آنها که ماندند آن سوی ارس، آنها که ماندند این سوی ارس - قسمت اول برنامه «فرقه»

۲۱ آذر امسال، هفتادمین سالگرد به قدرت رسیدن فرقه دموکرات در آذربایجان است.
رادیو فردا  , کیوان حسینی
رادیو فردا : سری برنامه‌های فرقه که همزمان با هفتادمین سالگرد تشکیل حکومت خودمختار در آذربایجان ایران از رادیو فردا پخش می‌شود، به بررسی این واقعه تاریخی اختصاص دارد. این نخستین قسمت از این برنامه است.
 
بیست و یکم آذر امسال، هفتادمین سالگرد تاسیس حکومتی است در آذربایجان ایران که یک سال بیشتر دوام نیاورد و زیر سایه ابهامات حقوقی متعدد و اتهامات بیشمار، خیلی زود برای همیشه از میان برداشته شد؛ آنچه که «حکومت ملی آذربایجان» نام گرفت و البته در حاشیه این واحد سیاسی متفاوت، تشکیلاتی نیز به نام «جمهوری کردستان» در خاک استان آذربایجان غربی اعلام موجودیت کرد.
 
هر دو تشکیلات در تاریخ معاصر ایران، نقاط عطفی هستند برای کسانی که به مساله اصلاحات سیاسی در ایران و گذارش به عصر حکومت‌داری مدرن و دموکراتیک علاقه‌مندند و درباره آن مطالعه می‌کنند.
از کسانی که معتقدند حاکمیت فدرال، یکی از گزینه‌های جدی برای آینده دموکراسی ایرانی است تا آنها که حکومت مرکزگرای قدرتمند را راه سعادت همه ایرانیان می‌شناسند، از کسانی که از آنچه تبعیض علیه اقوام می‌خوانند گله‌مندند تا آنها که معتقدند ریشه مشکلات در ساختار غیردموکراتیک حاکمیت است، از کسانی که پنهان یا آشکار خواهان تجزیه کشور ایران هستند تا گروهی که به سختی از تمامیت ارضی ایران دفاع می‌کنند، همه وقتی به حوادث هفتاد سال پیش آذربایجان می‌رسند، با روایتی منحصربه‌فرد، بخشی از آنچه رخ داده را به عنوان شواهد تاریخی استدلالهای سیاسی امروز به رخ می‌کشند و بر حقانیت خود پا می‌فشارند.
 
هفتاد سال بعد از این اتفاق، تشکیلاتی به نام «حکومت ملی آذربایجان» برای تجزیه‌طلبان امروز خود گواهی است که ایده جدایی آذربایجان از ایران، زمینه تاریخی قابل اعتنایی دارد و پروژه کهنه‌ای است که برای دفاع از حقوق آذربایجانی‌ها باید دنبال شود.
 
در مقابل مخالفان تجزیه ایران، اسناد موجود درباره وابستگی این تشکیلات به اتحاد جماهیر شوروی و البته فرجام این تشکیلات را شاهدی می‌دانند بر اینکه آنچه جدایی طلبی برخی از آذربایجانی‌ها خوانده شده، یک توطئه ضد آذربایجانی و ضد ایرانی وابسته به کشورهای خارجی است و نه تنها ریشه در واقعیت ندارد بلکه حقیقت تاریخی آنچه رخ داده و واکنش مردم عادی به این تشکیلات بعد از خروج نیروهای نظامی شوروی از ایران، کاملا عکس این ادعا را ثابت می‌کند.
 
بدین ترتیب وقایع سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵، برای گروهی «غائله آذربایجان» است و از پایانش به عنوان «نجات آذربایجان» یاد می‌کنند و برای عده‌ای دیگر، جرقه‌ یک جنبش به گفته آنها «ملی».
 
