عکس هایی از شیلا خداداد به همراه ماجرای ازدواج او با جراحی که قرار بود بینی اش را عمل کند

شیلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد . او اولین بار بازیگری را با بازی در فیلم اعتراض کیمیایی شروع کرد .او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته مهندسی فیزیک را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.

وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال است.
 
ماجرای آشنایی شیلا خداداد و همسرش:

 شما چطور باهم آشنا شدید و چه شد به این نتیجه رسیدید که می توانید زندگی مشترک داشته باشید؟
من رفتم مطب دکتر وگفتم آقای دکتر،بینی من خیلی خوشگل است.لطفا اصرار نکنیدکه عمل کنم!دکترهم اصرارکردکه توحتما باید بینی ات را عمل کنی!من هم گفتم حالا چون شما اصرار داری،قبول بینی ام را عمل کن!(می خندد)

 پس شما سراغ ایشان رفتید،نه ایشان سراغ شما؟!

نه!ایشان پیش من آمدند که بینی شان راعمل کنند!دکترپیش من آمدندوگفتند نظرت درباره بینی من چیه؟!(می خندد)
 
اماخارج ازشوخی من ازچندتا ازهمکاران بازیگرم والبته یکی،دوتا ازدوستانم شنیده بودم که کار ایشان خیلی خوب است.من خیلی روی جراحی بینی حساسیت داشتم واصلا دلم نمی خواست قیافه ام عوض شود. سال ها بودکه دکتر می رفتم اما دلم راضی نمی شدکه عمل کنم.اما بالاخره با تعاریفی که از کار دکتر شنیده بودم،پیش ایشان رفتم و قبول کردم که بینی ام را عمل کنم.گویا قسمت این بودکه فرزین بینی من را عمل کندوما از طریق این جراحی،باهم آشنا شویم وازدواج کنیم.

دکترسرکارات:بعداز اینکه بینی اش را عمل کردم ودیدم خیلی خوب شده؛گفتم خودم با ایشان ازدواج کنم!(می خندد)به هرحال ایشان به واسطه همین جراحی به مطب من رفت و آمد داشتند.طی همین رفت و آمدها متوجه شدیم که اشتراکاتی داریم،به همین دلیل معاشرت هایمان را بیشتر کردیم تا بیشتر آشنا شویم.بعد از مدت کوتاهی هم به دلیل اینکه هیچکدام مان به معاشرت های طولانی و آشنایی های کشدار معتقد نبودیم،تصمیم به ازدواج گرفتیم.از طرف دیگر خانواده هایمان خیلی به لحاظ خاستگاه فرهنگی شبیه هم بودند وهمین مارابه اینکه زندگی مشترک تشکیل بدهیم،تشویق می کرد.بنابراین خیلی زود بانظر موافق مادونفر و خانواده هایمان،ازدواج کردیم.
+49
رأی دهید
-64
قابل توجه کاربران محترم:
توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.
به جمع دنبال‌کنندگان ایرانیان انگلستان در فیس‌بوک بپیوندید:
به جمع دنبال‌کنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیس‌بوک بپیوندید:
  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۲
    بردبار - بندر ماه شهر، ایران

    هِر هِر هِر ، یه مشت چرت و پرت ...
    39
    68
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۰
    ۵۸
    Sabokbilam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
    اقا بذارید من داستان اصلیو بنویسم : شیلا : سال ها بودکه پیش دکترهای زیادی می رفتم برای دکتر بازی اما دلم راضی نمی شدکه بووووووق بشم.اما بالاخره با تعاریفی که از بوووووق دکتر و وضع خوبمالی اش شنیده بودم،پیش ایشان رفتم و قبول کردم که بینی ام را عمل کنم و بووووووق .گویا قسمت این بودکه فرزین بینی من را عمل کندو بعد هم بوووووق .ما از طریق این بووووووق،باهم آشنا شدیم وازدواج کردیم. چون هر وقت بووووق من بووووق میشد میرفتم مطب که بوووووق بشه.
    57
    74
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۲
    ۵۸
    Sabokbilam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
    دکترسرکارات:بعداز اینکه بوووق اش را عمل کردم ودیدم خیلی بوووق شده؛گفتم خودم بوووووق بزنم!(می خندد)به هرحال ایشان به واسطه بوووووق به مطب من رفت و آمد داشتند.طی همین بووووقها متوجه شدیم که بوووووق،به همین دلیل بووووق هایمان را تا بیشتر بووووق .بعد از مدت کوتاهی هم به دلیل اینکه هیچکدام مان به بووووقهای طولانی و آشنایی های بوووقدار معتقد نبودیم،تصمیم به بووووق گرفتیم.از طرف دیگر خانواده هایمان خیلی به لحاظ خاستگاه بوووقی شبیه هم بودند وهمین مارابه اینکه دایم بوووق بزنیم،تشویق می کرد.الان من بووووق می زنم ایشان هم شیپور. این بود داستان بوووق ما دو تا(دوتایی می خندند منه سبکبیل هم بیلم رو برمیدارم میرم سر باغچه)!
    47
    59
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۵
    ۴۵
    kshamillan - مونترال ، کانادا
    یکی از عکسها مال سحر قریشی هست
    8
    19
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۶
    ۷۰
    تفکر اسلامی - کپنهاک، دانمارک

