چگونه پنجاه سال پیش بحرین از ایران جدا شد؟

در پایان عصر استعمار ، بریتانیا آماده خروج رسمی از خلیج فارس بود اما پیش از ترک ، باید وضعیت سرزمینهایی که تحت مستعمره بودند ، روشن می شدایران وایر ،فرامزر داور
«پاره‌‌ای از اعضای وزارت خارجه از تحولات مربوط به بحرین چندان خشنود نبودند. شاید اردشیر زاهدی به عنوان وزیر خارجه حساسیت بیشتری نشان می‌داد… زاهدی دست به عمل بی‌سابقه‌‌ای زد و از شاه تقاضا کرد به عده‌‌ای از همکاران وزارت خارجه که وظایفشان به نحوی با مساله بحرین ارتباط پیدا می‌کرد فرصتی داده شود تا نظراتشان را حضورا بیان کنند. این فرصت ۲۴ دی ماه ۱۳۴۸ فراهم شد. زاهدی تنها فردی بود که می‌توانست خالق این صحنه باشد. شاه مطابق معمول با گام‌های سنگین و بلند در طول اتاق قدم می‌زد». (فریدون زندفرد، خاطرات خدمت در وزارت خارجه)
 
«فریدون زندفرد»، از معدود دیپلمات‌های ایرانی است که هم در زمان شاه و هم در اوایل تاسیس جمهوری اسلامی مشغول به کار بوده است. او اخیرا خاطرات دوران خدمت خود را به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر کرده که در آن چگونگی جدایی رسمی بحرین از ایران در بهار پنجاه سال پیش را هم شرح داده شده است.
 
حدود پنجاه سال پیش، آینده بحرین به یکی از موضوعات بین ایران و بریتانیا بدل شده بود. در پایان عصر استعمار، بریتانیا آماده خروج رسمی از خلیج فارس بود اما پیش از ترک، باید وضعیت سرزمین‌هایی که تحت مستعمره بودند، روشن می‌شد.
 
در جریان سفر رسمی محمدرضا شاه به هند در دی ۱۳۴۷، مشخص شده بود که ایران آماده اعطای استقلال به بحرین است که استان چهاردهم ایران محسوب می‌شد اما در عمل سال‌ها بود که ابتدا به عنوان مستعمره بریتانیا و در سال‌های بعد به یک واحد سیاسی عربی نزدیک به عربستان سعودی درآمده بود. شاه در دهلی نو گفت که چنانچه مردم بحرین تمایلی به الحاق به ایران نداشته باشند، ایران در مورد ادعای ارضی خود به بحرین پافشاری نمی‌کند.
 
فریدون زندفرد در کتابش «خاطرات خدمت در وزارت خارجه» نوشته است که عدم اجرای حاکمیت بالفعل ایران برای مدتی طولانی، ذهنیت از دست دادن بحرین را از قبل فراهم کرده بود .»
 
چند ماه پس از سفر به هند، شاه شرط اعطای استقلال را نظرخواهی از مردم بحرین عنوان کرد. به نوشته زندفرد «ویلیام لیوس» یکی از اعضای ارشد وزارت مستعمرات بریتانیا که دوران بازنشستگی خود را طی می‌کرد به اعتبار تجربیاتش به خدمت فراخوانده شد و با سفر به تهران رشته مذاکرات درباره آینده بحرین رسما شروع شد.
 
لیوس ابتدا به صورت میانجی نظرات مقام‌های ایران و مقام‌های محلی بحرین را به یکدیگر منتقل می‌کرد اما در مرحله دوم که زمینه فراهم شده بود گفت وگوها به صورت مستقیم بین ایران و بحرین شکل گرفت: «این اولین برخود رسمی و مستقیم ایران و بحرین پس از گذشت بیش از یک و نیم قرن بود و از دید تاریخی این آخرین نقشی بود که بریتانیا در جدایی رسمی بحرین از ایران ایفا می‌کرد.»
 
