حمله وحشیانه به خانه‌های ویلایی

5 جوان سابقه دار که با حمله وحشیانه به خانه‌های ویلایی میلیاردها تومان به سرقت برده بودند، بازداشت شدند.این دزدان هنگام دستبرد با بی‌رحمی افرادی را که در خانه بودند شکنجه و مورد ضرب و جرح قرار می‌دادند. آنها در برابر افسران بازجو گفتند که اصلاً برایشان مهم نبود هنگام حمله به خانه‌ها کسی در آنجا باشد یا نباشد. در مقابل ترس مالباخته‌ها از روبه‌رو شدن با دزدان خشن کاملاً مشهود بود چون آنها لحظه‌های سختی را پشت سر گذاشته بودند و در برابر شنیدن خبر بازداشت متهمان نفس راحت کشیدند و چشم‌انتظار برخورد شدید پلیس و قوه قضائیه با این متهمان هستند.
 
سوم اسفند ماه سال 93 پلیس کلانتری 154 در جریان سرقت از یک خانه قرار گرفت. در تحقیقات نخست مشخص شد که چند جوان سارق، با تهدید چاقو، قمه و میله آهنی وارد خانه‌ای در منطقه ویلاشهر شده و پس از بستن دست و پا و دهان صاحبخانه و اعضای خانواده‌اش اقدام به سرقت سکه‌های طلا، جواهر و وجه نقد به ارزش تقریبی 13 میلیون تومان کرده‌اند. با تشکیل پرونده مقدماتی به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه 34 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. مالباخته پس از حضور در اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان گفت: «ساعت 9 شب چهار جوان ناشناس وارد خانه شدند و با قمه، چاقو و میله آهنی اقدام به تهدید من و اعضای خانواده‌ام کردند؛ پس از زندانی کردن همه در یک اتاق، دست و پای همگی ما را بستند و پس از آن اقدام به سرقت تمامی طلا و جواهرات و وجوه نقد داخل خانه کردند.»
دستبرد دوم
با آغاز رسیدگی به پرونده و در شرایطی که تحقیقات جهت شناسایی هویت دزدان در دستور کار کارآگاهان قرار داشت، سرقت مشابه دیگری در منطقه مرزداران به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد. در این سرقت نیز به همان شیوه سرقت از خانه‌ای در ویلاشهر، چند جوان با تهدید چاقو و قمه وارد خانه‌ای متعلق به یک پیرمرد و پیرزن در طبقه چهارم یک مجتمع مسکونی شده و در شرایطی که در زمان سرقت تنها این پیرمرد و پیرزن در مجتمع حضور داشتند، ضمن ورود به عنف به داخل خانه اقدام به بستن دست و پا و نهایتاً سرقت بیش از دو میلیارد تومان طلا، سکه، دلار و وجوه نقد د اخل دو گاوصندوق کرده و از محل متواری شده بودند. مالباخته در حالی که همسرش به خاطر شوک حمله این دزدان تحت نظر پزشک قرار داشت، به کارآگاهان گفت: «دزدان بدون آنکه متوجه‌شان بشویم، وارد خانه شدند؛ آنها ابتدا به سراغ همسرم داخل بالکن خانه رفته و بنا به گفته همسرم چشم و دهان او را گرفته، به داخل خانه آوردند و اقدام به بستن دست و پا و دهانش می‌کنند و بعد به سراغ من که در حال استراحت بودم آمدند و پس از بستن دست، دهان و چشمانم با میله آهنی ضربه‌ای به گردنم زدند و با تهدید اقدام به گرفتن کلید یکی از گاوصندوق‌ها کردند. آنها پس از سرقت تمامی محتویات داخل گاوصندوق، دومین گاو صندوق را که کلیدش نزد پسرم بود و در زمان سرقت در خارج از کشور بود را با خود بردند.»
