مسافرت رفتن ایرانی ها از زبان یک دختر ایرانی آمریکایی

+70
رأی دهید
-159
قابل توجه کاربران محترم:
توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.
به جمع دنبال‌کنندگان ایرانیان انگلستان در فیس‌بوک بپیوندید:
به جمع دنبال‌کنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیس‌بوک بپیوندید:
  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۲
    دایره مینا - کراکف، لهستان
    کُل مطلب ِ موضوع ِ این کلیپ به کنار ایشان این کلمهُ فک و فامیل را چهار پنج بار یک خورده ای نافُرم وناصحیح تلفظ کرد!باید یک کمی وقت بیشتری روی ِ این کلمه بگذارد !در ضمن ,خوش به حال ِ کسانی که کسی- یا کسانی - را دارند که به استقبال شان میروند!این احتمالا در قدیم اینطوری بوده که الان این هم به یُمن و سلامتی از میان ماها دارد رخت بر می بندد!
    22
    33
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۰۸:۳۹
    ۳۷
    sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
    هواپیمای ایرانی داستانش از زمان صف پشت گیت شروع میشه. همهمه و صدای گریه و جیغ بچه و بازی کردنشون و صفی از مردم ایستاده که فکر میکنن هواپیما همون مترو هستش و سریع میره و باید صف بکشن که سریع بهش برسن. در کنار اون صف پشت گیت یک صف بلند دیگه هم داریم که مربوط میشه به صف توالت نزدیک گیت. یعنی قشنگ اگه کل صف هایی که ایرانیان میبندند را از داخل فرودگاه مبدا تا خارج شدن از فرودگاه مقصد محاسبه کنیم رکورد گینس میتونیم ثبت کنیم از صف درست کردن (برخی اوقات حس می کنم به صف بستن عادت کردیم و شده یکی از خصوصیاتمون). گیت باز میشه و ناگهان شاهد هجوم و یورش مردم میشی، همه جا نگه داشته بودن و زنبیل داشتن یا یک بچه را فرستاده بودن که برای 15 نفر دیگه جا بگیره. وارد گیت میشی و مسئولین باید همه را برگردونن. آقا گفتن ساک دستی را میتونی ببری داخل اینکه وزنش اندازه ده تا چمدونه، نه قربونت ما 15 نفریم و این میشه مثل 15 تا ساک دستی، آقا اینها هم که همگی ساک دستی دارن نه آقا اونها که کیف و غذا و لب تاب و کهنه بچه و کالسکه و کیف مدارک و شکستنی ها و غیره است سخت نگیر سرکار اینها هم مثل خواهر برادراتن بگذار برن
    35
    28
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۳
    ۳۷
    sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
    حالا میریم داخل هواپیما و باز شاهد هجوم ملت هستیم. هجوم به صندلی و جاگرفتن. مهماندار هم دائما در حال تذکر دادن که آقایون خانم ها صندلی ها شماره داره روی شماره خودتون بشینید. هجوم بعدی هم مربوط میشه به صندوق بار بالای صندلی. همه میخواهند اول بارشون را بچپونن تو صندوق. حالا تو نشستی یارو میخواهد بار جا بزنه! یکبار پاتو لگد میکنه، دفعه بعد با شکم میاد تو صورتت که ماشالا با اون شکم های پر پشم و ورقلمبیده تا دستشو کش میده بار بگذاره لباس میره بالا و یک ناف میزنه بیرون که یاد جوک نافم تو چشت میوفتی (البته خدا را شکر که شلوار کمربند داره و نمیوفته تا جوک تکمیل شه). هواپیما راه اجکت میکنه و بعد از صدای جیغ نوزادان و ناله مسن ها از گرفتگی گوش و ترس و غیره اجازه باز شدن کمربندها داده میشه. نمیدونم حکمت چیه مردم هنوز نفهمیدن که باید برای پرواز سبک بخورن. باز تا اجازه میدن کمربندها باز بشه ملت صف میکشن جلوی در توالت ها و بوی معطری که تو فضای هواپیما جمع میشه. آقاجون کمتر بریز تو اون شکم صاحب مرده ات خوب قبل پرواز
    36
    26
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۰
    ۳۷
    sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
    حالا این توالت هم برای خودش حکمتی داره. هیچکس نمیشینه که نفری که مشغوله بیاد بیرون. از ترس اینکه دوباره پر بشه رسمه یکی دیگه پشت در نوبت بگیره. در هر پروازی هم داریم کسی را که متوجه نشده یکی دیگه قبلا رفته تو و چراغ قرمز اون بالا یعنی چی. میره زور میزنه که درو باز کنه و تصور میکنه در گیر کرده یا راه باز کردنش را یاد نگرفته. خلاصه آنقدر زور میزنه تا مردم بیان از غفلت درش بیارن و برش گردونن یا کسی که تو هستش بیاد بیرون با غرولند که این تو هم آسایش نداریم؟ چند ساعت که میگذره و آرامش قراره حکمفرما بشه خالی بندها و دختر بازها و سیگاری ها و جا ناراحت ها فعال میشن. خالی بندها: شروع به خالی بندی میکنن که من اینجا زندگی میکنم یا دفعه هزارمه میرم و دور خودشون یک عده آدم پر از سوال جمع می کنند. سیگاری ها حمله میکنن به عقب هواپیما تا اجازه سیگار کشیدن یواشکی تو بوفه را بگیرن. دختربازها هم بخاطر پا درد و کمر درد بلند میشن وسط راهرو قدم زدن که اکثرا هم نزدیک صندلی یک دختر تنها است.