چگونه ممکن است که یک واقعیت تاریخی برای دو گروه سیاسی کاملا مخالف افتخار بیافریند؟ در هفتاد سال پیش دقیقا چه رخ داده که هم هواداران تجزیه ایران به آن ارجاع می‌دهند و هم مخالفان تجزیه ایران؟ نقش اتحاد جماهیر شوروی در این ماجرا چه بود؟ ‌ایران چگونه این بحران را از سر گذراند؟ و در پایان ماجرا چرا بعد از خروج نیروهای نظامی شوروی، تشکیلات حکومت ملی آذربایجان و جمهوری کردستان که به نام جمهوری مهاباد معروف است، به سرعت از هم پاشیدند؟
 
سری تاریخی «فرقه» که در یک ماه پیش‌رو، هر شب در پایان مجله شامگاهی از رادیو فردا پخش خواهد شد، تلاشی است برای یافتن پاسخ برای تک تک این سئوالات. همزمان با پخش هر قسمت از این برنامه، نسخه آنلاین آن نیز به شکل روزانه در وب‌سایت رادیو فردا منتشر خواهد شد. در این نسخه‌های آنلاین شما می‌توانید علاوه بر خواندن متن مرتبط با هر قسمت، نسخه کامل رادیویی را نیز گوش کنید.
تاریخ جدایی
تاریخ آنچه امروز به نام «آذربایجان» می‌شناسیم، در شمال و جنوب رود ارس، تاریخی است که تا پیش از ورود امپراتوری روسیه به جغرافیای سیاسی منطقه، به جان کشور ایران تنیده است.
اما در یک نقطه عطف تاریخی، بخشی از این سرزمین از حاکمیت ایران جدا شد و مسیری دیگر را در پیش گرفت؛ جایی که همسایه شمالی یعنی امپراتوری روسیه موفق شد در دو جنگ پیاپی در قرن ۱۹ میلادی، بخشهای اصلی منطقه قفقاز را صاحب شود؛ در جریان امضای دو عهدنامه گلستان و ترکمنچای میان دولتهای ایران و روسیه در سالهای ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ میلادی.
تورج اتابکی، مورخ و نویسنده کتاب آذربایجان در ایران معاصر و استاد دانشگاه لایدن در هلند می‌گوید در پی این دو قرارداد، ایران، کنترل سرزمینهایی از جمله «خانات شیروان، گنجه، قره‌باغ، نخجوان و ...» را از دست داد و مرز ایران و روسیه به رودخانه ارس رسید.
تورج اتابکی، مورخ و نویسنده کتاب آذربایجان در ایران معاصر و استاد دانشگاه لایدن در هلند می‌گوید در پی این دو قرارداد، ایران، کنترل سرزمینهایی از جمله «خانات شیروان، گنجه، قره‌باغ، نخجوان و ...» را از دست داد و مرز ایران و روسیه به رودخانه ارس رسید.
روایت ساده و کوتاه ماجرا این است که  از اینجای کار سرنوشت مردمان دو سوی ارس، سرنوشتی به کلی متفاوت شد.
اما در میان مناطقی که بعد از عهدنامه دوم از ایران جدا شدند، خانات مسلمان‌نشین شمال ارس، مشترکات فرهنگی و مذهبی عمیقی با ساکنین جنوب ارس داشتند.
این گروه مانند آذربایجانی‌ها ترک بودند، ترکی حرف می‌زدند و مسلمان بودند.
 
شاید به همین دلیل بود که وقتی حاکمیت سیاسی این مناطق از دست تهران به دست مسکو افتاد، گروهی از ساکنین منطقه تصمیم گرفتند به جنوب ارس مهاجرت کنند.
 
مجید تفرشی، پژوهشگر تاریخ در لندن، از روزهای نخست پس از جدایی می‌گوید: «روسها در آن زمان تا تبریز را اشغال کرده بودند و سرزمینهای جنوب ارس بعد از عهدنامه دوم به ایران برگردانده شد. و بعد جابه‌جایی‌های جمعیتی صورت گرفت. عده‌ای به دلایل مختلف از جمله دلایل مذهبی، اقتصادی و داشتن عرق ملی، کوچ کردند به جنوب ارس تا مقیم ایران باقی بمانند.»
 
اما این جابه‌جایی جمعیتی عملا به کوچ مسلمانان علاقه‌مند به حاکمیت مسلمان ایران ختم نشد و آنگونه که تورج اتابکی می‌گوید، در چارچوب یک سیاست دراز مدت استراتژیک، از سوی حاکمان روس شمال ارس تشویق می‌شد؛ اینکه مسلمانان به جنوب ارس مهاجرت کنند و در مقابل، مسیحیان جنوب ارس که عموما ارمنی‌ بودند، به شمال ارس بروند.
 