نماینده ایران در مذاکرات امیرخسرو افشار، قائم مقام وزارت خارجه بود و فریدون زندفرد هم به عنوان رییس اداره نهم سیاسی در گفت و گوها حضور داشت. شیخ محمدبن مبارک، وزیر خارجه بحرین هم در چند جلسه حضور داشت: «مذاکرات به انگلیسی انجام می‌شد و مترجمی حضور نداشت. هر بار گفت وگوها به طور متناوب در هتل محل اقامات نماینده ایران و بحرین که در حومه ژنو قرار داشت، صورت می‌گرفت. بین هر دور مذاکرات چند هفته تا یک ماه وقفه می‌شد. مذاکرات جنبه سیاسی داشت و مبنای حقوقی و شواهد تاریخی ناظر بر این قضیه هرگز مطرح نشد. هدف این بود که کسب خواسته‌های مردم بحرین بر مبنای منطقی و مشخص تحت نظارت سازمان ملل صورت گیرد تا بتوان مدعی شد که در شکل گیری آینده بحرین به هر حال سهمی داشته‌‌ایم.»
 
مذاکرات بین دو طرف درباره نحوه نظرخواهی از مردم بحرین به نتیجه رسید و قرار شد که ساکنان بحرین نظر خود را درباره این که آیا خواهان استقلال یا الحاق به ایران باشند، اعلام کنند با حصول این توافق، زمینه برای کمک و دخالت سازمان ملل متحد در به سرانجام رساندن وضعیت بحرین فراهم شد.
متن گزارش دولت ایران درباره جدایی بحرین از ایرانبه نوشته زندفرد، دنیس رایت، سفیر بریتانیا در تهران سال‌ها بعد در یک سخنرانی در لندن گفته بود اگر ایرانی‌ها حاضر نمی‌شدند لحن پیشنهاد خود را درباره نظرخواهی از مردم بحرین تعدیل کنند، ما و بحرینی‌ها حاضر بودیم کل برنامه را به دست فراموشی بسپاریم.
 
نویسنده این اظهارت را مبالغه آمیز خوانده و از دیداری که اردشیر زاهدی، وزیر خارجه زمینه آن را برای ملاقات گروه مذاکره کننده ایران درباره بحرین با شاه فراهم کرده بود نقل قول‌هایی آورده است. زندفرد نوشته است که شاه در آن دیدار در حالی که در اتاق قدم می‌زد می‌گفت حدود صدوپنجاه سال پیش انگلیس، بحرین را از ایران جدا کرد و حال که قصد خروج دارد و می‌خواهد به حکام عرب منطقه استقلال بدهد، بحرین را به ما پس نخواهد داد. شاه سپس درباره هدف بزرگتر خود که همان ایفای نقش قدرت برتر منطقه باشد گفت و اضافه کرد که باید زمینه را برای ایجاد ثبات و امنیت در منطقه فراهم کرد.
 
به نوشته فریدون زندفرد، شاه پس از مصاحبه در دهلی نو، هر وقت از بحرین سخن می‌گفت به قدمت صدوپنجاه ساله این اختلاف اشاره می‌کرد و با این اشارات مکرر می‌خواست گناه جدایی بحرین از ایران را به گردن دودمان قاجار بیندازد که از دید تاریخی واقعیتی غیرقابل کتمان بود و با بیان این که بایستی در تعیین سرنوشت بحرین سهمی داشته باشیم، می‌خواست ایران به نوعی در شکل گیری آینده بحرین مشارکت داشته باشد. به تعبیر نویسنده، شاه «به کسب تمایلات مردم بحرین اهمیت می‌داد شاید که در آن جوابی برای آینده سراغ می‌گرفت.»
 
در هجدهم اسفند ۱۳۴۸ ایران به طور رسمی از دبیرکل سازمان ملل خواست که برای «تشخیص خواست واقعی مردم بحرین» وارد عمل شود و نماینده‌‌ای را برای این ماموریت تعیین کند. یک روز پیش از عید نوروز، بریتانیا هم از این پیشنهاد حمایت کرد. قرار بود دولت ایران در این باره به مجلس شورای ملی گزارش بدهد.
 