با توجه به شیوه و شگرد سرقت‌های انجام شده، کارآگاهان با انجام چهره نگاری و بهره‌گیری از بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار بویژه در ارتباط با ارتکاب جرایم خشن و سرقت‌های به عنف موفق به شناسایی یکی از مجرمان سابقه‌دار به نام سعید (30 ساله) شدند که بارها به اتهام ارتکاب این‌گونه جرایم دستگیر شده بود. با شناسایی تصویر سعید توسط شکات پرونده، شناسایی دیگر اعضای گروه در دستور کار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و چهار بچه محل سعید در منطقه شهریار به نام‌های «پرویز» (25 ساله)، «بهزاد» (27 ساله)، «وحید» (26 ساله) و «علیرضا» (25 ساله) به عنوان دیگر اعضای گروه دزدان شناسایی شدند. بررسی سوابق هر چهار نفر آنها نیز نشان داد که بارها به اتهام ارتکاب جرایم خشن بویژه سرقت‌های خشن، زورگیری و کیف قاپی بارها دستگیر و روانه زندان شدند. با شناسایی تمامی اعضای گروه، هر 5 متهم در چند عملیات همزمان داخل مخفیگاه‌هایشان در شهریار دستگیر و به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند. سرکرده گروه «سعید» و همدستانش در اتاق بازجویی به سرقت‌های خشن دو خانه در ویلاشهر و مرزداران و همچنین سرقت‌های مشابه دیگر در فردیس، کرج، رباط‌کریم و شهریار اعتراف کردند. سرهنگ کارآگاه داوود فرد، معاون مبارزه با سرقت‌های خاص پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اشاره به این نکته که محل سکونت افراد به هیچ عنوان محلی مناسب برای نگهداری اموال باارزش آن هم به مبلغ بیش از دو میلیارد تومان حتی داخل گاوصندوق نیست، در توضیح پرونده سرقت مرزداران گفت: «در تحقیقات به عمل آمده از متهمان مشخص شد که اعضای این گروه با اطلاع دقیق از وجود دو گاوصندوق داخل خانه و پس از به دست آوردن کلید خانه شاکی اقدام به ارتکاب این سرقت کرده‌اند که در حال حاضر اقدامات پلیسی در جهت دستگیری یکی از بستگان شاکی پرونده که با این افراد در جهت سرقت دو میلیارد تومانی مشارکت داشته و در حال حاضر متواری است، در دستور کار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.»
سرهنگ داوود فرد، در پایان گفت: «با توجه به سوابق اعضای این گروه در ارتکاب جرایم خشن و اعتراف صریح آنها به ارتکاب سرقت‌های در تهران و سایر شهرستان‌های اطراف تهران و به جهت شناسایی دیگر جرایم ارتکابی و همچنین سایر شکات و مالباختگان، دستور انتشار بدون پوشش تصویر 4 نفر از سوی بازپرس پرونده صادر شده است؛ لذا از همه شکات و مالباختگانی که موفق به شناسایی تصویر متهمان شدند دعوت می‌شود تا جهت طرح و پیگیری شکایات خود به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.»
خیلی وحشیانه بود
مالباخته دیگری که در فردیس کرج مورد حمله خشن مردان زورگیر در خانه‌اش قرار گرفته بود از شب حادثه گفت و بیان کرد: در خانه‌مان نشسته بودیم که ناگهان مردان مسلح وارد خانه‌مان شدند و با تهدید اسلحه هرچه داشتیم، بردند. می‌ترسیدیم حرفی بزنیم و آنها با شلیک گلوله ما را بکشند. سپس آنها با بستن دست و پایمان طلاها و پول‌ها را دزدیدند و رفتند.
مجازات سنگین برای دزدان
یکی از مالباختگان که به خانه‌شان در شهریار دستبرد زده شده بود، با یادآوری آن شب ترسناک گفت: همراه همسر و دو دختر و پسرم در خانه بودیم. عده‌ای تبهکار وارد خانه شدند و نمی‌دانستیم چه کنیم. مردان مسلح با در دست داشتن قمه و چاقو ما را تهدید می‌کردند تا جای پول و طلاها را به آنها بگوییم. ابتدا می‌خواستم مقاومت کنم، شاید کسی به فریادمان برسد اما بی‌فایده بود. در این میان یکی از متهمان گوش دختر سه ساله‌ام را گرفت و گفت اگر نگویی پول‌ها کجاست با قمه گوشش را می‌برم. نمی‌دانستم چه کنم، به آنها گفتم پولی ندارم اما بی‌فایده بود.