این سیاست چنان با جدیت از سوی روسیه اجرا می‌شد که سرانجام اعتراض دولت قاجاریه را به دنبال داشت و کار به جایی رسید که دولت روسیه طی یک قراردادی وعده داد که این سیاست را به کناری بگذارد. اما در عمل چنین نشد.
درد جدایی
با این همه کماکان گروه بزرگی از مسلمانان ترک، در شمال ارس و در زیر سایه تزار روسیه ماندند. به بیان دیگر، این گروه بزرگ یک روز از خواب برخاستند و دیدند که دیگر از سایه شاه مسلمان ایران که خود ترک بود، خبری نیست. و در عوض تزار مسیحی روس، حاکم خراج بگیر مملکت است.
 
این تحول بزرگ برای اهالی شمال ارس چگونه رخ داد؟
جمیل حسنلی، مورخ ساکن باکو که درباره تحولات آذربایجان چندین کتاب منتشر کرده، می‌گوید، این جدایی برای ساکنین شمال ارس، بسیار دشوار رخ داد:
 
«جدایی یک گروه قومی و یک جمعیت در هر شرایطی مشکلات جدی را برای همین مردم در پی دارد. تقسیم اراضی محل سکونت آذربایجانی ها در بین دو دولت روسیه و ایران بعدها آثار منفی بسیار تاثیرگذاری داشت. در مناطق مرزی، اقوام و خویشاوندان زندگی می کردند. ساکنانی که در اراضی شمالی آذریایجان ماندند نسبت به شهرهای  بخش جنوبی مانند اردبیل و تبریز احساسی همانند شهر زادگاهشان داشتند. همین طور برای مردمی که در جنوب ارس ماندند، شهرهای شمالی این گونه بود.
 
حرکت آزادانه اهالی در منطقه محدود شد. ازنظر اقتصادی نیز تاثیرات خود را به ویژه در مناطق مرزی همچون مغان که زندگی مردم بر پایه دامداری و کوچروی بود داشت. و حتی  تا مدتها بعد از امضای  قرارداد و تا استقرار مرزهای سیاسی، اهالی در دو سوی ارس ییلاق و قشلاق می کردند. »
 
سرانجام این مرزهای سیاسی روز به روز پررنگ‌تر شدند و هر چه از آن روز سرد و یخ زده زمستان سال ۱۲۰۶ که عهدنامه ترکمنچای امضا شد، گذشت، فاصله میان اهالی دو سوی مرز نیز بیشتر شد.
آنها که آنسوی ارس ماندند آخرین گروه از شهروندان ایران بودند که بر مبنای توافقی سیاسی، یک شبه، خارجی شدند.
 
(تاریخ این جدایی در مناطق شمال ارس چگونه ثبت شده؟ آیا آنها نیز مانند ایرانی‌ها، عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای را عهدنامه‌های ننگین می خوانند؟ و چگونه و چرا نام مناطق مسلمان‌نشین جنوب قفقاز به «آذربایجان» تغییر کرد؟ پاسخ همه این سئوالات در قسمت دوم برنامه فرقه.)
+23
رأی دهید
-16

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۲۸
    IRAN+ISRAEL+USA4EVER - مونیخ، آلمان