به نوشته زند فرد، اردشیر زاهدی وزیر خارجه وقت ایران «به وضوح از حضور در جلسه و ارائه گزارش ماجرای بحرین ناخشنود بود. به خاطر دارم قبل از ورود به صحن مجلس و ارائه گزارش، قطرات فراوان عرق بر پیشانی و گونه‌‌اش نقش بسته بود… گزارش را با حروف درشت و خوانا تهیه کرده بودیم که با توجه به اضطرابی که داشت هنگام قرائت حتی المقدور مشکلی پیش نیاید.»
 
زاهدی گزارش دولت را درباره رویکرد ایران به آینده بحرین برای نمایندگان مجلس شورای ملی خواند: «در مجموع خشک و بی‌روح بود و با توجه به هدفی که تعقیب می‌کرد، انتظار دیگری هم نمی‌رفت. تنها نکته‌‌ای که در آن گزارش به دل می‌نشست همان آوایی بود که می‌گفت اگر مردم بحرین خواهان آن باشند که علقه دیرینه با ایران را تجدید کنند، دولت هر رنجی را تحمل و هر از خودگذشتگی را تقبل می‌کند تا این خواسته تحقق پذیرد.»
 
محسن پزشکپور رییس حزب پان ایرانیست با گزارش دولت مخالفت کرد و در یک سخنرانی پرحرارت، بحرین را جزو لاینفک سرزمین ایران خواند که به همین دلیل دولت هم آن را استان چهاردهم اعلام کرده است: «سخنان پزشکپور در مجموع افسوس بزرگ بر از دست دادن حق تاریخی دیگری بود ولی طرح مشخصی جز آنچه مدنظر دولت بود، از سوی مجلس عنوان نشد. مجلس گزارش دولت را تایید کرد و در نتیجه اقدامات مربوط به ارجاع قضیه بحرین به سازمان ملل دنبال شد.»
 
با موافقت ایران و بریتانیا حالا سازمان ملل اقدامات خود را شروع کرده بود. رییس دفتر اروپایی سازمان ملل در ژنو مامور مخصوص برای تشخیص خواست‌های مردم بحرین شد. ماموریت او از نهم تا بیست و نهم فروردین ۱۳۴۹ (بیست و نهم مارس تا هجدهم آوریل ۱۹۷۰) طول کشید.
 
مامور دبیرکل در امور بحرین، گزارشی به دبیرکل سازمان ملل ارائه کرد.:«در گزارش آمده بود که جمعیتی ایرانی تبار که در شهر و روستا زندگی می‌کنند و از سطح فرهنگ بالایی برخوردارند و همچنین گروه‌های دیگری مایل به الحاق به ایران هستند ولی گزارش تاکید داشت که این عده در مجموع نسبت ناچیزی را تشکیل می‌دهند و اکثریب قریب به اتفاق ساکنان بحرین خواهان ایجاد یک دولت کاملا مستقل هستند.»
 
دبیرکل در گزارشی به شورای امنیت این موضوع را شرح داد و سرانجام شورای امنیت در سی‌‌ام آوریل محتوی آن را تایید کرد. مرحله بعدی تصویب موضوع و گزارش دولت از روند جدایی بحرین در مجلس شورای ملی ایران بود. به نوشته فریدون زندفرد در ارتباط با مساله بحرین «هدف نهایی که دیپلماسی ایران تعقیب می‌کرد همان ایجاد راه کاری حتی المقدور منطقی و آبرومند برای خروج از این تنگنای تاریخی بود. مجلس شورای ملی سرانجام در میان برخی از مخالفت‌ها از جمله اعتراض محسن پزشکپور، با ۱۸۷ رای موافق و ۴ رای مخالف گزارش دولت را تایید کرد. در مجلس سنا هم جملگی ۶۰ سناتور بدون هیچگونه صدای اعتراضی بر گزارش دولت صحه گذاشتند.»
 
