زلزله سیاسی در بریتانیا در راه است؟

ایان واتسون
بی‌بی‌سی

آیا تشکیل یک گروه جدید "میانه رو" در پارلمان بریتانیا را باید به منزله فعال شدن گسل‌ها در سیاست بریتانیا تعبیر کرد- یا این که باید انتظار تنها یک تکان جزئی را داشته باشیم؟
 
اظهار نظر در این باره هنوز خیلی زود است- ولی مانع از این نشده که چند نماینده پارلمان و نیز تحلیلگران مانند زلزله شناسان متخصص در این باره سخنرانی کنند.
 
به همین جهت بهتر است کمی دور بایستیم و به این چشم انداز نگاه کنیم
 
درک یک انشعاب چیز ساده‌ای است. ولی در حال حاضر شکاف‌هایی در کل سیاست های بریتانیا بروز کرده که سبب شده آینده باثبات به نظر نرسد.
 
ممکن است پیوستن سه نماینده پارلمان از حزب محافظه کار به گروه هشت نفره‌ای که به حزب کارگر پشت کرده‌اند، در ظاهر به شکسته شدن چارچوب و قالب سیاسی بریتانیا تعبیر شود.
 
ولی باید این شکاف‌های متعدد را از فاصله نزدیک‌تر بررسی کرد.
 
زمان‌بندی مهم است
 
مومنتُم، گروه بانفوذ متشکل ازاعضای چپگرای حزب کارگر، گروه مستقل، گروه سیاسی در حال تکوین را یک اجتماع نئولیبرال مرکب از همفکران تونی بلر نخست وزیر پیشین بریتانیا و محافظه کاران خوانده و آن را محکوم کرده است.
ولی با این وجود، هنوز بسیاری از همفکران تونی بلر یا میانه‌روها به این گروه نپیوسته‌اند.
 
کریس لسلی، نماینده سابق حزب کارگر در پارلمان بریتانیا معتقد است دلیل اصلی این انشقاق، برنامه بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) است.
 
اعضای ارشد کمپین "رأی مردم" که هدفش برگزاری یک همه پرسی دیگر در این باره است و بیشتر مردم آنها را طرفداران پروپاقرص آخرین دولت از حزب کارگر می‌دانند، برای ماه ها از چوکا اومونا، نماینده حزب کارگر در پارلمان تقاضا می‌کردند تا وقتی تکلیف برگزیت روشن نشده، گروه منشعب از حزب را تشکیل ندهد.
 
آنها نمی خواستند "رأی مردم" به عنوان یک حزب جدید دو فاکتو شناخته شود چون فکر می کردند ممکن است این موضوع موجب شک و بدگمانی اعضای چپگرای حزب کارگر که از رهبر خود به مراتب بیشتر طرفدار اتحادیه اروپا هستند، شود.
 
رهبران کمپین رأی مردم، می خواستند این دسته از اعضای حزب کارگر را از جرمی کوربین، رهبر حزب جدا کنند، تا آنها بتوانند بدون احساس عدم وفاداری به حزب، از برگزاری یک همه پرسی تازه حمایت کنند.
ولی جداشدگان از حزب کارگر اکنون بیش از حد پیش رفته‌اند- و چیزی را تشکیل داده اند که به شروع یک حزب تازه شباهت دارد.
اگر آنها صبر کرده بودند ممکن بود بتوانند میانه روهای بیشتری را به خود جلب کنند.
شکاف در میانه روها
ولی زمان و روش‌ها تنها عوامل تفرقه در بین کسانی که خود را در پارلمان میانه رو می خوانند، نیست.
 
این تعریف بیش از حد ساده ای است ولی به طور اصولی میانه روها به دو گروه تقسیم می شوند.
 
گروه اول، کسانی هستند که از حزب خارج شده یا آماده خروج از حزب هستند، یا این که موقعیت متزلزلی دارند و طولی نخواهد کشید که به حاشیه رانده شوند.
 
گروه دوم آنهایی هستند که خواهند ماند و خواهند جنگید.
 
