تصنیف "گل باغ آشنایی" با صدای استاد شجریان



ز دو دیده خون فشانم،زغمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی!
همه شب نهاده ام سرچوسگان برآستانت
که رقیب درنیاید،به بهانه ی گدایی!
:مژه ها وچشم شوخش به نظرچنان نماید:
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
زفراق چون ننالم من دل شکسته چون نی
که بسوخت بندبندم زحرارت جدایی
سر برگ گل ندارم به چه رو روم به گلشن؟!
که شنیده ام زگل ها همه بوی بی وفایی
به کدام مذهب است این به کدام ملت است این؟!
که کشند عاشقی را،که توعاشقم چرایی؟!
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی که درون خانه آیی؟!
به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی!
در دیر می زدم من زدرون ندا درآمد:
که:درآ درآ عراقی!که تو آشنای مایی!
+29
رأی دهید
-8

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۱۰۲
    pars40 - فرایبورگ، سوییس
    بسیار زیبا . امیدوارم خداوند به ایشون سلامتی بده و بیماری از وجودش بیرون بره .
    0
    4
    یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۷
    نظر شما چیست؟