    یک مشت کمونیست خائن کرد و غیر کرد کاسه لیس مزدور تجزیه طلب مواجب بگیر استالین روانی خونخوار و پادوی شوروی بلشویکی که از ایران ایرانستان می‌خواستند درست کنند که به فاضلاب تاریخ افکنده شدند. ننگ‌ ابدی بر همه آن‌ لاشخوران کمونیست آدم کش.
    28
    56
    ‌پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۳
    ۴۴
    آلونا ازنامنسکایا - مسکو، روسیه
    اگر دوستان پان ترک ناراحت نمی شوند باید اشاره کرد که بنا به ویکی پدیا : سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز می‌گردد. کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نشان می‌دهد.[۱۴] سنگ نگاره‌های قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند. در قرن نهم قبل از میلاد سکاهای آریایی در این ناحیه‌ای که هم اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، سکنی گزیدند. به دنبال آنان مادها وسپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد اما در دوره‌هایی حاکمان محلی با دادن خراج حکومتهای محلی خود را برپا می‌داشتند.[۱۵]. ر فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند[۱۶] در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما در سال ۲۵۲-۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور اول ساسانی افتاد.[۱۷] کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت. و قدرت بین آنها دست به دست می‌شد.[۱۸].
    25
    22
    ‌پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۴
    ۴۴
    آلونا ازنامنسکایا - مسکو، روسیه
    ر زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانی‌ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند. آنان همواره توسط ترکان خزر از شمال و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع می‌شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند.[۱۹]. در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند و در تغییر ترکیب جمعیتی و زبانی آذربایجان نقش عمده‌ای داشتند. بدنبال غزنویان سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می‌باشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی می‌باشند.[۲۰]. پس دوستان عزیز همانطور که میبینید تا قبل از غزنویان خبری از ترکها در آذرایجان نبود در حالی که قرنها این سرزمین با ایرانیان ارتباط داشت
    20
    27
    ‌پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۷
    ۲۱
    Mammal - لندن، انگلستان

    روسیه در دو قرن گذشته در برابر ایران بسیار موذی و وحشی بود حتی نوچه‌های آنها که خود ایرانی‌ بده و هستند خیانت‌های زیادی کردند، و هنوز هم دست از موذی گری و فتنه بر نمیدارند. بعد از انقلاب در ایران افغانستان را قبضه کرد و آماده تجاوز به ایران هم بود ولی‌ خوشبختانه با مقاومت شدید افغان‌ها و تر و مار شدند نوکرانش در ایران نتوانست کاری کنند، ولی‌ متاسفانه حالا از در دیگری وارد شده‌اند
    5
    39
    ‌پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۹
    ۴۹
    uk.ali - لیورپول، انگلستان

    حالا شاه پهلوی چکار کرد ، 25 هزار ازربایجانی را اعدام، و 20 هزار نفر را به زندان و تبعید با خانواده هایشان به طرف کویر ، یک خبر نگار آمریکایی که در داخل ارتش پهلوی در موقع حمله به ازربایجان بوده نوشته که ارتش شاه وحشی و بدون کنترل بود به روستا ها حمله می کردند مردها را می کشند و به زنان تجاوز می کردند ، در خیابان های تبریز در زمستان آن سال پر از مرده های یخ زده روی آسفالت بود و در آخر یک مرد اردبیلی را جلو شاه سر بریدند به قربانی شاه پهلوی و تمام کتابهایی ترکی آن موقع و قبلی را کلا آتش زدند . بقول کنسولگری انگلیس در تهران آن زمان گفته بود این مرد دهاتی بی سواد کیست که تازه ادعای حقوق بشر کرده و جشن تمدن هم می گیرد .
    58
    17
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۰۱:۱۴
    ۵۳
    parvin55 - مادرید، اسپانیا

    [::uk.ali - لیورپول، انگلستان::]. چه چرندیاتی!!! فیلم دراکولا دیدی؟؟ شاه ۲۵۰۰۰ آذری را کشت؟؟۲۰۰۰۰ تبعید؟؟ چیه اردوغان خودش به تو گفت؟؟یا روح پیشه وری در خواب؟؟؟ خیلی‌ وقیحی جدائی طلب اسلامی-تقیه نکن---خودتی‌
    11
    43
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۸
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران

    دروغ شاخ و دم ندارد ! لطفا منبع ذکر کنید ! ذکر نمی کنید چون منبع ندارید ! منبع این کاه منت مزخرف پان ترکی هم حتما گوناز تی وی است ! 😂 حکومت پیشه وری و محمد قاضی به دستور استالین برپا شد ! ارتش شوروی به کمک کمونیست های پیشه وری دست به قتل و عام مردم شیعه ایران در اذربایجان زده بود ! جنگ خونین بین ملی گرایان ایرانی اذربایجان و کمونیست های پیشه وری در اردبیل و ارومیه سرگرفت و باعث مهاجرت ١٠٠ هزار اذربایجانی به شهرهای مرکزی ایران شد ! در اردبیل آیل شاهسون نیز به کمک ژاندارمری ایران أمده بود ! پس از شکست خوردن پروژه روس‌ها و رها ساختن پیشه‌وری ارتش ایران به منطقه بازگشت و با استقبال بسیار پرشور مردم آذربایجان روبه‌رو شد. کریستوفر سایکس که خود شاهد ماجرا بوده می‌نویسد: «به جز در فرانسه سال ۱۹۴۴، در هیچ جای دیگر چنین شور و شوقی را در مردم ندیده بودم.»پیشه وری و هم مسلک هاش بعدا به شوروی پناهنده شد ! اخر سر هم خود استالین سرش زیر اب کرد !
    11
    41
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۹
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    مشخص شد که ایده‌های شوروی در مورد ایران نارس بودند. مسئله آذربایجان ایران تبدیل به یکی از کشمکش‌های جنگ سرد شده بود، و بیشتر به خاطر فشار دول غربی شوروی ناچار شد که خاک ایران را در سال ۱۹۴۶ ترک کند. دولت مستقل به سرعت سقوط کرد و اعضای فرقه دمکرات از ترس انتقام به شوروی پناهنده شدند. در تبریز همان مردمی که فرقه را تشویق کردند، به استقبال ارتش ایران رفتند و دانش‌آموزان کتاب‌های درسی را که به زبان مادریشان نوشته شده‌بود به طور آشکار به آتش کشیدند. توده‌های مردم به وضوح برای حتی یک حکومت خودمختار محلی نیز آمادگی نداشتند چه برسد به جدایی. ( پرفسور سوایتوسکی)
    12
    30
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۰
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    . در ۱۱ دسامبر نیروهای ایرانی وارد تبریز شدند و دولت پیشه‌وری به سرعت سقوط کرد. در واقع آذربایجانیان به طور کامل از نیروهای ایران استقبال کردند و قویاً تهران را به مسکو ترجیح دادند. احتمالاً عقب‌نشینی شوروی از آذربایجان ایران می‌تواند به چند دلیل زیر باشد: فهمیدن این مطلب که احساسات استقلال‌طلبانه اغراق شده‌بودند و اینکه قراردادهای نفتی را در درازمدت به نفع بیشتر خود می‌دید.( پرفسور گری هس )
    12
    30
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۱
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    با فرمان پادشاه ایران محمد رضا پهلوی، ارتش شاهنشاهی به سمت آذربایجان حرکت کرد. پیش از رسیدن ارتش به آذربایجان، مردم آذربایجان بسیاری از عوامل فرقه را دستگیر کردند و بقیه اعضای فرقه به اتحاد جماهیر شوروی گریختند؛ بنابراین ارتش شاهنشاهی ایران در روز ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ وارد تبریز شد و حکومت خودسرانه پیشه‌وری برچیده شد. این روز به نام روز نجات آذربایجان نامگذاری شد. بسیاری از رهبران فرقه از جمله پیشه‌وری به شوروی پناهنده شدند. پیشه‌وری چند ماه بعد در یک تصادف رانندگی در باکو درگذشت. در مورد پیامدهای انسانی سقوط حکومت خودمختار دو دیدگاه وجود دارد، منابع حزب توده و طرفداران فرقه از هزاران نفر کشته و آواره یاد کرده‌اند.جمیل حسنلی (عضو آکادمی ملی علوم آذربایجان)، می‌نویسد «در اوضاع نا به سامان پس از فروپاشی هزاران نفر از هواداران فرقه کشته و زندانی شدند و نزدیک به ده هزار نفر به آنسوی مرز گریختند
    12
    30
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۳