موفقیت برنامه جدایی تا حدودی بستگی به این خواهد داشت که چه عده ای از گروه دوم به گروه اول ملحق خواهند شد.
اتحاد محافظه کاران و طرفداران حزب کارگر
به طور اساسی، عامل شکاف های کنونی اشخاصی هستند که هدف اصلی آنها "متوقف کردن کوربین" است- و نیز کسانی که دلیل اصلی موجودیتشان، فائق آمدن بر محافظه کاران است.
 
و مشاهده آن کوفی، نماینده سابق حزب کارگر که کنار سارا ولاستون، نماینده سابق حزب محافظه کار در پارلمان نشسته و به طور دوستانه با او گپ می زند، جلب حمایت بیشتر حزب کارگر را برای اعضای گروه مستقل مشکل تر خواهد کرد.
 
با این وجود، به نظر من چند نماینده دیگر حزب کارگر به این گروه ملحق خواهند شد. رهبری حزب تعداد آنها را حدود دوازده نفر تخمین می زند.
 
اتفاقا ممکن است برای آن دسته از رأی دهندگان طرفدار حزب کارگر که مدت هاست از جرمی کوربین راضی نیستند ولی احساس می کنند جای دیگری برای رفتن ندارند، جاذبه این انشقاق محدود شود.
 
جیم مورفی، رهبر سابق حزب کارگر در اسکاتلند، برای من تعریف کرد که چگونه یک رأی دهنده را که به دلیل شماری از مسائل از جمله مهاجرت، بسیار سرخورده شده بود به سوی حزب خود کشانده بود.
 
این رأی دهنده گفته بود: "فکر می کردم از حزب ملی بریتانیا حمایت کنم ولی بعد فکر کردم نه، این کار فقط سبب خواهد شد محافظه کارها پیروز شوند."
 
در بعضی از نقاط بریتانیا از گروهی که نمایندگان سابق هر دو حزب کارگر و محافظه کار را در برمی گیرد، به عنوان یک نفس تازه طراوت بخش استقبال می شود- ولی در جاهای دیگر آن را مسموم کننده می دانند.
محافظه کاران سرخ؟
خروج چند نماینده محافظه کار از حزب سبب شده که چپگراهای آزرده خاطر بگویند حق با آنها بود که چوکا اومونا و دوستان صمیمی اش را "محافظه کاران سرخ" می‌خواندند.
 
در دستگاه رهبری حزب کارگر این بحث وجود دارد که طرح رأی اعتماد مجدد به دولت را عنوان کنند. به این امید که در این رأی گیری گروه مستقل به نفع ترزا می، نخست وزیر رأی خواهد داد و در نتیجه آنان خواهند توانست این گروه را نه تنها محافظه کاران سرخ بلکه محافظه کاران حقیقی نشان دهند.
 
یک نماینده پارلمان ارشد حزب کارگر که از میانه روهاست به طور خصوصی به من گفت از این که بعضی از همکاران او رفته اند خوشحال است چون دیگراو با اتهام ترک کردن حزبش یا این که برای او وفاداری به حزب در اولویت قرار ندارد، مواجه نخواهد شد.
موقعیت دشوار چپگراها
ولی درون دست چپی ها در مورد نحوه برخورد با این مسئله ، اختلاف نظر وجود دارد.
 
آیا بهتر نیست با نظر آشتی جویانه با این موضوع رو به رو شویم و سعی کنیم نه تنها در مورد خروج از حزب بلکه در باره دلایل آن هم صحبت کنیم؟
 
این نحوه برخوردی است که نه تنها دیو پرنتیس- دبیر کل یونیزون، بزرگترین اتحادیه کارگری بریتانیا طرفدار آن است، بلکه بعضی از کسانی که به مراتب به جرمی کوربین نزدیک ترند هم به طور خصوصی گفته اند که آن را پذیرفته اند.
 
ولی عده دیگری خواستار پاکسازی و بیرون کردن آن دسته از منتقدان جرمی کوربین از حزب هستند.
 
برخی از اعضای رهبری خواهان چنین رفتاری نیستند- ولی اذعان دارند که کنترل بعضی از کنشگران که در سال های اخیر به حزب پیوسته اند، کار آسانی نیست.
 