    در دانشگاه رشته مهندسی فیزیک را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد. دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد!!! حالا چرا در جواب هر سوآلی چاشنی خنده رو هم اضافه میکنه؛ نکنه خبرنگاره هر دفعه یه غلغلک کوچولویی هم بهش میده.
    22
    52
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۰
    ۳۶
    negarhera - پورتلند، ایالات متحده امریکا
    اولندش فارق التحصیل چیه دیگه ایرانیان یوکی سوادت نم کشیده؟ فارغ فهمیدی؟ دومندش از کی تا حالا همه واسه ما مهندس شدن؟ این شیلا خانم مدرک مکرومه بافی هم نداره چه برسه به مهندسی
    8
    19
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۹
    ۵۴
    farokhzad - کنت، انگلستان

    هنرمندى که براى نجات هموطن هاش میترسه حرف بزنه و میگه سیاسى نیستم هنرگندى بیش نیست یک. سوء استفاده گر موقعیت طلب هست ایشون تو یکى إز همین مصاحبه هاش چنان نگران این قضیه هست که نگو درست مثله گوگوش تو این میان اینهمه ایرانى اواره فقط بفکر خودش بود شرم اوره
    14
    35
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۹
    ۶۵
    senator x - تهران، ایران

    ما ملت حرف درستکن,هیچوقت روزگارمان درست نمیشود,چون قلب و طینت پاکی نداریم.من نه فامیل این خانم هستم نه اهل سریال و فیلم فارسی ,یک هنرپیشه زن,شوهرکرده,دیگه انقدر چفنگیات نداره؟فکر کنید دختر یا خواهرشماست,برایش آرزوی سعادت و خوشبختی بکنید
    16
    40
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۷
    ۴۶
    سگ سبیل - کنت، انگلستان
    اقای سناتورایکس وقتی یکی میاد اینطوری از خودش شرح ماجرا میده هرکیم که باشه مردم حق دارن که برداشت بدی از حرفاش داشته باشن به نظر من یابهتر بود مصاحبه نمیکرد یا اینطوری مصابحبه نمیکرد
    10
    18
    ‌چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۲
    ۲۴
    دنیای وارونه - اتیوپی، اتیوپی
    Sabokbilam کالیفرنیا. دمت گرم. هم ما رو حسابی خنده آوردی هم واقعیتِ ماجرا رو به شکل طنز جالبی نوشته بودید: "الان من بوق میزنم و ایشان هم شیپور". راستش از تیترِ موضوع پیدا بود داستانش اصلا ارزشِ خوندن نداره ولی چون برام جالب بود ببینم آقای داماد کدوم یکی از آقایانِ توی عکس بود صفحه ش رو باز کردم و فقط کامنتها رو نگاه کردم که کامنتِ شما واقعیت داستان رو خیلی واضحتر توضیح داده بود. همه ش بوق بود.
    2
    11
    ‌پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۱:۲۱
    ۶۵
    senator x - تهران، ایران
    سگ سبیل - کنت، انگلستان:من نمیتوانم طرز تفکر مردم را عوض کنم,یعنی اجازه اش را ندارم,آنچه نوشتم نظریه خودم بود,چیزئکه بمن ضرر نمیرساند,بدونه قساوت براحتی ازکنارش رد میشوم.برادرمن شما هم زیاد سخت نگیر.موفق باشی.
    7
    1
    ‌پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۵:۵۲
    نظر شما چیست؟