 
بنال بلبل اگر با منت سر یاریست***که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست***چه جای دم زدن نافه‌های تاتاریست
تعبیر:حالا که همه چیز دارد درست می شود پشتپا به آنه نزنو کارها را خراب نن زیرا به زودی پشیمان شده وبعد می فهمی که چه گوهری را از کف داده ای. از دشمن دیرین خود کمک نخواه چون تیشه به ریشه ات می زند. هر چند که همه چیز بهم ریخته است ولی سر و سامان گرفته و مشکلاتت حل می شود.

مهر
 
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست***در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست***چون من در آن دیار هزاران غریب هست
تعبیر:با خیال او زندگی می کنی. مدعی هستی که عاشق شده ای اما می دانی که برای رسیدن به وصال یار باید صبر داشته باشی. با گوشه نشینی کار به جایی نمی بری. تلاش کن، هر چند که سال ها طول بکشد. ولی عاقبت به مراد خودت می رسی.

آبان
 
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح***صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات***بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
تعبیر:غرور نداشته باش با اهل فن و نظر مشورت کن تا از خطاها به دور باشی. احساس خستگی می کنی و درونت غوغاست به ائمه متوسل شو تا به حقیقت برسی. تو را با دنیای فانی کاری نیست پس به باقیات برس و سینه ات را با یاد خدا پر کن تا به وصال یار برسی.

آذر
 
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست***باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است***غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
تعبیر:در همه حال شکر خدا را به جا آورید. در این کار رقیبی دارید که باید او را از میدان به در کنید تا به دلربای خودتان برسید. نماز صبح را بجا آورید و دست به دعا بردارید. فکرهای شیطانی را برای رسیدن به مقصود فراموش کنید.

دی
 
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت***کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت***وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
تعبیر: در انجام کار تاخیر جایز نیست. لطف همگان شامل حال توست. به تعهداتی که داده ای حتما عمل کن که این خود فرجی برای رسیدن به حاجاتت می باشد. رنج هایی که متحمل می شوی بی جواب نمی ماند. در وفای به عهد نیز سرآمد خاص و عام هستی. حیف نیست که به خاطر مسائل کوچک غم به دلت راه دهی.

بهمن
 
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است***وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز***هر که دل بردن او دید و در انکار من است
تعبیر:حالا که همه چیز دارد درست می شود پشتپا به آنه نزنو کارها را خراب نن زیرا به زودی پشیمان شده وبعد می فهمی که چه گوهری را از کف داده ای. از دشمن دیرین خود کمک نخواه چون تیشه به ریشه ات می زند. هر چند که همه چیز بهم ریخته است ولی سر و سامان گرفته و مشکلاتت حل می شود.

اسفند
 
دل من در هوای روی فرخ***بود آشفته همچون موی فرخ
بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست***که برخوردار شد از روی فرخ
تعبیر: با یک سند پول زیادی نصیبتان می شود. سر نماز همیشه دعا می کنید که خوار و ذلیل نشوید. در هر حال شما همیشه محترم و عزیز خواهید بود. در سرنوشت تو اینطور رقم زده شده که تا غم نخوری به مراد نمی رسی. پس امیدت را از دست نده چون دل خسته ی تو دوباره شاد می شود.
+4
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