سیلی مرگبار / تبرئه صاحب باغ از اتهام قتل عمد مرد سرایدار

صاحب یک باغ که متهم بود سرایدار معتاد را کشته است، پس از سه سال از اتهام قتل عمد تبرئه و به اتهام قتل شبه‌عمد به پرداخت دیه محکوم شد.

این مرد پیشتر به قصاص محکوم شده بود، اما این حکم در دیوان عالی کشور تایید نشد.
رسیدگی به این پرونده از پنجم آبان 91 به دنبال پیدا شدن جنازه خونین یک مرد ناشناس در حاشیه جاده ملارد در دستور کار پلیس قرار گرفت.
  مرگ مشکوک پس از جدایی از همسر
جنازه مرد ناشناس که شواهد نشان می‌داد با ضربات جسم سخت به سرش از پا درآمده، با دستور قضایی به پزشکی قانونی فرستاده شد و رازگشایی جنایت در دستور کار پلیس قرار گرفت. بررسی‌ها نشان می‌داد جنازه متعلق به یک مرد 50 ساله به نام اکبر است که پس از جدا شدن از همسرش به تنهایی در یک باغ در ملارد زندگی می‌کرد. با شناسایی هویت قربانی، پلیس به پرس‌و‌جو از دختران این مرد پرداخت.
دختر اکبر گفت: «پدرم به مواد مخدر معتاد بود به همین خاطر مادرم از او جدا شد و پدرم به باغ یکی از دوستانش رفت و در آنجا به‌عنوان سرایدار مشغول به کار شد. مدتی بود که از پدرم بی‌خبر بودم تا اینکه متوجه شدم پلیس جنازه‌اش را پیدا کرده است.»
  ردیابی پلاک وانت قربانی رازگشای ماجرا
شماره پلاک خودروی وانت قربانی که همزمان با مرگش دزدیده شده بود در اختیار همه واحدهای گشتی پلیس قرار گرفت و یک هفته بعد این وانت در شهریار شناسایی و متوقف شد. راننده  36 ساله خودرو که حبیب نام دارد مدعی شد وانت را دوستش اکبر به جای بدهی‌اش به او داده است.

 حبیب گفت: «اکبر رفیقم بود، اما چون جای مناسبی برای زندگی نداشت از او خواستم تا در باغم به‌عنوان سرایدار مشغول به کار شود. چند روز پیش اکبر وانتش را به جای بدهکاری‌هایش به من داد و از باغ بیرون رفت و دیگر بازنگشت.» به دنبال این ادعا، حبیب به‌عنوان مظنون جنایت بازداشت شد، اما خودش را بیگناه خواند.

 تحقیق میدانی مسیر ‌بررسی‌ها را وارد مرحله تازه‌ای کرد و روشن شد باغ متروکه محل رفت و آمد افراد خلافکار بوده است.

یکی از دوستان حبیب به نام جلیل که به باغ او رفت و آمد داشت نیز به پلیس گفت: «چند روز پیش برای کشیدن مواد به باغ حبیب رفتم و سراغ اکبر را گرفتم. اما رفیقم گفت اکبر خوابیده است. وقتی پتویی را که روی صورت اکبر بود کنار زدم، با صحنه وحشتناکی روبه‌رو شدم. حبیب به من گفت با اکبر درگیر شده و او را با ضربات چوب کشته است. اکبر با اسلحه تهدیدم کرد که به هیچ‌کس حرفی نزنم. او به تنهایی جنازه را پشت وانت اکبر گذاشت و آن را به حاشیه جاده برد.»

با افشای این ماجرا، حبیب به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: «اکبر به امور باغ رسیدگی نمی‌کرد و به‌شدت به مواد مخدر معتاد بود. چند بار به او تذکر دادم، اما گوشش بدهکار نبود. تا اینکه آخرین‌بار با هم درگیر شدیم و من به صورتش سیلی زدم. اکبر چند دقیقه بعد به اتاق رفت و خوابید اما وقتی بالای سر او رفتم متوجه شدم جان سپرده است.»
  ادعای عجیب در دادگاه
این مرد در شعبه 74 دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و ادعای عجیبی را مطرح کرد.
او گفت: «عصر چهارم آبان من و اکبر در باغ تنها بودیم که چند مرد ناشناس وارد باغ شدند و از من خواستند تا اجازه بدهم در آنجا مواد بکشند. من از باغ بیرون رفتم و وقتی برگشتم مردان ناشناس گفتند اکبر جان سپرده است. آنها بلافاصله باغ را ترک کردند و من از ترسم جنازه را به حاشیه جاده منتقل کردم.»
وی ادامه داد: «جلیل دروغ می‌گوید که جنازه اکبر را در باغ من دیده است. او با من اختلاف حساب دارد و می‌خواهد از من انتقام بگیرد. اکبر به مواد مخدر معتاد بود و شک ندارم به خاطر زیاده‌روی در مصرف مواد جان سپرده است.»

 در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و حبیب را به قصاص و 80 ضربه شلاق محکوم کرد. اما این حکم با اعتراض متهم به حکم صادره در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی دوباره قرار گرفت و مهر تایید نخورد. به این ترتیب پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض فرستاده شد.
 
حبیب در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست نورالله عزیزمحمدی و با حضور دو مستشار برای دومین بار پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه یکی از دوستان حبیب در جایگاه شهود ایستاد و گفت: «وقتی به باغ حبیب رفتم اکبر را دیدم که در گوشه باغ زیر پتو خوابیده بود. وقتی پتو را کنار زدم متوجه شدم او نفس نمی‌کشد. بدن او خونی نبود و من اثری از درگیری روی بدن او ندیدم.»

سپس حبیب روبه‌روی هیات قضایی ایستاد و بار دیگر خودش را بی‌گناه خواند. این مرد گفت: «باور کنید من فقط یک سیلی به صورت اکبر زدم و او را رها کردم. اکبر همان موقع به رختخواب رفت و خوابید و دیگر بیدار نشد و من از ترسم جنازه را به بیرون باغ منتقل کردم. ضربه‌ای که به صورت او زدم کاری نبود و هرگز فکر نمی‌کردم ضربه کشنده باشد.»

 در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به اینکه ضربه سیلی به صورت نوعا کشنده نیست، حبیب را از اتهام قتل عمد تبرئه و او را به اتهام قتل شبه‌عمد به پرداخت دیه محکوم کرد.
+10
رأی دهید
-3

نظر شما چیست؟