نیمه بهار ۱۳۴۸ موعد رسمی جدایی بحرین از ایران بود. هیات حسن نیت ایران به ریاست معاون سیاسی وزارت خارجه ایران عازم منامه مرکز بحرین شدند: «من هم یکی از اعضای گروه بودم. در این سفر با شیخ عیسی بن سلمان آل خلیفه حاکم بحرین و پاره‌ای ازدیگر مقام‌های بحرینی گفت و گو کردیم. چندی بعد شیخ عیسی در راس هیاتی به تهران سفر و با شاه دیدار کرد. مسافرت شیخ عیسی به تهران بازدید اردشیر زاهدی وزیر خارجه از بحرین را به دنبال داشت. در این سفر که زاهدی را همراهی می‌کردم از وی در منامه تجلیل زیادی کردند و به این نحوه موجودیت بحرین به عنوان یک واحد سیاسی مستقل پس از گذشت یک و نیم قرن از سوی ایران به رسمیت شناخته شد.»
متن گزارش دولت ایران درباره جدایی بحرین از ایرانایران و بحرین به فاصله کوتاهی پس از استقلال این کشور رابطه سیاسی با هم برقرار کردند. کمتر از یک دهه بعد از استقلال بحرین با وقوع انقلاب بهمن ۱۳۵۷ این رابطه بسیار پرفراز و نشیب شد. کشوری که هنوز هم افراد زیادی از شهروندان آن به زبان فارسی تکلم می‌کنند.
 
حاکلمان بحرین که اقلیتی سنی هستند، جمهوری اسلامی ایران را متهم به تحریک شیعیان با هدف بی‌ثبات کردن حکومت حمد بن عیسی آل‌خلیفه می‌کنند. اکثریت شهروندان بحرین شیعه هستند. بحرین که قرار بود به واسطه حسن نیت ایران و کمک به استقلال‌‌اش، پیوند دیرینه تاریخی با ایران را حفظ کند، عملا با هویتی عربی به کشورهای عربی خلیج فارس و خصوصا عربستان سعودی نزدیک شد.
 
در جریان حمله طلاب و دانشجویان بسیجی به سفارت عربستان سعودی در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد که به قطع روابط سیاسی دو کشور از سوی عربستان منجر شد، بحرین هم به پیروی از این کشور روابط سیاسی و اقتصادی خود را به طور کامل با ایران قطع کرد.
 
فریدون زند فرد در کتابش درباره نظر شاه درباره آینده بحرین نوشته است که او با عضویت بحرین در امارات متحده عربی مخالف بود و می‌گفت اگر بحرین عضوی از امارات شود دیگری برقراری «روابط خاص» مورد نظر با آن ممکن نیست.
 
بحرین به عضویت امارات هم درنیامد وبا حسن نیت ایران به آسانی مستقل شد اما شکل گیری آن «روابط خاص» که شاه در نظرش طراحی کرده بود، تا به امروز که بیش از ۵۰ سال از استقلال بحرین می‌گذرد، محقق نشده است.
 
اردشیر زاهدی، در مقدمه‌‌ای که برای کتاب فریدون زندفرد نوشته او را «دیپلماتی ایران دوست»  معرفی کرده که این عشق را بالاتر از هرچیزی در زندگی قرار داده است. زاهدی از موضوع بحرین با عنوان «بحران» یاد کرده و گفته زندفرد با شجاعت نظراتش را حتی به شاه می‌گفت و شاه هم می‌خواست قدرت ایران را در خلیج فارس با پس گرفتن حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی تثبت کند. «چیزی که ما آن موقع نمی‌دانستیم اما به زودی فهمیدیم چه هدفی در سر دارد.»
+30
رأی دهید
-13

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۸
    رزم جو - لوس انجلس، ایالات متحده امریکا

    پهلوی‌ها فقط بحرین رو شوهر ندادن بعضی از قسمتهای مرزی ایران رو هم دو دستی تقدیم همسایگان کردن، پهلوی، و قجر‌ها ایران رو به ... دادن
    112
    45
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۸
    ۴۳
    samisan - توکیو، ژاپن