آنها هرچه بود برداشتند، دوباره جان دختر 20 ساله و پسر 12 ساله‌ام را تهدید کردند و با قمه حتی به آنها آسیب رساندند. آنها با بی‌رحمی با اینکه حتی تمام پول‌ها و طلاها را برداشته بودند، دائم من و زنم را تهدید می‌کردند سپس با خشونت هرچه بیشتر دست و پای همه‌مان را بستند و در یکی از اتاق‌ها گذاشتند و رفتند. وحشتناک‌ترین و تلخ‌ترین شب زندگی‌مان بود و تنها خوشحالی‌مان این است که دستگیر شدند و امیدواریم قوه قضائیه با این دزدان بی‌رحم بشدت برخورد کند.
گزارش کوتاه پرونده
بررسی‌های پلیسی نشان می‌داد متهمان طلا و پول‌های دزدی را در باغ سعید با همدستی یکی از زنان تقسیم کرده و به فروش می‌رساندند. نخستین سرقت اعضای این باند سوم مرداد ماه سال 93 با دستبرد به خانه‌ای در ایران‌خودرو کلید زده شد و آخرین سرقتشان روز 19 خردادماه سال 94 با دستبرد به خانه‌ای در کرج به پایان رسید. متهمان به هفت فقره سرقت از خانه‌های ویلایی اعتراف کردند و به مأموران گفتند در سرقت از خانه‌ای در شهریار 15 میلیون تومان، کرج 80 میلیون تومان، فردیس 125 هزار تومان و رباط کریم 50 میلیون تومان به جیب زدند.
همچنین از دستبرد زدن به خانه‌های ویلایی در ایران‌خودرو 13 میلیون تومان، شهرک گلستان 700 هزار تومان و بیشترین مبلغ از سرقت از خانه‌ای در مرزداران بود که 2 میلیارد تومان پول به جیب زدند.
سکوت مرد خشن
سعید 24 ساله سرکرده گروه که از سال 91 تا 93 به جرم سرقت در زندان بود و پس از آزادی دست به تشکیل یک باند زده است، به چند سؤال خبرنگار شوک پاسخ داد.
از چه زمانی سرقت دوم را شروع کردید؟
پس از آزادی از زندان بر اثر حادثه‌ای پایم شکست، بعد از 6، 7 ماه که توانستم دوباره راه بروم، با همدستی دوستانم تصمیم گرفتیم کاری را شروع کنیم.
سرقت از خانه‌ها؟
بله. با همدستانم در کوچه‌های شهریار پرسه می‌زدیم و خانه‌های ویلایی را که از ظاهرشان مشخص بود مال و اموال خوبی در آن است، نشان می‌کردیم و شب وارد خانه می‌شدیم.
شیوه سرقتتان چگونه بود؟
یکی از بچه‌ها از دیوار بالا می‌رفت و بعد در را برای ما باز می‌کرد و ما می‌رفتیم داخل خانه و پول و طلاها را می‌دزدیدیم.
از قبل می‌دانستید ساکنان خانه هستند یا نه؟
این موضوع مهم نبود، همین‌که وارد خانه می‌شدیم، ساکنان خانه را در یک اتاق نگه می‌داشتیم، پول و طلاها را بر‌می‌داشتیم، سپس فرار می‌کردیم.
دست و پایشان را هم می‌بستید؟
نه، فقط در یکی از اتاق‌ها زندانی‌شان می‌کردیم.
آن‌وقت آنها فریاد نمی‌زدند و کمک نمی‌خواستند؟
می‌گفتیم شرمنده اشتباه آمدیم و می‌رویم، نه حرفی نمی‌زدند.
خیلی از مالباخته‌ها بشدت کتک خورده‌اند، می‌دانی هنوز چند نفر از آنها تحت درمان پزشکی و روانشناسی قرار دارند؟
سکوت!
با پول‌های سرقتی چه کار می‌کردید؟
تقریباً وضع مالی‌مان خوب بود، اما پس از آن یک مغازه سوپرمارکتی باز کردیم که کارمان نگرفت و به خاطر تفریح سراغ دزدی از خانه‌های اعیانی رفتیم.
چند سابقه در این سرقت‌ها دارید؟
یک بار شهریار، یک بار تهران و مابقی کرج.
چطور دستگیر شدی؟
حدود 20 روز پیش پلیس در بهارستان - اسلامشهر غافلگیرمان کرد و همه ما دستگیر شدیم.
خانواده‌ات اطلاع دارند گیر افتادی؟
نه، هیچ‌کس خبر ندارد.
 