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    در صورتی که بنا به نظر حمید احمدی (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران)، بسیاری از این اظهارات مبتنی بر داده‌های مستند و تاریخی نیست، اما به دلایل سیاسی و استراتژیک یعنی به منظور بسیج احساسات افراد متعلق به گروهای قومی بیان می‌شود.اسناد سفارت آمریکا تعداد کشته شدگان در حملات عوام به طرفداران فرقه را که در فاصله ورود ارتش به تبریز پیش آمده بود ۴۲۱ نفر اعلام کرده‌اند. منابع دولت ایران از ۲۰ نفر اعدام و روزنامه‌های آن زمان از عددهایی در حدود ۲۰۰ نفر کشته یاد می‌کنند.این در حالی است که ارتشبد حسین فردوست که به هنگام هجوم ارتش به آذربایجان جهت رفع نیازهای مالی ارتش شاه از سوی حکومت مرکزی به تبریز سفر کرده بود، در خاطرات خود از اعدام حدود ۲۰۰۰ الی ۳۰۰۰ نفر در تبریز - بدون هیچ‌گونه تشریفاتی و در جلوی خانه‌های افراد و در سر خیابان‌ها - خبر می‌دهد.
    8
    23
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۵
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    کسی که به عمد اسم اذربایجان اشتباه می نویسد ! در صورتی که حتی ان پیشه وری بیسواد هم اذربایجان اینگونه مینوشت ! سایت سفارت ترکیه و ج اذربایجان و تی أر تی نیز ان را اینگونه می نویسد ! بغیر از یک عده پان ترک که سواد خواندن و نوشتن ندارند ! و کاری جز تحریف تاریخ ندارند ! حال این پان ترک ها به محمد رضا شاه پهلوی بی سواد می گویند ! کسی که در سوئیس در میان بسیاری از سیاستمداران بزرگ غرب درس خوانده است و به چندان زبان دنیا مسلط بوده است !
    12
    28
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۰
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    شما حتما منبع خبرت نسل کشی مردم اذربایجان توسط ترکان عثمانی است که به دروغ ان را به سلسله پهلوی ربط می دهید ! در طی این سال‌ها (998-986 ق) [969-957 خ]، بخش‌های وسیعی از غرب و شمال غرب ایران از قفقاز تا آذربایجان در معرض تهاجم‌های مکرر قوای عثمانی قرار گرفت و به تصرف آن دولت درآمد. قوای عثمانی در بیشتر حملات خود به شهرها و روستاهای ایران، با نهایت قساوت و بی‌رحمی به کشتار و قتل عام مردم ایران پرداختند. اوج قتل عام‌های آنها در سال 993ق [964 خ] در هنگام تصرف تبریز، در همین شهر صورت گرفت.
    9
    20
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۹
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    قاضی احمد قمی» از قلت عام هفت و هشت هزار نفر از مردم بی‌گناه تبریز سخن گفته است. وی می‌نویسد:25. تمامی ینکچریان خود را به کوچه‌ها و محل‌ها انداخته، هرکس را به نظر درآوردند به درجه شهادت رسانیده و از دیوار باغچه به خانه‌ها درآمده هرکس را که در نقب‌ها و زیرزمین‌ها پنهان شده بود، بیرون آورده به قتل رسانیدند (....) قریب هفت هشت هزار نفر به قتل درآورده، صد نفر از پیرزنان طعمه شمشیر ساختند و چند تن از سادات صحیح‌النسب و علما و صلحا در این قتل عام شربت شهادت چشیدند و اطفال شیرخواره را پای به شکم نهاده به عالم آخرت رسانیدند و موازی هفت هشت هزار نفر از ساده‌رخان مه لقا و دختران سمن سیما و زنان حورلقا و اطفال مسلمانان از تبریزیان اسیر نموده در میانه خرید و فروخت نمودند (...) مجملاً از ظهور اسلام تا غایت، این نوع قتل‌عامی بر زمره مومنین سمت ظهور نیافته بود و هیچ یک از سلاطین کفر جرأت به این امر شنیع نکرده بودند که از این عثمانِ [عثمان پاشا] بی‌ایمان نسبت به مسلمانان صادر شد...
    10
    16