یکی از اعضای چپگرای حزب کارگر به من گفت آنها از بعضی نمونه های یهود ستیزی در حزب شوکه شده اند ولی تلاش می کنند شماری از اعضای عادی حزب را متقاعد کنند که این اتهامات و بازرسی ها بخشی از یک توطئه ضد جرمی کوربین است.
 
از این رو، تعداد کسانی که در آینده از حزب خارج خواهند شد ممکن است بستگی به این داشته باشد که عکس العمل طرفداران رهبری حزب کارگر در احزاب محلی تا چه حد منضبط و حساب شده خواهد بود. بعضی از نمایندگان پارلمان ممکن است احساس کنند که مجبور به کناره گیری هستند.
قمار انتخاباتی
آنچه همه چپی ها با آن موافقند، این است که نمایندگانی که حزب را ترک کرده اند، کنار بروند و انتخابات میان دوره ای برگزار شود.
 
بسیاری از این نمایندگان با اکثریت قابل توجهی انتخاب شده اند و خیلی از آنان دوباره هم رأی خواهند آورد. نباید فراموش کرد که آنها در شعارهای انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۷، به ندرت در باره جرمی کوربین رهبر حزب کارگر صحبت می کردند و در عوض بر این موضوع تاکید می کردند که ترزا می، نخست وزیر بریتانیا باید مهار شود.
 
در روزهای اول تشکیل حزب سوسیال دموکرات در اوایل دهه ۱۹۸۰ که با انشقاق از حزب کارگر تاسیس شده بود، شرلی ویلیامز و رُی جنکینز، در انتخابات میان دور‌ه‌ای پیروزی قابل توجهی به دست آوردند.
 
به همین جهت چپگرایان باید محتاط باشند که چه چیزی را طلب می کنند.
 
گفته می شود چند نفر از اعضای گروه مستقل جدید در نظر دارند داوطلبی خود را برای انتخابات میان دوره ای اعلام کنند.
 
ولی این ریسک بزرگی است
 
تا کنون در باره علت تشکیل این گروه، اطلاعات کمی داریم.
 
اگر چه در حال حاضر تمام اعضای این گروه طرفدار اتحادیه اروپا هستند، برخی از اعضای بالقوه گروه در آینده، به مراتب بیشتر مخالف اتحادیه اروپا خواهند بود.
 
و احتمالا برای نمایندگانی که از حزب کارگر خارج شده اند، بزرگترین ریسک در انتخابات میان دوره‌ای شکست از حزب کارگر نیست بلکه پیروزی حزب محافظه کار به دلیل تقسیم آراء چپ میانه، است.
 
و همین موضوع ممکن است سبب شود بعضی از نمایندگانی که فکر خروج از حزب کارگر را در سر دارند در تصمیم خود تجدید نظر کنند.
چالش برای احزاب فعلی
هر نماینده سابق حزب محافظه کار در پارلمان که مخالف برگزیت است با مبارزه بی رحمانه ای مواجه خواهد شد که هدفش جلب رأی دهندگان طرفدار برگزیت، با القاء این تصور است که کسانی که به حزب پشت کرده اند بخشی از یک نهاد سیاسی اند که به "رأی مردم" خیانت خواهند کرد.
 
از آنجا که صِرف وجود گروه مستقل جدید رساندن این پیام به رهبری احزاب سنتی است که اگر به مسائل مورد توجه نمایندگان پارلمان توجه نکنند ممکن است آنها و بعضی از رأی دهندگانشان حقیقتا مسیر دیگری را انتخاب کنند، امکان دارد تشکیل این گروه، دینامیک سیاسی فعلی را تغییر دهد.
 
از این رو، گروه مستقل، چالشی برای کسانی است که در رأس احزاب فعلی قرار دارند.
 
این که چگونه- و اگر- رهبری این احزاب تغییر خواهند کرد، نشان خواهد داد که آیا پشت کردن شماری از نمایندگان پارلمان به حزبشان، نهایتا منجر به یک زلزله سیاسی خواهد شد یا نه.
منبع: بی بی سی
+10
رأی دهید
-6

نظر شما چیست؟