    33
    20
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۶
    ۳۷
    sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
    موند جا ناراحت ها که 99درصد دختر هستند و نوبت تعویض صندلی هاشون شده. آقا میشه من جام را با شما عوض کنم؟ آقا میشه من کنار پنجره بشینم؟ کنار پنجره دوست دارم؟ آقا من پام گرفته میشه برید رو صندلی عقب که خالیه من اینحا دراز بکشم؟ خلاصه اینکه این جا ناراحت ها شروع می کنن به وسعت دادن به امپراطوریشون که اکثرا هم به کمک یک مهماندار مرد زن ذلیل پوشش داده میشه. کافیه به دختره بگی نه! میره زیر آب میزنه که یا هیزی، یا مزاحمی یا چه میدونم یک مشکلی داری که مهماندار مثل مامور منکرات میاد بالا سرت و بار اول با احترام و بار یعدی با زور ازت میخواهد بری روی یک صندلی دیگه که معمولا چسبیده به توالت است بشینی که خانم راحت باشن (همیشه اینجور لحظات یاد شعار ظلم تاریخی مردها به زن ها میافتم).
    32
    25
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    ۵۲
    مدافع حق - مادرید، اسپانیا

    دختر ترشیده لوس
    47
    70
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۰
    ۳۷
    sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
    پرواز در زمان خواب: چهارتا تیر و شیشکی از طرف مسافران شکم باد کرده و نفخ کرده و عطر بچه کهنه خراب کرده و سر و صدای هدفون نشتی دار صندلی های اطراف که از بد حادثه داره یک آهنگ گوش خراش با بلندترین ولوم را گوش میده میگذره. مهماندارهای زن و مرد جیک تو جیک هم شدن، جوونها بعد از یک پیاده روی طولانی بالاخره اجازه نشستن پیدا میکنن و از پسر ناکام کنار دختر که بدجوری هم عصبانیه درخواست میکنن جاشون را عوض کنن که صد در صد هم اون پسر ناکام با جوانمردی بهشون اجازه میده. هیزها موقع خواب انگار چشمهاشون به دوربین دید در شب مجهزه. لامصب ها مثل دوربین های مداربسته دائما در حال گردش روی زنها و دخترها هستند و برای شناساییشون کافیه ببینی کی مثل لاکپشت دائم سرش از ردیف میاد بیرون و دوباره میره تو. میخوابی و با صدای دینگ دینگ و سخنرانی خلبان بلند میشی و از این دستمال ولرمها میارن که دست و صورت بشوری و دوباره هجوم تخلیه و بار برداشتن و . آخیش رسیدیم ;)
    28
    21
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۰
    ۳۸
    رقص پرواز - پراگ، چک

    [::sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی::]. نظرتون داستان کوتاهی بود... خدا رو شکر سالم رسیدید.. همش نگران بودم اخرش چی میشه ;)
    2
    47
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۳:۳۶
    ۴۲
    دایره مینا - کراکف، لهستان
    [::sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی::]. طنزهای خوبی بود و بسی خندیدیم !هرچند شاید عده ای -مثل همین دوست من-بگویند:پدر تجربه بسوزه ! :)
    4
    8
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۳
    ۴۵
    اصحاب کهف - بروکسل، بلژیک
    sleepyhollow: به لوس بازی و بیمزگی این دوستمون کار ندارم ولی‌ تو واقعاً فکر کردی بعد از این افتضاح,کسی‌ میاد این گل واژه‌های تو رو هم بخونه !!! چه خوش حالی‌ تو دیگه ?!