    [::رزم جو - لوس انجلس، ایالات متحده امریکا::] جان عمت پهلوی ها اگه نبودن الان شپش از سر وکله خودت که هیچ نوه و نتیجه شما هم الان پارتی گرفته بودن اون قاجاریهای زنباره و بی خاصیت با هم دستی اخوندها ی زنباره تر نصف ایران را را به باد دادن اگر سر و کله رضاه شاه وطن پرست نبود همین مقدار هم از ایران نمانده بود پست ترین حکومت مطلق به قاجارها و اخوندهای اون زمان ایران و الان اخوندها هست .
    41
    96
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۲
    ۵۰
    گفتنیها کم نیست - بخارست، رومانی
    من فکرکنم این پشمجوی ما پسر همون سردار سلامی دلاور و یا از سفیران گویای ج ا...هالی که شهردار قم بهش اشاره کرده بود والا فقط خواجه حافظ نمیدونه که این رژیم بزرگترین خیانتهارو نسبت با ایران و ایرانی کرده. البته سر تو اخور ملا داشته باشی دیگه فرصت تجزیه و تحلیل مسائل کشور و نداری چون یا میخوری یا بزور استاد بزرگ طوسی بهت قران خوانی یاد میدن.
    21
    40
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۲
    ۷۶
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    بحرین شاید مدتی در اشغال ایران ولی هرگز خاک ایران نبوده است و به هر حال مردمش هم نمی خواهند قسمتی از ایران باشند و در جهان مدرن حتی وقتی اسکاتلند خواست از بریتانیا جدا شود به صندوق های رای مراجعه شد. حتی بحرین ملک مشاع هم نیست. این هیاهو را دکتر مصدق به اهداف سیاسی ناسیونالیستی برپا کرد و پایه ای بر اساس قوانین بین المللی ندارد
    26
    41
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۷:۲۶
    ۴۴
    شهلای من - بروکسل، بلژیک

    حیف شد روباه پیر با دوز و کلک حاکمیت قطعی ایران را بر اکثر ابهای خلیج فارس گرفت حال کشوری که هشتاد درصد ان شیعه وفارسی صحبت میکنند برای ایران شاخ شده اند البته هرچند کلیه کشورهای عربی در مقابل سرزمین کهن ایران عددی نیستند.
    5
    37
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۵
    ۱۰۲
    منوچهری - کرمان، ایران

    [::رزم جو - لوس انجلس، ایالات متحده امریکا::]. اولا, اگر رضا شاه نبود خوزستان و آذربایجان صد سال پیش از ایران جدا شده بودند! و اگر محمد رضا شاه به اون زودی جانشینی پدرش رو قبول نمیکرد و مثل احمد شاه میرفت سویس دنبال صفا, کل ایران رفته بود!! دومآ بحرین در زمان ناصردین شاه از ایران جدا شده بوده. کمی مطاله کن و فقط دنبال رزم و جنگ با زمین و زمان نباش, هر چند که معنویات شما هم از همین طریق جور میشه! اخوی کوچیکه!
    21
    46
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۹
    ۴۰
    Zaall - اصفهان، ایران