از همه‌جا بی‌خبر!
وحید 34 ساله، متأهل است و یک فرزند دارد. او در گفت‌و‌گو با خبرنگار شوک ادعا می‌کند که تولیدی کفش داشته و هیچ وقت حتی پایش به کلانتری هم باز نشده است.
پس چطور وارد این باند شدی؟
من کاره‌ای نبودم. دوستانم آمدند دنبالم و گفتند تو فقط مواظب ماشین باش.
یعنی هیچ اطلاعی از سرقت به خانه‌ها نداشتی؟
نه، اول هیچ چیزی نمی‌دانستم، بعد متوجه شدم بچه‌ها نقشه دزدی از خانه‌ها را دادند.
در چند سرقت حضور داشتی؟
تنها در یکی از سرقت‌ها بودم و فقط در بیرون خانه کشیک می‌دادم.
پس از سرقت وحشیانه دوستانت خبر نداری؟
سکوت!
در این سرقت چقدر پول به دست آوردی؟
یک میلیون که نمی‌دانم چگونه خرج شد. خیلی پشیمانم، ارزش هیچ چیزی نداشت.
 
فریب درآمد میلیونی!
پرویز 25 ساله می‌گوید: فریب پیشنهاد میلیونی را خورده است و سعید به او پیشنهاد کار میلیونی داده بود. وعده اینکه می‌توانیم هفته‌ای پنج میلیون تومان پول به جیب بزنیم.
این متهم سؤالات خبرنگار  را کوتاه پاسخ داد.
می‌دانستی از چه راهی پول به دستت می‌رسد؟
فکر نمی‌کردم سخت باشد.
شغلت چه بود؟
در شهریار خیاط بودم.
درآمدت چقدر بود؟
هفته‌ای 350 هزار تومان.
پس چرا دزدی کردی؟
وسوسه شدم.
وقتی وارد خانه‌ها می‌شدید، دلتان برای صاحبان خانه نمی‌سوخت؟
من هیچ حرفی نمی‌زدم، آنها خودشان می‌ترسیدند و سکوت می‌کردند.
گفته شده دست و پاهایشان را می‌بستید و کتک می‌زدید و حتی با قمه و چاقو تهدیدشان می‌کردید؟
من کاره‌ای نیستم.
از قبل می‌دانستید خانه‌ها خالی است یا نه؟
اصلاً اهمیتی نداشت. من دو بار در سرقت‌ها بودم، یک‌بار کرج و دیگری در ایران‌خودرو.
از این دزدی‌ها چقدر نصیبت شد؟
از یکی از سرقت‌ها یک میلیون و دیگری 800 هزار تومان.
پس این همه پول‌های میلیونی را چه کسی به دست آورد؟
من خبری ندارم. به من بیشتر از این ندادند. به همین خاطر دیگر ادامه ندادم.
نمی‌ترسیدید که دوربین‌های مداربسته چهره‌تان را ثبت کند؟
اصلاً به این موضوع فکر نمی‌کردیم.
پشیمانم و اشتباه کردم. دزدی ارزش ندارد، یک عمر از دست رفت.
 