    7
    20
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۷
    ۳۵
    نسترن19 - وین، اتریش
    سلام .اتفاقا هم خوشگله هم ترگل هست هم نکاتی که می گه خیلی خوب اشاره می کنه ضعف وکمبودهای ایرانی را.تازه معلومه که سالهاست ازایران دوراست اما خیلی جالب تر است که اینقدردقیق تونسته فرهنگ مادریش را به انتقادبکشه.آفرین وموفق باشه.
    8
    16
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۲
    ۳۵
    kourosh84 - واشنگتن دی سی، ایالات متحده امریکا
    [::sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی::]. داداش : دمت گرم !؟ ده دقیقه زمان برد ، که متن رو بخونم ! نمیدونم شما چه قدر وقت گذاشتی تا بنویسی ؟ انگار که خیلی دلت پره ؟ والا من که این قدر نرفتم ایران این شیرین کاری ها رو یادم رفته بود !! شما یادم اوردی ، ولی به قول دوستان این هم خنده هست .
    1
    9
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۸:۴۱
    ۳۵
    SHAHRZADE 1001 NIGHTS - اسن، آلمان
    من فقط فهمیدم داره یه مشت چرندیات و اراجیف می گه بی مزه
    17
    13
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۸:۴۲
    ۲۹
    blindowl - تهران، ایران
    ایرانین‌یوکی عزیز این خانم سوئد زندگی‌ میکنه نه آمریکا لطفا کمی‌ توجه کنید به واقعی‌ بودن اخبار یا پست‌ها
    0
    7
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۱۹:۵۲
    ۵۲
    همایون شایان - اسلو، نروژ
    به دل نمیشینی دختر خانوم . دیگه یه کمی زیادی داری لهجه ی خارجی در میاری .
    9
    8
    یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ - ۲۳:۴۱
    ۳۶
    tehran_london - لندن، انگلستان
    بیچاره همسر آیندت خدا به دادش برسه،بعضی از آدمهای همیشه شاکی که حتی از صدای نفس کشیدن و ضربان قلب خودشون هم شاکی هستن دوستی و زندگی کردن باهاشون خیلی سخته،یه رفیق داشتم عین تو الان یادش افتادم مورمور شدم :(
    7
    1
    دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ - ۰۳:۴۹
    ۳۷
    sleepyhollow - کوالا لامپور، مالزی
    شماها را نمیدونم اما اینجا که 8ساعت و نیم پروازش طول میکشه از این اتفاقات زیاد می افته. هواپیمایی که به سرعت شبیه اتوبوس میشه و به راحتی میبینی 80درصد فرهنگ هواپیما نشستن را ندارند. البته بیشتر در هواپیمایی ایران این صحنه ها را میبینی. در ایرلاین های دیگر هم با شاهد شیرین کاری ایرانیها هستی. مثلا آرماویای ارمنستان یادمه یک ایرانی را به جرم یواشکی سیگار کشیدن گرفتن. یکبار دیگه یک ایرانی دیگه بطری آبجو را تکون داد و گازش رو ریخت رو تمام مسافرین. فکر کرد فیلم خارجیه و براشون شامپاین باز کرده و همه هم الان باهاش حال می کنند و تشویقش می کنند. یادمه اونروز هرکی ازم میپرسید اهل کجایی می گفتم اسپانیا خخخخ/// کسی هم حال نمی کنه بخونه، نخونه اما دیگه فکر می کنم کامنت اضافی دادن هم نداشته باشه. دروغ نگفتم و داستان تخیلی هم ننوشتم، اما میتونم بپذیرم شاید برخی از شماها بخاطر مسافت کوتاه چنین صحنه هایی را ندیده باشید. اما مطمئن باشید اونقدر بی وجدان نیستم در مورد هموطنانم دروغ بگم. اما حتی اگر در حد آبروریزی حقیقت بگم شک نکن میگم.
    7
    12
    دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ - ۰۳:۵۱
    ۳۵
    raha1984 - هامبورگ، آلمان
    دختر جون یه چندتا مسافرت به ایتالیا و اسپانیا وکشورهای لاتین زبان بکن اونوقت در مورد بار سفر و اضافه بار و سفر کردن ایرونیها عوض میشه !!
    1
    0
    دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ - ۰۷:۱۱
    ۳۸
    ایرانی در غربت - دوحه، قطر
    والله حوصله نداشتم کًوش کنم فقط می کم تو هم خفه .
    8
    4
    دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ - ۰۸:۱۵
    ۳۸
    stockholm - استکهلم، سوئد
    دمت گرم دختر خوشگل و بامزه
    1
    3
    ‌سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۶
    نظر شما چیست؟