    چرا لقمه را می چرخونید! باید می نوشتید مصدق پای انگل یس را به بحرین باز کرد و سر آغاز جدای شد و ممد رضا شاه با تمام کارهای که برای ایران انجام داد در این مورد تر زد
    48
    13
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۸:۳۱
    ۷۲
    چهارشنبه سوری ایران - فرانکفورت، آلمان
    طرز گفتار این نوع اخبار جهت دار است به نفع انگلیس
    7
    4
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۳
    ۴۴
    kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد
    به نظر من شاه فقید باید همان سیاستی را بکار میبرد که یهودیان در اسراییل کردند ؛(یعنی با مهاجرت سیستماتیک و خرید زمین و ملک ؛ توازن قومی و ملی را به نفع خود کردند ).تا بحرین از دست نرود . طنز داستان در اینجاست که اکنون حکومت سنی بحرین با دادن اقامت و پاسپورت به سنی های عربستان و یمن تلاش به اقلیت کشاندن هر چه بیتر شیعیان بحرین هستند
    2
    18
    شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۶
    ۴۹
    ernakola - تهران، ایران
    بحرین روزی باید به ایران برگردد...
    2
    13
    یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۳:۲۸
    ۲۴
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران
    دوستان دعوا نکنید همه میدانیم پسری که ارث به وی میرسد هیچوقت عرضه پدر خود را پیدا نمیکند. شاه هم سلطنت را ارث برد هیچوقت عرضه نداشت مثل رضاشاه برود شیخ خزعل را نابود کند در واقع حتی حریف جعغر پیشه وری نشد و به التماس افتاد در نهایت هم حتی نتوانست او را دستگیر کند . اگر قوام السلطنه و ترومن نبودند آذربایجان امروز کشور دیگری بود. زمانی که شاه به دیدار روزولت و چرچیل و استالین رفت با اینکه آنها در کشور او بودند و باید به قصر او میرفتند رفتار خیلی بی احترام با او داشتند . اگر هک کسی شاه را تحویل میگرفت بخاطر نفت بود وگرنه با این ارتش به این بزرگی برداشت بحرین را دستی تحویل عربستان داد حتی مشکل جزایر را حل نکرد که سندی از آنها بگیرد که جزایر مال ایران است . یک بچه لوس و ننر که دنبال بوگاتی و لامبورگینی و خلبانی و اسکی روی آب بوده
    2
    6
    یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۱:۲۸
    ۱۰۲
    millionaire - منچستر، انگلستان
    خدا نیامرزه ممد دماغ پهلوى رو ، در از دست دادن استان نفت خیز بحرین خیلى بى عرضه گى کرد ، مثل تاج و تخت خودش عوض مبارزه با شورشى ها سرشو انداخت پایین و عین .... رفت
    5
    7
    دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۰:۳۷
    ۴۴
    kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد
    [::millionaire - منچستر، انگلستان::]. تو که از بزرگی دماغ اون بزرگوار ایراد میگیری ، چرا از خودت که موی دماغ محمد رضا شده ای شرم نمیکنی . عظمت او در این بود که که تمامی شیخ های منطقه به او تعظیم می‌کردند و افتخار می‌کردند که زیر سایه بینی اون بزرگوار باشند ، گنده لات اعراب ، صدام تکریتی بود که حتی او جرات نداشت یک وجب از خاک ایران را دست بزند ، بزرگ‌ترین ایراد شاهنشاه انسانیت او بود ، مگه میتوانست با یک موچین ساده نسل امثال شما را صحنه خارج کند
    8
    8
    دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۵
    ۱۰۲
    millionaire - منچستر، انگلستان
    [::kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد::]. چرند نگو حرف منطقى بزن ، یه پلیس اگه دل شلیک کردن به دزد رو نداره غلط میکنه که پلیس میشه بره کتاب فروش بشه ، میوه فروش بشه یه شغل متناسب با دل کوچیکش جور کنه ، یه قاضى اگه انسانیتش و دلش اجازه نمیده کسى رو بکشه یا زندانى کنه غلط میکنه قاضى میشه ، یه شاه مملکت که به قول ...هایى چون تو بزرگواریش اجازه نمیداد چهارتا آخوند و شورشى رو بکشه غلط کرد شاه شد و یک کشور پولدار رو دو دستى تقدیم یه مشت آخوند شپشو کرد
    2
    3
    دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۴
    ۲۹
    پارس 1404 - ایران، ایران
    خوب شد مردم انقلاب کردند وگرنه خوزستان هم داده بودند به عرعرستان و آذربایجان هم داده بودند به ترکیه. رژیم شاه نوکر روباه بود
    2
    2
    دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۹
    ۴۴
    kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد
    [::millionaire - منچستر، انگلستان::]. شما با یک بینش جهان سومی داری تحلیل میکنی . اولا در همین اروپا ؛ پلیس حق کشتن دزد را ندارد . حتی حق کشتن قاتل را ندارد ؛ فقط در حالت خاص که تهدید جان خودش و یا فرد سوم وجود دارد حق استفاده از سلاح دارد . در صورت استفاده از سلاح؛ گروه تحقیق بعد از واقعه ارزیابی میکنن که آیا ضروری بوده یا خیر . و در خاتمه اگه شلیک پلیس کشنده باشد ؛ باز هم تحقیقات شدیدتر میشود ؛ چرا که در درجه اول هدف خنثی کردن مهاجم است. و گزینه شلیک برای کشتن مقرارت سخت تر ی دارد
    1
    0
    دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۶
    ۴۴
    kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد
    [::millionaire - منچستر، انگلستان::]. ادامه . اما در مورد شاه : قاطعیت شاه( در زمانی که هنوز بیمار نشده بود) برای مبارزه با سازمانهای چریکی مجاهدین و فداییان غیر قابل انکار است . بعد از ضربه به حمید اشرف ؛ کل تعداد فداییان چریک مسلح در کل ایران کمتر از ۱۰ نفر بود . و چند ده نفر بقیه در زندان بودند .در حوالی انقلاب و بخاطر جو گیر شدن و توطعه ها و اتهامات دروغین به رژیم پهلوی ؛ این گروه فداییان فقط ۱۰۰ هزار هوادار در تهران داشت . حزب توده ۱۰ تا ۲۰ هزار هوادار . مجاهدین نیم میلیون و طرفداران اون هندی زاده چند میلیون بودند .حالا بگو چند نفر را باید میکشت ؟ در ۱۷ شهریور ۶۳ نفر هلاک شدند و شایعه کردند که شاه ۳۰۰۰ نفر را کشت و یا فاجعه سینما رکس آبادان ؛حالا با توجه به خیانت غرب به شاه . همکاری انگلیس و بی بی سی و سیا با خمینی ؛ از پشت خنجر زدن کردها و ترکمن ها به شاه ؛ و نامردی اعراب خلیج و همکاری و دستبوسی همافران به خمینی و خیانت قره باغی و بسیاری از امیران ارتش ؛ چه توقعی از یک شاهنشاه مبتلا به سرطان داشتی.
    2
    0
    دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۴
    ۱۰۲
    millionaire - منچستر، انگلستان
    [::kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد::]. کورش جان ما کجاییم داداش ، کشور ما کجاست ، نکنه باورت شده سوئدى هستى ، ما همسایه افغانستان و عراقیم پدر جان ما اروپایى نیستیم ، یه جورایى هم نمیخوایم باشیم این آدمهاى سرد و متکبر من و شما رو ریز می بینند ما خودمونیم اروپایى نیستیم قوانین پلیس و حق استفاده از اسلحه و گروه تحقیق و .....مثل جوکه داداش جوک ،ادامه و قسمت دوم حرفهاتون رو هم یه دور دیگه خوب بخونید ببینید چى نوشتى آخه !!؟؟ پادشاه و شخص اول مملکت رو که خیلى هم دوستش دارى رو به لجن کشیدی آنچنان خار و ذلیلش کردى که هر کى نوشته هاتو بخونه میگه ، اى خاک بر سر چنین پادشاهى پس به کی یا حکومت میکرد این بدبخت ، چه جور حکومت کرد که اینهمه مخالف داشت کى پس دوستش داشت ؟؟؟ به قول شما همه رو باید میکشت چون همه مخالفش بودن
    0
    1
    ‌سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۱:۲۲
    ۴۴
    kurosh-h - گوتنبرگ، سوئد
    [::millionaire - منچستر، انگلستان::]. رژیم پهلوی حدود نیم قرن گذشته رفت ، حالا بعد از این همه سال به چی رسیدی ، آیا مردم ایران و میلیون ها ایرانی ساکن خارج از کشور دمکرات تر شد ه اند ؟،آیا فقر و اعتیاد و فحشا کمتر شده و یا امنیت ، رفاه اجتماعی ، بیشتر شده ، به چی دلت خوشه ، المان هیتلری با خاک یکسان شد اما دوباره بعد از ۱۰ سال آقای اروپا شد ، شاه همه چیز را دو دستی تقدیم همان ملت نمک نشناس کرد ، خب پس چرا ایران آباد نشد، پس عامل تمام بدبختی ها را رژیم شاه ندان ، و از خودت شروع کن ، من هزاران انتقاد به رژیم گذشته دارم ، اما مشکل را سایز بینی و ترسو بودن شاه نمیبینم،
    0
    0
    ‌سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۷:۱۶
    ۴۹
    امیرعلی ایرانی - ویسبادن، آلمان
    [::Zaall - اصفهان، ایران::]. اخه بی سواد زمانی که بحرین جدا شد دکتر مصدق نبود ایران دست دولت دست نشانده امریکا اداره میشد.
    0
    0
    ‌سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۹
    ۴۹
    امیرعلی ایرانی - ویسبادن، آلمان
    [::پارس 1404 - ایران، ایران::]. دقیقا درست فرمودید جناب.
    0
    0
    ‌سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۱:۱۱
    نظر شما چیست؟