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    این نویسنده در ادامه، ‌به نقل چند بیت شعر از میرجعفر تبریزی درباره کشتار مزبور پرداخته که در آنها، شاعر از کشتار مردم در ماه مبارک رمضان، ناله و فغان سر داده است . تبریز چو کربلا شد از شیون و شین. فرقی که بود همین بود در ما بین. کان بهر حسین در محرم بوده است. این در رمضان بهر محبان حسین. در آخر ماه روزه تبریز الحق. گردید چو کربلا ز خون ناحق
    9
    15
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۱
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    «اسکندر بیگ ترکمان» نیز در «عالم آرای عباسی» درباره قتل عام مردم تبریز سخنی کم و بیش مشابه قاضی احمد قمی گفته است. وی می‌نویسد:26. در اثناء تعمیر قلعه، عثمان پاشان در تبریز تجویز قتل عام نمود. رومیان به مجرد شنیدن آن کلمه، با تیغ‌های کشیده به شهر ریخته آغاز سرافشانی نمودند. رومیه در بیرون هرکس را دیدند به قتل رسانیدند و شروع در خانه‌ها کرده به هر خانه راه یافتند مردان را طعمه شمشیر بلا ساخته اموال و اسباب را نهب و غارت نمودند و بسیاری از نساء و صبیان را اسیر کردند. فریاد و فغان اطفال و عورات به فلک اثیر رسیده...».
    11
    16
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    علاوه بر مورخان ایرانی، برخی از مورخان عثمانی که بعضا خود نیز در هنگام تصرف تبریز حضور داشته‌اند، به صراحت به قتل عام مردم تبریز اشاره کرده‌اند. از جمله «حریمی» که رساله‌ای به نام «فتح تبریز» نوشته است، در دو قسمت از اثر خود به رفتار ددمنشانه قوای عثمانی با مردم تبریز این‌گونه سخن گفته است: عساکر:. از سحرگاه دست به هجوم همه‌جانبه زده، اموال و اسباب و دارایی اهالی شهر را چنان مورد غارت و چپاول قرار دادند که صد مرتبه بتر از عملی که تیمور در حمله به سیواس مرتکب شده بود را مرتکب شدند.
    9
    17
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    او ضمن اشاره به علت خشم سپاهیان عثمانی، به صراحت از قتل عام مردم تبریز این‌گونه سخن گفته است:. پیروزی ناچیزی که نصیب دشمن دین و گروه ضالین شد، موجب شادی و سرور مردم شهر تبریز گشت. آنها پس از آن، هرگاه عساکر روم را تنها می‌یافتند آنها را لخت می‌کردند و یا می‌کشتند. عساکر روم از این عمل به ستوه آمدند و لیکن از سوی حضرت سردار اجازه غارت و قتل عام مردم را نداشتند. اما ندایی در میان آنان پیدا شد که می‌گفت: عساکر روم از جانب رب‌العالمین مجاز به غارت و قتل‌عام مردم‌اند. از این رو عساکر از یک طرف هجوم همه‌جانبه آورده، زن و مرد بی‌شماری را که در شهر و در اردویشان بود، را قتل عام کرده و مال و منالشان را به غارت و یغما بردند. از جمله مورخان معروف دیگر عثمانی که به واقعه تبریز به صراحت اشاره کرده‌اند یکی «مصطفی سلانیکی افندی» و دیگری «ابراهیم پچوی افندی» است.
    9
    17
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    سلانیکی» می‌نویسد:. مردم [تبریز] هرگاه عساکر را تنها می‌دیدند، درصدد انتقام برمی‌آمدند. مردم در دل عقده داشتند و به دنبال بهانه بودند تا داد خود را بستانند. از این رو به خواست خدا، بر زبان عساکر چنین جاری شد که این مردمان ستیزه‌جو را باید قتل عا کرد و الا اینها نه مطیع می‌شوند و نه تن به قبول حق می‌دهند[...] ناگهان یک روز آشوب و واویلایی به پا خواست، عامه عساکر اسلام سلاح برگرفته و گفتند قتل عامی به پا خواسته است [...] نخست شهر غارت و یغما شد و همراه با نهب و غارت، قتل عام مردم نیز عملی شد. «پچوی» نیز در تاریخ خود به واقعه تبریز به صراحت اشاره کرده است. البته وی گروه‌هایی از مردم که از دم تیغ سپاه خونریز عثمانی گذشتند را به طور مشخص نام برده است. وی می‌نویسد:30. عساکر، شهر را مورد هجوم همه‌جانبه قرار داده و به مدت سه روز و سه شب عموم مردم را قتل‌عام» کردند. عساکر هر که را از «سادات»،‌ «بزرگان»، «تجار»، و «اهل صنعت و حرف» یافتند «بی‌رحمانه» به قتل رساندند.