شب حمله!
بهزاد 26 ساله یکی دیگر از اعضای باند سرقت از خانه‌های ویلایی مدعی است که یک‌بار به خاطر قاپیدن دو گوشی تلفن همراه دستگیر شده است. او نیز به سؤالات شوک پاسخ داد.
قبل از دستبرد زدن به خانه‌ها چه شغلی داشتی؟
در یکی از پاساژهای اسلامشهر کتونی‌فروشی داشتم.
پس درآمدت خوب بود؟
بله، درآمد بالایی داشتم.
چرا وارد این باند شدی و این راه را انتخاب کردی؟
هرگز نمی‌دانستم که قرار است دزدی صورت بگیرد!
پس چطور همدستانت را همراهی کردی؟
سال گذشته وحید که از دوستان قدیمی‌ام بود وقتی فهمید کتونی‌فروشی دارم به مغازه‌ام آمد. قبلاً با او در رنگرزی کار می‌کردیم و از بچگی با هم آشنا بودیم. به من پیشنهاد داد فرداشب به کارگاه تولیدی‌اش بروم تا در مورد خرید و فروش کتونی صحبت کنیم و شب را هم دور همی خوش بگذرانیم. وقتی دیدم پیشنهاد کار داد، خوشحال شدم و فردا به کارگاهش رفتم.
در آن شب چه اتفاقی افتاد؟
در آنجا پرویز و سعید و وحید هم بودند که ای کاش هرگز نمی‌رفتم و با آنها آشنا نمی‌شدم. زندگی مجردی‌ام را داشتم و درآمدم خوب بود، اما فریب خوردم.
چه اتفاقی افتاد؟
شب با بچه‌ها مشروب خوردیم. از خانه بیرون زدیم و ساعت 9 شب به یکی از خانه‌ها که از قبل به یکی از بچه‌ها از زندان آمار داده بودند که پول و طلا دارد، دستبرد زدیم. حالمان دست خودمــــان نبود، وارد خانه شدیم، صاحبخانه با دیدن ما ترسید.
دوستانم پول و طلاها را برداشتند و سپس فرار کردیم.
چه کسی اهالی خـــانه را به طور وحشیانه کتک زد؟
نمی‌دانم ولی همه ترسیده بودند.
احساس پشیمانی نکردی؟
همان لحظه حالم دست خودم نبود، اما فردای آن روز سرقت پشیمان شدم و دیگر همراهی‌شان نکردم.
در قبال این سرقت‌ها چقدر پول به دست آوردی؟
بیشتر به خاطر پول نبود چون شرایط خوبی داشتم، تنها یک میلیون تومان نصیبم شد. ای کاش هرگز وحید را نمی‌دیدم و فریب پیشنهادش را نمی‌خوردم.
+53
رأی دهید
-4

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۹
    oghab - هلسینکی، فنلاند

    قوه قضایی ..فقط اعدام .تنه لش ها حلق آویز
    9
    82
    ‌سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۷
    ۳۹
    دژمن الله - روسیه، روسیه

    حبس ابد با اعمال شاقه تا آخر عمر برای کسی که دفعه ی دومشه که بعد از آزادی دوباره زورگیری کرده! این کثافت ها باید برای تمام عمر از حامعه ایزوله بشن!
    2
    59
    ‌سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۳
    ۴۰
    amirHassna - سیدنی، استرالیا

    فکر کنم با این سابقه به درد نیروی بسیج بخورن. سال 88 که همه باید یادشون باشه.
    2
    39
    ‌سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۸
    ۵۳
    فضول میرزا - استکهلم، سوئد

    فراموش نکنیم که اینان همگی بچه های انقلاب بوده و در دوران کودکی و جوانی از آموزه های اسلامی بهره مند شده اند :o
    5
    46
    ‌سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۸
    ۴۱
    بیدار58 - بابلسر، ایران

    بندازینشون تو قفس سگای گرسنه
    3
    27
    ‌سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۱
    نظر شما چیست؟