    8
    14
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۵
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    می خواستم از جنگ چالدران بگویم پشیمان شدم ! برو همین حریم سلطان ببین که فیروزه دختر عموی شاه تهماسب برای عشرت همایونی به حرمسرای شاه سلطان سلیمان بردند ! لیاقت تو و امثال تو نوکری عثمانی و خردوغان است ! ایرانی بودن لیاقت میخواهد که هر کسی لیاقت ان را ندارد !
    10
    19
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۹
    ۵۳
    parvin55 - مادرید، اسپانیا
    [::uk.ali - لیورپول، انگلستان::]. در ضمن تو که عاشق و شیدای ترکیه و اردوغان هستی‌ در انگلیس چه میکنی‌؟؟اینرا بدان مردم همان آذربایجان ایران ۹۹ در صد مخالف افکار فاشیستی تو نسبت به ایرانی‌ هستند!!فکر کنم اینکه در---- لیور پول------اقامت کردی‌فکر کردی پول آنجا لیر است
    8
    24
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۵
    ۳۷
    nimaaa - نیویورک، ایالات متحده امریکا
    میخاستم مطالبی رو بنویسم اما باز هم یه مشت ترک ستیز که دشمنی و کینه شدیدی از ترکهای آذربایجان دارند مطالب غیر واقع و دروغی رو از تحریفات پهلوی بیان میکنند و به نوعی سعی در سرپوش گذاشتن به کشتار مردم آذربایجان در سال 1325 دارند و فقط به این نکته اشاره میکنم که خانواده من اصالتن از حاشیه رود ارس هستند اسناد و مدارکی زیاد از ظلمی که بر مردم آذربایجان روا شد در خاندان ما موجود است
    13
    9
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۷:۲۰
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    من که گفتم مدارک این خزبلات پان ترکی گوناز تی وی است و هیچ مدرک معتبر علمی ندارند ! فقط می گویند ما منبع داریم ولی ذکر هم نمی کنند ! اما مدارک سخنان من نه تاریخ پهلوی بلکه تاریخ دانان معتبر بی طرف غربی و روسی با ذکر منبع است ! بسیاری از این تاریخ دانان روس و غرب استادان دانشگاه هاروارد و ییل بودند و هستند ! مدراک پان ترکها در نسل کشی تخیلی مردم ازربایجان جنوبی در سال ١٣٢٥ 😂: بابا بزرگ من برای ماهیگیری رودخانه آرس میرفت خیلی خوشحال بود از اینکه شیعیان توسط کمونیست ها قتل عام میشوند و با خودش اهنگ قره باغ زیر لب تکرار میکرد که یکدفعه ارتش خونخوار اریایی پهلوی سر میرسند و تمام مردم ازادی خواه ازربایجان جنوبی بر سر دار می کند ! و کتاب های ترکی را می سوزانند ! البته من شنیده ام این فارس های شونیست چو انداخته اند پیشه وری پدر ملت ازربایجان جنوبی نوکر استالین بوده است و اخر به شوروی فرار کرده است و در انجا توسط ملت ازربایجان شمالی کشته شده است ! این دروغ است خود باباجان من دیده که پیشه وری توسط ممد رضا پالون که سواد خواندن و نوشتن نداشت سر بریده شد و سر او به خون خواهی قتل کوروش سگ توسط مل
    4
    9
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۱
    ۳۱
    farahnoush - ساری، ایران
    این دروغ است خود باباجان من دیده که پیشه وری توسط ممد رضا پالون که سواد خواندن و نوشتن نداشت سر بریده شد و سر او به خون خواهی قتل کوروش سگ توسط ملکه تومروس أنا ازربایجان به اراز انداخته شد ! و این پایان فیلمنامه هالیوودی پان ترکها درباره نسل کشی تخیلی سال ١٣٢٥ ملت ازربایجان جنوبی است ! . 😂
    4
    11
    جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۲
    نظر شما چیست؟